یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۵

نگاهی به فیلم ائو (خانه) اثر اصغر یوسفی نژاد؛

پس از دختر کشی، پدر کشی هم در سینمای ایران به تصویر کشیده شد

فیلم ائو

سینما پرس: ارسلان صمدزاده/ فیلم خانه را شاید بتوان از لحاظ تکنیکی اثری رو به جلو دانست و از این باب که پایتخت شلوغ را برای روایت سینماییش استفاده نکرده نکته ای مثبت قلمداد کرد، اما بی شک پدر کشی موجود در فیلم لکه ای نیست که به این راحتی بتوان آن را از دامان سینمای ایران پاک کرد.

فیلم سینمایی ائو به معنای خانه ساخته اصغر یوسفی نژاد سومین فیلم روز اول جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره بود که ساعتی قبل به نمایش درآمد. این فیلم که تماما به زبان آذری تولید شده و با زیر نویس فارسی پخش شد برای خیلی از عواملش اتفاقی مهم قلمداد می شود چراکه توانسته اند در میان فیلم های فیلمسازان بزرگی وارد عرصه رقابتی ترین جشنواره سینمای کشور شوند و نیز بسیاری از استادان این رشته را با حضور در بخش سودای سیمرغ جا بگذارند.

داستان فیلم در رابطه با جنازه پدری پیر است که به تازگی فوت شده و قرار بوده تا طبق وصیتش جنازه او به دانشگاه علوم پزشکی داده شود تا برای کار علمی تشریح شود، اما با اطلاع تنها دختر پیرمرد از این ماجرا او وارد داستان شده و با جدیت تمام از انجام این وصیت جلوگیری می کند. از سویی دیگر پسر خواهر فرد فوت شده که در چند سال اخیر پرستاری او را می کرده است مسئول رسیدگی به امور شده و باید به نحوی این ماجرا را فیصله دهد، چراکه هر لحظه بر تعداد مهمان ها افزوده شده واز سویی دیگر نمی توانند جنازه پیرمرد را بیش از این داخل خانه نگه دارند.

رفته رفته موضوع حساس تر شده و با آمدن نماینده رسمی دانشگاه علوم پزشکی و از طرفی ممانعت دختر از انجام وصیت پای پلیس هم به میان کشیده می شود. دختر که گویی در شش سال گذشته حتی به پدرش سر هم نزده آنچنان پای جنازه پدرش اشک می ریزد که فامیل از دیدن این همه تأثر و جدیت بر سر نگهداشتن جنازه پدر متحیر می شوند.

با بالا گرفتن بحث و جدل میان نماینده دانشگاه برای اعمال قانونی وصیت مرحوم و از سویی مقابله دختر و معرکه گیری او تنها راه باقی مانده اطلاع دادن به همسر دختر معترض است تا به نحوی همسرش را راضی کند تا مسئولین دانشگاه که وصی قانونی پدرش هستند به وظیفه شان برسند.

در این بین در خلوت هایی که میان خواهر زاده مرحوم و دختر او پیش می آید صحبت هایی از یک عشق و علاقه قدیمی می شود که دیگر در گذر سال ها رنگ باخته و تنهایی اش را برای پیر پسر فامیل جا گذاشته است.  

اما در انتها با آمدن داماد مرحوم ورق بازی بر میگردد و مخاطب از آنچه حقیقت ماجرا است در عجب می ماند، پرده سوم و پایانی فیلمنامه خانه را باید از لحاظ فنی و ساختاری در نوع خود تکنیکی ارزیابی کرد اما آنچه در محتوای اثر رخ می دهد از لحاظ سیاه بینی و تلخی و نیز القای نا امیدی لااقل در سینمای ایران کم نظیر است.

دختر کشی که سابق بر این در سینمای ایران در فیلمی نظیر خانه پدری دیده شد و با نقدهای بسیاری جدیدی نیز روبرو گشت که به همان سبب فیلم کیانوش عیاری در محاق توقیف ماند، در ادامه روند تولیدات نوین سینمای ایران، به یمن فعالیت های کثیر انجمن سینمای جوان در شهرستان ها، آن هم در تبریز که از شهرهای مهم مذهبی و معتقد و انقلابی به شمار می رود، به تم پدر کشی ارتقاء یافته است.

دختری به دلیل کسب ماترک متوفی و رسیدن به ارث پدرش، با همکاری همسر خود و با رضایت قلبی اقدام به مسموم کردن پدر پیر و بیمارش می کند تا به قول خودش هم او را از شر بیماری آلزایمر خلاصی دهد و هم کاری کند تا پدرش حداقل با مرگش برای عده ای فایده داشته باشد.

پدر کشی در سینمای ایران اگر نگوییم بی سابقه ولی کم سابقه است چراکه جایگاه پدر به عنوان ولی و بزرگ خانواده همیشه از قداست خاصی برخوردار بوده و جوان و نوجوان و بزرگ و کوچک با هر سلیقه و سبک زندگی بر این مهم اتفاق نظر دارند، البته در سال های اخیر با موج سیاه نمای یک دست از فیلم های شبه روشنفکری، اقتدار زدایی از مقام پدر و کسر شأن کردن مقام او رفته رفته در سینمای ایران قوت گرفت.

اما فیلم یوسفی نژاد با اعمال این تصویر آن هم روایت گری اش در یک شهرستان سنتی و مذهبی دیگر دست سینمای شبه روشنفکری را هم از پشت بست و کار را برای برخی از معاندان ارزش های انقلابی و اسلامی در سینما راحت تر کرد تا دیگر نه تنها ترسی از دختر کشی در سینمای ایران نداشته باشند، بلکه بدانند فیلم اول آن ها می تواند با ارائه تصویری از پدر کشی، در جشنواره مزین به نام فجر انقلاب اسلامی در بخش مسابقه سینمای ایران هم پذیرفته شود و چه بسا در آخر این میهمانی نقد و نظر هایی را هم به سوی خود جلب کند.

خانه را شاید بتوان از لحاظ تکنیکی اثری رو به جلو دانست و از این باب که پایتخت شلوغ را برای روایت سینماییش استفاده نکرده نکته ای مثبت قلمداد کرد، اما بی شک پدر کشی موجود در فیلم لکه ای نیست که به این راحتی بتوان آن را از دامان سینمای ایران پاک کرد.

نظرات

  • ۱۳۹۵/۱۱/۱۱ - ۱۰:۳۲
    1 1
    ببخشيد يه ذره زيادي داستان فيلم رو توضيح نداديد ؟!!!
  • تماشاچی ۱۳۹۵/۱۱/۱۲ - ۲۰:۱۴
    1 1
    وای از خدا نمیترسن همچین فیلمهایی میسازن؟ یعنی اگر این فیلم یه درصدم این فکر رو در تماشاچی ایجاد کنه که پدرشو بکشه چه برسه به اینکه بکشه واقعا...برای خودش عذاب و گناه خریده..

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.