چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۴

سیمای سینمای بنفش (۵)

انتظامی و آزمون حسابرسی از محفل جریان شبه‌روشنفکری

انتظامی- هنر و تجربه

سینماپرس: جریان شبه روشنفکری موجود در عرصه هنر و فرهنگ کشور، از عناوین بسیاری برای فرار از حضور متعهدانه خود بهره برده و نه تنها در خدمت سیاست های نظام و منافع ملی بودن را جُرم تلقی می نماید؛ بلکه با وجهه‌ای طلبکارانه دست در جیب حاکمیت نموده و به تامین عیش و معاش خود از بودجه های عمومی کشور و در قالب  نهادهایی همچون گروه سینمایی هنر و تجربه می‌پردازد.

سیدعلی فاطمی/ بررسی گزارش عملکرد موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان به عریان شدن حقیقتی تلخ در شرایط مدیریت فرهنگی کشور انجامیده و مشخص می سازد که چگونه یک نهاد رسمی، به عنوان زیر مجموعه سازمان سینمایی کشور، به محفلی از برای ارتزاق طیف خاصی از جریان شبه روشنفکری و حضور رسمی آثار معلوم الحال در صنعت سینمای ایران و در چرخه توزیع فرهنگی کشور مبدل گردیده. طیف شبه اپوزیسیونی که اساسا همسو بودن با سیاست های کلی نظام و خواسته های مردم جامعه را معادل سفارشی سازی، اعمال فشار و اجبار، جریحه دار کردن لطافت هنرمندان و مانند اینها دانسته و در این میان حاکمیت نیز با اختصاص بودجه  و در اختیار قرار دادن امکانات ویژه ای سعی می کند تا ذوق هنری ایشان حفظ شده و با پول بیت المال ملت مسلمان ایران بر تجربه ایشان در عرصه فیلمسازی افزوده شود.



معادله ی پیچیده ای وجود ندارد، طیف هنرمندان شبه روشنفکر جمهوری اسلامی نه اینکه توانایی، استعداد و هنر ساخت یک اثر هنری قوی پیرامون ارزش های دینی و الهی که حتی عرفی جامعه اسلامی ایران را نداشته باشند؛ بلکه اساسا تولید چنین آثاری را به معنی هنرسیاسی تلقی می نمایند؛ هنری که به تفکر حاکم خدمت خواهد کرد! و از این در ادبیات ایشان تولید چنین آثاری به معنی سینمای دولتی، سینمای حاکمیتی، سینمای دینی، سینمای ایدئولوژیک، سینمای سفارشی و ... ترجمه و اقدامی ضد هنری و پلشت می باشد.



البته قرائت طیف منوالفکر ایرانی از هنر در حالی است که ماهیت اصلی تمام جشنواره های هنری در سطح بین الملل، بسط نگاه ایدئولوژیک بوده و اساس کارکرد هنر و بالاخص صنعت سینما در تمامی جوامع استفاده از قابلیت رسانه ای آن به منظور القای باور و یا تغییر باورها بوده و برای مثال هالیوود به عنوان شاخص صنعت سینمای ایالات متحده، خود پرچم دار سینمای ایدئولوژیک و سفارشی است.



پس باید توجه داشت که جریان شبه روشنفکری موجود در عرصه هنر و فرهنگ کشور، از عناوین بسیاری برای فرار از حضور متعهدانه خود بهره برده و نه تنها در خدمت سیاست های نظام و منافع ملی بودن را جُرم تلقی می نماید؛ بلکه با وجهه ای طلبکارانه دست در جیب حاکمیت نموده و به تامین عیش و معاش خود از بودجه های عمومی کشور و در قالب  نهادهایی همچون گروه سینمایی هنر و تجربه می پردازد.




بر این اساس، صرف نظر از گزارش عملکرد ۱۲ ماهه سال ۱۳۹۷ هجری شمسی که بر مشی سایر گزارش های تهیه شده در دوران مدبران از مدلی سر هم بندی شده پیروی نموده و کاربردی جُز بیلان مدیریتی و آمارهای غیر واقعی از برای تبیین ما خوب هستیم! و ... ندارد؛ می بایست به یک نکته مهم توجه داشت و آن فرایند مجهول و سیاست های غیر شفاف موسسه هنر و تجربه در عموم زمینه های فعالیت خود است. موسسه ای که پارادایم و چارچوب تصوری آن به روشنی مشخص نبوده و ضمن برخورداری از حداقل قرابتی با مبانی گفنمان انقلاب اسلامی، از موجودیت ترویجی و اشاعه ای به شدت مجعولی برخوردار می باشد.


این همه در حالی است که یکی از موارد آماری ارایه شده و از موارد حمایتی که در هنر تجربه با هزینه بیت المال مردم ایران صورت پذیرفته، برگزاری هفته فیلم کشورهای مختلف و به ویژه کشورهای اروپایی است که چندی پیش نیز با مشارکت سفارتخانه های کشورهادر هشت شهر ایران با حاشیه های زیادی برگزار شد. اقدامی که سوای نظر از ماهیت ترویجی آن در بسط الگوی هنری غرب در میان اهالی سینما و بالاخص سینماگران جوان و ... می تواند به عنوان اقدامی در راستای نفوذ فرهنگی و ترویج سبک زندگی و اثر گذاری سفارتخانه های غربی در ایران مورد ارزیابی قرار گیرد.



از آنجایی که در سایه بی تدبیری و رخوت زدگی مدیران فضا برای نفوذ و اعمال سیاست دشمن در حوزه سینما مهیا می باشد برگزاری چنین برنامه هایی با صرف هزینه از طرف سینمای هنر تجربه طبیعی است که مورد اقبال کشورها قرار گیرد تا با کمترین هزینه بتوانند سیاست های خود را به صورت یک طرفه دنبال کنند. علاوه بر این، معضل دیگری که در این بین وجود دارد گسترش تفکر ترجمه ای و کپی برداری از آثار خارجی می باشد که متاسفانه در بسیاری از آثار هنری مانند سینما، تئاتر و تلوزیون و ... قابل مشاهده است؛ به طور مثال در حال حاضر در مورد آثار طنز این آسیب بروز نموده است. حال آنکه جالب است که کپی برداری ها تنها در عرصه های ضد فرهنگی اتفاق می افتد و اثری در الگو گیری و دغدغه مندی هنرمندان غرب زده از تعهد  هنرمندان کشورهای غربی نسبت به فرهنگ خودی مشاهده نمی شود.




جو بسته و پُرابهام هنر تجربه در سال های اخیر موجب شده تا به روشنی فرایند انتخاب و ملاک گزینش و اتخاذ تصمیات در این مجموعه دولتی مشخص نباشد و به عنوان نمونه در بین کشورهایی که برگزاری هفته فیلم به آن ها اختصاص داشته، مواردی موجود است که بعضا نه تنها سینمای غنی و ریشه داری ندارند؛ بلکه به عنوان کشورهای عقب افتاده در صنعت سینمای جهان محسوب شده و از این جهت دلایل ارتباط گیری و اکران فیلم های آن ها مشخص نیست و این در حالی که بسیاری از کشورهای اسلامی و بالاخص کشورهای همسو و در راستای اهداف انقلاب اسلامی و یا جریان مقاومت، فاقد هفته فیلم در ایران می باشند.


پس اگر چه کشورهایی نظیر لبنان و سوریه و ... در سال های اخیر محصولات قابل توجهی که دارای قرابت فرهنگی نیز با ایران هستند، تولید نموده اند اما در فهرست سینمای هنر تجربه که حاضر به صرف هزینه واکران برخی فیلم های قدیمی و سطح پایین و حتی در مواردی بسیار بی ارزش از کشورهای اروپایی است، نامی از فیلم های این کشورها به چشم نمی خورد. گویا که موسسه هنر و تجربه رسالت خود را در ترویج و تبلیغ فیلم های اروپایی و روشنفکر نما یافته تا سینمای ایران با الگو برداری از برخی از این فیلم ها از سطح فعلی نیز تنزل یابد و یا حتی به عنوان وسیله ای باشد برای عادی سازی برخی خطوط قرمز فرهنگی و اعتقادی، آن هم در شرایط نفوذ فرهنگی!




موضوع دیگر در بررسی گزارش عملکرد موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان، هزینه های اختصاص یافته به بخش تبلیغات و اطلاع رسانی برای فیلم هایی با محتواهای مجعول و بعضا مغایر با ارزش های فرهنگی جمهوری اسلامی است که نه تنها در حکم هدر رفت بودجه و هزینه ای مازاد بر سایر حمایت های صورت گرفته برای این آثار می باشد؛ بلکه به نوعی تبلیغ حاکمیت در جهت ضدیت با مبانی خود است! اقدام مضحک و از منظری حماقت گونه که حتی با فرض تائید محتوای فیلم ها با رویکرد اعتدال مسلک مدبران بنفش و یا نادیده انگاشتن بحث محتوایی، هزینه اعلام شده در این بخش با سطح عملیاتی آن هم خوانی ندارد.


اطلاع رسانی های صورت پذیرفته از رویدادهای برگزار شده در هنر و تجربه عموما ضعیف بوده حال آنکه بودجه مخصوص به آن تعلق گرفته است. این موضوع لزوم دقت و بررسی مدیران مربوطه را در جهت ساماندهی و کاهش هزینه های تخصیص یافته به این بخش و افزایش عملکرد خروجی آن را می طلبد.



همچنین در بخش حمایت از نشریه گروه سینمایی هنر و تجربه و نقد و بررسی فیلم ها، هزینه های تخصیص یافته در مقابل خروجی حاصل شده دارای وجهه عقلی و شرعی نمی باشد؛ زیرا اگر این دو مورد عملکرد صحیحی و قابل ارایه ای داشته اند چرا وضعیت محتوایی و درون مایه ای فیلم ها به این صورت است؟ مگر نه این است که نقد منصفانه و صحیح کمک شایانی در جهت افزایش سطح کیفی فیلم ها خواهد داشت؟



این سطح از جلسات نقد و بررسی به همراه هزینه صرف شده با پیام خروجی فیلم ها همخوانی ندارد. چگونه ممکن است نقد درون مجموعه ای البته به شرط پیاده سازی شرایط واقعی نقد، انجام گرفته باشد و یا صاحب نظرانی در این حوزه اهل تفکر و اندیشه یافت شوند که مطلب بنویسند در حالی که فیلم های کپی برداری شده و یا تقلیدی و یا همچنان با محتواهای سخیف و ضد فرهنگی با موضوعات خاص و مشابه تولید شوند! همچنین عنوانی مانند مراسم آیین دیدار نیز در میان مجهول است زیرا زمانی که هزینه مجزا برای بخش تبلیغات وجود دارد این عنوان جایگاهی برای برگزاری و اختصاص هزینه ندارد.




با نگاه محاسباتی به گزارش عملکرد موسسه هنر و تجربه و هزینه صرف شده در قبال تولید آثار معلوم الحال اکران شده در طی سال گذشته هیچ توجیهی برای سطح عملکردی مدیران مربوطه نمی توان ارایه داد، زیرا هر عقل سلیمی در می یابد که بودجه عمومی هر کشوری در راستای ترویج فرهنگ همان کشور و ارایه چهره ای واقعی و نه سیاه از جامعه، مردم و فرهنگ همان کشور است و نه در راستای تخریب فرهنگ و ارزش مردم آن کشور.


به ندرت می  توان در طول تاریخ جامعه یا کشوری را پیدا کرد که رسانه های اصلی آن اعم از شاعران، قصه گویان، روزنامه ها، رادیو، تلویزیون، تئاتر، سینما، کتاب و امثالهم برخلاف جریان حاکم بر جامعه حرکت کرده باشند. البته همیشه رسانه های مخالف دولت و معترض وجود داشته اند، اما جریان غالب در جهت سیاست های جامعه و خواسته های عموم مردم حرکت کرده است، برای این کار الزاماً نیازی به استفاده از زور یا اجبار دولتی هم نبوده است، چرا که رسانه ها از درون مردم جامعه برخاسته و خود را جزیی از جامعه محسوب می نمودند.




این همه در حالی است که بنابر اعتقاد برخی کارشناسان فرهنگی، گروه سینمایی هنر و تجربه علاوه بر ماهیت مجهول و مدیریت سلیقگی خود، امروزه تبدیل به حیات خلوتی امن شده که بر شرایط ولنگاری فرهنگی دامن زده و به نوعی زمینه را برای تق. یت فرایند نفوذ هر چه بیشتر در کیان فرهنگی کشور مهیا ساخته است. از این جهت لازم است تا مدیران و متولیان امر ضمن بررسی گزارش عملکرد هنر و تجربه، به آنالیز رفتاری این مجموعه و تطبیق خروجی کیفی و کمی مجموعه به ازای بودجه صرف شده پرداخته و عملکرد موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان را با دقت مورد ارزیابی قرار دهند و تاثیر این مجموعه بر مقوله فرهنگ و در صنعت سینمای کشور را بررسی دقیق قرار دهند.


قطعا حسین انتظامی به عنوان فارغ التحصیل دانشگاه عالی دفاع ملی و یک مدیر استراتژیست از توانمندی مناسب برای تجزیه و تحلیل آمارهای ارایه شده برخوردار است و اگر بخواهد، می تواند به ارزیابی روشنی در زمینه میزان هزینه و فایده گروه سینمایی هنر و تجربه از برای نظام جمهوری اسلامی دست پیدا نموده و  اقدامات فوری و ضروری در بحث تدوین و اصلاح اساس نامه و قوانین موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان نمایند و این مجموعه را به درستی در مسیر فرهنگی هدایت کند و یا در صورت عدم امکان اصلاح در خشت های کج این مجموعه و برای جلوگیری از ضررهای بیشتر مادی و معنوی آن مبادرت به حذف و یا جایگزینی مجموعه ای دیگری بجای آن سازد.




ادامه دارد...

نظرات

  • خضیراوی ۱۳۹۸/۰۴/۲۶ - ۱۷:۵۹
    1 0
    رانت های هنر و تجربه به کسانی داده می شود که رسما پادوی سینما هستند و از طریق حضور در همه جا و پادویی صاحب اسم و رسم هم شدند از جمله ک. ک.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.