دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱

شنیده های سینماپرس از تغییرات مدیران سینمایی و جشنواره فجر؛

داستان کوچ بازنشستگان و انتصابات ساختگی/ وزیر ارشاد دولت اصلاحات در فارابی چه می خواهد؟/ وقتی سینما مدیریت نمی شود!

گمانه زنی ها از حال امروز سینما

سینماپرس: چندی پیش مجلس شورای اسلامی قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان را با اصلاحاتی تصویب کرد و فرصت ۲ ماهه ای به دولت داد تا افراد بازنشسته پست های خود را ترک کنند، تا پایان این فرصت چند روزی بیشتر باقی نمانده و این روزها گمانه زنی های فراوانی از تغییرات در مدیریت سینما و جشنواره فیلم فجر شنیده می شود.

به گزارش سینماپرس سینما اساساً مقوله بسیار مهمی است؛ آنقدر مهم که مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی ها و فرمایشات شان به مقوله هنر و سینما پرداخته اند؛ به نحوی که از ایشان نقل شده: «هنر گوهر بسیار گرانبهایی است که ارزش و گرانبهاییِ آن فقط بدین جهت نیست که دل‌ها و چشم‌هایی را به خود جذب می‌کند - خیلی از چیزهایی که هنری نیست، ممکن است چشم‌ها و دل‌هایی را به خود جذب کند - نه، این یک موهبت و عطیه‌ الهی است. حقیقتِ هنر - هر نوع هنری - یک عطیه‌ الهی است.»

این توجه به هنر در مقوله‌ سینما و فیلم‌سازی نیز خود را نشان داده و موجب تأکید جدی رهبری بر جایگاه سینما و اثرگذاری آن می‌شود؛ به نحوی که ایشان می فرمایند: «فیلم هم چیز جذابی است؛ سینما خیلی عنصر جذابی است، رسانه‌ فوق‌ العاده‌ای است، یعنی واقعاً الان هیچ‌ چیزی مثل سینما نیست از لحاظ اثرگذاری.»

با این تفاسیر بدیهی است که در عصر حاضر به رغم گستردگی فضای مجازی و گسترش ابعاد رسانه ها همچنان سینما مقوله مهمی است و از این رو مدیری که برای اداره سینمای کشور انتخاب می شود باید ارتباط نزدیک و سیستماتیک با حاکمیت کشور داشته و قدرت دفاع از ماهیت سینما را در مواجهه با طیف های مختلف سیاسی و مراجع ذی صلاح داشته باشد. سینمای کشور نیازمند حضور مدیرانی است که بتوانند در جذب بودجه از نهادها و دستگاه های مختلف برای توسعه هنرهفتم گام های جدی برداند و از سوی دیگر بتوانند در مواقع حساس و بحرانی از ماهیت سینما دفاع کنند؛ خدمت رسانی به جامعه سینمایی و توجه به زندگی و وضعیت معیشتی اهالی سینمای کشور نیز از دیگر وظایف آن ها است.

مقوله سینما آنقدر مهم است که شاید نیاز باشد شورایی راهبری برای آن تعریف شود؛ همانند همان شورای عالی سینما که به مدد قد کوتاه مدیران فرهنگی دولت یازدهم منحل شد، و در ادامه با استفاده از نظرات و تجربیات خبرگان این حوزه آن را رونق و توسعه بخشید؛ از این رو به کار گرفتن مدیرانی که سابقه و تجربه و مهارت جدی ندارند دردی از سینمای کشور درمان نمی کند و تنها باعث اضمحلال هرچه بیشتر سینمای کشور می شود.

**************************************

چندی پیش مجلس شورای اسلامی، طرح اصلاح قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان را با اصلاحاتی تصویب کرد و بدین ترتیب، از این پس استانداران و معاونان استانداران و معاون وزرا در شمول استثناهای قانونی نیستند و باید این گروه از مدیران که بازنشسته هستند، دستگاه‌های دولتی را ترک کنند و دریافتی تحت هر عنوان از دولت نداشته باشند. مجلس شورای اسلامی به دولت ۲ ماه فرصت داده تا تکلیف بازنشسته‌ها را مشخص کند و پس از ۲ ماه از تاریخ ابلاغ این قانون، هر بازنشسته‌ای در دولت فعال باشد، با او در حکم متصرف اموال دولتی برخورد می‌شود!

این اتفاق در حالی است که این روزها تا فرصت ۲ ماهه مجلس شورای اسلامی چند روزی بیشتر باقی نمانده و احتمالاً ما در روزهای پایانی شهریورماه خبرهای زیادی را درباره تغییر مدیران سینمای کشور و همینطور معاونان و مدیران نهادهای زیرمجموعه سازمان سینمایی خواهیم شنید.

حال این سوأل پیش می آید که چه فردی شایستگی آن را دارد که سکان مدیریت سینمای کشور که از نظر مقام معظم رهبری «کلید پیشرفت کشور» است را در دست گیرد؟ آیا ما مدیرانی داریم که ارتباط نزدیک و سیستماتیک با حاکمیت کشور داشته و قدرت دفاع از ماهیت سینما را در مواجهه با طیف های مختلف سیاسی و مراجع ذی صلاح داشته باشند؟ 

اما گویا وضعیت مدیران سینمایی آنقدر بحرانی و آشفته است که همه چیز را به حال خود رها کرده و تنها به فکر آن هستند تا دوستان و نزدیکان خود را در پست های مهم مدیریتی بنشانند و بعد سینما را ترک کنند و به مدیریت در سایه مشغول شوند!

این روزها بسیار شنیده می شود که حیدریان رییس فعلی سازمان سینمایی پیش از ترک مسئولیت می خواهد شماری از همکاران بازنشسته‌اش را مرخص و گروهی را جانشین کند و سازمان سینمایی را با تیم مدیریتی چیده شده توسط خودش به رئیس بعدی تحویل دهد!

بر همین اساس در رابطه با انتخاب دبیر سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بحث و گمانه زنی ها به حد اعلای خود رسیده؛ از سیداحد میکائیل زاده، محمد حیدری و حتی سیدصادق موسوی به عنوان افرادی نام برده می شود که احتمال دبیری آن ها برای جشنواره سی و هفتم فیلم فجر وجود دارد!

این در حالی است که افرادی مانند سیدصادق موسوی که به واسطه ارتباط با حجت الله ایوبی (رئیس پیشین سازمان سینمایی) بدون تجربه در حوزه سینما و با شکل و شکایل رانتی اداره مراکز مهمی مانند انجمن سینمای جوانان را در دست گرفتند هیچ عملکرد قابل قبول و مثبتی از خود ارائه نکرده و مرتباً نهاد زیرمجموعه خود را با سیاست گذاری های غلط شان زیر سوأل برده اند و یا فردی مانند محمد حیدری که در دوران ریاست ایوبی ۲ دوره دبیری جشنواره فیلم فجر را در دست داشت با عملکردهای غلط، عامیانه و ناشیانه خود باعث اضمحلال مهمترین رویداد سینمایی کشور شد!

گویا حیدریان خود به ناکارآمدی این قبیل افراد آگاه است و به همین علت هم مرتب در معرفی دبیر جشنواره فیلم فجر تعلل می کند! از سوی دیگر بر اساس شنیده ها یکی از دلایل اصلی عدم معرفی دبیر جشنواره فیلم فجر مسأله مطرح شدن بازنشستگی حیدریان است؛ کما اینکه رئیس سازمان سینمایی در گفتگویی که در حاشیه اختتامیه جشنواره فیلم کودک با خبرنگار سینماپرس داشت در پاسخ به این سوأل که چرا علیرغم وعده ای که از اسفندماه سال گذشته دادید هنوز دبیر سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر معرفی نشده و اینک در کمتر از ۵ ماه مانده به موعد برگزاری جشنواره، این مهمترین رویداد سینمایی کشور در بلاتکلیفی به سر می برد اینگونه اظهار داشت: ما یک سری مشکلات اداری برای معرفی دبیر جشنواره پیش روی مان داشتیم که به این دلیل در معرفی دبیر تأخیر صورت گرفت اما ان شا الله تا آخر شهریور ماه دبیر این رویداد معرفی خواهد شد و ما مشکلی برای برگزاری جشنواره فجر نخواهیم داشت. شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷

پاسخ حیدریان به خبرنگار سینماپرس مبنی بر وجود یک سری از مشکلات اداری برای معرفی دبیر جشنواره فیلم فجر این شائبه را به وجود می آورد که بحث مهم بازنشستگی وی باعث شده تا در معرفی دبیر این مهمترین رویداد سینمایی کشور خلل جدی ایجاد شود. حال باید دید به زعم حیدریان رخت دبیری جشنواره فیلم فجر زیبنده تن چه کسی خواهد بود؟

از سوی دیگر علیرضا رضاداد، ابراهیم داروغه زاده و چند فرد دیگر از جمله گزینه هایی هستند که از آن ها به عنوان جایگزینی برای محمدمهدی حیدریان نام برده می شود!؛ بر اساس شنیده های خبرنگار سینماپرس طی هفته های اخیر در بنیاد سینمایی فارابی جلسات متعددی با حضور علیرضا تابش و برخی از مدیران پیشین حوزه فرهنگ و هنر و سینمای کشور مانند احمد مسجدجامعی برپا می شود؛ همین اتفاق باعث شده حتی از تابش نیز به عنوان گزینه ای برای جایگزینی حیدریان نام برده شود!

این اتفاق در حالی است که علاوه بر محمدمهدی حیدریان رئیس فعلی سازمان سینمایی که بازنشسته است و باید مسئولیت را بالاخره تحویل بدهد، علیرضا رضاداد مشاور سازمان سینمایی و دبیر جشنواره کودک نیز بازنشسته است! همچنین مهدی یزدانی، مدیرعامل رسانه‌های تصویری، محمود اربابی معاون توسعه و تحقیقات سازمان سینمایی، علیرضا قاسم خان مدیرعامل موزه سینما و صانعی مقدم مدیر گروه سینمایی دولتی هنر و تجربه نیز بازنشسته هستند و همگی باید بر اساس قانون پست های خود را تحویل داده و دل از مدیریت سینما بکنند! به این ترتیب اگر قرار نباشد تبصره جدیدی برای حضور مدیران سینمایی بازنشسته به تصویب برسد به این ترتیب شانس حضور برای افرادی همچون ابراهیم داروغه زاده بیشتر از سایرین خواهد بود!

اما عملکرد داروغه زاده در جشنواره سی و ششم در رخت و قامت دبیر جشنواره فیلم فجر نشان داد که هیچ گونه نگاه کلان و استراتژکی نسبت به سینما ندارد و مدیران در سایه سینما هستند که برایش خط و مشی تعیین می کنند! امثال سیدمحمد بهشتی ها مدت ها است در سایه قرار می گیرند و برخی زیردستان خود را حتی اگر قابلیت لازم را نداشته باشند سرکار می گذارند و آن ها را هدایت می کند. ما سال گذشته به عینه شاهد این اتفاق بودیم که چطور به یک باره داروغه زاده که فردی دور از ذهن برای برگزاری جشنواره فیلم فجر بود دبیر شد و رضاداد نیز در قامت شورای سیاستگذاری نقشی کلیدی را در سایه بازی کرد!

همچنین نکته قابل تأمل آنجاست که امروز با توجه به مشکلات عدیده سینمای ایران و بحران بیکاری و عدم تأمین معیشت بخش عمده ای از اهالی سینمای کشور فریاد گلایه و اعتراض اهالی سینمای کشور به بالاترین حد خود رسیده و قطعاً هر فردی سکان اداره سینمای کشور را در دست بگیرد با بحران های عجیبی روبرو خواهد بود و از این منظر می بایست فردی کارکشته و مدبر را برای اداره سینما در نظر گرفت. امروز شرایط به جایی رسیده که ابتذال در تولیدات سینمایی و نمایش خانگی و ... از همه خط های قرمزها عبور کرده اند و در مقابل مدیریت فرتوت و سیاست زده سینما ترجیح می دهد تنها با مدیریت فضای رسانه ای اذهان را مدیریت کند و نسبت به این سینما خنثی نگاه دارد و مردابی را در ظاهری آرام برای ماندن چند صباحی بیشتر در مدیریت حفظ نماید تا مبادا کسی روی آن را برهم زند!

ای کاش سیاست گذاران و تصمیم گیران حوزه فرهنگ و هنر کشور فارغ از منافع سیاسی و جناحی افرادی را برای اداره سینمای کشور در نظر بگیرند که توانایی مدیریت سینمای بحران زده کشور را داشته باشد. امیدوارم کوچ بازنشستگان از سازمان سینمایی و احتمال انتصابات ساختگی و مدیریت در سایه برای همیشه در سینمای کشور از بین برود و ما شاهد ترویج شایسته سالاری و عدالت در سینما باشیم.