یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۷:۰۰

گام به گام با فیلم‌های فجر؛

«در دنیای تو ساعت چند است؟»؛ فیلمی فرانسوی در شمال ایران!

در دنیای تو ساعت چند است؟

سینماپرس: ناصر بهزادی/ «در دنیای تو ساعت چند است؟» به عنوان اولین اثر سینمایی صفی یزدانیان فیلمی وامدار به فرهنگ غربی با دیدگاهی روشنفکرانه و پر از اطوارهای غربی است که هیچ همخوانی با فرهنگ غنی شرق نداشته و از این رو نمی تواند با مخاطبان ایرانی ارتباط برقرار کند.

یزدانیان بدون آنکه به آداپتاسیون و تطابق فرهنگی اثرش توجهی داشته باشد، فیلمی ساخته که رسماً تبلیغی برای فرهنگ فرانسوی ها است. با اینکه فیلم در شهر رشت فیلمبرداری شده، همه آدم ها به زبان فرانسه آشنایی کامل دارند، همه هنرمند و شاعر هستند و کلاً هیچ اثری از مردمان ایرانی در این فیلم دیده نمی شود. «دردنیای تو ساعت چند است؟» رسماً فیلمی در امتداد جریان روشنفکری است که به خصوص طی سال های اخیر و پس از ظهور برخی از فیلمسازان ایرانی همانند اصغر فرهادی است که موج جدیدی را در سینمای ایران پایه گذاری کرد که برخی از فیلمسازان شبه روشنفکر بدون هرگونه تفکر و دانشی خود را مانند وصله ای نافرم به این موج الصاق کردند و دست به ساخت آثاری زدند که در میان مخاطبان عام و همچنین منتقدان سینمای ایران فیلم های شکست خورده ای محسوب می شدند و تنها افرادی که گرایشات روشنفکرانه داشتند از آن ها استقبال می کردند.

داستان فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» در مورد گلی است که بعد از بیست سال زندگی در فرانسه یکباره تصمیم می‌گیرد به ایران و به زادگاهش، شهر رشت سفری کند. فرهاد در رشت به استقبالش می‌رود و می‌گوید که آشنایی قدیمی است، اما گلی اصلاً او را به یاد نمی‌ آورد تا اینکه پس از دیدن و به یادآوری نوستالژی های گذشته پی به عشق دیرینه فرهاد برده و فیلم به پایان می رسد! این فیلم آغازی نامتعارف دارد که در سینمای ایران به هیچ عنوان شناخته شده نیست. مردی عاشق که همه مردم شهر از دلدادگی او به معشوقه اش خبر دارند و در این میان معشوقه پس از سال ها او را به یاد نمی آورد و عاشق دست به هر کار دیوانه واری می زند تا او را به یاد خاطرات گذشته بیندازد و دوباره دل او را نرم کند. ما با فیلمی روبرو هستیم که عاشق دلخسته آن نمی‌کوشد تا توسط معشوق دوست داشته شود، بلکه فقط می‌خواهد به یاد بیاید. تمام آن خرت و پرتهای داخل چمدان قدیمی که در همه این سال‌ها همچون یادگاری‌های عزیز از یار دیرینش نزد خود نگه داشته، برای زنده کردن خاطرات از یاد رفته‌ای است که او را به محبوبش پیوند می‌دهد.

صفی یزدانیان منتقد، مترجم و نویسنده سرشناس ایران بدون توجه به خط اصلی داستانی فیلم خود درصدد دیدگاه های خود بوده است. او با ساخت این فیلم ثابت کرد که یکی از پیروان سرسخت جریانات روشنفکری است که برای نخستین بار در زمان به وقوع پیوستن انقلاب فرانسه تلاش نمودند تا اندیشه های خود را در جامعه اشاعه دهند و در راه رسیدن به هدف خود ازهیچ تلاشی فرو گذار نمی کردند. هرچند که خط اصلی داستانی «در دنیای تو ساعت چند است؟» هیچگونه ارتباطی به جریانات روشنفکری ندارد و در مورد گره های عاطفی میان آدم ها از نسل ها مختلف است اما یزدانیان این فیلم را به جریانات روشنفکری مورد نظر خود مرتبط نموده که از همین رو مخاطب با اثری آشفته روبرو است و در نهایت هم پی به هدف اصلی فیلمساز نمی برد!

این فیلم حال و هوای خاص و شاعرانه ای دارد و از همین رو موسیقی در این فیلم حرف اول و آخر را می زند. شاید تنها عنصری که در این اثر سینمایی درست مورد بهره برداری قرار گرفته است همان موسیقی فیلم باشد که با روح شاعرانه این فیلم همخوانی زیادی دارد. استفاده کریستف رضاعی از تم موسیقایی ترانه های آمریکایی و استفاده از آکوردهای عامه پسند و ساز پیانو تاثیر شگرفی بر دیده شدن این اثر سینمایی گذاشته است. موسیقی با متن فیلمنامه به شدت همخوانی دارد و در راستای داستان و فضای فیلم ساخته شده است اما باز هم به دلیل آنکه فرهنگ فیلمساز با فرهنگ مردمان ما همخوانی ندارد موسیقی این فیلم نیز نمی تواند آن ها را به سمت دوست داشتن فیلم سوق دهد!

ریتم این فیلم به شدت کند و کسل کننده است و بسیاری از تصاویر آن رسماً به زائداتی تبدیل شده اند که بودن یا نبودنشان هیچ تاثیری بر روند فیلم نمی گذارد. فیلمساز با تمرکز بر برخی از جزئیات بی محتوا و در عوض دور شدن از فضای کلی گویی باعث شده تا مخاطب از همان دقایق آغازین فیلم با اثری روبرو شود که نمی داند چه هدفی دارد؟ فیلمساز به شدت در پی آن بوده تا احساس نوستالژیک مخاطبان خود را برانگیخته کند که در این راستا هم نمی تواند موفق باشد و شاید تنها برخی از افراد که سنین بالیا ۴۰ سال دارند و جزو طبقه بورژوای جامعه محسوب می شوند بتوانند با نوستالژی بازی های فیلمساز همراه شوند.

نظرات

  • حامد طباطبایی ۱۳۹۳/۱۱/۲۲ - ۱۹:۲۲
    27 1
    با سلام واحترام، نقد بالا کاملا یک طرفه وبی رحمانه است!
  • مرتضی محمودی ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ - ۲۳:۲۹
    25 2
    سلام کاملا با نظر آقای حامد طباطبایی موافقم. فیلم رو به درستی درک نکردید و نقدکردید!
  • بهار ۱۳۹۴/۰۲/۳۱ - ۱۱:۴۲
    0 12
    اونقدرا خوندم و شنیدم - بسیار متفاوت - اما ای دریغ از آنچه می پنداشتم . تدوین فلیم ضعیف ، شاید تنها نقطه ی شفاف و روشن فیلم عاشقانه ی تکراری و کلیشه ای ؛ موسیقی این اثر مثلا ناب بود . باب شده که فیلم نامه نویس ها و کارگردانان به سمت و سوی ساخت آثارا مستند از زندگی افراد با نام های متفاوت اما مشکلات شبیه هم " عشق بچه نقاش فقیر به دختر پولدار بابا هنرمند مامان دکتر ، میریم فرنگ - برمیگردی - نمی دونم ، شاید یه روزی "فیلم بسازند . چرا از دهه چهل و پنجاه تا دهه هفتاد سینما موج می زد از تماشاچی اما امروز روز ؟
  • مهرسا ۱۳۹۴/۰۳/۰۱ - ۱۴:۵۳
    11 0
    شرط اول نقد٬ کنارگذاشتن رفتار «ارزشی» نگاه کردن است. خب٬ فرض که ساخت این فیلم مشابه جریان سینمای روشن‌فکری فرانسه باشد و در قالب ایرانی٬ بومی شده باشد٬ این یه نقطه‌ی ضعف نیست! این توضیح و برداشت شما از ساختار فیلم است. «سینما» اساساً یک هنر و صنعت غربی است و غربی بودن بسیاری از تکنیک‌ها کاملاً طبیعی و به جا است. این فیلم پر از تکنیک و جزییاتی است که با یک بار دیدن یک مخاطب علاقه‌مند به سینما هم قابل درک است. به‌تر است جریان منتقدان سینما به سمتی برود که در جزییات و تکنیک سینمایی (که مخاطب عام و علاقه‌مند سینما از آن بی‌خبر است و منتقدِ باسواد این تکنیک‌ها را درک می‌کند) صحبت کنند٬ نه این‌که مانند سیاست‌مداران ما با لیبل‌زنی بی‌اساس سعی در تخریب فیلم در رسانه‌ها رو داشته باشند.
  • وحید ۱۳۹۴/۰۳/۰۱ - ۱۷:۲۱
    7 1
    نقد بی رحمانه بود اما باید پذیرفت فیلم با دنیای واقعی فاصله ی شدیدی دارد
  • سها ۱۳۹۴/۰۵/۱۲ - ۱۸:۳۸
    8 0
    چطور ما یک فیلم عاشقانه ی هالیوودی را بااین محتوا میپسندیم اما یک فیلم ایرانی را بااین محتوا رد میکنیم ؟؟ اگر سلیقه ی ما به سمت فیلمهای هالیوودی رفته چرا نباید جنس فیلمها و نگاهمان را در فیلمهای خودمان به نمایش بگزاریم در ضمن اگر ما عشق را نمیفهمیم و کمبودش را دز زندگی مان و دنیای فیلمسازی درک نمیکنیم نگوییم فیلم واقعیت نداره! کار فیلمساز فقط گفتن واقعیت ها نیست . فیلم بسیار پرکشش و خوش ساختی بود و فرم عاشقانه و ریتم خودش را در کنار موسیقی عالی کار به شدت حفظ کرد .
  • نادر نظامی ۱۳۹۴/۱۱/۱۳ - ۱۰:۲۳
    1 0
    نقد تند است ولی نکات خوبی دارد مثل فرانسوی کردن فیلم که من هم زیاد با آن کنار نیامدم بخصوص جریان دوقلوها... ولی داستان فرهادی و قاطی کردنش با این فیلم مضحک است...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.