سینمای تجاری ؛ نیاز مخاطب در نگاه فیلمساز
هرگاه از ضعف های مفهومی و معایب تکنیکال سینمای بدنه و تجاری ایران سخنی به میان می آید ، تمام پاسخها به یک سمت منتهی می شود : نیاز مخاطب !
حال باید دید نیاز مخاطب دارای چه مفهومی است ؟ و چه کسی این نیاز مخاطب را شناسایی می کند ؟
به نظر می رسد نیاز مخاطب مفهومی است چند وجهی با کارکردهای مختلف در هر عصر و جامعه ای فراخور حال مردمان آن سرزمین که توسط فیلم ساز رمزگشایی می شود ، در واقع نیاز مخاطب به مثابه پلی دو طرفه برای برقراری رابطه حسی ظریف بین فیلمساز و مخاطب قلمداد می شود ، اما همانطور که بیشتر اشاره شد این نیاز فقط توسط اندیشه و نگاه فیلم ساز مورد شناسایی و ارزیابی قرار گرفته و پس از طی پروسه ی تولید فیلم با استقبال مخاطب به نزد وی باز می گردد ، پس میزان موفقیت و پیشرفت سینمای تجاری و تاثیر و بازخورد این سینما در بین مخاطبان به طرز تلقی فیلمساز و میزان کیفیت و کارایی اثر تولید شده مربوط می شود .
نگاهی هر چند گذرا به هالیوود به عنوان تجاری ترین سینمای جهان می تواند رابطه ی فیلمساز تجاری با مخاطب را در آن سرزمین برما روشن نماید ، فیلمسازان هالیوودی از دهه 30 به این سو با پر رنگ شدن نقش استودیوهای فیلمسازی موفق به شناخت روحیات ، علایق و سلایق مردمان سرزمینشان شده اند ، آنان به روحیه تجربه گرا و علاقه به زندگی در دنیای نو در بین مردم آمریکا که اکثراً مهاجر بودند پی برده و در چندین دهه ی گذشته سعی کردند با استفاده از عناصر ساختاری ، مضمونی درامتیک و ابزار آلات سینمایی همچنان به میزان فروش بالا دست بیابند .
اینگونه ، فیلمهایی چون بر باد رفته ، بن هور و یا وسترن های معروف در گذشته های دور و جنگهای ستاره ای ، نی تی ، پارک ژوراسیک ، تایتانیک ، سالار حلقه ها و اخیراً آواتار ساخته شده و به فتح گیشه های آمریکا و جهان نائل آمده اند ، این امر فراتر از سرمایه های هنگفت و یا امکانات و برو بیاهای عجیب و غریب هالیوود و هالیوودنشینان ، به نگاه نوآورانه و ناشی از شناخت فیلمسازان آن دیار نیز باز می گردد ، که نتیجه ی آن خلق دنیایی نو با عناصر فرمی و محتوایی جدید در غالب فیلمهای سینمایی گشته است ، این تعریف و آفرینش دنیای نو باعث شده مخاطبان بسیاری برای یافتن تجربه ای جدید ، منحصر به فرد ، و تاثیر گذار پا به سالنهای سینما بگذارند ، حال این دنیای جدید می تواند از جنس سالار حلقه ها باشد یا از نوع برباد رفته ، بدینگونه است که در مورد فیلمهای هالیوودی (که اکثراً به منظور فروش بالا ساخته شده اند ) پژوهشها و نظریه پردازی ها صورت می گیرد و نقادان و نویسندگان از صورت و سیرت این سینما به شرایط فکری ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و... موجود در جامعه ی امریکا پی بردند .
اما با بررسی سینمای تجاری ایران ، به نظر می رسد این عنصر ( شناخت هنرمند از نیاز مخاطب ) حلقه ی مفقوده این سینما به حساب آمده که سروشکلی ناموزون و زشت به این سینما داده است ، به بیان دیگر نه تنها کارشناسی و نگرش هنرمندانه از نیاز مخاطب در نزد تولید کنندگان یا فیلمسازان این جریان جایی نداشته و ندارد بلکه این شناخت کاملاً به صورت عقیم ، معکوس و رندانه صورت می گیرد ، فیلمسازان این جریان با شناخت پاشنه آشیل های فرهنگی و نقاط ضعف فکری موجود در جامعه به ساخت فیلم تجاری و تاثیر گزاری بر مخاطبانشان دست می زنند این بازی غیر اخلاقی از طرف بانیان این جریان با مخاطبان چه به خاطر پایه ریزی نادرست این نوع سینما از سالهای دور تا امروز باشد و چه به خاطر سیستم اقتصادی معیوب در سینمای ایران و یا هر چیز دیگری ، در عمل ضربه های مهلک و جبران ناپذیری بر سینما و مخاطبان وارد می کند ، این میزان مخاطب گریزی از سینما ، سرسری گرفتن و عدم ارزشگذاری مناسب از حیاتی بودن نقش سینما در بین مخاطب اندیشمند و روشنفکر ، ارتباط برقرار نکردن و پس زدن مخاطب در مقابل کوچکترین نوآوری و ابتکار در فرم و محتوی تنها چند نمونه از تاثیر این سینما بر مخاطب است ، بدین صورت سینمای تجاری ما یا به تولید فیلمهای سطح پایین و بی ارزش موسوم به کمدی می پردازد یا به بازسازی ضعیف فیلمهایی که در زمان حضورشان خود باعث رکورد فرهنگی و انجماد فکری مردمان این سرزمین بوده اند .
همانطور که همگان می دانند سینمای تجاری به عنوان پر مخاطب ترین هنر دنیا ، پتانسیل فراوان و قابل توجهی در ذات خود نهفته دارد ، به همان صورت که کمپانی ها و فیلمسازان هالیوودی از این پتانسیل ذاتی بهره ها برده و سیاستها و نظریاتشان را تا دور افتاده ترین نقاط جهان اشاعه داده اند ، شایسته است هنرمندان و مراکز تولید فیلم در ایران نیز با تغییر نگرش خود نسبت به این نوع سینما که قسمت اعظم تولیدات سینمایی را تشکیل می دهد به رشد فکری و بصری مخاطب کمک نمایند و باز تعریف این سینما با در نظر گرفتن خلق و خوی ملی و بومی به فرهنگ شاخص و ممتاز این مملکت پرداخته و سینمای ایران را از این گرداب برمانند .
یادداشت از علیرضا محصصی
پانوشت :
* برای جلوگیری از سوء تفاهم های رایج یادآوری چند نکته لازم به نظر می رسد .
1- استفاده از سینمای هالیوود در یادداشت به معنای تایید و پذیرش مضامین و مفاهیم سیاسی ، فرهنگی ، مذهبی و... نهفته در این سینما نیست .
2- هر ساله هالیوود هم تعداد انبوهی فیلم تجاری با استفاده از الگوهای مشابه سینمای تجاری خودمان تولید می کند که معمولا به فروش چشمگیری دست نمی یابند اما منظور نگارنده ، فیلمسازان و جریان شاخص و متمایز این سینماست .
3- مقایسه ی هالیوود با سینمای تجاری ایران تنها از نظر نوع نگاه و نگرش فیلمسازان دو کشور صورت گرفته وگرنه قیاس این دو نوع سینما از جهات دیگر امری محال و نشدنی است .
4- در سینمای ایران هم چندین فیلم با نگرش درست سینمای تجاری ساخته شده است .//انتهای پیام
انتهای خبر / خبرگزاری سینمای ایران/ کد خبر
1200