جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۸:۴۸

فیلمسازان ضعف سینما را گردن سانسور انداختند

نگاتیو

جوان آنلاین: پیرو اخبار منتشر شده در خصوص رفتن محمدمهدی حیدریان از ریاست سازمان سینمایی و تلاش برای انتخاب شخص جایگزین، تعدادی از اصناف سینمایی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر ارشاد سعی کرده‌اند اوضاع بد سینما را به زلف برخی مباحث موهوم و گاه مجعول گره بزنند.

تعدادی از صنوف خانه سینما با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به وزیر ارشاد خواستار انتخاب رئیسی دردآشنا برای سازمان سینمایی شده‌اند. این صنوف در حالی اوضاع کنونی سینما و «آزادی و امنیت بازار» هنر هفتم را در گرو «تولید انواع فیلم برای انواع مخاطب» و «حذف سانسور» تفسیر کرده‌اند که با توجه به خروجی سینما، اساساً چنین مؤلفه‌هایی را باید بهانه‌هایی «موهوم و مجعول» قلمداد کرد.


بعد از ابلاغ مصوبه اخیر مجلس در مورد ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان در وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی و همچنین پیرو اخبار منتشر شده در خصوص رفتن محمدمهدی حیدریان از ریاست سازمان سینمایی و تلاش برای انتخاب شخص جایگزین، تعدادی از اصناف سینمایی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر ارشاد سعی کرده‌اند اوضاع بد سینما را به زلف برخی مباحث موهوم و گاه مجعول گره بزنند.


در بخشی از این نامه سرگشاده که بیشتر شبیه یک «اولتیماتوم» برای گرفتن حق حساب با چاشنی دراماتیک است، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را به انجام اصلاحات مطمح نظر خود دلالت داده و نوشته‌اند: «.. سانسور در تولید و ناامنی در بازار عرضه و نمایش رابطه سینمای ایران را با ده‌ها میلیون مخاطب ملی و منطقه‌ای و جهانی مخدوش کرده... آزادی و امنیت بازار یعنی تولید انواع فیلم برای انواع مخاطب و معرفی فراگیر و تبلیغ اثرگذار این فیلم‌ها در رسانه ملی و عرضه و نمایش قانونی آن‌ها در سالن‌های نمایش، شبکه‌های تلویزیونی، ویدئوی خانگی... به این ترتیب فیلم‌های ایرانی به محض آنکه پای خود را از سالن‌های نمایش بیرون می‌گذارند و همچون هر سینمای دیگری در هر جایی دیگر از جهان سراغ بازار تلویزیون، ماهواره، ویدئوی خانگی، اینترنت و نهادهای خدماتی می‌روند، دیری نمی‌گذرد که کلاه‌شــان ربوده، گوش‌شان بریده، جیب‌شان زده و دارایی‌شان به تاراج می‌رود. [!؟]...»


استدلال چوبین و سخت بی‌تمکین این صنوف و به میان کشیدن پای برخی الفاظ خاص که هرازگاهی برای چرب‌ترکردن لقمه و تأمین منافع برخی جریانات سینمایی مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند، نشان دهنده سیاست کهنه و پوسیده نعل وارونه زدن است. کلماتی مانند «سانسور» و «عدم امنیت تولید» آثار سینمایی یکی از پرتکرارترین بهانه‌های بلاوجه و غیرقابل تصدیق برخی طیف‌های سینمایی است که به گواه آثار تولیدی‌شان هیچ حد و مرز اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی و... نیست که مورد تاخت و تاز آن‌ها قرار نگرفته باشد، رعایت موازین قانونی که جای خود دارد.


در حالی که تبلیغ شرب خمر، سیگار کشیدن، فحش‌های رکیک در کنار دیالوگ‌های اروتیک و شوخی‌های جنسی یکی از پای ثابت‌ترین موضوعات تولیدات چند سال اخیر در سینمای ایران است که حتی سینمای «هالیوود» با خاستگاهی لیبرالی و با ترویج و تبیین نگاه‌های اومانیستی و این اواخر آتئیست‌گرایانه که ذیل ترجمان غربی مفهوم آخرالزمان صورت می‌گیرد، نمایش روشن کردن سیگار یا استعمال زیاد سیگار توسط کاراکترها و لزوم مراعات برخی خطوط قرمز در مورد خانواده و جامعه موضوعی است که سینماگران کشورمان بهتر از مخاطبان سینما از آن آگاهی و اطلاع دارند. در کمال تعجب و البته تأسف این صنوف سینمایی در بیانیه مظلوم‌نمایی‌شان سعی کرده‌اند همه دستگاه‌ها و سازمان‌ها از جمله تلویزیون، ویدئوی خانگی و نهادهای خدماتی (نظیر هتل‌ها، بیمارستان‌ها، خطوط حمـل‌ونقل جاده‌ای و ریلی، کشتیرانی، هواپیمایی و... که در متن همین نامه به آن‌ها اشاره شده است) را کلاهبردار، گوش بُر و جیب بُرانی معرفی کنند که منتظر چاپیدن و تاراج دارایی سینماگران هستند!؟


به جرئت می‌توان گفت: هیچ خط قرمز قانونی و دینی نیست که در آثار متأخر سینمای کشورمان مورد تاخت و تاز یا شبهه‌پراکنی قرار نگرفته باشد، از ارتباط جنسی خلاف شرع، خیانت به همسر تا تخطئه احکام اسلامی مانند قصاص و ده‌ها و صدها نمونه قابل ذکر دیگر. سال‌هاست جامعه به استراتژی «بزن و فریاد کن» و سوگواری برای برخی مسائل کم‌اهمیت که دغدغه برخی فیلمسازان یا نزدیکانشان است در مقابل اولویت‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... جامعه و نیز لفاظی‌های گزاف در مورد تخصصی‌ترین مباحث، عادت کرده است. آنچه مهم و قابل تذکار به نظر می‌رسد اینکه صنوف سینمایی به جای تراشیدن دشمنی‌های تخیلی و توهمی و گرانیگاه عالم تصور کردن خودشان بهتر است به وظیفه خود در نمایش واقعیات جامعه به دور از هرگونه سیاه‌نمایی و دشمن‌شادکنی عمل کنند.