چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۸

ابتذال در سینمای ایران (۳)

یک چمدان ابتذال در سینمای ایران/ وقتی مدیریت فرهنگی، سینمای مبتذل را وجاهت می‌بخشد

ابتذال در سینمای ایران 3

سینماپرس: مرور مجموعه تولیدات سینمای موج نو به وضوح موید وجاهت بصری ابتذال در اینگونه آثار  می باشد؛ تولیداتی که به مراتب بدتر از محصولات فیلمفارسی بوده و در فُرمی واقع گرایانه و به تبع آن باورپذیرتر، برای مخاطبان خود اقدام  به ترسیم بدون حد و مرز ابتذال بر پرده نقره ای سینماهای ایران می‌نمود.

محمدرضا شاه حسینی/ حضور جریان موج نو (Iranian New Wave) در صنعت سینمای ایران اگر چه اسباب برون رفت تولیدات سینمایی را از محتوای سخف و ابتذال در فحوای رایج در آثار فیلمفارسی پدید آورد؛ اما به هیچ عنوان نتوانست و یا به تعبیری نخواست تا از وجاهت بصری ابتذال در آثار و تولیدات سینمایی بکاهد و از این جهت است که جریان موج نو در سینمای ایران نیز همسو و هم جهت با جریان غالب فرهنگی کشور و در راستای گسترش فُرم رایج سینمای مد نظر مدیریت فرهنگی عصر پهلوی و آنچه که تحت عنوان فیلمفارسی (Persian Film) شناخته می شد حرکت نموده و به بسط و گسترش نوعی ویژه از ابتذال در قواره های تقابلی با سبک زندگی ایرانی و اسلامی مبادرت می ورزید.



مرور مجموعه تولیدات سینمای موج نو به وضوح موید وجاهت بصری ابتذال در اینگونه آثار  می باشد؛ تولیداتی که به مراتب شهوانی تر از محصولات فیلمفارسی بوده و در فُرمی واقع گرایانه و به تبع آن باورپذیرتر از برای مخاطبان خود، اقدام  به ترسیم بدون حد و مرز ابتذال و نمایش برهنگی، سکس، عرق‌خوری، رقص و کُتک کاری و ...بر پرده نقره ای سینماهای ایران می نمود.



پس اگر چه جریان موج نو در ابتدای حضور خود به نوعی جنبشی اعتراضی و حرکتی تقابلی با ابتذال محتوایی رایج در عموم تولیدات سینمای ایران و محصولات فیلمفارسی قلمداد می گشت و ادعای مواجهه با محتوای غفلت محور رایج در تولیدات سینمایی کشور را می داشت؛ اما به جهت حضور مدیریت فرهنگی دقیق و بالاخص مهندسی فرهنگی سامان مند در عصر پهلوی دوم، این جریان اعتراضی نیز به بیراهه ای مبتذل تر از آنچه که در قالب رایج فیلمفارسی در جریان بود، کشیده شد و متولیان فرهنگی و سینمایی کشور در آن دوران توانستند به خوبی با هدایت جریان موج نو، منویات حاکمیتی خود را در قالب صنعت-رسانه- هنر سینما در اختیار مخاطب مسلمان ایرانی قرار دهند.



اینگونه بود که با هدایت فرهنگی و  مدیریت رسانه ای حاکم در عصر پهلوی دوم، جریان موج نو ضمن حفظ وجاهت بصری ابتذال در اکثریت آثار و حتی در برخی موارد تشدید ابتذال در فُرم تولیدات سینمایی خود؛ اقدام به تولید قرائتی انتقادی نسبت به سبک زندگی اسلامی و ایرانی نمود و وجه ابتذال محتوایی را در صورتی جدید و با ظاهری منوالفکرانه به وادی ظهور و بروز تعارضات گسترده با سبک زندگی انسان مسلمان ایرانی کشاند و به صورتی عُریان اقدام به ترویج ابتذال در محتوای تولیدات سینمایی نیز نمود.



بر این اساس جریان موج نو در سینمای ایران اگر چه به وضوح رقیبی جدی برای فیلمفارسی و خط مشی اصلی آن یعنی ایجاد غفلت در سطح عمومی و به بهانه سرگرمی (Entertainment) و با بهره گیری از  ابتذال در فُرم و محتوا محسوب می گردید؛ اما این جریان به سرعت توسط حاکمیت پهلوی مصادره  گردید و موج ایجاد شده، به گونه ای خاص در درون محورهای نوسازی فرهنگی مد نظر در دوران ستم شاهی هضم گردیده و تنها به قرائت بی رنگ گفتمان شبه روشنفکری خود و بالاخص در قالب بروز و نمایش تعارضات مذهبی و اعتقادی اکتفا نمود و به مرور زمان سینماگران پیرو و حاضر در این عرصه نیز  به صورتی  انشعابی در دو طیف راستِ لیبرال و چپِ سوسیال، ساخته های خود را در دو گونه ی سینمای اجتماعی و سینمای انتزاعی و البته با وجاهتی واقع گرایانه و بعضا در فرمی مبتذل تر از مجموع تولیدات فیلمفارسی، به مخاطبان ارایه نمودند.



به عبارت دیگر، مهندسی فرهنگی سامان مند در عصر پهلوی دوم سبب شد تا مجموع تولیدات موج نو به صورتی در تقابل با محصولات فیلمفارسی ترسیم شود و همین وجهه تقابلی اسباب مراجعه مجدد مخاطب مسلمان ایرانی برای تماشای آثار انتقادی نسبت به وضع موجود را به سینما فراهم سازد و در عین حال مجموع این آثار با حفظ و بعضا تشدید ابتذال در فُرم تولیدات سینمایی به استفاده هوشمندانه و بهره گیری بدون مرز از نمایش برهنگی، سکس، عرق‌خوری، رقص و کُتک کاری و... برای تاثیرگذاری بر مخاطبان خود و در جهت تغییر هویت اسلامی و ایرانی اقدام نموده و محتوای مبتذل تری را به مخاطبان خود ارایه داده و تعارضات فکری و عقیدتی بیشتری را در عمق جان مخاطبان خود نهادینه سازد.




روند حضور جریان موج نو در صنعت سینمای ایران پس از گذشت سال های اولیه، از فرط تکرار به ابتذال کامل کشیده شد و البته در این بین معدود آثاری با مفاهیم کمابیش ارزشی نیز تولید می شدند که کورسوی امید را برای مخاطب مسلمان ایرانی باقی می گذاشتند.


البته حضور معدود آثار و تولیدات جریان موج نو در صنعت سینمای ایران، همچون فیلم سینمایی گاو (The Cow) در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی و به کارگردانی داریوش مهرجویی را می بایست از معدود محصولات نسبتا غیر مبتذل آن دوره در صنعت سینمای ایران قلمداد نمود؛ آثاری که به صورتی محدود و در چارچوب های حمایتی خاص وزارت فرهنگ و هنر پهلوی و تحت نظر مستقیم مدیران معلوم الحال فرهنگی همچون مهرداد پهلبد ساخته می شد و در این میان سیر جریانی تولید این گونه آثار تا به سال های منتهی به انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ هجری شمسی، نیز ادامه داشت و از جمله آخرین این طیف از تولیدات نیز می توان به فیلم سینمایی سفرِ سنگ (Journey of the Stone) به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۵۶ هجری شمسی، اشاره نمود.




در مجموع می بایست بر این امر توجه داشت که به سبب مهندسی فرهنگی سامان مند و پیگیری هدفمند و منسجم نوسازی فرهنگی در عصر پهلوی و بالاخص در چارچوب طرح کاملا غربی و هویت زدای انقلاب سفید (White Revolution) در دوران پهلوی دوم؛ مولفه های ساختاری و ابتذال موجود در مجموعه تولیدات فیلمفارسی به جزء غیرقابل تفکیک سینمای ایران مبدل گردید و همین سطح از ابتذال در قواره ای جدید و البته روشنفکرپسندانه در موج نوی سینمای ایران ورود پیدا نمود و این همه در حالی بود که تبلیغ حاکمیت پهلوی بر دوری گزینی تولیدات سینمایی موج نو از بسط غفلت در جامعه و همچنین حضور ظاهرا آزاد و البته حداقلی تفکر در این گونه آثار سبب شد تا رویکرد عمومی جامعه به سمت و سوی پذیرش این جریان رفته و فیلم های اجتماعی این جریان همچون قیصر و طوقی و گوزن‌ها و ... بتوانند گیشه های در حال افول صنعت سینمای ایران را رونقی مجدد بخشند.


طوقی (Wood Pigeon) فیلمی سینمایی از علی حاتمی بود که در سال ۱۳۴۹ هجری شمسی و تحت نشان و بِرند جریان موج نو (Iranian New Wave) در صنعت سینمای ایران تولید و با تبلیغات گسترده به عنوان اثری متمایز از مجموع تولیدات فیلمفارسی (Persian Film) مورد استقبال قابل توجه مخاطبان سینمای ایران قرار گرفت.




انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران در سال ۱۳۵۷هجری شمسی، که منجر به فروپاشی رژیم طاغوت گردید را می بایست نقطه ی عطفی در تغییر نگرش و ذائقه ی مخاطب مسلمان ایرانی قلمداد نمود؛ مخاطبی که از حجم بالای ابتذال در مجموع تولیدات فرهنگی و بالاخص سینمایی در عصر حاکمیت پهلوی خسته شده بود و تحول و دگرگونی ویژه ای را در پرتو انقلاب اسلامی مطالبه می نمود.


البته خستگی مخاطب مسلمان ایرانی از وضعیت فرهنگی حاکم در عصر پهلوی، بعضا به عصبانیت او از چنین هجم گسترده ای از تولیدات متعارض با سبک زندگی اسلامی و ایرانی مبدل گردید؛ تولیداتی که در تمامی شئون حاکمیتی و بالاخص فرهنگی و من جمله سینما سرایت یافته و با ارایه‌ی هجم گسترده ای از ابتذال، ملت ایران را مبدل به ملتی خمارآلود و منفعل نموده بود.



این گونه بود که بخش قابل توجهی از ملت به پا خاسته در سایه انقلاب اسلامی، بر این باور معتقد بودند که عامل بخشی از این تباهی و گسترش ابتذال در سطح عمومی جامعه، تولیدات و خروجی صنعت سینمای ایران است؛ تولیداتی که در راستای نوسازی فرهنگی مد نظر حاکمیت پهلوی، چه در قالب فیلمفارسی و چه در صورت متجددانه جریان موج نو،   کارویژه هویت زدایی از فرهنگ ایرانی و اسلامی را در جامعه پیگیری می نمود و بالاخص تقابل عینی خود با باورهای اعتقادی جامعه را بارها به اثبات رسانده بود و در این مسیر از ارایه هر امر مبتذلی چه در صورت فُرم سینمایی و در قالب های متداول نمایش برهنگی، سکس، عرق‌خوری، رقص و کُتک کاری و ... و چه در صورت محتوای آثار ابا نداشته و امتناع نمی ورزید.



برخی از معترضین در شرایط انقلابی، به آتش کشیدن سینماها، به عنوان نماد فرهنگی حاکمیت پهلوی، که به صورتی مستقیم به ترویج ابتذال در بستر جامعه اسلامی می پرداخت را یکی از  راه  کارهای رهایی از منجلاب موجود دانسته و عطای معدود آثار ارزشمند سینمایی را به لقای انبوه تولیدات مبتذل و سخیف سینمای آن عصر می بخشد و این همه در حالی بود که رژیم سفاک پهلوی از برای تقابل با این نمادسوزی، طی طرحی هماهنگ، به شیوه ی ظالمانه ی آتش زدن مخاطب سینمایی برای بدنام ساختن انقلابیون روی آورد و اینگونه بود که در شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ هجری شمسی، سینما رکس آبادان را در زمانی که ۶۳۰ نفر از مردم در حال تماشای فیلم سینمایی گوزن‌ها (The Deer) بودند به آتش کشید ...



ابعاد این اقدام سفاکانه رژیم پهلوی، به سرعت مورد شناسایی عموم مردم ایران قرار گرفت و با وجود تبلیغات گسترده صورت گرفته تو سط دستگاه رسانه ای حاکمیت پهلوی؛ همگان بر این باور رسیدند که آتش سوزی سینما رکس آبادان، نقشه ای از پیش طراحی شده برای تقابل با ترویج افکار انقلابی در میان توده مردم و نمادسوزی انقلابیون بوده و اساسا آتش زدن سینما با حضور مخاطب سینمایی، شاهکار بزرگ شاه برای بدنام کردن انقلاب است.



نکته جالب آن است که فیلم سینمایی گوزن‌ها (The Deer) یکی از تولیدات سینمایی سال ۱۳۵۳هجری شمسی بود که پس از گذشت حدود پنج سال از نخستین اکران خود، در آبادان به نمایش درآمده بود و کارگردان این اثر، یعنی مسعود کیمیایی در این مقطع زمانی به دریافت انقلابی رسیده و جدیدترین اثر او در این دوران، یعنی فیلم سینمایی سفرِ سنگ که در قامت یک اثر اعتراضی منحصر به فرد در سال ۱۳۵۶ هجری شمسی و به عنوان یکی از معدود آثار و تولیدات غیر مبتذل جریان موج نو در صنعت سینمای ایران، رهیافت انقلابی وی را حکایت می نمود؛ کارگردانی که با حفظ همین روحیه انقلابی توانست افتخار کارگردانی و ثبت و ضبط تصویری نخستین نماز جمعه تهران در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را در ۵ مرداد ۱۳۵۸ هجری شمسی، از آن خود سازد؛ نماز جمعه ای که به امامت آیت الله طالقانی در دانشگاه تهران برگزار شد و مسعود کیمیایی به عنوان یکی از کارگردانان تواب انقلابی، کارگردانی تصویری نماز جمعه تهران را  به عنوان نماد انقلاب اسلامی ایران، جهت پخش در رسانه ملی عهده دار گردید.




در مجموع فرمایشات تبیین کننده امام راحل پس از ورود به ایران و طی نخستین حضور رسانه ای خویش در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ هجری شمسی، سبب شد تا ماهیت اقدام انقلاب اسلامی در عرصه فرهنگی کشور تبیین و تعیین گردد و از این جهت اشاره مستقیم ایشان در مقام امام امت، به ابتذال سینماها در رژیم پهلوی را می توان مانیفست انقلاب اسلامی در ارتباط با سینما و همچنین سایر ابزارهای رسانه ای، نظیر رادیو و تلویزیون دانست؛ ایشان در این باره چنین می فرمایند:

سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد؟ با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت - خصوصاً در ایران - مرکز [عظیمی] که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد؛ و شما می‌دانید که جوان های ما را این ها به تباهی کشیده‌اند. و همین طور سایر این [مراکز]. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده‌اند به مملکت ما...



ادامه دارد...

نظرات

  • احمد ۱۳۹۷/۱۰/۰۵ - ۱۲:۴۴
    0 0
    شما که هرجوره به فىلم هاى اىرانى مىگىد مبتذل کاش حداقل ابتذالش در حد فىلم هاى قبل انقلاب بود پوچ در نمى امد

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.