چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱

آذین در گفتگو با سینماپرس:

اغلب فیلم های به نمایش درآمده در گروهک انحرافی هنر و تجربه با استانداردهای سینمایی فاصله دارند/ اکران فیلم های بی ربط در پی هماوردطلبی های کودکانه!

بزم رزم-هجوم-خانه-تمارض-برگ جان-پریناز-گمیچی-خواب ابراهیم-مانکن های قلعه-یک قناری یک کلاغ

سینماپرس: جبار آذین منتقد و مدرس سینما در پی اکران تعدادی فیلم در گروه سینمایی هنر و تجربه که از اساس سنخیتی با این گروه نداشته و ندارند اظهار داشت: قاعده مرسوم در گروهک انحرافی موسوم به هنر و تجربه این گونه بوده است که فیلم های مشکل دار، توقیفی و فیلمک هایی که با استانداردهای سینمایی فاصله دارند و ضعف های محتوایی و سینمایی آن ها مانع نمایش عمومی شان می شود در این گروهک به نمایش درآیند از همین رو تعداد کثیری از فیلم های به نمایش درآمده آن از منظر ساختار هنری و مضمون حرف چندانی برای گفتن نداشته اند گرچه گاه در میان آن ها آثار کوتاه و بلند مستند و داستانی از حرفه ای های سینما هم به نمایش درآمده است ولی این فیلم ها ربطی به این گروهک من درآوردی نداشته اند و صرفاً به جهت بازارگرمی در این گروه اکران شده اند.

این منتقد در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: با این همه این روزها چند فیلم اندک متفاوت در مضمون و ساختار در این گروه به اصطلاح سینمایی به نمایش درآمده که با اینکه برخی از آن ها میان فیلمک و فیلم سینمایی درجا می زنند و از استانداردهای آثار سینمایی به دور هستند ولی بعضی حرف هایی برای گفتن دارند که می تواند تا حدی مصداق هنر و تجربه راستین باشد و این رخداد استثنایی بر قاعده رایج این گروهک مبتنی بر اکران کیلویی فیلمک های سطحی و ضعیف است. به عبارتی ۱۰ فیلم در حال نمایش در این گروهک به دلایلی از جمله تولید برای مخاطب خاص، فاصله از زبان و فرهنگ و زندگی اجتماعی و متفاوت بودن در ساختار با فیلم های روی پرده به ناچار در این گروه اکران شده اند با این حال نگاهی به این فیلم ها خواهیم داشت.

وی سپس با اشاره به آثار اکران شده در گروه هنر و تجربه اظهار داشت: فیلم مستند «بزرم رزم» ساخته سیدوحید حسینی نگاهی سینمایی و سوار بر امواج موسیقایی به سرگذشت پر فراز و فرود موسیقی در دوران دفاع مقدس دارد و این مهم را در قالب ۲ داستان از جوانان رزمنده در جبهه های نبرد و جبهه های مبارزه با سلیقه های ضد موسیقی به ویژه موسیقی سنتی بازگو می کند. «بزم رزم» در مجموع اثری قابل تأمل در ساخت و تدوین و محتوا است و بررسی مناسبی را از قصه موسیقی سنتی در کشاکش کهنه ها و نوها روایت می کند.

آذین ادامه داد: شهرام مکری سینماگری که سینما را تاحدودی می فهمد اما جامعه ایران را هرگز نمی فهمد در پی دستیابی به بیان سینمایی مورد پسند خود و متفاوت با ساختارهای رایج سینمایی است و «هجوم» جدیدترین ساخته وی نشان از آن دارد که سازنده اش تاحدی توانایی تولید آثار حرفه ای در سینما را دارد اما چون می خواهد متفاوت باشد و حرف های روشنفکرانه و توهم آلود خود را در سینما بزند راه خود را می رود و کار خود را می کند.

وی سپس با بیان اینکه «هجوم» ساخته جدید او یک فیلم پلیسی-ورزشی است که تلاش های مکری را در استفاده به نسبت نوآورانه از فرم و محتوا به نمایش می گذارد خاطرنشان کرد: این فیلم گرچه سعی می کند سینما را هنرمندانه تجربه کند ولی به دلیل نوع تفکر و تلقی غلط فیلمساز از جامعه و منفی نگری های شدید اجتماعی و سیاسی وی ذائقه و سلیقه مخاطب ایرانی را ارضا نمی کند.

این منتقد افزود: «خانه» فیلم متفاوت و تقریباً خوش ساختی است که قاعده اکران فیلم های ضعیف هنر و تجربه را برای اولین بار به هم زده است. اصغر یوسفی نژاد سازنده این اثر آذری زبان با هوشمندی در گزینش مضامین و ساختار مناسب با آن و روایت های تصویری فکر شده روایتگر داستانی تأثیرگذار و حساب شده به قابلیت های بیانی تصویر و سینما است. «خانه» از نظر مضمون و ساختار به نسبت فیلم قابل توجهی است که شاید اگر به فارسی هم دوبله می شد می توانست در اکران عمومی هم مخاطب داشته باشد.

وی با اشاره به یکی دیگر از فیلم های اکران شده در این گروه سینمایی گفت: «تمارض» به کارگردانی عبد آبست تجربه ای مینی مال از فیلمسازی است که مانند دوستان نوجوی خود در سینما هنر هفتم و قابلیت های آن را تجربه می کند و دامنه این تجربه گرایی در ساختار، فرم و روایت و شکستن قالب های تجربه شده پیشین در عرصه های سینما و نمایش در «تمارض» دیده می شود با این حال آبست برای رسیدن به سینمای مطلوب خود همچنان نیازمند چندین تجربه دیگر در این زمینه است.

آذین ادامه داد: ساخته سینمایی متفکرانه ابراهیم مختاری با نام «برگ جان» دغدغه های او را درباره باورها و نیازهای انسان معاصر به نمایش می گذارد. او در فیلم جمع و جور خود از تفاوت ها و تشابه های نگرشی و سلیقه ای انسان ها به خود و زندگی و هستی سخن می گوید. مختاری در فیلم خود درگیر نگاه های فلسفی و دینی و اجتماعی است که شاید با انسجام آن ها به انسجام سینمایی در فیلم بعدی خود برسد.

این منتقد افزود: «پریناز» ساخته بهرام بهرامیان فیلم مناسب و مقبولی نیست و گرچه از ساختاری متوسط برخوردار است و حرف هایی تازه برای مخاطب ندارد ولی جزو فیلم های مرسوم هنر و تجربه قرار نمی گیرد در واقع ضعف های محتوایی و ساختاری و کجروی های معنایی آن سبب اکران آن در این گروهک ضد سینمایی شده است.

آذین تأکید کرد: «گمیجی» فیلمی ساده و صمیمی از مجید اسماعیلی پارسا است که در کل امتیازهای خوبی در ساختار و مضمون دارد به گونه ای که ویژگی های مثبت آن بسیار بیشتر از بعضی فیلم های به اصطلاح حرفه ای روی پرده سینماهای کشور است. سازنده این اثر بیش از هنر و تجربه در «گمیجی» روی محتوای انسانی و اخلاقی داستان فیلم تکیه دارد به همین دلیل فیلم قصه گوی او فراتر از قالب های محدود این گروهک است.

این منتقد سپس به یکی دیگر از آثار اکران شده در این گروه سینمایی اشاره کرد و گفت: مستند «خواب ابراهیم» تصویرگر پشت صحنه فیلم «چ» ساخته ابراهیم حاتمی کیا است. محمود کریمی کارگردان این اثر مستند با تلاش برای تثبیت سینمایی فیلم های تولید شده از پشت صحنه ها در نگاه مخاطب و ایجاد ترکیب نمایشی میان افکار، دنیا و تلقی های حاتمی کیا با «چ» و سینما پا را از سطح تولید فیلم های متداول پشت صحنه ای جلوتر گذاشته و کیارستمی گونه خواسته سینما را از زوایای کمتر توجه شده به آن به تجربه و نمایش بنشیند که تا حدی در این مسیر قابل پذیرش حرکت کرده است.

وی ادامه داد: مستند «مانکن های قلعه» ساخته مشترک سام کلانتری و زینب تبریزی هم در گزینش سوژه، پرداخت مضمون و محتوا و ساختار عرصه های تازه ای را در سینما و روایت سینمایی تجربه کرده است. موضوع ارتباط میان انسان ها و مانکن های پلاستیکی و نمایش شباهت های معنایی و محتوایی زندگی و خلقیات آن ها محور نگرش سازندگان این فیلم به زندگی نمایشی ۱۵ مانکن متفاوت است. «مانکن های قلعه» تجربه ای خاص و سلیقه ای است که بیش از هنر به تجربه گرایی در سینما گرایش دارد.

آذین گفت: اصغر عبدالهی فیلمنامه نویس شناخته شده کشور در نخستین ساخته سینمایی خود با نام «یک قناری، یک کلاغ» روایتگر داستانی عاشقانه در تنگنای زندگی اقتصاد و سیاست زده امروز است. او در فیلم خود از گسست ها، پیوست ها و پایداری انسان ها در مقابله با سختی ها با تکیه بر عشق و محبت می گوید. «یک قناری، یک کلاغ» مضمون و محتوایی گرچه تکراری اما انسانی و ساختار سینمایی متوسط دارد و عبدالهی را برای شروع کار حرفه ای در سینما به نسبت آماده می نمایاند.

این مدرس سینما در خاتمه این گفتگو متذکر شد: فیلم های به نمایش درآمده با آنکه کمترین سنخیت ساختاری و محتوایی را با گروهک هنر و تجربه ندارند و اغلب در قالب فیلم های جاری هنری و یا تجربی نمی گنجند و عمدتاً به دلیل محدودیت های نگاه انحرافی حاکم بر سینما و نگرش های خاص سازندگان شان در این گروه به نمایش درآمده اند ولی با حضور و نمایش خود هرچند مسیری تازه را برای جلوگیری از انحراف این گروهک و هماورد طلبی های کودکانه اش در مقابل سینمای حرفه ای پیش پای آن نمی نهد اما این روزها به دلیل نشان دادن استعدادهای قابل هدایت نسل جوان در مسیر فیلمسازی قابل هدایت فردا مورد توجه قرار گرفته است.