سه‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۹

تحلیلی بر یک بازی رسانه ای ناجوانمردانه؛

دروغ پشت دروغ برای تسویه حساب شاه نشینان با شمقدری/ وقتی که جریان اصیل انقلاب در سینما مظلومانه هدف قرار می گیرد!

تحلیلی بر یک بازی رسانه ای ناجوانمردانه

سینماپرس: این واقعیتی غیرقابل انکار است که جریان اصیل انقلاب در سینما همیشه مظلوم بوده و مانده است، اتفاقی که در پس همه این خبرپراکنی ها بیشتر از پیش رخ می نمایاند. این جریان اصیل همیشه از سوی جریانات معاند، روشنفکرهای داخلی و نفوذی ها در مظان اتهام قرار گرفته، مورد ظلم واقع شده و ضمن تحمل بیکاری مفرط در عرصه سینما، حتی این روزها نیز در امان نیست.

درست ۴ سال پیش بود که دولت دهم به روزهای پایانی خود رسید تا دولتی جدید بر سر کار آید. اما گویی این روی کار آمدن، متفاوت از دوره های قبل است. ظاهرا قرار بر آن است تا دستور العملی نانوشته در دستور کار قرار گیرد؛ تخریب همه جانبه مدیران قبلی به هر نحو ممکن! اتفاقی که به صورتی عجیب در سینما روی داد.

چند ماهی از تصدی مدیران جدید سازمان سینمایی نگذشته بود که به ناگاه هجمه سنگینی از طریق رسانه ها مبنی بر روی دادن رانت و اتفاقات ناخوشایند مالی در سازمان سینمایی دوران مدیریت شمقدری فراگیر شد.

چند رسانه با محوریت چند خبرنگار مغرض و یا ساده لوح و منابع خبری نامعلوم، اقدام به انتشار ارقام مالی و موضوعاتی کردند که طبیعتا مبادی این اطلاعات می بایست سازمان سینمایی  باشد!

اتهام زنی به جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی وقت مبنی بر پرداخت ۱۶۷۰ میلیونی به برادرش، کمک ۵۰۰ میلیونی به سینماپرس و ... و همچنین شفیع آقامحمدیان مدیرعامل مرکز گسترش سینمای تجربی وقت برای قرارداد بستن و پرداخت به اقوامش و موارد دیگر ازین دست. حجم گسترده و پیاپی این اخبار و ابراز بی اطلاعی عجیب مدیران دولتی از منبع انتشار آنها، باعث شد به سرعت یک فضای ناجوانمردانه رسانه ای بر علیه مدیران قبلی سازمان سینمایی شکل گیرد. به نحوی که هیچ امکانی برای پاسخگویی نیز وجود نداشته باشد. گویی همه آن شاه نشین هایی که در سالهای مدیریت شمقدری تحت فشار واقع شده بودند، الان تمام همت خود را در توزیع و گسترش این اخبار گماشته اند.

در این میان اخباری که برای محمدرضا عباسیان مدیرعامل وقت موسسه رسانه های تصویری منتشر شد و وی را متهم به دریافت حقوق نجومی ۵۰ میلیون تومانی کرد، یک گاف بزرگ پنهان در دل داشت و تا حدودی پشت جریانی را نشان داد که مسیر تخریب مدیران سینمایی دولت قبل را هموار کرده بود. اینبار اشتباه بزرگی صورت گرفت و قبل از آنکه خبرنگار ساده لوح یک رسانه، نامه نگاری داخلی سازمان سینمایی را به عنوان اسناد مالی منتشر نماید و به عباسیان اتهامی عجیب وارد کند، حجت الله ایوبی رئیس معزول سازمان سینمایی همان مبالغ را در کانال تلگرامیش منتشر کرد تا یکبار برای همیشه به ذهن ها متبادر شود که پشت ماجرای خبرسازی ها کجا می تواند باشد! هر چند این اشتباه باعث گشت که ایوبی مجبور به عذرخواهی گردد.

در این نبرد نابرابر، تنها راهی که برای پاسخگویی به اتهام های وارده بر افراد باقی مانده بود، مراجعه به سیستم قضایی و دادخواهی در زمینه دروغ پراکنی هایی بود که گوش خلایق سینمایی را کَر کرده بود.

اکنون ۴ سال می گذرد و کمی آفتاب از پشت ابر بیرون رفته، تمامی شکایت هایی که از رسانه ها صورت پذیرفته بود منجر به محکومیت آنها شد و مشخص شد تمامی آن اخبار کذب بوده است. از تابناک گرفته که با شکایت آقامحمدیان مدیرمسوولش به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد، تا خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) که با شکایت روح الله شمقدری محکوم شد و این روزها نیز که خبر مجرم شناخته شدن روزنامه بانی فیلم منتشر شد!

همه محکوم شدند، مجرم شناخته شدند و حالا معلوم شد اخباری که ناجوانمردانه در یک هجمه هماهنگ رسانه ای و کثیف علیه مدیران پاکدست سازمان سینمایی شمقدری منتشر شده بود، همه کذبهایی بودند برای تشویش اذهان عمومی!

جای تقدیر دارد که قوه محترم قضاییه به عنوان ملجا افرادی که در این تخریب گری ها متهم شده بودند و هرچند با تاخیر، ولی بالاخره چهره مخدوش شده حقیقت را در فضای سینمایی کشور روشن نمود، چهره ای که عده ای تلاش کرده بودند با پنجه های خویش بر آن خراش وارد کنند.

ولی؛ چرا؟ آخر چرا؟ مگر این مدیریت چه کرده بود که مستحق این همه کذب پراکنی و تخریب باشد؟ حال چه کسی پاسخ گوی آبروهای فراوانی خواهد بود که در این مسیر ریخته شد؟ آیا همه آن فشارها و تخریب ها به راحتی به حال قبل باز خواهد گشت؟ آیا همه تخریب هایی که صورت گرفته از ذهن ها پاک خواهد شد.

براستی افرادی که مهره های اصلی این دروغ پراکنی ها بودند، چه از روی غرض ورزی بوده و یا چه از روی ساده لوحی، چگونه در درگاه خداوند پاسخ گو خواهند بود؟

گویی درست است که برخی می گویند مدیریت دوران شمقدری دست در لانه زنبور کرده بود و دقیقا همانجاهایی را هدف قرار داده بود که ریشه معظلات و مشکلات امروز سینماست.

بی خود نبود عده ای در حوزه هنری خانه کرده بودند و آن روزها حق طلبانه بر سینما می تاختند و عده ای دیگر انصار حزب الله را بر علیه مدیریت سینما کوک می کردند و عده ای با لجبازی خود و عدم تبعیت از قانون، خانه سینما را به تعطیلی کشاندند و کارهای عجیب دیگری که خاطره آنها در حافظه خانواده سینمای کشور باقیست. همان خاطره هایی که برای قشر متوسط سینمای کشور جور دیگری است و با طعم بن های حمایتی توزیع شده بین بدنه سینما همراه است، همان خاطره هایی که برای اولین بار بیمه تکمیلی طلایی را تجربه کرد و همان خاطره هایی که توزیع عادلانه امکانات صنفی را به معنای واقعی و در زمان تعطیلی خانه سینما کمی تجربه کرد!

وقتی  برخی استفاده از رانت های همیشگی را از دست دادند و برخی شاه نشینان دیگر از شاه نشینی بی بهره ماندند، اتفاقاتی روی خواهد داد که منجر به یک جریان کثیف رسانه ای برای تسویه حساب می شود.

آری به راستی که این تسویه حساب جز این نمی تواند باشد!

این واقعیتی غیرقابل انکار است که جریان اصیل انقلاب در سینما همیشه مظلوم بوده و مانده است، اتفاقی که در پس همه این خبرپراکنی ها بیشتر از پیش رخ می نمایاند. این جریان اصیل همیشه از سوی جریانات معاند، روشنفکرهای داخلی و نفوذی ها در مظان اتهام قرار گرفته، مورد ظلم واقع شده و ضمن تحمل بیکاری مفرط در عرصه سینما، حتی این روزها نیز در امان نیست و هر از گاهی مورد هجمه و اتهام و رفتارهای ناجوانمردانه واقع می شود و کار بجایی می رسد که برخی بچه های انقلاب که تازه وارد این عرصه شده اند و بصیرت، شناخت و اطلاع کافی ندارند نیز در این بازی سهیم می شوند و با همان جریانات نفوذی ناخواسته همراه می گردند. اتفاقی که در گذشته برای ساخت آثاری از قبیل «توفان شن» ها و «سریال یوسف» ها روی داد و امروز برای «انقلاب دوم» ها و «سریال موسی» ها در حال روی دادن است!