چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۳

سیمای سینمای بنفش (۲)

از ولنگاری تا نفوذ فرهنگی/ هنر و تجربه و شاهکار هفته فیلم های اروپایی!

سیمای سینمای بنفش (۲)

سینماپرس: گروه سینمایی هنر و تجربه نه تنها در خلاف جریان اصلی سینما و در جهت تولید آثار متفاوت و پیشبرد اهداف آرمانی نظام جمهوری اسلامی حرکت نکرد؛ بلکه در سطحی بالاتر با فاصله گرفتن از مبانی ارزشی و هنجارهای اجتماعی تبدیل به مأمنی برای تولید و اکران فیلم هایی خاص شد که فضای بی بند و بار و رها شده حاکم در شرایط ولنگاری فرهنگی را به وضوح هویدا ساخت.

سیدعلی فاطمی/ گروه سینمایی هنر و تجربه با بهره گیری از مدل سینمای اروپا و الگوبرداری از صنعت سینمای فرانسه، توسط حجت الله ایوبی در ایران اسلامی راه اندازی و بر طبق معیارها و قوانینی خاص و به گفته مدیر وقت سازمان سینمایی در جهت حمایت از آثار سینمایی و به عنوان سینمای آوانگارد تاسیس گردید که با طرح شعارهای جذابی همچون کمک به استعدادهای فیلمسازی جوان و بی تجربه که عرصه ای برای فعالیت ندارند و ... و مدعی ایجاد مرکزی برای ابتکار و عمل در راستای حرکت در مسیر آرمان ها و خلاف جهت کنونی سیر سینما بنا نهاده شد.



اینکه مدیری توان و جسارت ایجاد ساختاری جدید داشته باشد شایسته است اما باید توجه داشت که کپی برداری صرف و بدون فکر و اندیشه و بالاخص عدم فهم لازم از برای تعریف اهدافی کلی و مجهول در تاسیس یک سازمان به شدت آسیب زا بوده و چه بسا منتج به نتیجه عکس در فرایند سازمانی خود می گردد و بعضا آسیب های جبران ناپذیری را برجای می گذارد. از این منظر گروه سینمایی هنر و تجربه نه تنها در خلاف جریان اصلی سینما و در جهت تولید آثار متفاوت و پیشبرد اهداف آرمانی نظام جمهوری اسلامی حرکت نکرد؛ بلکه در سطحی بالاتر با فاصله گرفتن از مبانی ارزشی و هنجارهای اجتماعی تبدیل به مأمنی برای تولید و اکران فیلم هایی خاص شد که فضای بی بند و بار و رها شده حاکم در شرایط ولنگاری فرهنگی را به وضوح هویدا ساخته و بعضا شرایط اکران عمومی ظرفیت پذیرش نمایش آن ها را ندارد.



جالب آن است که مدل فرانسوی Association Française des Cinémas d'Art et d'Essai یا همان انجمن فرانسوی هنر و تجربه (AFCAE)، اساسا در جهت مبارزه با پدیده تهاجم فرهنگی سینمایی هالیوود و تقابل رسانه ای سینمای فرانسه  با ترویج سبک زندگی امریکایی ایجاد شده و این در حالی است که مع الاسف نمونه کپی شده آن در ایران اسلامی به صورت وارونه  عمل نموده و حتی در برخی موارد به ابزاری در جهت کمک به تهاجم و پدیده نفوذ فرهنگی و در پس آن تخریب فرهنگ ایرانی اسلامی مبدل گردیده است.



متاسفانه ایرادات ساختاری گروه سینمایی هنر و تجربه در کنار اغراض و امراض مدیریتی و غرب زدگی بسیاری از ایشان موجب شده تا بی توجهی به حفظ فرهنگ ملی به عادت متداول این آثار مبدل گردد و عدم به کارگیری فکر و اندیشه ایرانی و اسلامی در تصحیح معضلات کنونی به نحوی در اکثر تولیدات به نمایش درآمده در این مجموعه به نحوی باشد که گویی عرصه فرهنگی و سینمایی کشور رها می باشد.



در این شرایط است که تولید محتوای نامأنوس فرهنگی در کنار سیاست راضی سازی همگانی به ظهور نوعی ویژه از مدیریت سلیقگی فرهنگی انجامیده و سبب طمع بیشتر و عمیق تر دشمن برای نفوذ فرهنگی و غلبه ی سبک زندگی خود در کنه تمدنی و فرهنگ جامعه اسلامی ایرانی شده و ولنگاری حاکم بر عرصه فرهنگی کشور را به صورت ویژه ای لجام گسیخته ساخته است.



در مجموع می توان این چنین انگاشت که گروه سینمایی هنر و تجربه در طول کارنامه اجرایی خود به عنوان یک مرکز آوانگارد در دامن زدن به وضعیت بیمارگونه سینما تاثیرگذار بوده و نقش به سزایی را در وضعیت ولنگاری حاکم بر تولیدات سینمایی کشور ایفا نموده است و در این میان بررسی محتوا و کیفیت فیلم های تولید شده در فضای هنر و تجربه و از طرف دیگر اکران فیلم های توقیفی در این گروه سینمایی، به شایستگی گویای این موضوع می باشد.



البته جدیدترین دست آورد مدیریتی این گروه سینمایی را می بایست ایجاد فضای اکران فیلم های خارجی و برگزاری جشنواره ای با عنوان هفته فیلم های اروپایی در سینمای هنر و تجربه معرفی نمود؛ جشنواره ای تامل برانگیز که در شرایط نفوذ فرهنگی با مشارکت سفارتخانه ها و رایزن های کشورهای اروپایی در ایران اسلامی برگزار گردید و با ارایه ۱۹ فیلم منتخب و در هشت شهر ایران دست آورد مبهم و مجهولی را از برای صنعت سینمای ایران به ارمغان آورد.



مراسم افتتاحیه هفته فیلم‌های اروپایی عصر شنبه ۱۸ خرداد با حضور سفرای کشورهای هلند، قبرس، اسلواکی، اکوادور، اسپانیا، دانمارک، پرتغال و رایزن فرهنگی مجارستان، معاون سفیر اسلوونی، دبیر اول سفارت هلند، رایزن فرهنگی لهستان، دبیر اول و رایزن فرهنگی سوییس، معاون سفیر اسپانیا، رایزن فرهنگی ایتالیا، رایزن فرهنگی بلغارستان، دبیر اول سفارت سوئد، دبیر سفارت نروژ، ژان ون د ولد کارگردان فیلم سینمایی ارتش خاموش (The Silent Army) در خانه هنرمندان برگزار شد.




جالب آن است که فیلم های انتخاب شده در این جشنواره به گفته سفیر کشور هلند هر یک از این ۱۹ اثر سینمایی، پیامی خاص و مهمی در بردارد که اشتراک گذاشتن آن ها برای ایرانیان دارای اهمیت است! حال آنکه این آثار منتخب از تعدادی کشورهای اروپایی بوده که تعدادی از آن ها همچون فیلم های سینمایی قاچاق هندریکس ( Smuggling Hendrix )، ایرینا ( Irina )، آخرین معامله ( One Last Deal ) و زمستان بی انتها ( Eternal Winter ) چندی قبل و در سی و هفتمین جشنواره بین الملل فیلم فجر نیز اکران شدند.


ژاک وارنر سفیر کشور هلند با بیان اینکه امسال افتخار برگزاری جشنواره فیلم اروپا در ایران نصیب سفارت هلند شده است، گفت: ما با کمک و همراهی موسسه سینمایی «هنروتجربه» توانستیم ۱۹ فیلم اروپایی را در هشت شهر ایران معرفی کنیم. امسال ما نه تنها به دنبال فیلم‌هایی با کیفیت ارزشی بالا بودیم که جایزه برده‌اند و نامزد دریافت جوایز بین‌المللی هم هستند، بلکه یک موضوع دیگر را هم برای انتخاب مدنظر قرار دادیم؛ این‌که فیلم‌ها می‌بایست نشاندهنده ارزش‌های اروپایی بوده و پیام‌های مثبتی برای جوامع دنیا در برداشته باشد.




در مجموع آنچه که تحت عنوان هفته فیلم های اروپایی در سینمای هنر و تجربه به نمایش درآمد؛ مجموعه ای از فیلم های قدیمی و جدید محصول سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ میلادی بودند که اساسا حول اسناد بالادستی نظام فرهنگی اتحادیه اروپا تنظیم شده و در قالب سندهایی همچون سند ۲۰۳۰ یونسکو قابل مشاهده می باشد. آثار و تولیداتی با موضوعات زنان، کودکان، جنگ و محیط زیست و ... که چینش اکران آن ها تحت عنوان هفته فیلم های اروپایی و با توجه به موضوع و محتوای در زمان فعلی حائز اهمیت است. فیلم هایی که به لحاظ محتوا، به نحوی تداعی کننده آثار اکران شده در جشنواره جهانی فیلم فجر در سال جاری بوده و از قرابت ویژه ای با اکران های خارجی صورت گرفته در این جشنواره برخوردار می باشد؛ البته با این تفاوت که در جشنواره جهانی فیلم فجر اکران ها محدود به محیط جشنواره می باشد و این درحالی است که تولیدات به نمایش درآمده در هفته فیلم های اروپایی   در سطح هشت شهر مهم از ایران اسلامی و بعضا با حضور رسمی رایزن های فرهنگی کشورهای اورپایی صورت پذیرفته  که امر به نوبه خود ضمن فراهم آوردن شرایط آمایش سرزمینی از برای ایشان، به نوعی بر وسعت عمل و چارچوب تعاملات سفارت خانه های اروپایی افزوده و شرایط ارتباط رسمی هنرمندان سینمایی کشور و به تبع آن توسعه نفوذ فرهنگی را با بودجه بیت المال فراهم می سازد.


قطعا تلاش و پیگیری های سفیران فرهنگ کشورهای اروپایی در راستای تحقق اهداف و برنامه هایشان قابل ستایش است؛ چرا که با توجه به محتوای فیلم ها، در سایه تحقیر مسئولان ایرانی و هم افزایی با آنان در پی تبیین و اجرایی نمودن اهداف استراتژیک خود و به تبع آن حقنه  باورهای تمدنی خویش به جامعه اسلامی ایران بوده و به نحوی سکولاریزه کردن جامعه، با استفاده از بسترهای حاکمیتی جمهوری اسلامی  را با تمرکز بر ابزار رسانه ای هنر و سینما پیگیری می نمایند.



با نگاهی به موضوع فیلم ها می توان به روشنی نسبت به هماهنگی و هدفمندی گزینش فیلم ها و استفاده حداکثری سفارت خانه های خارجی از چنین موقعیتی پی برد؛ فرصتی که به طور قطع هیچ کشوری در جهان برای تحقق تخریب فرهنگ ملی خود و پیاده سازی نرم برنامه های دشمن در اختیار بیگانه قرار نمی دهد.



بدیهی است که در اینجا مقصود عدم تبادل فرهنگی با سایر کشورها و حصار کشی و ایجاد سد برای عدم استفاده از محصولات فرهنگی خارجی نیست؛ بلکه آموختن و به کارگیری پیشرفت های سایر کشورها در عرصه فیلم سازی در جهت رسیدن به آرمان ها و رساندن پیام و یا به عبارتی فرایند صدور انقلاب و فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی مورد نیاز جدی کشور است و این در شرایطی است که پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی همچنان فضای بی بندو باری و ولنگاری بر عرصه فرهنگ حاکم است.



به عبارتی دیگر؛ برگزاری هفته فیلم های اروپایی، سوای نظر از وضعیت جنگی حاکم بر عرصه تعاملات فرهنگی کشور، در شرایطی است که پاسخگویی به نیازهای داخلی نیز صورت نگرفته و فراتر از آن تا حدی که ممکن بوده در جهت آسیب زدن به فرهنگ عامه مردم نیز عمل شده است؛ از این جهت در چنین وضعیتی تمسک به واژه تبادل فرهنگی تنها مصرف ظاهری و یک طرفه دارد. زیرا از یک سو محصولات خاصی برای ارایه از طرف ایرانی وجود نداشته و در مقابل برنامه ریزی دقیق از برای تغییر سبک زندگی ملت مسلمان ایران صورت پذیرفته است و در این صورت با پذیرش یک طرفه تولیدات فرهنگی مد نظر غرب، آن هم از جنس سفارتخانه ای آن، انتظاری جز سرعت بخشیدن به روند تخریب فرهنگی متصور نمی باشد.



در شرایط موجود، حتی اگر مدیرانی کارآزموده و دغدغه مند در این عرصه وجود داشتند که خود در راستای این امر عمل می نمودند و اجازه گزینش فیلم هایی متناسب با اهداف تعریف شده در راستای پیشرفت فرهنگی انقلاب اسلامی از سایر کشورها را برخوردار بودند، امکان پذیرش بحث تبادل فرهنگی وجود داشت اما در حال حاضر چنین شرایطی نیز وجود ندارد.




البته درباره به وقوع پیوستن چنین رویدادهای فرهنگی ویژه چند فرض مطرح است؛ نخست آنکه مدیران و مسئولان فرهنگی پایبند به ارزش ها و فرهنگ ملی کشور هستند اما فاقد علم و اطلاعات کافی بوده و در حد و اندازه مردم عادی نیز از توان تجزیه و تحلیل شرایط فرهنگی حال حاضر برخوردار نمی باشند و یا اینکه دچار التقاط و عدم فهم درست از داستان می باشند، در این صورت ممکن است به دلیل عدم آگاهی و تحت تاثیر فضای روشنفکری همسو با جریان غالب شده و یا حتی با تقلید از رویدادهای خارجی به آسیب های موجود دامن بزنند و یا تبدیل به یک فرد فرمایشی و اجرا کننده درخواست های دیگران باشند، به همین دلیل در این حالت ممکن است ناآگاهانه آلت دست نفوذی های فرهنگی شده و بر غلظت فضای ولنگار موجود بیافزایند.


در این شرایط راه حل موجود افزایش سطح اطلاعات و تخصص های مدیران به واسطه دوره های آموزشی و یا مطالعاتی است و این در صوررتی است که در فرضیه دوم متولیان این امر در عین پایبندی به ارزش ها و توانمندی به لحاظ داشتن تخصص دچار غفلت و رخوت زدگی شده اند و تنها به مانند کارمندی که در سیستمی معیوب به روزمرگی مشغول است عمل می نمایند و چرخه تعریف شده را می پیمایند؛ بنابراین توان تغییر و ابتکار و اصلاح و حتی عمل به وظایف خود را نیز ندارند.



در این حالت نیز ناآگاهانه و یا آگاهانه ممکن است ایشان تحت تاثیر فضا و جریان نفوذ قرار گرفته و در راستای اهداف عناصر نفوذی و با توجیه و تفسیر عدم تغییر در وضع موجود و حفظ روال عمل نماید؛ که باید علاوه بر اصلاحات ساختاری که در هر صورتی انجام آن لازم و ضروری است با غفلت زدایی و یا در صورت تاثیرگذاری با تلنگر زدن ها و همچنین با مطالبه و برخوردهای قانونی با چنین افرادی، از توسعه معضل ولنگاری فرهنگی موجود جلوگیری به عمل آید.



اما در فرض سوم؛ متاسفانه مدیران خود بصورت مستقیم عامل دشمن بوده و یا تحت تاثیر و مهره عوامل نفوذی تصمیم سازی می باشند که با افکار و اندیشه های غرب گرایانه در راستای رخنه و گسترش فرهنگ و سبک زندگی غربی در کشور در حال فعالیت می باشند؛ این افراد به قول مررحوم جلال آل احمد سرتا پا فرنگی، نظیر میرزا ملکم خان ها و تقی زاده های از قبل از انقلاب تا کنون در این کشور پیاده نظام غرب بوده و با تمام حقارت و خودباختگی در راستای ترویج افکار خود عمل نموده اند و قطعا فضای رها و یله شده امروز نتیجه وجود چنین افرادی می باشد که تغییر دولت ها و تاثیر گذاری آن ها در فرهنگ در رخنه آنان به عرصه فرهنگ تاثیر گذار بوده است و راه علاج آن بر همگان مبرهن است.



در دوره‌ی طاغوت، آدمی مثل تقی‌زاده، به این مضمون گفت که ایران باید از فَرقِ سر تا ناخن پا غربی بشود؛ یعنی سبک زندگی در ایران باید غربی بشود. امروز هم تقی‌زاده‌های جدید از این حرفها میزنند؛ البتّه به این صراحت نمیگویند امّا مضمون حرفشان این است. آنهایی که افکار غربی را، سبک زندگی غربی را، روش های غربی را، لغات غربی را به طور پیوسته در داخل، در ادبیّات ما، در افکار ما، در دانشگاه‌های ما، در مدارس ما تزریق میکنند، پمپاژ میکنند، اینها همین تقی‌زاده‌های جدیدند. آنهایی که پشت سر سند ۲۰۳۰؛ سند ۲۰۳۰ یعنی برگرداندن سبک زندگی اسلامی به زندگی غربی؛ می‌ایستند، همان تقی‌زاده‌های امروز هستند؛ البتّه امروز به توفیق الهی جوانهای مؤمن ما و مردم انقلابی ما نخواهند گذاشت این تقی‌زاده‌ها حرفشان به کرسی بنشیند.

(امام خامنه ای در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی- ۱ فروردین ماه ۱۳۹۸ هجری شمسی)




بدور از قضاوت صفر و صدی لزوم بحث و بررسی و حل معضل در حال حاضر ضروری می باشد چرا که در صورت ادامه روند کنونی نتیجه ای جز انحلال فرهنگی قابل تصور نمی باشد.


ادامه دارد...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.