یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۵

دیاثت فرهنگی (۲)

جُرم فرهنگی؛ قوادی با موش‌ها/ بازتعریف مابه‌ازاء گناهان کبیره در حوزه فرهنگ و هنر/ متولی اصلی حفظ امنیت فرهنگی جامعه کیست؟

دیاثت فرهنگی (2)

سینماپرس: آرین اقبال افسری/ آیا مدیرانی که با کنار زدن نیروهای مؤمن انقلابی به ترویج سینمای روشنفکری و تمجید از هنرمندان غرب‌گرا می‌پردازد، در امانتی که مردم به ایشان سپرده‌اند خیانت نکرده‌اند؟ آیا کسانی که ارزش‌های اسلامی را در آثار سینمایی به تمسخر می‌گیرند و در آثار خود رسما متعرض حدود الهی می‌شوند، به جنگ با مسلمانان نرفته‌اند؟ آیا کسانی که تمام خلاقیت هنری خود را در خدمت به مولفه های زندگی غیردینی قرار داده اند، در حال کمک به کفار و ستمگران نیستند؟ و آیا اگر جُرم فرهنگی به خوبی برای جامعه تعریف و تبیین شود مردم بازهم از آثار مخرب فرهنگی استقبال خواهند کرد؟

دیاثت در مفهوم ادبی خود، بر بی غیرتی مردی اطلاق می شود که بیگانه را به حریم زن خویش راه داده و یا نسبت به این ورود بی تفاوت است و از برای توصیف چنین فردی به دیوث تعبیر می شود؛ دیاثت از گناهان کبیره است و شهادت دیوث در فقه اسلامی پذیرفته نیست؛ همچنین برای دیوث در قانون مجازات اسلامی مجازات دقیق و مشخصی موجود نیست، و شاید این امر به آن جهت باشد که دیاثت گناهی بسیار بزرگ است که به موجب حرمت الجنة علی الدیوث، بهشت بر چنین انسانی حرام می شود.



اما در این میان نکته حائز اهمیت این است که با تعمیم دامنه غیرت از همسر به وطن، ابعاد دیاثت نیز افزایش خواهد یافت و سبب خواهد شد تا دیگر دیاثت تنها یک گناه کبیره فردی محدود نشده و برای بی غیرتی در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، امنیتی و فرهنگی نیز از واژه دیاثت استفاده نمود و آن را به کار برد، مانند اینکه پادشاهان سلسله قاجار عمدتا دیاثت سیاسی و اقتصادی داشته اند.



خائنینی چون میرزا ابوالحسن ایلچی (از امضاکنندگان ترکمنچای) و میرزا حسین خان سپهسالار (امضاء کننده قرارداد رویتر) و مانند آنها را می توان از جمله دیوثان شاخص در دوران حاکمیت قاجاریه دانست که شرح و بیان دیاثت ایشان می تواند به سوژه های جالبی برای فیلمسازی در صنعت سینمای ایران مبدل گردد.


حال سوال اینجاست که چرا نباید برای گناهان کبیره ای چون دیاثت اقتصادی، دیاثت سیاسی، دیاثت فرهنگی و ... جُرم متناظری و مشخصی در قانون مجازات کشور تعریف کرده و برای آن مجازات در نظر گرفت؟ برای نمونه چطور می توان توجیح کرد که اعمالی مانند گرفتن رشوه در معاملات خارجی جُرم باشد، اما واردات بی رویه کالایی که مشابه داخلی دارد جُرم نباشد؟ فردی که با گرفتن رشوه معامله ای را به سود طرف خارجی تنظیم می کند بیشتر از کسی که با واردات کشور را در جنگ اقتصادی آسیب پذیر می کند باعث سلطه بیگانگان بر اقتصاد کشور شده است؟ عمل هر دو فرد در محدوده دیاثت اقتصادی تعریف می شود در حالی که نفر اول مجرم است اما دومی بعضا با مصونیت های آقازادگی و یقه سفیدی و ... در جامعه مورد تکریم قرار گرفته و حتی در برخی موارد به عنوان خیر معرفی می گردند.



یقه سفید (White-collar crime) در اشارات حقوقی و قانونی دلالت بر سوءاستفاده افراد بلند پایه از موقعیت و مقام خود است که بیشتر با جرایم مالی همراه‌است. این نظریه نخستین بار در مبحث جرم‌شناسی توسط یک جرم‌شناس آمریکایی به نام ادوین ساترلند (Edwin Hardin Sutherland) در دهه ۱۹۵۰ میلادی مطرح ‌شد.


البته نکته جالب اینجاست که دیوث واژه ای است که  عموم فقیهان شیعه، در ابواب قضاء، حدود و شهادات مطرح می کنند؛ به عبارت بهتر کاربرد این کلمه در فقه جزایی موضوعیت دارد و بنابراین باید دیاثت در اقتصاد، سیاست و فرهنگ را نیز از جنبه فقه جزایی و طبیعتا در قاعده جُرم انگاری مورد بررسی قرار داد که نتیجه این کار جز تعیین مصادیق و تعیین احکام مربوطه درباره مجازات مُجرمان و مرتکبان نخواهد بود.



با این همه در واقع نادیده گرفتن حدودالهی و عدم تبیین کامل دایره جرایم مبتنی بر این حدود باعث شده تا قوانین کشور در برخی موارد دچار نارسایی باشد؛ برای مثال می توان به مشاغلی همچون رمالی، سحر و جادو اشاره نمود؛ مشاغلی ویژه که مبتنی بر احکام اسلامی، پرداختن به سحر و جادو نیز مانند دیاثت از گناهان کبیره است و اما متاسفانه برای آن ممنوعیتی قضایی قرار نگرفته و جرمی در قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ تعریف نشده است؛ بنابراین رمالانی عموما بر اثر شکایت خصوصی و به جرم کلاهبرداری، هتک حرمت و ... مجازات می شوند و نتیجه اینکه بر اساس آمارهای منتشر شده در رسانه های رسمی، سالانه بالغ بر ۷ میلیون نفر در کشور به رمالان و فالگیران مراجعه می کنند و این در حالی است که بر طبق برخی احادیث و روایات، بسیاری از امور متداولی که توسط این افراد انجام می شود، از مصادیق فعل حرام بوده و حتی اعتقاد به آنها و باورمندی بر تأثیرات اوراد و همچنین پیروی از کارها و افعالشان، هم پایه و  هم تراز کُفر محسوب می گردد.



البته در حوزه فرهنگ نیز به همین ترتیب است و شاید یکی از عللی که جُرم فرهنگی پس از سال ها هنوز تعریف مشخصی ندارد این است که در تعریف جُرم، نخست حدود الهی به طور کامل در نظر گفته نمی شود و ثانیا از روش تنقیح مناط در تبیین مسائل روز و نیز بسط احکام به حوزه های جدید کمتر استفاده می شود و از این جهت است که با مرور و توجه دقیق به محتوی برخی گناهان کبیره، می توان به موارد متعددی برخورد کرد که اگر همچون مفهوم دیاثت که توسط آیت الله جوادی آملی بسط داده شوند، می توانند زمینه تعریف جرائم فرهنگی و تعیین مجازات عادلانه برای آنها را در نظام اسلامی ایران فراهم ساخته و در عین حال و مهمتر آنکه برای مسئولان و اهالی فرهنگ و هنر حدود را مشخص و شفاف نماید و موجب شود تا برخی اهالی فرهنگ و هنر، جاهلانه مرتکب جُرم فرهنگی نشده و یا افراد مغرض بهانه ای برای فرار از پاسخگویی نداشته باشند؛ که در این میان یقینا وجه پیشگیری تعریف جرائم از بسیاری از نابسامانی ها و هنجارشکنی ها در تولیدات فرهنگی، هنری و رسانه ای جلوگیری خواهد کرد.


گناهان کبیره

ما به ازاء در حوزه فرهنگی

زنا

ترویج اباحی گری، حیازادائی و غیرت زدائی در محصولات فرهنگی

خیانت به امانت

به کارگیری بیت المال در جهت تأمین منافع جناحی، شخصی و سلیقه ای در حوزه فرهنگ توسط متولیان امر

دزدی

دست اندازی به منابع مالی ارگان های دولتی توسط رابطه ها و لابی گری برای تولید آثار فرهنگی

فرار از جهاد

پرهیز از مواجهه با افراد، گروه ها و رسانه های غرب گرا در عرصه فرهنگ، پرهیز از مواجهه با دستگاه رسانه ای نظام سلطه، پرهیز از پرداختن به جنگ فرهنگی و الزامات آن

کمک به ستمگران

بسط و اشاعه فرهنگ و سبک زندگی امریکایی و خدمت به اهداف فرهنگی استعمارگران

اسراف

ریخت و پاش و تحمیل هزینه های گزاف به حکومت

جنگ با مسلمانان

مقابله با ارزش های اسلامی در تولیدات فرهنگی

اصرار بر گناه

ترویج گناهان و فحشاء در محصولات فرهنگی

قیادت و دیاثت

ترویج بی غیرتی / باز کردن راه تسلط بیگانگان با استفاده از ابزارهای جنگ نرم

بازداشتن از راه خدا

تخریب ارزش های اسلامی در تولیدات فرهنگی

فتنه

وارونه دادن حق و باطل و یا ممزوج ساختن حق و باطل در محصولات فرهنگی

فروختن اسلحه به کفّار

بکارگیری تسلیحات فرهنگی در جنگ فرهنگی در جهت خدمت به منافع دشمنان


بر این اساس باید پرسیده شود که آیا به واقع مدیرانی که با کنار زدن نیروهای مؤمن انقلابی به ترویج سینمای روشنفکری و تمجید از هنرمندان غرب گرا می پردازد، در امانتی که مردم به ایشان سپرده اند خیانت نکرده اند و گناه کبیره ی خیانت به امانت از برای ایشان مصداق پیدا نمی کند؟ و آیا نباید کسانی که در سال های گذشته با حقوق های نجومی خود و دست اندازی به بیت المال به دنبال سود شخصی بوده اند را به عنوان مرتکبین گناه کبیره ی خیانت به امانت مورد مواخذه و مجازات قرار داد؟ آیا نباید اصرار برخی هنرمندان در ترسیم افعال قبیحی همچون خیانت به همسر، تجاوز، زنا زادگی و ... را بر پرده ی نقره ای سینماهای کشور، از جمله مصادیق قیادت و دیاثت دانست و کم و کیف این گناه کبیره  را مورد بررسی قرار داد؟ آیا کسانی که ارزش های اسلامی را در آثار سینمایی به تمسخر می گیرند و در آثار خود رسما متعرض حدود الهی و احکامی مانند قصاص در اسلام می شوند، به جنگ با مسلمانان نرفته اند و گناه کبیره  مرتکب نشده اند؟



به راستی آیا برخی محدود از اهالی فرهنگ و هنر، که در تمامی آثار خود نام هر دزد، متجاوز، عیاش، هوس باز و ... را از میان اسامی ائمه شیعه انتخاب کرده و زن چادری را موجودی مفلوک به تصویر می کشند و ... قصد ترویج دین خدا را دارند؟ و آیا کسانی که تمام خلاقیت هنری خود در نویسندگی، موسیقی، کارگردانی و ... را در خدمت به مولفه های زندگی غیردینی قرار داده اند، در حال کمک به کفار و ستمگران نیستند؟



پس باید درنگی نمود در امور فرهنگی و تعریف مجددی ارایه داد از قوانینی که در زمان جنگ نرم و همچنین جنگ فرهنگی بر کشور می گذرد و به چنین باوری رسید که همانگونه که در امور نظامی، سرباز یا افسر ارتشی در زمانی که یگانش چه در داخل و چه در خارج کشور درگیر جنگ شده؛ مسئولیتی ویژه داشته و در صورتی که وی بیش از زمانی مقرر، غیبت داشته باشد، مستحق مجازات است و حتی در صورت فرار از میدان جنگ و درگیری، با تبعات بسیاری سنگینی در دادگاه های نظامی مواجه خواهد شد و این همه در صورتی است که حوزه ی فرهنگ و هنر به نحوی ویژه از تمامی این قیود مستثنی می بشود؛ پس آیا نمی بایست قوانین در زمان جنگ فرهنگی نیز به نحوی ویژه اسباب تشویق و مجازاتی متمایز از وقت عادی داشته باشد؟ و آیا اصولا متولیان فرهنگی اعتقادی به جنگ فرهنگی دارند؟ به راستی تلفات جنگ فرهنگی بیشتر از جنگ نظامی نیست؟ و آیا عادلانه است سربازی که به خاطر ترس از جانش از مهلکهی جنگ می گریزد به سختی مجازات شود، اما هنرمندی که در اوج جنگ فرهنگی، اقدام به ساخت آثاری ضد هنجارها و مخّل امنیت فرهنگی جامعه می نماید، در کمال امنیت و آسایش به کار خویش ادامه داده و حتی مورد تمجید و ستایش مسئولان فرهنگی کشور قرار گیرد؟



باید پذیرفت که امروزه در واقعیت عدالت قربانی طبع هنری و روح لطیف برخی هنرمندان و آزادی بیان برخی از ایشان می شود و نتیجه ی این ذوق زدگی آن شده است که برخی از آثار هنری هر روز به سطح بالاتری از مقابله با ارزش ها و بازداشتن از راه خدا ارتقاء پیدا نموده و در این میان ظنز ماجرا و نکته ی جالب آنکه صحبت از جُرم و مجازات برای مقابله با آنها، امری بدیع، شگفت و ناعادلانه و متحجرانه تلقی می شود! برای مثال در سال ۱۳۹۲ کتابی در حد اعلای دیاثت فرهنگی به چاپ می رسد و نه تنها کنشی را از سوی مسئولان فرهنگی کشور در پی ندارد؛ بلکه به سبب تکریم مقام شامخ هنر و هنرمند، مجوز نشر اثر نیز به سرعت صادر می شود و هیچ برخوردی با مولف آن صورت نمی گیرد؛ حال آنکه پس از چندی آن مولف و شاعر هتاک، نه بخاطر آن اثر، بلکه به سبب برخی جرایم دیگرش به مجازات محکوم می شود و به همین جهت از کشور فرار می نماید؛ شاعری که اساساً دیاثت را تکریم نموده و بدون هیچ گونه ترسی از مجازات فرهنگی و عقوب آن، به صراحت بیان می دارد که: «در لغت‌نامه سرچ کردم برای کلمه «دیوث» این توضیح آمد: «آنکه درباره زن خود، حسادت و غیرت نداشته باشد. این واژه از زبان سریانی است و معرب(عربی) شده است! خب! با این تعریف به نظر من دیوث، انسانی بسیار شریف و روشنفکر است که فهمیده است زن، یک انسان مثل خودش است و غیرت و حسادت هم جزو غرایز حیوانی‌اند که با کمی تفکر و تمرین می‌توان بر آنها غلبه کرد.».



امروزه و در اوج جنگ فرهنگی، ظهور و بروز دیاثت فرهنگی در شرایطی صورت می پذیرد که این قسم دیاثت در برابر چشم مسئولان وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و متولیان رسمی فرهنگ و هنر کشور روی داده و صدور مجوز نشر برای برخی از بظاهر هنرمندان در حالی است که ایشان به صراحت وجود پروردگار را منکر و عموم مسلمانان را به سخره گرفته و به عنوان نمونه در صفحه ی ۴۲ از کتاب خویش به روشنی بیان می دارند که: گلدسته‌ها دوباره اذان گفتند، رازی که نیست را به جهان گفتند/ نوری دوید در شب خاموشم با لامپ های قهوه ای «الله»


پس آیا اگر برای جرایم فرهنگی مسئولان و کارمندانِ نهادها و سازمان های دولتی نیز حدود و چارچوب مشخصی تدوین شود، برخی از ایشان باز هم به خود اجازه می دهند با سهل انگاری و رفتارهای سلیقه ای، امنیت فرهنگی جامعه را مخدوش سازند؟ و یا آنکه بعضی از ایشان با بودجه و امکانات نظام جمهوری اسلامی ایران، تیشه به ریشه ی اسلامیت و ایرانیت فرهنگ و هنر جامعه وارد سازند؟ و این همه در شرایطی است که در مواردی حتی نیاز به تعریف جرم های جدید و نوین هم نمی باشد؛ بلکه صرفاٌ باز تعریف برخی اصطلاحات، همچون قیادت و دیاثت در حوزه فرهنگ و نیز بسط جرایم فرهنگی به این حوزه ها راهگشا خواهد بود.



به عبارت بهتر هم اکنون نیز مواد قانونی متعددی برای برخورد با مجرمان فرهنگی وجود دارد و تنها اگر اراده ای برای برخورد با آنها وجود داشته باشد، وضعیت فرهنگی کشور به نحوی مطلوب سامان یافته خواهد شد. برای مثال می توان به ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ اشاره کرد؛ قانونی که مبتنی بر آن، افساد فی الارض توضیح داده شده و مجازات مرتکبین به آن معلوم گردیده است. پس اگر دامنه این ماده به حوزه فرهنگ نیز گسترش داده شود، نباید با تولیدکنندگان، منتشرکنندگان و مجوز دهندگان آثاری همچون با موش ها برخوردی جدی صورت گیرد؟ آثاری که رسما به ترویج قیادت و دیاثت در جامعه اسلامی مبادرت ورزیده و تا به آنجا پیش می رود که در صفحه ی ۷۴ به صراحت بیان می دارد: «خواهرم فکر دوزش پرده، خانه را موش و سوسک پر کرده / شعر می‌گویم از لب ساقی، در پی چشم آهویم / دوست خوب و پاره‌ تنم است، اکبر آقا که فاسق زنم است / میوه را پوست می کند هرشب، غیرتم در کنار چاقویم.»


فصل نهم- بغی و افساد فی الارض

ماده ۲۸۶- هرکس به طور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به گونهای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد مفسد فیالارض محسوب و به اعدام محکوم می گردد.

تبصره- هرگاه دادگاه از مجموع ادله و شواهد قصد اخلال گسترده در نظم عمومی، ایجاد ناامنی، ایراد خسارت عمده و یا اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع و یا علم به مؤثر بودن اقدامات انجام شده را احراز نکند و جرم ارتکابی مشمول مجازات قانونی دیگری نباشد، با توجه به میزان نتایج زیانبار جرم، مرتکب به حبس تعزیری درجه پنج یا شش محکوم می شود.

(قانون مجازات اسلامی مصوب جلسه مورخ ۱/۲/۱۳۹۲)


همچنین در مثالی دیگر می توان به اصل ۱۵۳ قانون اساسی اشاره کرد؛ اصلی که مطابق آن هر گونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد ممنوع است؛ اما بسیار عجیب و باورنکردنی است که با گذشت بیش از ۳ دهه، همچنان اصولی از این دست در حوزه فرهنگ و هنر کشور نادیده گرفته شده و شکستن این خط قرمز قانونی، در عرصه فرهنگ و هنر این مروز و بوم، جُرم محسوب نمی شود و از این جهت برای بسیاری از مدیران و مسئولان و نیز متولیان امور قضایی و مدعی العموم، انتشار کتب، نشریات، فیلم ها، سریال ها، نمایش ها، قطعات موسیقی و مانند اینها که مروج ارزش های بیگانه در قالب سبک زندگی امریکایی (American Way of Life) و رویای امریکایی (American Dream) بوده و ارزش های فرهنگ زندگی اسلامی ایرانی و حدودالهی را تقبیح، تمسخر و یا تضعیف می کنند، مشمول اصل ۱۵۳ قانون اساسی نمی شوند و به بهانه آزادی قلم و بیان و طنزهایی همچون هنر از برای هنر و ... نباید با آنها برخورد نمود و این در حالی است که بسیاری از این موارد به صراحت امنیت فرهنگی جامعه و به تبع آن، امنیت ملی کشور را مخدوش ساخته و مورد هدف قرار می دهد و عموما خواهان تسلط فرهنگی نظام سلطه بر مغز و قلب جوانان، نوجوانان، کودکان، زنان و مردان جمهوری اسلامی می باشد.


عدم وجود نگاه کارشناسانه و تبیین دقیق جرایم فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی است که برخی تصور می کنند صرفاً قراردادهای رسمی مشمول اصل ۱۵۳ قانونی اساسی شده و برای مثال پخش فیلم های مروج سبک زندگی آمریکایی (American Lifestyle) و یا انیمیشن ها و کارتون هایی که کودکان را از فرهنگ خود بیگانه می کنند و در شرایط کنونی به سیستمی هوشمند از برای حقنه ی باورهای بیگانه در بطن جوامع تبدیل شده اند؛ تنها صرف توجیه و بیان این مسئله که بعضاً از قرارداد رسمی برخوردار نیستند، موجب سلطه بیگانگان بر منابع انسانی کشور نمی شوند.


پس باید به این پرسش اساسی پاسخ گفت که آیا اگر جُرم فرهنگی به خوبی برای جامعه تعریف و تبیین شود مردم بازهم از آثار مخرب فرهنگی استقبال خواهند کرد؟ و آیا اگر همان طور که مردم نسبت به کم فروشی فروشنده ها و یا دزدی، اختلاس، ارتشاء در جامعه تنفر داشته و به طور کل نسبت به هر فرد و یا جریانی که بخواهند مخّل امنیت اجتماعی، امنیت سیاسی و امنیت اقتصادی آنها شود، واکنش نشان می دهند؛ نسبت به آسیب های تخریب فرهنگ آگاه شده و چهره مجرمان فرهنگی برای آنها ترسیم شود، آیا بازهم برخی هنرمندان غرب گرا به خود اجازه می دهند تا هرگونه هنجارشکنی و قبح شکنی را به اسم آزادی بیان ترویج نمایند؟



در پایان می بایست بر این نکته تاکید نمود که اگر بنا باشد تعریف جُرم فرهنگی نیز مانند نظام جامع رسانه ای و جرم مطبوعاتی و سایر موارد مشابه، سال ها به طول انجامد؛ در آن زمان دیگر ولنگاری فرهنگی به تباهی و اضمحلال فرهنگی تبدیل شده است و سودی نخواهد داشت؛ ضمن آنکه به علت پذیرش اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها در حقوق ایران، تا زمانی که جرایم فرهنگی به صورت دقیق در قانون تعریف نشوند، بسیاری از مجرمان فرهنگی با جنجال سازی رسانه ای و با استناد به دلایل واهی و نیز تمسک به آزادی بیان و خلاقیت هنری و ... زیر بار هنجارشکنی های خود نرفته و حتی همچون مولف با موش ها، بر قیادت و دیاثت در حوزه فرهنگ و هنر کشور، افتخار نموده و در آثار هنری خود، با صدای بُلند آن را فریاد می زنند.


نظرات

  • نصیری ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ - ۱۴:۲۰
    0 0
    مقوله فرهنگ وهنر هیچ ایمان وامنیت وصاحب ندارد و مدعیان ومتولیان این حوزه فقط کار این حوزه را با بی تجربه گی ناتوانی خراب می کنند کی حال فرهنگ وهنر کشور خوب بوده ؟مدیران در این حوزه چیزی ندارند که تامین کننده نیاز احساس ومطالبه آنها باشد امثال جنتی وایوبی برای چیز دیگری غیر از مسئله فرههنگ وهنروسینما در راس اداره به اصطلاح امور هستند خدایش کدام مدیر فرهنگی دغدغه جایگاه خود را دارند این حوزه بی صاحب کی در خدمت مردم وانقلاب بودند فروش کتاب در نمایشگاه فروش بلیط در جشنواره تئاتر وموسیقی وفیلم و... نگاه دلال گونه کجا کار فرهنگی است واگر اینها کار فرهنگی اند کار فرهنگی چیست
  • بیتا ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ - ۱۵:۰۴
    0 0
    جزاکم الله خیرا
  • ت ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ - ۱۸:۱۷
    0 0
    در شرایط جنگ نرم فرهنگی دشمن باید به همه ی تخلفات هنری رسیدگی شود.
  • ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ - ۲۰:۵۷
    0 0
    ممنون از مقاله خوبتون . بنظرم بازیگران اینگونه فیلمها که اشاره کردید هم باید مواخذه بشوند . مثلا فلان بازیگری که فلان فیلم را بازی میکند و آن فیلم بخاطر محتوای مستهجن و زشتش توقیف میشود چرا همچنان بی هیچ پاسخگویی راحت به کارش ادامه میدهد ؟ گیریم که گول مجوز دار بودن فیلمنامه را خورده ولی خب آیا خودش هیچ چهارچوب اخلاقی برای خود ندارد ؟! یعنی هر نقشی را هر چقدر‌ وقیح به صرف اینکه بازیگر بوده و کارش بازیگری ست ، بازی میکند ؟! بعد همین بازیگر وقتی فیلمش توقیف میشود بدون کوچکترین خجالتی از بازی در فیلم قبلی ، میرود و چادر سر کرده و در فیلم دفاع مقدسی بازی میکند . آیا اینها اصلا خط قرمز و چهارچوب اخلاقی برای خودشان دارند یا هر چیزی حالا هر چقدر هم وقیحانه را بازی میکنند ؟!
  • ۱۳۹۵/۰۶/۲۹ - ۱۱:۰۳
    0 0
    برادر ! به خودت بیا. راه این دنیا آشکارست یا فیش حقوقی نجومی یا خیانت به همه چیز و رفتن به سمت هرزه درایی. مسلمان به خودت بیا. پیامبر گفت فریاد از کسی که مردم از دست و زبان او در امان نباشند.
  • عبدالهی ۱۳۹۵/۰۶/۲۹ - ۲۳:۰۷
    0 0
    جرمی بالاتر از به تعطیلی کشاندن وفعالیت های سینمایی که در شهرستانها بصورت شخصی وبدون حمایت واغلب با کارشکنی مدیران ارشاد و مدیریت سینمای جوان بعنوان حیاط خلوت دولت مردان فرهنگی بصورت بیمارگونه انجام می شده نیست وپاسخگویی هم وجود ندارد واین امر ارمغان تدبیر وامید بخاطرانتقام انتخاباتی و سیاسی مدیران از فعالان وهنرمندان واصحاب فرهنگ در استانهاست

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.