«سید جمال هادیان» مدیرعامل انتشارات علمی فرهنگی در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با انتقاد از نگرش مسئولین و دولت مردان نسبت به مقوله کتاب و فرهنگ در کشور اظهار داشت: در شرایط فعلی کشور و با وجود مشکلات متعدد، مسئولان ما کمتر به مقوله فرهنگ توجه میکنند. در حالیکه واقعیت این است که حتی در بهترین شرایط و در همه دولتها نیز علاقه جدی به حوزه فرهنگ وجود نداشته و فرهنگ هیچگاه در اولویت قرار نگرفته است. بنابراین این مسئله ربطی به بحرانهای اخیر یا حتی جنگهای کوتاهمدت ندارد، بلکه موضوعی فراگیر در تمام ادوار مدیریتی کشور بوده است.
وی افزود: اگر برنامههای توسعه کشورهای همتراز با ما را در پنج قاره بررسی کنیم، خواهیم دید که در بسیاری از این کشورها مباحث اقتصادی در اولویتهای چهارم یا پنجم توسعه قرار دارند. دلیل آن این است که ملتها و دولتها درک کردهاند که فرهنگ، هویت، آموزش و معرفی سنتها زیربنای اقتصاد و دیگر حوزههاست. در واقع، اگر فرهنگ یک ملت اصلاح نشود، اقتصاد آن نیز اصلاح نخواهد شد.
هادیان با اشاره به عدم توجه به فرهنگ عمومی و تاثیر آن بر افزایش بزهکاری های اجتماعی، بیان کرد: نمونه ملموس در کشور خودمان این است که اگر تصمیم گرفته شود همه افرادی که درگیر رشوه، رانت، احتکار و فساد اقتصادی هستند بازداشت شوند، رقم بسیار بزرگی به دست میآید. با وجود مبارزه مستمر قوه قضاییه و نیروهای انتظامی با مفاسد اقتصادی، خلافکاریها در جامعه رو به افزایش است. دلیل این مسئله، شکاف عمیق فرهنگی است. هر جا فرهنگ دچار آسیب و ضعف شود، اقتصاد، سیاست و اجتماع نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. این همان نکته مغفولی است که کمتر به آن توجه میشود و بسیاری گمان میکنند ریشه اصلی مشکلات صرفاً اقتصادی یا معیشتی است، در حالی که بخش مهمی از اختلافات و چالشهای داخلی و حتی روابط با دیگر ملتها ناشی از مسائل فرهنگی است.
او ادامه داد: با این حال، در طول دورههای مختلف، دولتمردان ما باور چندانی به این موضوع نداشتهاند و فرهنگ را بیشتر یک مسئله حاشیهای یا زینتی تلقی کردهاند. البته یک مغالطه بزرگ هم وجود دارد و آن چیزی است که من از آن به «ژست فرهنگی» یاد میکنم. مسئولان در دولتها و جناحهای مختلف، هنگام گفتوگو یا مذاکره، همواره تأکید میکنند که فرهنگ مهم است، اما در عمل اعتقادی به آن ندارند. حتی برداشتشان از فرهنگ هم اغلب اشتباه است.
مدیرعامل انتشارات علمی فرهنگی ضمن بیان اهمیت فرهنگ عمومی تصریح نمود: فرش ایرانی را در نظر بگیرید؛ ظاهراً زیباست، با گل و مرغ و رنگ و ترنج. اما ارزش واقعی فرش به تار و پود آن است. اگر تار و پود ضعیف باشد، ظاهر زیبا هیچ ارزشی نخواهد داشت و فرش از هم خواهد پاشید. فرهنگ نیز چنین است؛ آنچه مد نظر است «فرهنگ عمومی» است، نه صرفاً هنرهای هفتگانه مانند سینما، موسیقی، نقاشی یا تئاتر. هرچند ما در بسیاری از این عرصهها سرآمدیم، اما فرهنگ عمومی، یعنی مجموعه آداب، سنن و رفتارهای اجتماعی که از تولد تا مرگ با ما همراه است و امروز «فرهنگ عمومی» دچار ضعف جدی است.
وی متذکر شد: ژست فرهنگی مسئولان بیشتر در همین حوزههای نمایشی است؛ مانند ادعای مطالعه که عملاً وجود ندارد، یا تماشای فیلمهای خوب که انجام نمیدهند، یا حمایت از هنرمندان که فقط در حد عکس گرفتن و معاشرت باقی میماند. در حالیکه درک هنر و تعریف صحیح از فرهنگ و هنر نیازمند بصیرت، سعادت و لیاقت است؛ امری که متأسفانه کمتر در میان مسئولان دیده میشود.
او ادامه داد: معتقدم در یک سده گذشته، یا حتی چند سده اخیر، ما از فرهنگ فاصله گرفتهایم و این فاصله بهمرور بیشتر شده است. آنچه امروز دولتمردان ما به نام فرهنگ مطرح میکنند، بیش از آنکه ریشه در فرهنگدوستی یا حمایت واقعی از فرهنگ داشته باشد، ناشی از ژست فرهنگی، تبلیغات و نوعی خودشیفتگی است.
این مدیر فرهنگی همچنین در مورد پدیده کتاب سازی رایج در میان بخشی از جامعه بخصوص مسئولین کشور اظهار داشت: آنچه مسلم است، در کشور ما سالانه بیش از صد هزار عنوان کتاب منتشر میشود، اما متأسفانه باید گفت که بخش قابلتوجهی از این آثار حاصل کتابسازی است. یعنی نویسندگان از موضوعات کلیشهای و تکراری استفاده میکنند، ترجمههای تکراری انجام میدهند یا حتی مطالب سطحی و زرد را در قالب کتاب عرضه میکنند. در نتیجه، تعداد کتابهای ارزشمند ـ چه در حوزه تألیف و چه ترجمه ـ نسبت به حجم کل عناوین منتشرشده بسیار اندک است.
وی افزود: این موضوع ناشی از همان ایرادی است که پیشتر اشاره کردم: توجه بیش از اندازه به «ژست فرهنگی». برخی افراد صرفاً برای آنکه عنوان «مولف» یا «مصنف» داشته باشند، دست به تولید کتاب میزنند. در حالیکه مولف بودن به معنای کنار هم قرار دادن بخشهایی از چند کتاب و تدوین یک اثر سطحی نیست، بلکه مستلزم داشتن ایدهای نو و ارائه آن در قالبی خلاقانه، ویراسته و جذاب برای مخاطب است. اثری که حاصل «جوشش» فکری نویسنده باشد، مخاطب آن را درک میکند، میپسندد و موجب فروش و ماندگاری اثر میشود. اما آثاری که صرفاً بر اساس «کوشش» سفارشی و با اهدافی چون کسب امتیاز دانشگاهی، اداری یا صرفاً ارضای خودشیفتگی تولید میشوند، غالباً تاریخ مصرف کوتاهی دارند و به سختی حتی یک بار تجدید چاپ میشوند.
هادیان تصریح کرد: به باور من، برای اصلاح این وضعیت باید دو اقدام اساسی انجام شود: نخست، ارتقای سطح سلیقه فرهنگی مخاطبان؛ دوم، ایجاد مکانیزمی که ناشران را موظف کند تنها کتابهایی را منتشر کنند که حاصل کارشناسی دقیق و بررسی علمی باشند. به عنوان نمونه، در انتشارات علمی ـ فرهنگی سالهاست شورای علمی فعال است. در این شورا گروهی از متخصصان هر اثر را بررسی میکنند و در صورت لزوم آن را به داوران خبره میسپارند. سپس با تکمیل فرمهای تخصصی، مشخص میشود کتاب حاصل یک ایده ناب است یا صرفاً یک کار سفارشی. بر اساس همین مکانیزم، ناشران حرفهای میتوانند آثاری با ارزش واقعی را به دست مخاطب برسانند.
وی تاکید کرد: متأسفانه در ایران کتاب گاه به بخشی از رزومه افراد تبدیل شده است. این وضعیت حتی مسئولان را نیز تشویق میکند تا به هر نحو ممکن یک یا چند کتاب منتشر کنند، ولو آنکه مصرف و مخاطبی نداشته باشد. در چنین شرایطی کتابها گاهی در تیراژ محدود برای ارائه در دانشگاه یا ادارهای خاص چاپ میشوند، یا حتی در تیراژ بالا منتشر شده و سالها در انبارها خاک میخورند. اما در نهایت، دانشجو، استاد یا کتابخوان حرفهای این تفاوت را بهخوبی درک میکند.
سید جمال هادیان در پایان این گفت و گو خاطر نشان کرد: باید پذیرفت که پدیده کتابسازی همچنان در ایران رواج دارد و هدف اصلی آن نیز ارتقای فرهنگ عمومی نیست، بلکه بیشتر برای ایجاد یک ژست فرهنگی یا افزودن یک رزومه صوری به کار میرود؛ موضوعی که نه پسندیده است و نه سودی برای فرهنگ جامعه دارد.
ارسال نظر