نقدي بر انتقاد در سينماي ايران
انتقاد در فرهنگنامه فارسي به معاني متعددي از جمله سره کردن،جداکردن بد از خوب،خرده گرفتن،به گزيني و خرده گيري و شرح معايب و محاسن است.اين واژه که از آن سخن به ميان آمد
مرزهاي بسيار شکننده اي در مقاطع مختلف و در رويارويي با افراد متفاوت دارد.منتقد به عنوان شخصي که اجراي مفاهيم بالا را بر عهده دارد در يکي از خطيرترين و ظريف ترين حوزه ها فعاليت مي کند.
نقد کردن يک اثر هنري نياز به امکانات تيوريک فراواني دارد تا نتيجه حاصله عاري از هرگونه شتابزدگي،احساسات گرايي ،جانبداري و يا غرض ورزي باشد.آسيب هاي موجود در اين عرصه بسيار است وحرکت بدون شناخت و آگاهي از اين معضلات به مسيري تاريک ختم مي شود که تنها در آن فريادهاي اعتراض هنرمند از يک سو و داد از بيدادي فرهنگي از سوي منتقدان به گوش مي رسد.
بيش از 70 سال از ورود نقد به عرصه مطبوعات در کشور مي گذرد و نگاهي به دهه هاي گذشته نشان از پيشرفت مشهودي دارد،البته بيشتر سهم اين پيشرفت به کميت نشريات به اصطلاح تخصصي و متعاقب آن اشخاصي که با قالبي از احساسات و با فقدان تسلط در اين زمينه قلم فرسايي مي کنند،اختصاص دارد.اين ساده انگاري در زمينه نقد کردن و هر دست نوشته اي را به عنوان نقد پذيرفتن اجحاف در حق منتقدان واقعي و جايگاه نقد به عنوان هنري قابل احترام است.
افراد با هر پيشينه اي و با هر سابقه اي که در بعضي مواقع کفاف کزکردن با کلمات در گوشه اي از يک نشريه معمولي را هم نمي دهد پا به عرصه گذاشته و پيش از اثبات برادري ادعاي ارث و ميراث دارند.
با کمي تامل در هزارتو هاي هنر سينما مي توان به اين نتيجه رسيد که در واقع قلم را روي کاغذ رقصاندن با هدف روشن کردن نقاط تاريک يک اثر هنري شهامتي در حد اعلا مي خواهد.تشخيص سره از ناسره در هنري که از هر دري سخن مي گويد و با علوم مختلفي از جمله روان شناسي،جامعه شناسي،مردم شناسي در فرع جريان و با علوم تخصصي مربوط به خود سينما در اصل آن سر و کار دارد، کم از کوه کندن فرهاد به عشق رسيدن به مرادش نيست که اين عشق به نگارش يکي از اصول و پايه هاي اساسي در اين حوزه است.
نگارنده اي که فاقد مهارت ها و امکانات اينچنيني است،به شناگري مي ماند که در سطح تلاش مي کند کف هاي روي آب را از بين ببرد،اما منتقد واقعي با تسلط کافي به اعماق دريا رفته و ناديده ها را تشريح ميکند.در حال حاضر بسيارند اشخاصي که با انگيزه هاي مختلف و با اهدافي دور از شان هنر در محافل گوناگون حاضر مي شوند و کباده ي نقادي مي کشند و با سطحي ترين معيارها و نخ نماترين ملاک ها و در بسياري موارد با موضعي مغرضانه به يک اثر مي تازند و يا از طرفي ترتيب پذيرايي مفصل با کلماتي آنچناني و از سر ارادت نسبت به اثري را مي دهند که نبايد.
ارتباط جريان نقد و نقادي با ديگر رويدادها در عرصه سينما بسيار حايز اهميت است،به نحوي که در تربيت و پرورش فيلمسازان و هنرمندان و چگونگي فعاليت آنها تاثير دارد و کجروي در اين مسير و ادامه اين روند منجر به برگزاري جشنواره هاي مختلف و حضور آثار بي رنگ و بو و بي خاصيت نيز مي شود.از آنجا که سخن از جارچيان به اصطلاح منتقد به ميان آمد،لزوم شناخت منتقدان واقعي با تبيين وظايف و ويژگي هاي آنها لازم به نظر مي رسد،در واقع بايد حد و مرزهاي واقعي بين منتقدان با ديگر اشخاصي که بدون هيچ پيشينه اي به قلم فرسايي در زمينه سينما مي پردازند ،شناخته شود تا اينکه نباشند افرادي که با دست اندازي به هر کلامي و هر منشي آب را گل آلود کنند تا برخي سودجويان به ناحق به صيدي که لايقشان نيست دست يابند.
از آن رو پرداختن به اين مقوله مهم به نظر مي رسد که يکي از ارکان مهم و تاثيرگذار براي قدبرافراشتن سينماي ايران ،منتقدان متعهد و عالمي هستند که بدون توجه به شخص و جرياني خاص در سينما در مواقع لزوم تيغ خود را تيز کرده و به حق به بسياري از سهل انگاري هايي که براي اين هنر مضر است مي تازند و از طرفي هم به وقت خود به تشويق جريان مفيد در اين عرصه مي پردازند.
با تمام اين تفاسير بايد گفت که معضل مهمي که وجود دارد ظرفيت و آستانه تحمل پايين قشرهنرمند است که براي تقويت آن بايد تلاش کرد تا هنرمندان در برابر انتقادات منطقي و درست تاب بياورند و اينکه از توهم تکامل کاذب خارج شوند و اجازه شکافتن لايه هاي زيرين هنرمندي خود را به منتقدان بدهند و نکات را به کار بندند و به اين باور برسند که جايگاه منتقد،بايد جايگاهي متعالي باشد ،البته که منظور از منتقد در اينجا شخصي است با تعاريف و ويژگي هايي که در بالا به آنها اشاره شد،هر چند که منتقدان نيز بايد با برقراري ارتباطي صنفي در قالبي حرفه اي به تعاملي منطقي با هنرمندان دست يابند و فراموش نکنند که ابزارقلم و انديشه آنها است ،نه اينکه خواسته يا ناخواسته با پرتاب واژه هايي که دور از شان هر انساني است به قصد تخريب اشخاص زبان بگشايند و يا قلم بزنند.
همانگونه که هنرمندان در عرصه هاي گوناگون با آثارشان ماندگار مي شوند و براي زنده نگه داشتن آنان به توليدات تاثيرگذار آنان رجوع مي شود،هنر منتقد هم نقدي است که از او به جا مانده و چه خوب است که آن نوشته در موقعيت خود انديشه اي صحيح را انتشار داده باشد و در راهي هرچند کوتاه ولي تاريک ،فانوسي بوده باشد در دست مخاطبي که پاي ذر اين عرصه گذاشته است.// يادداشت از ميثم محمدي
انتهای خبر / خبرگزاری سینمای ایران/ کد خبر
1125