دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۴

«لحظه گرگ‌ و میش» مشابه سریال‌های ترکی/ روابط بین شخصیت‌ها از پایه بی‌اساس و دارای مشکل است

سریال لحظه گرگ و میش

سینماپرس: یک منتقد تلویزیون و سینما معتقد است، اتفاق‌هایی که در ارتباط‌های میان شخصیت‌های داستان سریال «لحظه گرگ‌ومیش» به کارگردانی همایون اسعدیان در حال رخ دادن است، هیج قرابت زمانی با تاریخ معاصر ایران ندارد.

«حسین سلطان محمدی» منتقد سینما و تلویزیون در نقد سریال «لحظه گرگ و میش» به کارگردانی همایون اسعدیان گفت: اقبال مردمی نشان می‌دهد که سریال‌ساز باید به چه نکاتی توجه کند، اما در توجه به این قضایا از سازندگان سریال‌ها خواهش می‌کنم قصه‌هایشان را که مملو از نشانه‌های امروزی است، به سمت وقایع شناسنامه‌دار تاریخ معاصر نبرند و داستان امروزی خود را بسازند. بسیاری از مواردی که در این سریال دیده می‌شود از بنیان و پایه اشتباه است و هیچ قرابتی با واقعیت ندارد و روابط بین شخصیت‌ها از پایه بی‌اساس و دارای مشکل است.

               

 وی با اشاره به اینکه در آن دوره از تاریخ  دختر و پسر به این راحتی با یکدیگر ارتباط نداشتند، بیان داشت: در آن زمان اصلا این‌طور نبود و جریان ارتباط‌های بین دختر و پسر به سختی شکل می‌گرفت. اما در این سریال می‌بینیم که دختر و پسر اول باهم به توافق می‌رسند و بعد تازه تصمیم می‌گیرند تا خانواده‌ها را در جریان ارتباطشان قرار دهند. عمده رابطه‌های دختر و پسری در این سریال قابل نقد است. کارگردان سریال در فیلم سینمایی «بوسیدن روی ماه»، حجب و حیای آن موقع را خوب بیان کرده بود و آن هم در سکانسی که مادران آن دو شهید مفقودالاثر از علاقه این دو به یکی از آشنایان خبر می‌دهند و اینکه حجب و حیایشان و  ابراز نکردن این عشق، باعث شد که نفر سومی به خواستگاری آن دختر بیاید. حالا چطور در این روایت جدید از دوران جنگ، آن حجب و حیا در کاراکترهای آن زمان دیده نمی‌شود؟ این یکی از روابط نامطلوب امروزی است که نباید در قالب ۳۰ سال پیش قرار داده می‌شد و انگاره جدیدی برای نسلی آفریده شود که از جنگ، فقط نقل خاطره دارند.

این منتقد در ادامه نیز بیان داشت: داستان این سریال در سال ۶۲ که سال‌های جنگ است، آغاز می‌شود. در آن زمان مرجع دینی اول کشور امام خمینی (ره) است. نظریه رسمی امام خمینی که در رساله‌شان هم آمده این بود که غیر مسلمانان جزو کفار هستند و نباید چیزی از دستشان گرفت و خورد و در فقه، خوراکی که از دست آنها می‌گیری و می‌خوری حکم نجاست را دارد؛ مگر با رعایت شرایطی، اما در این سریال شخصیتی به نام «رازمیک» وجود دارد که به راحتی با خانواده اصلی قصه رفت‌وآمد می‌کند و در خانه‌های هم غذا می‌پزند و می‌خورند. این یکی از مواردی است که با فتاوای رسمی آن زمان همخوانی ندارد.           

سلطان محمدی همچنین درباره بخشی دیگر از تفاوت فرهنگی خانواده‌های آن زمان با آنچه در سریال به تصویر کشیده شده است، گفت: کجای غیرت خانواده‌های ایرانی آمده که در خانه‌ای که خواهر ۱۸ ساله دارید بدون اطلاع خانواده، پسر نامحرم بیاوری؟ و بدتر اینکه او را به جای خودت در اتاقت اسکان دهی! در حالت عادی اگر خواهر فرضی، با لباس راحت خانه و بدون پوشش در اتاق برادر می‌رفت و ناگهان پسر غریبه ای در آنجا می‌دید، چه راه حلی برای آن بود؟

وی گفت: اشاره‌ام به آغاز سریال است که اخیرا در یادآوری نحوه آشنایی حامد با یاسمن، به آن اشاره مجدد شد! بهتر است دوستان این گونه وجوهات احتمالی در بعضی خانواده‌ها را از سریال‌هایشان حذف کنند تا فضای خانوادگی ایرانیان با توضیف ساختگی، دچار شائبه نشود. فرزندان خانواده مرکزی روایت هم، مرزهای حجب و حیا و محرم و نامحرم را خیلی رعایت نکرده‌اند. دختر خانواده با حامد، بدون پیوند شرعی مرتب ارتباط گفتاری و عاطفی دارد.‌ هادی با سیما و احسان با طاهره. حتی لو دادن علاقه احسان به طاهره در کنار دیگ آش پشت پای کاراکتر مسیحی روایت، بسیار خام‌دستانه است. در این قبیل صحنه‌ها، داریوش مهرجویی در کنار دیگ شله زرد در فیلم لیلا، حجب و حیای دقیق‌تری را به تصویر کشیده بود.

          

وی با اشاره به یکی دیگر از این موارد نیز بیان داشت: یکی از سکانس‌هایی که با دیدن آن خنده‌ام گرفت، نشان دادن و استفاده از کوپن برای خرید و صرفه‌جویی برای مصرف سوخت بود. آیا مخاطبی که با تماشای چند قسمت از این داستان متوجه شده این خانواده از شرایط مالی خوبی برخوردارند، برای مثال پدربزرگ طلافروشی دارد و تعداد قابل توجهی از اقوام و بستگان پزشک هستند، می‌تواند به راحتی ماجرای خرید کوپنی و دردسرهای آن و خرید سوخت را باور کند؟! همه این‌ها از منطق روایی داستان به دور بود. یادم است آن زمان، ما که از خانواده‌های پردرآمد مثل خانواده «وحدت» سریال نبودیم، می‌توانستیم گاهی برای تامین مایحتاج خود، سوخت آزاد خریداری کنیم و بشکه‌هایمان در خانه همیشه پُر بود!

سلطان محمدی با اشاره به نحوه کارگردانی همایون اسعدیان در این سریال عنوان داشت: اسعدیان در این سریال به طریقی نشانه‌های پاره پاره را کنار هم قرار داده است، اما در نهایت نتوانسته به خوبی از آنها بهره‌برداری کند و به عقیده من در اجرا ما شاهد شتاب در ساخت هستیم که قطعا آثارش در بعضی سکانس‌ها به وضوح دیده شده است.

سریال  «لحظه گرگ و میش» این شب‌ها از شبکه سه سیما پخش می‌شود. موضوع اصلی و جذاب از دید مخاطب عشق دختر و پسری به نام حامد و یاسمن است. حامد با برادران یاسمن به جبهه می‌رود و دیگر خبری از او نمی‌شود. بی‌خبری از زنده بودن یا اسارت حامد چندسال طول می‌کشد. در این ایام یاسمن دائم به فکر عشقش و بی صبرانه در انتظار خبری از اوست. خبرها حکایت از شهادت حامد دارد. دختر بعد از مطمئن شدن از شهادت حامد تصمیم به ازدواج می‌گیرد. چند سال می‌گذرد و حامد زنده از اسارت برمی‌گردد. نکته سریال اینجاست که وقتی یاسمن متوجه بازگشت عشق قدیمی‌اش یعنی حامد می‌شود به هم می‌ریزد! همه فکر و ذهنش می‌شود عشق قدیمی! جسمش در کنار شوهر و خانواده‌اش است، اما فکر و حواسش پیش عشق قدیمی‌اش. حامد هم مدام در فکر زنی متاهل است که سال‌ها قبل عاشقش بود. به سبک سریال‌های ترکیه‌ای...   

سریال «لحظه گرگ و میش» به کارگردانی همایون اسعدیان این شب‌ها از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

*فارس

نظرات

  • ریحانه اسدی ۱۳۹۷/۱۲/۰۶ - ۱۸:۱۲
    0 0
    شخصیتِ هادیِ جانباز که هر دقیقه فاز احساس بر می دارد و با بغض، با معشوقه اولی و دومی خود از دلتنگی هایش می گوید با جانبازان ما چقدر فاصله دارد؟ جوانان خانواده "وحدت" _که فامیلی آنها هم برای خود بحثی جدا می طلبد_ به قول شما مقید به اصول و ارزش‌های اسلامی هستند، اما آنقدر عاشقانه های آنها در این سریال پر رنگ است که چیزی از ارزش ها مشخص نیست؛ آنها فقط عاشق می‌شوند و در صورت شکست در عشق خود گزینه بعدی را جایگزین می کنند؛ در این وسط یک چفیه هم روی دوش آنها نمی بینیم دریغ از یک عکس امام، عکس شهید احسان هم که با لباس جین است ! یعنی از جبهه اش هیچ عکسی نداشته؟ فضای حاکم بر جامعه آن روز آن هم در قشر مذهبی اصلا اینگونه نبوده که دختر و پسر مجردِ نامحرم با هم در خانه تنها باشند حتی در حال حاضر هم خانواده های مقید و مذهبی اصلا با چنین مسئله ای کنار نمی‌آیند، آن وقت دختری که به راحتی می تواند در خوابگاه باشد به خانه‌ای که دو پسر جوان دارد می رود و سال ها در آنجا زندگی می کند؛ اگرچه در اتاقی جدا آن طرف حیاط و اگرچه در لابه‌لای دیالوگ ها مدام تکرار می‌کند: " جلوی همسایه ها صورت خوشی نداره اینجا باشم " . چرا این مسائل را به راحتی توجیه می کنید؟ آقای اسعدیان در آن دوران خانواده‌های مقید به اصول و ارزشهای اسلامی از این مسائل نداشته اند هنوز این خانواده‌ها هستند می توانید از آنها بپرسید. نمی‌گویم جوانان آن روز همه معصوم بوده اند اما گستاخی شخصیت های سریال برای رسیدن به عشق خود نشان دادن چیزی است که خلاف واقعیت است . جناب کارگردان ! میدانم شما معمولا به دنبال ساخت فیلم های عاشقانه هستید اما به شما پیشنهاد می کنم لطفاً در آثارتان اولا - از انقلاب و دفاع مقدس چیزی نگویید تا در حق شهدا و خانواده‌هایشان جفا نشود؛ ثانیا - در این باره مطالعه خود را افزایش دهید تا تاریخ معاصر تحریف نشود؛ ( سیره شهدا و وصیت نامه های ایشان، مصاحبه با خانواده ها و همرزمان آنها در این زمینه بسیار راهگشاست). شهید خرازی چنین مضمونی دارند: نگاه حرام باعث میشود که انسان حتی آرزوی شهادت هم نکند چه برسد به شهادت؛ شهید ابراهیم هادی وقتی متوجه میشود تیپ او باعث به گناه افتادن دختران می‌شود خوشتیپی خود را کنار می‌گذارد؛ شهدای ما این سبکی بودند. ثالثا- حداقل در ساخت چنین فیلم‌هایی از مشاورانِ متعهد بهره بگیرید.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.