دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۷

به بهانه بازپخش سریال «آینه عبرت» در شبکه آی فیلم؛

آ تقی و عبرت هایش!

سریال «آینه عبرت»

سینماپرس: شبکه آی فیلم ۲ یکی از نوستالژیک ترین سریال های دهه شصت را به روی آنتن برده که هنوز دو شخصیت اصلی آن آ تقی(جواد گلپایگانی) و علی(محمود دینی) در حافظه و خاطره تلویزیونی مخاطب مانده و به یاد می آید.

به گزارش سینماپرس، شبکه آی فیلم ۲ یکی از نوستالژیک ترین سریال های دهه شصت را به روی آنتن برده که هنوز دو شخصیت اصلی آن آ تقی(جواد گلپایگانی) و علی(محمود دینی) در حافظه و خاطره تلویزیونی مخاطب مانده و به یاد می آید. از اولین سریال هایی که به سری دوم رسید. فصل او آن که یک داستان یک خط داشت بین سال های ۶۷ و ۶۸ توسط علی نقی لو و فصل دوم آن بین سال های ۶۸ تا ۷۰ توسط محسن شاه محمدی کارگردانی شد.

آیینه عبرت ۲ برخلاف فصل اول که بر محور یک داستان روایت می شود، دارای داستان ها و اپیزودهای متفاوتی همچون ارثیه پدری، بچه سر راهی، دوران تباهی و خواستگاری است. در مجموع سریال آینه عبرت در دو فصل خود ۵۰ قسمت شد که در زمان خود، سریال طولانی محسوب می شود. یکی از مشهورترین عنوان‌های آن «برگ‌ریزان» بود که خود در ۱۸ قسمت مجزا تهیه شد. از ویژگی های مهم فصل دوم این بود که قصه های آن براساس پرونده‌های موجود در اداره کل مبارزه با مواد مخدر نوشته شده بود و سویه رئالیستی داشت.

سریال و شخصیت هایش به قدری محبوب شده بودند که حتی پوسترهای محمود دینی را هم می فروختند. زمانی که آینه عبرت پخش می شد اعتیاد در کشور شیوع پیدا کرده بود و تلویزیون تلاش کرد با ساخت این مجموعه و انجام کاری فرهنگی و هنری، نقش و سهمی در مبارزه با اعتیاد داشته باشند. آن زمان نه کمپ های ترک اعتیاد وجود داشت نه پویش هایی که امروز در شبکه های اجتماعی برای مقابله با اعتیاد شاهدیم. شبکه های تلویزیونی و تنوع سریال ها هم مثل امروز نبود و یا سریال مشابهی که این موضوع را دستمایه ساخت خود قرار دهد. تعلیق و هیجان و تعقیب و گریزی هم که در ذات قصه بود، جذابیت های دراماتیکی آن را بیشتر می کرد و البته باید به جنس بازی جواد گلپایگانی در نقش آتقی هم توجه داشت که با آن لحن صحبت کردن و شیوه راه رفتش، به این کاراکتر هویت بخشید.

 آینه عبرت چه در سری اول و چه سری دوم که داستان های مختلفی را روایت می کرد یک وجه مشترک داشت و آن هم تباهی بود. در واقع آخر قصه همه آدم های معتاد در این مجموعه تباهی بود. این مولفه در تیتراژ سریال هم قابل ردیابی بود. زمانی که تیتراژ بالا می‌آمد، مردی مچاله شده از درد را روی یک صفحه سیاه می‌دیدیم که اسامی بازیگران در ادامه آن می‌آمد. جالب اینکه تا قبل از این سریال، مخاطب تصویر معتاد وافور به دست ندیده بود و شاید این برای نخستین بار بود که در یک مجموعه تلویزیونی، تصویر واضح تری از اعتیاد روایت می شد.

 یکی از نکات قابل توجه در شخصیت پردازی آ تقی این بود که تصویر مطلقا سیاه از او ارائه نمی شود و در کنار اعتیاد به عنوان یک خصیصه منفی، خصائل انسانی هم در او دیده می شد. او در تمام قصه یک رفیق، یک همسر و یک پدر خوب باقی ماند و این حسرت را در مخاطب برانگیخت ای کاش آتقی این موجود دوست‌داشتنی هرگز معتاد نبود. در واقع سریال سعی کرده بود تا نگاه مجرمانه به اعتیاد را کم کرده و نگاه بیمارگونه به آن داشته باشد. حتی رگه های از طنازی هم در شخصیت آ تقی وجود داشت که او را بانمک کرد.

جواد گلپایگانی درباره یکی از دیالوگ هایی که خودش دوست داشته می گوید: «به‌نظرم بهترین دیالوگم این بود که یک‌بار در صحنه‌ای پلیس می‌خواست مرا بگیرد به او گفتم: شما برین ما خودمون می‌آیم. یک صحنه دیگر داشتیم که ماموران دنبال من بودند، من هم افتادم توی حوض. بعد که آمدند دستگیرم کنند گفتم: اینجا دیگه به شما مربوط نمی‌شه. برین بگین نیروی دریایی بیاد. این دیالوگ‌ها را خیلی دوست دارم.»

بازپخش سریال آیینه عبرت در شبکه آی فیلم دو با توجه به طیف گسترده مخاطبان افغانستانی این شبکه و با توجه به اینکه افغانستان همواره با معضل قاچاق مواد مخدر دست به گریبان بوده از حیث اجتماعی هم می تواند نظر بسیاری از مخاطبان را جلب کند. اگرچه سریال از لحاظ ساختار نمایشی و دراماتیک و فیلمنامه اشکالات زیادی دارد اما ظرفیت نوستالژیک آن به قدری است که تماشای مجدد آن برای بسیاری از مخاطبان دلنشین خواهد بود. سریالی که یک قصه خانوادگی و شهری هم بود و حجم حضور در سکانس های شهری آن زیاد بود. پامنار، کوچه آب‌منگل، درخونگاه، حسینیة نجفی‌ها از جمله محلاتی بودند که لوکیشن خارجی این سریال را تشکیل می دادند.

 محمود دینی در نقش علی و رفیق آ تقی، تهیه کننده این سریال بود که در روابط عمومی ستاد مبارزه با موادمخدرِ نخست‌وزیری کار می‌کرد و طراح اصلی آینه عبرت بود. سریالی که از حیث جذب مخاطب یکی از موفق ترین سریال های تلویزیونی در دهه ۶۰ بود و همچنان خاطره انگیز است.

* سید رضا صائمی