چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۸

حقوق فرهنگی و ماجرای بودجه های فرهنگی دورهمی (۲)

از عدم انتخاب افراد انقلابی بر مسند دبیری و داوری، تا فراموشی کارکرد اصلی جشنواره‌ها/ آیا دلسرد کردن نیروهای جوان انقلابی توطئه ی فرهنگی نیست؟

حقوق فرهنگی و ماجرای بودجه های فرهنگی دورهمی

سینماپرس: محمد علی سلیمانی / سالیانه بخش زیادی از بودجه فرهنگی کشور صرف برگزاری جشنواره ها و مراسم هایی در رده های مختلف بین المللی، ملی و منطقه ای می شود که بیشتر دورهمی هایی هنرمندانه هستند و اثر چندانی بر روی بهبود فرهنگ عمومی جامعه ندارند و این در حالی است که مسئولان همواره برای حمایت از جشنواره ها و فعالیت های هنرمندان متعهد مشکل کمبود بودجه و عدم تأمین مالی را بهانه می کنند.

هنگامی که اولویت ها مشخص نباشد، جشنواره ها نیز ممکن است کارکرد خود را از دست داده و یا به حواشی و سمت و سویی متفاوت از کارکردهای اصلی شان سوق داده شوند، برای مثال در سال ۱۳۹۵ جشنواره فیلم سبز محیط زیست، در کنار محیط زیست خود را موظف به ادای احترام به موضوعاتی بی ربط همچون برجام و شجریان و جهان بدون خشونت و ... نیز می دانست.


فرهاد توحیدی دبیر جشنواره بین المللی فیلم سبز در آیین اختتامیه این جشنواره ضمن تشکر از معصومه ابتکار رئیس حفاظت از محیط زیست و تمامی مدیران جشنواره که وی را در برگزاری این رخداد فرهنگی کمک کردند، اظهار داشت: «برای برگزاری این جشنواره خون دل ها خرده شد امیدوارم که موثر واقع شود. در طول یک هفته گذشته همانطور که  فیلم ها نمایش داده می شد از تخریب جنگل ها، کشتار حیوانات، گونه های رو به انقراض و ... صحبت شد اما در برنامه ها و فیلم ها ندیدم که از محیط زیست انسانی سخن گفته شود. به هر حال محیط زیست انسانی هم به اندازه طبیعت اهمیت دارد چرا که موضوعش درباره زندگی ایران است. ... این همه خشونت که این روز در دنیا و بعضا در ایران دیده می شود از کجا می آید؟ محیط زیست انسانی به اندازه آب و هوای پاک برای ما اهمیت دارد و در همین ابتدای سخن باید از وزیر امور خارجه کشورمان آقای ظریف تشکرکنیم که دریچه ای را برای گفت و گو در دنیا باز کردند. چرا وقتی نوبت برجام به مباحث داخلی می رسد آن را چنین بد کنار می گذاریم در حالی که ما برادران دینی هستیم. ... سینما، موسیقی، تئاتر و انواع هنر ها روح آدمی را لطیف می کند،   چرا با این هنر ها این روزها اینطور برخورد می شود. در جامعه پویا شادی نباید غایب باشد و شهر بدون لبخند به درد نمی خورد. ... روح ملت ایران با صدای شجریان و صدای کمانچه کلهر تنیده شده است و این کدام بی خردی است که ما از شنیدن این صدا ها منع می کند. ...»


اما نکته ی دیگری که در موضوع نحوه هزینه کرد دستگاه های فرهنگی می توان به واسطه ی بررسی بیانات امام امت دریافت و استخراج نمود، سوق دهی بودجه های فرهنگی به سمت حمایت از جوانان و نیروهای انقلابی است.


یکی از کارهای دشمن، این شد که این مجموعه‌های مؤمن را منزوی کند. جوان، بی‌تجربه است. به مجرد این‌که ببیند در یک دستگاه رسمی کشور؛ مثلاً در یک مرکز فرهنگی کشور؛ دو نفر به او اخم کردند، به او بی‌اعتنایی کردند، او را تحقیر کردند؛ در حرکتش اثر می‌گذارد و او را کند می‌کند. یا مثلاً وقتی ببیند که در مجلات به‌اصطلاح ادبی و هنری کشور، چهره‌های مخالف با این روش و خط را، بزرگ می‌کنند، بر جسته می‌کنند، تعریف می‌کنند، این جوان دلش آب می‌شود و روحیه‌اش را از دست می‌دهد.

(امام خامنه ای در دیدار وزیر، معاونین و رؤسای مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور -  ۱۳۷۱/۰۵/۲۱)


بر این اساس دلسرد کردن نیروهای جوان انقلابی و اختصاص بودجه به امور غیرضروری و حمایت از افرادی که داعیه اسلام و انقلاب ندارند، از جمله توطئه های فرهنگی صورت گرفته از سوی دشمنان در جنگ فرهنگی بوده و با وجود انکه مقام معظم رهبری، حدود بیست سال قبل نسبت به این اراده ی خباثت آمیز در سطوح خرد و میانی به مدیران کلان و ارشد فرهنگ و هنر هشدار داده اند، اما متاسفانه، پس از دو دهه هم چنان مشاهده می شود که جوانان مؤمن و انقلابی از عرصه فرهنگ، هنر و رسانه دور رانده شده و بودجه های فرهنگی صرف فعالیت هایی می شود که هیچ اثرمفیدی بر صیانت از فرهنگ ملی ندارند. بدتر از آن در برخی موارد برای افرادی از پول بیت المال هزینه می شود که به هتاکی علیه نظام اسلامی و سیاه نمایی اوضاع کشور می پردازند.



به این ترتیب عدم اشراف مدیران کلان بر نحوه ی اختصاص دهی بیت المال و نیز نبود نهاد مشخصی برای حساب کشی از دستگاه های فرهنگی موجود بر اساس تکالیف آنها در زمان جنگ فرهنگی، باعث شده تا بخشی از بیت المال مسلمین در راه صدمه زدن به فرهنگ خودی، پشتیبانی و دل جویی از هنرمندان بی تعهد نسبت به منافع ملی و خواست ملت، دلسرد کردن نیروهای انقلابی و در کل کمک به جبهه دشمن صرف شود.


وقتی یک فیلمساز، اثرش را به مراکزی می‌برد که می‌توانند از او استفاده کنند و کاری کنند که بتواند کارش را ادامه دهد؛ اما با بی‌اعتنایی به او می‌گویند: نه آقا؛ ما این را قبول نداریم. این طورش را قبول نداریم، و بعد در همان حال ببیند انواع و اقسام کارهایی که از لحاظ مایه‌های هنری از کار او کمتر است اما چون مایه‌ی اسلامی ندارد مورد قبول آنهاست؛ این جوان به خودی خود، منزوی و ناامید خواهد شد. من بارها از اعماق جان، قلبم برای این جوانان مؤمن و انقلابی، سوخته و گداخته است. بارها تأسف خورده‌ام که چرا باید به جوانان به این خوبی، بی‌اعتنایی شود!؟ اینها هیچ چیزشان از آن کسانی که در جاهایی به عنوان هنرمند معروف شده‌اند، کمتر نیست. در بسیاری از امور، از آنها خیلی هم بهترند. اما به اینها بی‌اعتنایی می‌شود. وقتی‌که انسان مطلب را به درستی کاوش می‌کند، می‌بیند سر رشته می‌رسد به اراده‌ی خباثت‌آمیزی در نقطه‌ای! مسؤولین هم متوجه نیستند. مسؤولین فرهنگی، مردمان خوبی هستند؛ اما در سطوح بالا، از کارهایی که در سطوح متوسط انجام می‌گیرد، بی‌خبرند. لذا، این جوان، این مجموعه‌ی جوانان و این جریان ها را، ناامید می‌کنند.

(امام خامنه ای در دیدار وزیر، معاونین و رؤسای مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور -۱۳۷۱/۰۵/۲۱)


در این باره نیز اگرچه شاهد مثال ها فراوانی دارد، اما یکی از آخرین موارد آن، انتخاب محمد آفریده به دبیری نخستین جشنواره فیلم روح الله از سوی موسسه حفظ و نشر آثار امام راحل در سال ۱۳۹۵ بود؛ جشنواره ای که طیف های مختلفی از ساختارهای رسمی فرهنگ نیز در برگزاری آن مشارکت داشتند، از شبکه مستند سیما و انجمن سینمای جوانان ایران گرفته تا مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، بنیاد سینمایی فارابی و عروج فیلم. البته این گونه حمایت ها در عرصه فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی به ویژه در عرصه سینما پدیده ای عجیب و غیرطبیعی نبوده و معمولا عکس آن تعجب برانگیز خواهد بود، برای مثال اگر نهادهای سینمایی بخشی از هزینه ریخت و پاش هایشان را صرف حمایت از جشنواره هایی مانند عمار یا جشنواره فیلم مقاومت کنند و یا از هنرمندان انقلابی برای دبیری یا داوری جشنواره ها استفاده کرده و اجازه رفتار و عمل انقلابی به آنها بدهند، مایه بهت و حیرت خواهد بود.


اگرچه نحوه مصرف بیت المال مسلمین در حوزه سینما و تلویزیون حساسیت بیشتری دارد، چرا که محصولات این رسانه ها، عموماً هزینه ی بسیار بالاتری به نسبت سایر محصولات فرهنگی و هنری می طلبند و البته اثرگذاری  آنها نیز بیش از ده ها کتاب، قطعه موسیقی یا تئاتر است، اما در جمهوری اسلامی سالانه تعدادی از فیلم های تولید شده توسط دستگاه های رسمی دولتی و یا نهادهایی که دولتی نبوده اما از بودجه عمومی استفاده می کنند، توقیف می شوند، اخیراً این موضوع به سریال های تلویزیونی نیز سرایت کرده است.


من از همه‌ی این حرف ها، یک جمله را می‌خواهم نتیجه بگیرم... در مقابل تهاجم، عناصر مؤمن خودی می‌توانند بایستند. عناصر مؤمن خودی را، هرجا که هستند، گرامی بدارید. حرف من این است. من به مسؤولین فرهنگی کشور، از وزارت آموزش و پرورش تا وزارت ارشاد اسلامی، تا سازمان تبلیغات اسلامی، تا بقیه‌ی مؤسسات و بنگاه های فرهنگی کشور، عرض می‌کنم: به عناصر خودی تکیه کنید. منظور من این نیست که اگر کسی، جوان انقلابی نیست، دستش را بگیرید بگذاریدش بیرون؛ نه. چه کسی چنین چیزی را می‌گوید؟ اصلاً منطق اسلام که این نیست؛ منطق انقلاب که این نیست. میدان بدهید. به همه میدان بدهید. هرکس که می‌خواهد برای این ملت کار کند، کار کند. من می‌گویم اجازه‌ی منزوی شدن عناصر خودی را ندهید.

(امام خامنه ای در دیدار وزیر، معاونین و رؤسای مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور -۱۳۷۱/۰۵/۲۱)


به بیان ساده تر، بودجه های چند صد میلیونی و میلیاردی برای مدیران میانی سازمان های مختلف فرهنگی، آنچنان بی ارزش است که حتی پیگیر آثاری که به آنها بودجه اختصاص داده شده است، نمی شوند. برای مثال چند سال بیت المال مسلمین برای تولید یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی هزینه می شود، اما به علت اینکه هیچ گونه نظارت دقیق و متقنی در این بین وجود ندارد، تا زمان پرده برداری از اثر فوق و نمایش هتاکی ها و پرده دری های کارگردان و عوامل فیلم بر پرده سینما، مسئولان امر متوجه اشتباهات خود نمی شوند و تازه آن زمان است که محصول مورد نظر توقیف می شود.


البته باید توجه داشت که روند توقیف اثار، بالاخص در سینمای ایران به این ترتیب است که یک اثر سینمایی یا سریال تلویزیونی، به سبب نمایش هتاکی ها و پرده دری ها و ... در دوره ی ابتدایی ارایه خود با توقیف مواجه می شود و این حالت تا زمان دولت بعدی یا مسئول بعدی ادامه داشته و پس از آن عموم فیلم های توقیفی، رفع توقیف شده و در مسیر اکران عمومی قرار می گیرد.


از این جهت است که پس از گذشت بیش از سه دهه، دیگر نمی توان به این عمل متولیان، اشتباه گفت؛ چون گزیده شدن چند ده باره از یک موضوع، از هیچ توجیه و عذر عقلی برخوردار نبوده و این در حالی است که شاید بتوان گفت در مواردی نیز این گونه رفتار عامدانه بوده است.



اما از طرف دیگر سالیانه بخش زیادی از بودجه فرهنگی کشور صرف برگزاری جشنواره ها و مراسم هایی در رده های مختلف بین المللی، ملی و منطقه ای می شود که بیشتر دورهمی هایی هنرمندانه هستند و اثر چندانی بر روی بهبود فرهنگ عمومی جامعه ندارند و این در حالی است که مسئولان همواره برای حمایت از جشنواره ها و فعالیت های هنرمندان متعهد مشکل کمبود بودجه و عدم تأمین مالی را بهانه می کنند.



علی ای حال تا زمانی که اولویت های فرهنگی ساختارهای فرهنگی جمهوری اسلامی بر اساس منافع و مصالح فرهنگی جامعه و نه دغدغه های جناحی و حزبی و سلایق و علایق مدیران تعیین و تدوین نشود، نمی توان انتظار داشت بودجه فرهنگی کشور در جای صحیح مصرف شده و بتواند بخشی از تکالیف فرهنگی دولتمردان را اداء نماید. کاش مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی به اندازه ای که به نماز اول وقت و ادای واجبات دین اهمیت می دهند، به اسراف در حوزه فرهنگ و صرف ریال به ریال بودجه فرهنگی جامعه می پرداختند و آنچنان که به حلال و حرام در درآمد خویش و صرف آن اهمیت می دهند درباره مصادیق حلال و حرام در تخصیص بودجه فرهنگی کشور نیز دقت به خرج می دادند.