چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۳

اندر احوال سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر (۴)

اصول فروشی در دکان جشنواره جهانی فیلم فجر

اندر احوال سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر (۴)

سینماپرس: باید مسئولان محترم قرارگاه های فرهنگی به این سوال پاسخ دهند که برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر با در نظر گرفتن سطح نازل فیلم های اکران شده ایرانی و حتی خارجی با صرف هزینه بیت المال ملت ایران چه کمکی به پیشبرد اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی در داخل و سطح بین المللی می نماید؟ با نگاهی به بسیاری از فیلم های ایرانی اکران شده در جشنواره می توان فضای حقارت بار ترسیم شده برای ملت ایران را از سوی مسئولان محترم شاهد بود!

محمدعلی سلیمانی/ برای همگان واضح است که جوامعی که اصلا خانواده در آن های معنا ندارد صلاحیت ارایه الگو برای سایر کشورها به خصوص کشور ایران را ندارند و قطعا تعالیم قرآن و روایات بر اسنادی چون ۲۰۳۰ ارجحیت دارند. از نکات تاسف بار دیگری که باید در راستای اجرای این سند تحقق یابد، عادی جلوه دادن و قبح زدایی از هر نوع رابطه ای، اعم از روابط جنسی آزاد و غیر از همسر و رسیدن به برابری جنسیتی به جای عدالت جنسیتی است که باید به عنوان یک جمایت بزرگ از آن تعبیر شود. بنابراین در این میان روشن است که تنها مشکل، ازدواج و شکل‌گیری تعهد، خانواده و حذف نقش مادری و همسری از زن است



لازم به ذکر است که نظام سلطه در ذیل سند ۲۰۳۰ در حال انجام یک انقلاب فرهنگی در سطح جهان و در راستای تغییر ایدئولوژی های متفاوت و متناقض با خود است در صورتی که از ابتدای انقلاب تاکنون تغییری در ایدئولوژی آنان صورت نپذیرفته و با وجود ناکامی ها عدول و عقب گردی از اهداف مستکبرانه آن ها مشاهده نشده است، حال آنکه نام این نوع دخالت در تمام حوزه ها را ایدئولوژی نمی نهد! و این در حالی است که برخی مسئولان فرهنگی و تقی زاده های کنونی کشور به وضوح در پی تغییر ایده و آرمان انقلاب اسلامی هستند و این را می توان به وضوح در اکثر فیلم های داخلی و حتی خارجی اکران شده در جشنواره جهانی فیلم فجر مشاهده نمود؛ آثار بعضا پرشماری که تحت لوای سینمای اجتماعی به موضوع بحران خانواده پرداخته و سعی در ایجاد مشروعیت از برای روابط آزاد زنان و همچنین عادی سازی حرامزادگی در سبک زندگی انسان مسلمان ایرانی می نماید.




دلایل و استندات عقلی و شرعی در رد بسیاری از موارد ذکر شده در این بند وجود دارد و مجال دیگری را می طلبد لذا با این حال تا حدودی اهم مواردی که در اکثر فیلم های اکران شده در جشنواره جهانی فجر تحت عنوان کلی جنسیت و خانواده مطرح بود، می توان از فیلم هایی متعدد و متکثری همچون مصائب شیرین ۲ ( Sweet Agony ۲ )، سال دوم دانشکده من ( My Second Year in College )، طلاقم بده به‌خاطر گربه‌ها ( Divorce Me Because of the Cats )، جای خالی دوست ( Without My Friend )، کاغذ پاره ها ( The Unseen )، ایرینا ( Irina )،   زعفرانیه ۱۴ تیر ( Zaferanieh, ۵ July )، بی حسی موضعی ( Numbness )، با آدولف چطورین ( How About Adolf ?)، غروب ( Sunset )، جهان با من برقص ( Dance with me !) و ... اشاره نمود؛ تولیداتی که جملگی در بخش های مختلف جشنواره جهانی فجر و تحت لوای آثار برجسته سینمای ایران و جهان به اکران درآمده و به عنوان سرمشق و الگوی سینمایی مدنظر و مورد قبول نظام جمهوری اسلامی در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است.


آثاری که عموما در راستای سکولاریزه کردن و حذف باورها و اعتقادات عمومی جامعه ساخته و در کنار ترسیم سیاه نمایی از وضعیت زن در ایران، به مشروعیت بخشیدن نسبت به امور قبیح و نا هنجار در سبک زندگی انسان ایرانی مباردت ورزیده و تقریبا تمامی آنچه که در عموم فیلم ها و تولیدات به نمایش درآمده در جشنواره جهانی فجر مشاهده گردید، در ذیل سند ۲۰۳۰ قابل دسته بندی می باشد.



تضمین در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و فاضلاب برای همه

اگر چه این بند از سند دارای صورتی زیبا و آراسته می باشد؛ اما باید توجه داشت که همانند بسیاری از مواردی که در سبک زندگی و فرهنگ منحط و عقب مانده نظام سلطه وجود دارد این بند از سند نیز در راستای منافع نظام سرمایه داری تنظیم و در نهایت به حذف کشاورزی سنتی و تولیدات محصولات غذایی فاقد ارزش در ضایع نمودن روحیات انسانی منتج گردیده و حتی در ذیل این بند نیز مواردی همچون دستیابی به بهداشت کافی و پایان دادن به انجام قضای حاجت در ملأ عام مطرح شده که نیازمند ملزم نمودن باشد و به تنهایی برای اثبات عدم صلاحیت صاحبان چنین فرهنگی برای تصمیم گیری برای سایرین مکفی به نظر می رسد. از سایر موارد این بند بحث دسترسی همگانی به آب آشامیدنی و ریشه کنی تخلیه زباله در منابع آبی، مطرح شده که فیلم هایی مانند سیمین (Simin) و پری دریایی (Mermaid) به عنوان مصداقی در ذیل این اهداف در معرض نمایش قرار داده  شد.



ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه

با نگاهی به عنوان و مواردی که در شرح آن ذکر شده صحبت از افزایش رشد اقتصاد جهانی و توانمندی، ریشه کنی برده داری، دستیابی به اشتغال شرافتمندانه و سودآور و کاهش بیکاری و ... شده است؛ مطرح کردن این شعارها و درخواست ها از کشورهایی که خود سردمدار نظام سرمایه داری و چپاول گری در دنیا هستند و به سادگی به منابع سایر کشورها تجاوز کرده و از طریق نظام پولی بی پایه و اساس در اقتصاد جهان خلل ایجاد می کنند غیر قابل باور است مگر اینکه با طرح این قوانین بدنبال تحقق اهداف پلید دیگری در راستای منفعت طلبی هر چه بیشتر خود باشند. همچنین مواردی چون امن سازی فضاهای کار و ترویج گردشگری که بتواند به تولید کار و ترویج فرهنگ کمک کند، بیان شده است. در این راستا می توان به فیلم هایی چون زغال (The Charcoal) و ایرینا (Irina)، مهمان خانه ماه نو (Hotel New Moon) و ۲۵ کیلومتر بر ساعت (۲۵ km/h) اشاره نمود؛ آثاری که به وضوح نظام اسلامی را فاقد توان لازم از برای توسعه وضعیت اقتصادی جامعه معرفی می سازد و در عین حال به ترسیم ایدآل نظام لیبرالیسم در ایجاد وضعیت مطلوب از برای جامعه می پردازد.



فیلم سینمایی مهمان خانه ماه نو از فیلم های را ه یافته به سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر بود که به عنوان یک محصول دو تابعیتی و اثر مشترک ژاپن و ایران در سال ۱۳۹۷ هجری شمسی ساخته شده و داستان فیلم ماجرای دختری جوان است که همراه مادر زندگی می کند و پس از سال ها متوجه مراودات مشکوک مادر با مردی ژاپنی می شود و این موضوع بهانه ای برای طرح سوالات او در مورد پدر و جستجوی حقیقت می شود. فیلم بسیار مبتذل و الگو گرفته از سبک زندگی غربی و همچنین چالش برانگیز برای هویت ملت ایران و یک اثر سینمایی در راستای تحقیر انسان ایرانی می باشد.



مادر دختر که نقش او را مهناز افشار بازی می کند، در گذشته ای نا معلوم و برای یافتن شغل به ژاپن سفر کرده و به عنوان کارگر کارخانه ای مشغول به کار می شود. مدیر کارخانه با توجه به باردار بودن زن پیشنهاد اسکان او در منزل خود را داده، همچنین به بدلیل نداشتن فرزند و تنهایی خود و همسرش، حاضر به تقبل سرپرستی نوزاد او می شود. زن با وجود پذیرش این پیشنهاد در مواجهه با درخواست مادرش برای بازگشت به ایران، نوزاد را نیز با خود همراه می کند و حال پس از گذشت سال  ها که مرد ژاپنی برای سرمایه گذاری و کار به ایران سفر کرده مورد بازخواست و سوالات دختر قرار می گیرد.



البته ماجرای اصلی داستان به چه صورت بوده و پدر واقعی دختر چه کسی است؛ محل مناقشه بوده و موجودیت معماگونه پدر در این فیلم و با در نظر گرفتن فرضیه سانسور آن، ارتباطات غیر رسمی وخارج از دایره ازدواج برای مادر و دختر را در ذهن مخاطب ترسیم می نماید و این در حالی است که اثر به صراحت اعلان به دروغگو بودن ایرانیان و عدم وجود مرد به معنی مصطلح و واقعی آن در جامعه ایران نموده و مغایر با اصول و مبانی دینی جامعه اقدام به عادی سازی سبک زندگی لیبرال و ترسیم روابط خارج از چارچوب در سبک زندگی انسان ایرانی می نماید.



کاهش نابرابری در درون و میان کشورها

با در نظر گرفتن نکاتی مانند تسهیل مهاجرت مسؤولانه، توانمندی همه افراد برای حضور در عرصه های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ایجاد فرصت های برابر برای همه  و سیاستگذاری به ویژه در حوزه های مالی، دستمزد و حمایت اجتماعی و دستیابی تدریجی به تساوی بیشتر، این بند تفسیر شده. لذا با توجه به این نکته که جهان شاهد رفتار وحشیانه و حیوانی نظام سلطه در حال حاضر با مهاجران می باشد و همچنین وجود کشورهای تحت استعمار در جهان کنونی که اداره آن ها از طریق گماشته های مستکبران صورت می پذیرد طرح این ادعا ها مضحک به نظر می رسد، چرا که ابتدا باید سیاست های خود را اصلاح نمایند. مصادیق اهداف مذکور در فیلم هایی مانند شکستن همزمان بیست استخوان (Rona, Azim’s Mother) و فیلم مستند مسافر نیمه شب (Midnight Traveler) را در فهرست آثار ارائه شده در جشنواره می توان شاهد بود.



تضمین الگوی تولید و مصرف پایدار

در این مورد نیز به مواردی همچون مدیریت پایدار منابع طبیعی و حفظ محیط زیست در روند تولید و مصرف، دسترسی عمومی به اطلاعات مرتبط با توسعه پایدار، پایش آثار توسعه پایدار بر گردشگری پایدار و بحث سوخت های فسیلی پرداخته شده. در رد این فرضیات ذکر این نکته کافی ست که در جهت دسترسی به انرژی های نو و هسته ای و همچنین مصرف انرژی و ...، عموم قدرت های سلطه گر و بالاخص واضعان سند ۲۰۳۰ و قدرت های اروپایی و بالاخص ایالات متحده آمریکا پایبند به هیچ قانونی نیستند و همچنین این کشورها هستند که بیشترین آسیب را به محیط زیست وارد ساخته اند؛ حال آنکه همزمان با مخالفت با برنامه هسته ای، نسخه حفظ محیط زیست برای ایران می پیچند و تولیدات رسانه ای خود را در قالب آثاری همچون واکر سدورف (Wackersdorf) و زن مبارز (Woman at War) به مخاطبان سینمایی ارایه می نمایند.



حفاظت، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها، مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی

مبارزه با صید غیرقانونی و قاچاق گونه های حفاظت شده، حفاظت، احیاء و استفاده پایدار از جنگل ها و... و توقف جنگل زدایی از جمله مواد ذکر شده در این بند از سند می باشد و نمونه فیلم هایی همچون فیلم منطقه پرواز ممنوع (No-Fly Zone)، زن مبارز (Woman at War) و ... از جمله آثار ایرانی و خارجی به نمایش در آمده در جشنواره جهانی فجر است؛ آثاری که ظواهر زیبایی از تمدن غرب را در ذهن مخاطب مجسم ساخته و ماهیت واقعی و تبهکار نظام لیبرالیسم را در پس این وجهه پنهان و مخفی می سازد.



فیلم سینمایی زن مبارز (Woman at War) با عنوانی محیط زیستی که در عصر کنونی یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز جهان قلمداد می شود ماجرای زنی است که مخالف نابودی طبیعت به ازاء پدیده صنعتی شدن است. این زن که در سنین میان سالی قرار دارد به تنهایی زندگی می کند و در انتظار برعهده گرفتن سرپرستی دختری است که خانواده خود را در جنگ از دست داده. او با دغدغه های انسانی بدنبال منصرف کردن سرمایه گذاران خارجی در ایسلند است چرا که مسئولین کشور در حال مذاکره برای ایجاد پروژه های صنعتی در مناطق جنگلی و زیست بوم های کشور هستند. او با زحمت چندین بار اقدام به قطع سیم های برق و در نتیجه بروز خاموشی در کشور می کند، به طوری که نیروهای امنیتی و نظامی نیز عاجز از دستگیری وی بوده و از سازمان سیا و موساد درخواست کمک می نمایند اما زن با زیرکی به ایجاد اختلال در سیستم برق ایسلند ادامه می دهد تا سرانجام با شناسایی وی از طریق خون به جا مانده از او پی به هویت او برده و دستگیر می شود. خواهر این زن که  شباهت بسیاری به او دارد با طرح نقشه ای در زندان، خود را به جای او جا می زند و زن مبارز موفق به خروج از زندان شده و بدون اینکه به ازدواج و تشکیل خانواده بیاندیشند موفق به پذیرش بچه ای می شود که برای تکفل او ثبت نام کرده است.




ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح

شاید بتوان این بند از سند توسعه پایدار را که چند کشور خاص جهت دستیابی به اهدافی که با جنگ افروزی موفق به دستیابی به آن نشدند و به همین دلیل با توسل به این روش در راستای پیشبرد سیاست های خود در جهان هستند را عجیب ترین و غیر قابل باورترین ادعا در میان سایر اهداف ترسیمی عنوان نمود. آمریکا و انگلیس و صهیونیست ها  که خود پیشرو در جنگ افروزی در جهان هستند دم از صلح و مشارکت جهان  و آزادی می زنند! این مدعیان صلح جهانی که صلاح کشتار جمعی دارند حال در صدد گسترش عدالت و آزادی مد نظر خود برآمده اند. از مواردی که  در این بند مطرح نموده اند کاهش همه اشکال خشونت و مرگ و میرهای ناشی از آن، پایان دادن به سوء استفاده و استثمار کودکان، تأمین دسترسی عمومی به اطلاعات و پاسداشت آزادی های بنیادین  و مبارزه با تروریسم است! مرزهای جنگ و صلح و ظلم و خشونت و تروریسم در این بند با تعاریفی که ارایه شده، به اندازه فاصله زمین تا آسمان تغییر یافته است!



با تفسیری که ذیل این بند و از واژه هایی مانند خشونت انجام شده می توان گفت که هدف اصلی در واقع حذف فرهنگ ایثار و شهادت در بین ملت ها و بخصوص ملت های مسلمان و تحت ظلم و ستم می باشد؛ ملت هایی که به بهانه های مختلف و مجدانه در تلاش برای تبیین و نیل به مقصود پلید خود هستند و قطعا رویدادهای فرهنگی نابسامانی همچون جشنواره جهانی فیلم فجر بدلیل وجود عرصه برای جولان یافتن هر نوع تفکر ضد فرهنگی و به عبارتی ضد دینی، فرصت مناسبی برای دشمن ایجاد نموده است تا پیگیر تحمیل سیاست های خود باشد.



جلوه گری این بند از سند ۲۰۳۰ می توان در آثا و تولیدات گوناگونی مانند گرگ نما (Werewolf)؛ نیلوفرهای آبی اثر مونه (Waterlilies of Monet)؛ پیچگوشتی (Screwdriver)؛ حمید (Hamid)؛ مسافر نیمه شب (Midnight Traveler)؛ جوان روس (A Russian Youth) و ... ملاحضه نمود؛ تولیداتی در جهت تغییر مبانی و اصول، تحت اهداف ترسیم شده در این سند راهبردی که توسط قدرت های سلطه گر در نظام بین الملل طراحی و به بسط مبانی لیبرالیسم در جامعه جهانی مبادرت می وزرد. البته باید متذکر شد بروز جنگ از دید هر انسانی مذبوح بوده، اما دفاع و مقاومت مقدس است. در این میان مد نظر نظام سلطه به عنوان مسبب تمام جنگ های عالم در مقطع کنونی از ایجاد دوگانه جنگ و صلح، از بین بردن تفکر مقاومت در میان ملت هاست. لازم به ذکر است که در ذیل این سند هر گونه امر به معروف و نهی از منکری مذموم بوده و حتی اموری همچون عزاداری برای امام حسین علیه السلام نیز از مصادیق خشونت به حساب می آید!



فیلم سینمایی گرگ نما (Werewolf) دومین اثر سینمایی آدریان پانک، کارگردان لهستانی است که داستان آن در تابستان ۱۹۴۵ میلادی و از اردوگاه گراس روزن (Gross Rosen) آغاز می‌شود. آلمان‌ها به دلیل اتمام جنگ و برچیده شدن اردوگاه‌ها، زندانیان را می‌کشند. اما هشت نوجوان و کودک یهودی به نحوی خلاص شده، به یتیمخانه‌ای در دل جنگل انتقال می‌یابند. در این میان فقدان آب و غذا، تهدید کننده است. اما مسئله اساسی‌تر، حمله سگ‌های آلمانی است که برای کشتن زندانیان تعلیم دیده‌اند. بعد از مخاطراتی که بخش اعظم فیلم را شامل می‌شود، سگ‌ها نهایتا توسط بچه‌ها رام شده و به خدمت آنها در می‌آیند و همچون سگ پاسبان از آنها مراقبت می‌کنند و جالب آنکه این اثر سینمایی مجعول از برای بخش مسابقه بین‌الملل (سینما سعادت) جشنواره جهانی فیلم فجر، برگزیده شده است.




حال باید مسئولان محترم قرارگاه های فرهنگی دچار اختلال به این سوال پاسخ دهند که آیا بر گزاری جشنواره جهانی فیلم فجر با در نظر گرفتن سطح نازل فیلم های اکران شده ایرانی و حتی خارجی در قالب چنین محتوایی با صرف هزینه بیت المال ملت ایران چه کمکی به لحاظ پیشبرد اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی در داخل و سطح بین المللی می نماید؟ با کمال تاسف باید ابراز داشت که فضای ولنگاری فرهنگی در عمل به خوبی قابل درک است چرا که در هیچ کجای دنیا کشوری را نمی توان یافت و حتی نمی توان تصور نمود که جشنواره ای جهانی و حتی داخلی برگزار نماید و مفاهیمی آکنده از سیاه نمایی و ناامیدی و در راستای سیاست های دشمن را به اذهان عمومی متبادر کند. با نگاهی به بسیاری از فیلم های ایرانی اکران شده در جشنواره جهانی فیلم فجر می توان فضای حقارت بار ترسیم شده برای ملت ایران را از سوی مسئولان محترم شاهد بود و متذکر شد که حتی به این افسارگسیختگی نیز بسنده نشده و همانطور که بیان گردید در غالب برنامه ای مدون و در راستای نیل به اهداف سند ۲۰۳۰ که تحمیل شده از سوی نظام سلطه جهانی و در جهت اهداف آن هاست، ترتیب داده شده است؛ در حالی که بانیان خارجی و داخلی این سند در تلاش برای گذر از تمامی ارزش های اخلاقی و اسلامی و به نوعی حاکمیت تفکر غرب در کشوری صاحب فرهنگ و مبانی و اصول انسانی، همچون ایران اسلامی می باشند.


البته شایان ذکر است که تمامی اهداف و موارد مطروحه در سند ۲۰۳۰ اگر چه مبتنی بر رویکرد نظام لیبرالیسم می باشد، اما در تمامی سطوح خود در تضاد با مبانی اسلامی نیست و این در حالی است که در صورت وجود اسناد بالادستی پذیرش اسنادی که هیچ گونه گفتگوی جهانی و مشارکتی برای اتخاذ تصمیم گیری ها برای دستیابی به آن صورت نپذیرفته، تحقیر آمیز است و اینکه اگر قرار بر تشکیل نظام جهانی، دهکده جهانی و فرمان روایی واحد بر جهان باشد  بهترین و جامع ترین الگو را دین اسلام اریه نموده و قطع به یقین نظام منحط و شهوت پرست لیبرالیسم شایستگی اداره عالم را نخواهد داشت.


اینجا است که اهمّیّت سند ۲۰۳۰ معلوم میشود. لُبّ کلام و جان کلام در این سند ۲۰۳۰ که فصل مهمّی مربوط به آموزش و پرورش دارد، این است که نظام آموزشی باید سبک زندگی را و فلسفه‌ی حیات را بر اساس مبانی غربی به کودک بیاموزد؛ این آن لُبّ کلام در سند ۲۰۳۰ است. یعنی چه؟ یعنی جنابعالی، انسان متدیّن و علاقه‌مند به کشورتان، علاقه‌مند به آینده‌تان، در کلاس درستان سرباز برای غرب درست کنید. این که روی سند ۲۰۳۰ این قدر اصرار دارند و کار می کنند، آشکار و غیر آشکار سعی می کنند این را تحکیم کنند بر مناسبات کشورها از جمله کشور ما، این معنایش این است؛ چون دستورات و توصیه‌ها و نکات اصلی موجود در این سند برای آموزش و پرورش این است که آموزش و پرورش باید جوری مناسبات فکری شاگردان را تنظیم کند که فلسفه‌ی زندگی‌شان، اساس زندگی‌شان، مفهوم حیات در نظرشان، طبق تفکّر غربی باشد.

(امام خامنه ای در دیدار معلمان و فرهنگیان- ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ هجری شمسی)




پایان

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.