چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۸

سیمای سینمای بنفش (۱۳)

وقتی جُرم فرهنگی مدیران سینمایی دیده نمی شود

سیمای سینمای بنفش

سینماپرس: اگر تولیدات ارزشی خارج از حوزه عملکرد سازمان سینمایی را کنار بگذاریم، آیا اثری برای بیلان دهی و پُرنمودن جاهای خالی عملکرد متولیان امر باقی می ماند و آیا مدیران بنفش سینمای ایران مصمم هستند تا به اشتغالات ذهنی خود پرداخته و مترصد باشند که تک اثری نسبتا آبرومند را در میان کثرت آثار معلوم الحال پیدا نموده و با تزریق مبالغی ناچیز خود را به عنوان سرمایه گذار به افکار عمومی معرفی نمایند!؟

محمدرضا مهدوی پور / بی تردید جمهوری اسلامی ایران را می بایست از جمله نظامات سیاسی شاخصی قلمداد نمود که نه تنها منشاء اثر خود را وام دار توجهات عقیدتی- سیاسی است، بلکه بقا و دوام خود را نیز با توجه به پایگاه اجتماعی  مدیون همین منشاء اثر می باشد. همین امر موجب شده تا انقلاب اسلامی ایران در دنیای امروز به عنوان انقلابی اصیل و توانمند مطرح شود. انقلابی که ریشه های اصلی آن بر بستر تعقلات اسلامی و بارویکردی ایرانی شکل گرفته و همانگونه که بر حب الوطن من الایمان متمرکز می باشد، حب الحسین را به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل ایجاد وحدت ملی خود قلمداد نموده و به عنوان یک نظام شیعی بر این فرمایش امیرالمومنین باور دارد که ستم را جز ملت فرومایه، تحمل نمی‌کند.



انقلاب اسلامی یک استثناء است. انقلاب اسلامی حرکتی بود که با اهداف مشخصی به وجود آمد. هدف اسلام‌خواهی، هدف استکبارستیزی، هدف حفظ استقلال کشور، هدف کرامت‌بخشی به انسان، هدف دفاع از مظلوم، هدف پیشرفت و اعتلای علمی و فنی و اقتصادی کشور و ... که تمام آنها به عنوان اهداف انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی در متون اسلامی ریشه داشته و از این جهت مبتنی بر تعالیم اسلام، مردمی بودن، متکی به ایمان مردم، عقاید مردم و انگیزه‌های مردمی و عواطف مردمی، جزو پایه‌های اصلی انقلاب است. این خط ادامه پیدا کرده؛ این خط انحراف پیدا نکرده و زاویه نخورده است.




اصالت ریشه و اتصال آن به منابع غنی فیض موجب شده تا سرنوشت انقلاب اسلامی همانند بسیاری از انقلاب های مطرح در طی صد سال گذشته به زوال نیانجامد و همانند انقلاب چین یک حرکت سیاسی مقطعی محسوب نشود و یا همچون انقلاب فرانسه  و یا انقلاب شوروی پس از گذشت چند سال راهش عوض نشود و هیچ رنگی نتواند بر وجاهت اصیل آن غلبه نموده و یا اسباب انحراف رویکرد آن بر مسیری دیگر را موجب شود. انقلابی که با تمام ریزش ها و رویش های خود توانست تا در صورتی مستحکم و استوار به دوران چهل سالگی خود وارد شده و خود را مهیای برداشتن گام دوم سازد.


از میان همه‌ی ملّت های زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت می گمارد؛ و در میان ملّت هایی که به‌پاخاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به ‌جز تغییر حکومت ها، آرمان های انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه‌ی وسوسه‌هایی که غیر قابل مقاومت به نظر می رسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده ‌است.




اما صرف نظر از استحکام انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، آنچه که اسباب نگرانی شده و بیش از هر چیز خودنمایی می کند، ضعف انقلاب اسلامی و لُکنت آن در بازنمایی و تعریف خود با زبان هنر و بالاخص سینما می باشد زبانی که اسباب ماندگاری و انتقال مفاهیم را از نسلی به نسل دیگر موجب و سبب می شود تا یک نظام در مرحله جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی موفق عمل نماید و دچار شکاف های بین نسلی نشود.


قطعا تاسیس جمهوری اسلامی حول مفاهیم عاشورا و قیام حسینی بر کسی پوشیده نبوده و این گنجینه را می بایست به عنوان یکی از اصلی ترین بسترهای هویتی نظام قلمداد نمود و همچنین هشت سال دفاع مقدس را می توان به عنوان یکی از اصلی ترین ظرفیت های فرهنگی از برای حفظ آرمان های انقلاب اسلامی مورد توجه قرار داد و ... اما به راستی دستاورد هنری و بالاخص سینمایی کشور در سال ۱۳۹۸ هجری شمسی از برای تعریف و تبیین هنرمندانه این مفاهیم چه بود و در این راستا می بایست به صورتی معین از متولیان امر پرسش نمود که در بضاعت فرهنگی و مشخصا سینماهای کشور چه اثری مناسب با شرایط تلفیق زمانی ایام محرم حسینی با هفته دفاع مقدس به نمایش درآمده است؟



بله! متاسفانه دست هنر و بالاخص سینمای کشور در زمینه تولید و عرضه آثار ارزشی حول مبانی و معارف انقلاب اسلامی خالی است و در این میان طبیعتاً یکی از دلایل بی محلی و عدم توجه بخش های مختلف فرهنگی و هنری کشور به موضوع قیام حسینی و همچنین دفاع مقدس، حاکمیت جریان روشنفکری بر عرصه مدیریت و تامین منابع مالی و معنوی دخیل در این عرصه می باشد. جریانی که جنگ از هر نوع آن را محکوم کرده و آن را کاری غیرانسانی، خشن و بدوی می داند و ترجیح می دهد تا بجای توجه و تمرکز بر تولید آثاری همچون فیلم سینمایی کودک و فرشته و ایجاد ساختاری الگوده از برای تولید چنین آثاری در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان و آماده سازی برای عرضه چنین تولیداتی در موعد آغاز فصل مدارس و هفته دفاع مقدس و ... سردر سینماهای کشور را به آثاری همچون فیلم سینمایی تُپُلی و مَن اختصاص داده و ظرفیت اکران مناسبتی ایام محرم حسینی را در اختیار فیلم هایی همچون کلوپ همسران، روسی و درخونگاه و ... قرار دهد.



البته محدود آثاری و تولیداتی همچون ماجرای نیمروز: رد خون و یا فیلم سینمایی ۲۳ نفر را می توان نام برد که در میان کثرت آثار و تولیدات سینمایی کشور عرضه شده و به صورتی برجسته ابزاری از برای آمارسازی و بیلان دهی مدیران فرهنگی کشور مبدل گردیده اند؛ اما واقعیت آن است که این معدود آثار نسبتا ارزشی در میان حجم انبوه تولیدات سینمایی کشور جایگاهی نداشته و اصلا نمی تواند برطرف کننده نیازهای فرهنگی کشور قلمداد شود و غالبا در اتمسفر انبوه آثار و تولیدات سینمایی گُم شده و نادیده انگاشته می شوند.



بدیهی است در روزهایی که با نام محرم حسینی با هفته دفاع مقدس نامگذاری شده، توقع اکران فیلم هایی متناسب با گنجینه عظیم، سوژه های ناب و بکر و اتفاقا در خور روزگار کنونی جامعه ایران به آرمانی دست نیافتنی در شرایط سیاه، تلخ، آکنده از ناامیدی، لوده گری و تمسک جستن به ادبیات سخیف و زشت و سوژه های تکراری حوصله سر بر و ...تبدیل شده و تنها به بسط و توسعه شرایط ولنگاری فرهنگی در کشور انجامیده و در تضاد با فرهنگ غنی ملت مسلمان ایران و به نوعی هجمه بر ریشه های انقلاب اسلامی می باشد.



در طول چهل سال پس از انقلاب که با جانفشانی و فداکاری ملت مسلمان ایران همراه بوده تا فضا برای عرض اندام عده ای منورالفکر از طیف مدیران و هنرمندان باز شود و... فی الحال در نقطه ای قرار داریم که فیلم سینمایی کلوپ همسران به عنوان فیلم کمدی می خواهد مردم را به سینماها بکشاند و دریغ از وقتی که صرف دیدن آن شود!



و یا فیلم سینمایی روسی که به عنوان فیلمی کثیف و سیاه و البته شاید خاص، برای مخاطب عام سینما قطعا چاره ای برای خارج شدن از سالن سینما قبل از اتمام فیلم باقی نخواهد گذاشت و تمام راه هایی را که برای مجاب نمودن خویش به صبر و تحمل برای دیدن فیلم تا انتها وجود دارد را مسدود خواهد نمود و ... اساسا این گونه آثار با چه منطقی در این شرایط فشرده نمایش آثار به اکران عمومی می رسند؟



پس باید آسیب شناسی نمود که چرا تولید کنندگان سینمایی کشور به همراه متولیان امر، به سادگی در توجه به قهرمانی ها و فداکاری های ملت مسلمان ایران در طول مبارزات پیش از انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس عبور کرده است؟ در حالی که روح لطیف هنرمند نمی تواند انبوه زیبایی های موجود در تاریخ انقلاب اسلامی را نادیده بگیرد و ... چطور سینماگر ایرانی نسبت به دفاع مقدس بی اعتنایی می کند و آیا اساسا این سینماگر است که نسبت به مفاهیم ارزشی انقلاب اسلامی بی اعتناست و یا آنکه متولیان و مدیران فرهنگی و سینمایی کشور هستند که توجهی به عرضه و تولید آثار این چنینی ندارند! و امکانات لازم را در اختیار سینماگران برای تولید چنین آثاری قرار نمی دهند؟



البته این را هم عرض کنم: امروز بعضی هستند که در دنباله‌ی کارهای فرهنگی خطرناک، می‌خواهند یاد آن روزها را هم از خاطر ملت ایران ببرند. از تکرار اسم جنگ و اسم مناطق جنگی و «خرمشهر» و «شلمچه» و «دو کوهه» و از این قبیل چیزها عصبانی می‌شوند. از نام آنچه که مردم و ذهن ها را به یاد آن روزها بیاورد، خشمگین می‌شوند و بدشان می‌آید و تلاش می‌کنند که اینها از یاد مردم برود. اینها کسانی هستند که در آن دوران، خجلت زده و شرم‌زده بودند؛ چون حضوری در صحنه نداشتند. چون در آن دوران، آنچه اتفاق می‌افتاده است مایه‌ی خجلت آنها و علیه کسانی بوده که دل اینها با آنان بوده است. لذاست که از تکرار آنها ناراحت می‌شوند و می‌خواهند این را از خاطر ملت ایران حذف کنند؛ به همین سبب، درست عکس این خواست باید انجام گیرد؛ یعنی خاطره‌ی درخشان روزهای بزرگ دفاع مقدس، باید با قوت و قدرت بیشتر و روشن و همان که بوده است باقی بماند. البته این‌که عرض می‌کنیم «همان که بوده است» یعنی مبالغه‌ای در آن انجام نگیرد؛ چون احتیاج به مبالغه هم نیست.

(امام خامنه ای در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی-۱۳۷۷/۰۶/۲۴)




به راستی اگر تولیدات ارزشی خارج از حوزه عملکرد سازمان سینمایی و موسسات تابعه آن را کنار بگذاریم، آیا اثری برای بیلان دهی و پُرنمودن جاهای خالی عملکرد متولیان امر باقی می ماند و آیا مدیران در ایام بنفش سینمای ایران مصمم هستند تا به اشتغالات ذهنی خود پرداخته و مترصد باشند که تک اثری نسبتا آبرومند را در میان کثرت آثار معلوم الحال پیدا نموده و با تزریق مبالغی ناچیز خود را به عنوان سرمایه گذار به افکار عمومی معرفی نمایند!؟


مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی در ده ها نهادی که در عرصه فرهنگی از بودجه های تعیین شده برخوردار بوده و بخشی از تولیدات هنری شان به آثار سینمایی اختصاص دارد نمی توانند آثاری برای عرضه در بازارهای جهانی و یا انتشار رایگان بر روی اینترنت جهت آشنایی مردم جهان با مظلومیت ملت ایران در سال های دفاع مقدس و رشادت های ایشان و برجستگی های فرهنگی بروز کرده در آن دوران ارائه دهند، چرا که اساسا چنین آثاری تولید نشده و یا تعداد آنها بسیار بسیار اندک است. نتیجه آنکه امام جامعه با گذشت سی و شش سال از آغاز و بیست و هفت سال از پایان جنگ تحمیلی، باید ابتدائیات مدیریت فرهنگی را برای مدیران و متولیان امور تشریح کنند، باید درباره ثروت‌های فرهنگی ناب و ارزشمند کشور و لزوم استفاده از ثروت غنی و سرچشمه‌ی قوی دوران دفاع مقدس صحبت نمایند چرا که مدیران فرهنگی در چهار دهه گذشته عُرضه جهادگری در عرصه فرهنگ و تولید و عَرضه آثار مرتبط با مبانی ارزشی انقلاب اسلامی را نداشته اند.




در شرایطی که برای نخستین بار در قرن های اخیر، ملت ایران بدون واگذاری حتی یک وجب از خاک خود، دشمن را ناکام گذاشت و با ارائه بُن مایه های فکری خود در تقابل با مستکبرین عالم موجب شد تا حتی مردم کشورهای دیگری همچون سوریه و لبنان و یمن و عراق و ... نیز بتوانند تمامیت سرزمینی خود را محفوظ دارند و ... به راستی چرا هنوز بسیاری از ابعاد و زوایای فکری انقلاب اسلامی مورد توجه و انعکاس در آثار متعدد سینمایی قرار نگرفته و چرا متولیان فرهنگی کشور وظیفه خود نمی دانند که به تولید آثاری حول تعریف مبانی انقلاب اسلامی و یا تبیین مبانی الهام بخش جمهوری اسلامی مبادرت ورزند؟


آنچه سینما قادر است به صحنه آورد، ایجاد تعامل پیچیده بین پدیدارشناختی (Phenomenology) و هستی‌شناختی (Ontology) است؛ هم می‌تواند چیزی را پدیدار کند و هم می‌تواند درباره هستی آن حرف بزند و این مهم موجب می شود تا در ترسیم سینمایی واقعه ی کربلا بیش از هر موضوع دیگر و حادثه ای به این نکته توجه داشت که دو هدف اصلی انبیا علیهم السلام را سالار شهیدان سلام الله علیه در نهضت خود مدار کار خود قرار داد تا مردم عاقل شوند در بخش علم و عادل شوند در بخش اندیشه و توجه به این دو هدف عاقل سازی و عادل سازی جامعه موضوعی بس ویژه است که به نوعی شاید تنها قدرت و توان ارائه ی جهانی آن را داشته باشد و همچنین شاید تنها سینما از قدرت و توان ارائه ی وجه تحریف گونه ی آن به جهانیان برخوردار باشد.




معلوم نیست که چرا متولیان فرهنگی و سینمایی کشور به این موضوع کاملا شفاف توجه ندارند که همانا افرادی که در سال ۱۴۲۰هجری شمسی به سن جوانی می رسند حق دارند قهرمانان ملی خود را بشناسند! قهرمانانی نظیر سیدعلی اندرزگو که ۶۰ هزار نیرو در سراسر کشور به دنبال او بودند و یا قهرمانانی همچون شهید علی محمدی و شهید محمود شهریاری که در راه اقتدار علمی ملت ایران ترور شدند و یا شهدایی نظیر شهید سیدعلیرضا ستاری که در طی فتنه سبز و جریان عاشورای سال ۱۳۸۸ برای جلوگیری از آتش زدن یک بسیجی به دست اغتشاشگران روشنفکرنمای غرب زده، مورد حمله قرار گرفت و پس از تحمل ۴ سال آثار مصدومیت، در سال ۱۳۹۲ به شهادت رسید و قهرمانانی نظیر شهید مصطفی چمران، شهید محمدابراهیم همت، شهید حسین خرازی، شهید حسن باقری، شهید مهدی باکری و ... را بشناسند و یا بدانند که شهدای مدافع حرم و شهدای والامقامی همچون محسن حججی و حامد بافنده و شعبان نصیری و ... برای چه رفتند و در کیلموترها دورتر از حریم ایران اسلامی و حتی دورتر از حرم حضرت زینب سلام الله علیها به شهادت رسیدند!


معلوم نیست که چرا متولیان فرهنگی و سینمایی کشور نمی خواهند بفهمند که شان و وظیفه مدیریتی ایشان مبتنی بر قوانین جمهوری اسلامی رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و سپس استقلال فرهنگی و مصونیت جامعه از نفوذ فرهنگ اجانب بوده و در این میان تعریف مدیریت صحیح اجرایی به تولید آثار و ثبت و ضبط هنرمندانه مبانی انقلاب اسلامی خلاصه شده و میزان پایندی ایشان به نظام جمهوری اسلامی تنها با این ملاک قابل اندازه گیری می باشد.



یکی از عوامل سایش در جبهه‌ی خودی، این است که مسئولینِ خودیِ فرهنگ، مانند وزارت ارشاد و بعضی دستگاه های دیگر، به آن کم توجّهی کردند. از ابتدا که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد، بایستی دفتر گزینش دایر میکرد و به سراغ کسانی که اهل نویسندگی، شعر، فیلمسازی، موسیقی حلال و دیگر رشته‌های هنری بودند، می رفت. حتی به سراغ کسانی می رفت که صدای خوبی برای خوانندگی داشتند. بنده گاهی اوقات که میبینم نوجوانی را به تلویزیون می‌آورند که از صدای خوبی برخوردار است، دلم میلرزد که آیا بناست این نوجوان، فردا، پس فردا خواننده‌ی خوبِ جبهه‌ی مستضعفین و جبهه‌ی حق شود، یا قرار است به خود و مادر و پدرش پولی بدهند، بعد هم ببرندش و یک استودیوی مجّانیِ پر زرق و برق در اختیارش بگذارند و یکی دیگر بر خیل آدم هایِ ناباب اضافه کنند؟

دایر کردن چنان دفتر گزینشی در وزارت ارشاد لازم بود تا مراجعه کنندگانِ دارای استعداد هنری را جذب میکردند، یا حتی به سراغشان میرفتند. اگر چنین میشد، وزارت ارشاد را که گاهی لانه‌ی مراکز فساد فرهنگ گذشته بود، بتدریج و به مرور استحاله و تبدیل به مرکزی برای انقلاب و اسلام و خدا و حقّ و آزادگی میکردند و مسلّماً پس از گذشت ده سال، میتوانستند در همه‌ی رشته‌های هنری، شخصیتهای عظیمی را پرورش دهند و معرفی کنند. اما چنین کاری نکردند. حال «مقصّر چه کسی است؟» ما که این‌جا قاضی نیستیم. «با مقصّرین باید چه کار کنیم؟» ما که دادستان نیستیم. فعلاً می خواهیم وصف‌الحال کنیم و ببینیم از حالا به بعد باید چه کار کرد؟

(امام خامنه ای در دیدار هنرمندان -۱۳۷۳/۰۴/۲۲)




پس چقدر عجیب و غیرقابل هضم است که دست سینمای کشور در چهل سالگی انقلاب اسلامی اینقدر خالی است و متولیان سینمایی کشور در بالغ بر پنجاه نهاد فرهنگی نه تنها در حوزه دفاع مقدس، که حتی در سایر حوزه های فرهنگی آنقدر ضعیف عملکرده اند که بخش تولیدات فرهنگی راکدتر از تولیدات صنعتی است و جمهوری اسلامی پس از چهاردهه، به جای آنکه در حال صادرات محصولات فرهنگی به جهان باشد، درگیر واردات بی رویه محصولاتی است که از اساس در تضاد با بنیان های فرهنگ زندگی اسلامی ایرانی قرار دارند و این آشکار کننده نفوذ فرهنگی در عمق جان کشور است؛ زیرا مگر می شود یک مدیر فرهنگی در جمهوری اسلامی نداند که طراحی های فرهنگی خطرناکتر از توطئه های امنیتی و تهدیدات نظامی است؟ مگر می شود که یک مدیر فرهنگی در جمهوری اسلامی نداند که در جنگ فرهنگی، هدف دشمن تضعیف اراده هاست؟


پس اگر انسان ایرانی سال ۱۴۱۴ علاقه ای به مقاومت، ایستادگی، ایثار، استکبارستیزی و ... نداشته باشد، متولیان امر فرهنگ در تمام دستگاه های فرهنگی به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به صورت معین سازمان سینمایی کشور، چطور پاسخگوی دویست و سی هزار شهید انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، ترور، مدافع حرم و ... خواهند بود؟ نادیده گرفتن حقوق فرهنگی یک ملت و بلکه خیانت به امنیت فرهنگی آن، جرم فرهنگی نیست؟ کدام قانون نانوشته ای وجود دارد تا افرادی را که مغز و قلب میلیون ها ایرانی مسلمان را به عرصه تاخت و تاز محصولات وارداتی دشمن تبدیل کرده اند، پای میز محاکمه کشاند؟ مجرمانی فرهنگی که سوء مدیریت، هواپرستی، بی کفایتی، جهل، ترس و سایر خصوصیاتشان باعث کندی مسیر حرکت ملت ایران در برپایی تمدن نوین اسلامی شده و با این شرایط شاید حتی آنها را از این مسیر منحرف کند، مجرمانی که اگر عامل نفوذی نباشند، قطعا در روزگاری که فرهنگ از دست برود، شرمنده خواهند شد و در این میان امید است تا ریاست جدید سازمان سینمایی کشور در زمره این طیف از مدیران فرهنگی قرار نگیرد.




اخبار مرتبط

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.