شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶ - ۰۴:۳۸

میزگرد بررسی فیلم «زیر سقف دودی»/ بخش نخست

درخشنده: سینما برای من عبادت است/ مجد: مشاوره فیلمساز با روانشناس و جامعه شناس باعث باورپذیری اثر اجتماعی است

پوران درخشنده

سینماپرس: پوران درخشنده فیلمساز مطرح سینمای اجتماعی ایران تنها فیلمسازی است که همواره در آثار انسانی اش به موضوعات مرتبط با بهزیستی اهتمام نشان داده و طی سال های اخیر با ساخت فیلم های خود ثابت کرده که دغدغه آدم های فراموش شده در جامعه را دارد و برای ساخت فیلم هایش از بطن زندگی و جامعه موضوعات را استخراج می کند. «زیر سقف دودی» جدیدترین اثر سینمایی این بانوی فیلمساز که مدتی است اکران آن در سینماهای سراسر کشور آغاز شده موضوع بسیار مهم طلاق عاطفی در جامعه را بیان می کند.

پوران درخشنده فیلمساز سینمای اجتماعی ایران است. فیلمسازی که طی سال های اخیر با ساخت فیلم های خود نشان داده که دغدغه آدم های فراموش شده در جامعه را دارد و می خواهد مشکلات آن ها را با صدای بلند فریاد بزند.

نگاهی گذرا نسبت به آثار ساخته شده پوران درخشنده طی ۳ دهه اخیر نشان از آن دارد که این فیلمساز همیشه در آثار خود دغدغه آدم های فراموش شده در سطح جامعه را دارد. از فیلم «رابطه» به عنوان اولین ساخته اش که در مورد نوجوانی ناشنوا و لال به نام ناصر است که قادر به ایجاد رابطه با اطرافیان خود نیست، تا دومین ساخته اش یعنی «پرنده کوچک خوشبختی» که در مورد دختر بچه ای است که بر اثر ضربه ای روحی در کودکی قدرت تکلم خود را از دست داده است و با یادآوری گذشته دچار تشنج عصبی می شود و سومین اثر سینمایی اش با عنوان «عبور از غبار» که مشکلات اهالی یک روستا در حومه تهران را روایت می کند همگی نشان از آن دارند که درخشنده از بدو ورود به عرصه فیلمسازی، دغدغه اجتماع و آدم هایی را داشته است که با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند و هیچ گاه هم دیده نمی شوند.

نگاه آسیب شناسانه درخشنده که برخلاف اغلب فیلمسازانی که طی سال های اخیر در سینمای ایران ظهور یافته اند و با فیلم های خود قصد دارند جامعه امروز ایران را جامعه ای سیاه معرفی کنند، توانسته تاثیرات شگرفی را برای سینمای ایران به همراه داشته باشد.   درخشنده از زخم های فرو خورده و دردهای سرکوب شده آدم ها می گوید، از سختی ها و مرارت ها، از آدم هایی با مشکلات طاقت فرسا اما همه این ها به شکلی کاملاً متعهدانه در فیلم هایش بیان می شود. درخشنده به آدم هایی اهمیت می دهد که جامعه کمترین توجهی به آن ها ندارد و او قصد دارد با ساخت فیلم هایی در مورد این اشخاص به آن ها اعتماد به نفس داده و شخصیت آن ها را بازتعریف کند. درخشنده قصد دارد به افرادی که ضعف هایی دارند نشان دهد که باید روی پای خود بایستند، مهارت های لازم را برای ادامه حیات و بقای خود پیدا کنند و به خودشان متکی باشند.

درخشنده به ویژه نگاهی انسانی به بیماران دارد. از یک نوجوان مبتلا به سندروم دان تا یک بیمار کلیوی و یک زن نازا، از افراد ناشنوا تا معلولان جسمی و حرکتی همیشه در آثار درخشنده جایگاهی خاص و ویژه داشته اند. درخشنده به شدت در آثار خود سعی دارد نگاه جامعه را نسبت به بیماران عوض کند. «بچه های ابدی» به عنوان هشتمین فیلم بلند سینمایی وی رسماً در همین راستا و با این نوع دیدگاه ساخته شده است.

پوران درخشنده عضو انجمن‌های فیلمسازان زن آمریکا (WIF)، کارگردانان مستقل آمریکا (IFP)و مرکز بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان یونسکو (CIFEJ) نیز هست و عضویت در این مجامع و انجمن ها نشان از آن دارد که این فیلمساز یکی از معتبرترین و برجسته ترین فیلمسازان ایرانی است که در سطح جهانی ارزش و اعتبار زیادی را برایش قائل هستند.

نکته جالب در مورد اغلب آثار این بانوی فیلمساز این است که موضوع فیلم هایش فقط به ایران مربوط نمی‌ شوند و مشکلات و معضلات جهانی را مطرح می‌کنند؛ که از جمله آن ها می توان بحث تجاوز، اعتیاد، بی مهری به کودکان معلول و... را نام برد.

اینک به مناسبت اکران جدیدترین اثر سینمایی این فیلمساز با عنوان «زیر سقف دودی» با موضوع بسیار مهم طلاق عاطفی در میزگردی با حضور پوران درخشنده (نویسنده، تهیه کننده و کارگردان)، دکتر امیرهمایون مجد (روانشناس)، سیدرضا منتظری (منتقد سینما) و علی ناصری (خبرنگار) گفتگویی مفصل با درخشنده داشتیم و او ضمن مطرح کردن معضلات عدم توجه به سینمای اجتماعی از دیرباز تاکنون به مباحث بسیار مهمی در رابطه با نحوه انتخاب سوژه های فیلم هایش و... پرداخت.

****************************

*منتظری: انسان هایی در جامعه وجود دارند که ما به راحتی از کنار آن ها عبور می کنیم و به هیچ عنوان معضلات و مشکلات آن ها را نمی بینیم اما همین انسان ها همیشه در فیلم های شما حضوری جدی دارند و شما در آثارتان ثابت کرده اید که دغدغه اجتماع و آدم هایی را دارید که فراموش شده هستند؛ نکته بسیار حائز اهمیتی که در این میان وجود دارد این است که شما برخلاف بسیاری از فیلمسازان سینمای اجتماعی هرگز دچار سیاه نمایی در نشان دادن معضلات، مشکلات و دردهای جامعه نداشته اید و تصویری تاریک از فضای جامعه نشان نداده اید؛ از زمانی که شما تصمیم به ساخت اولین اثر سینمایی تان گرفتید چه نکته ای باعث شد تا سراغ این دسته از آدم ها بروید و همچنان این مسیر را تا به امروز ادامه دهید آن هم در حالی که سال ها قبل و به خصوص در دورانی که شما فیلمسازی تان را شروع کردید اصولاً به این گونه فیلم ها و سینمای اجتماعی بی مهری هم می شد؟

درخشنده: اولین نکته ای که باید عنوان کنم این است که متأسفانه این سینما همچنان هم با بی مهری روبرو است و بی توجهی به سینمای اجتماعی نکته ای است که به یک دوره خاص محدود نمی شود؛ سینما برای من در واقع یک عبادت است. من سینما را همیشه اینطور دیده و می بینم من توسط سینما به دغدغه های اجتماعی و انسانی می پردازم و سینما به مثابه وسیله و ابزاری در کنار دست من است که می تواند تأثیر خوبی روی جامعه بگذارد. من با این نیت وارد سینما شدم چون فکر می کردم می توانم جوابی برای سوأل هایم پیدا کنم، سوأل هایی که همیشه با آن ها درگیر بوده ام. شاید جالب باشد که بدانید من ابتدا در رشته پزشکی قبول شدم و علیرغم اصرارهای اعضای خانواده ام این رشته را دنبال نکردم چرا که دغدغه من تحصیل در آن رشته نبود. من می خواستم دردهای مردم که آن ها را لمس و درک می کردم توسط همه مردم دیده شود و به همین علت با تمام وجود و عشقم به سینما آمدم. عشق به ارتباط با آدم ها و بحث و صحبت از رنج های بشری همیشه از دوران کودکی و نوجوانی با من بود. من همیشه در زندگی ام شاهد اتفاقات و مصائبی بودم که به اطرافیانم می شد و همیشه همه اتفاقات مدرسه، شهر، خانه و خلاصه هرجایی که می رفتم را می دیدم و اتفاقات همیشه با من می ماند و به آن ها فکر می کردم و همیشه سوأل های ذهنی زیادی همراه من بود. سینما طبیعتاً برای پاسخ به این سوأل های ذهنی وسیله و مدیوم خوبی بود.

*منتظری: چطور به این نتیجه رسیدید که سینما بهترین مدیوم و ابزار برای پرداختن به این دغدغه ها است در صورتی که آشنایی چندانی با سینما نداشتید؟

درخشنده: من از دوران کودکی و نوجوانی همیشه به سینما می رفتم و سینما برای من جذابیت های بسیاری داشت؛ اینکه در یک فضای تاریک و در سکوت همه به پرده نقره ای چشم می دوزند و به دنیایی که فیلمساز مخاطب را با خود همراه می کند می روند از ابتدا برای من جذابیت داشت. تماشاگر در سالن سینما همذات پنداری خوبی با آدم ها و شخصیت های یک اثر دارد. با زندگی و موقعیت و فضایی که شخصیت ها با آن سر و کار دارند همذات پنداری می کند. برای من جذاب بود که در سکوت سالن سینما چیزی را در ذهن آدم ها حک کنم و بتوانم تأثیر مثبتی در وجود آدم ها بگذارم که مثلاً بعد از تماشای یک فیلم رفتار خود را تغییر دهد یا اینکه فکر کند که من کجا هستم؟ برای من بسیار حائز اهمیت بود که بتوانم تلنگری به افرادی بزنم که فکر می کنند ناتوان هستند و نمی توانند کارشان را به درستی انجام دهند و می خواستم آن ها را به این باور برسانم که شما توانا هستید؛ من دوست داشتم انسان ها را در موقعیت هایی قرار دهم که خودشان را کشف کنند و به اعتماد به نفس برسند و با دنیای پیرامون شان ارتباط خوبی را برقرار کنند.

به همین علت اولین فیلمی که ساختم داستان پسر بچه ای بود که هیچ اعتماد به نفسی نداشت و ناشنوا بود و کسی آن را تحویل نمی گرفت و خانواده اش هم به وی توجهی نداشتند. این پسربچه دنیا را برای خودش تمام شده می دانست تا اینکه معلمی می آید و با او همدلی می کند و نقاط قوت این فرد را کشف می کند و او را وارد می کند که حرف بزند. معلم او را تشویق می کند که تو به طرف آدم های شنوا برو و به آن ها ثابت کن که توانایی انجام هر کاری را داری؛ معلم دنیای تاریک را برای این بچه باز می کند و هویت او را کشف می کند و این فرد به اعتماد به نفس و روشنی می رسد.

این مسأله برای من به عنوان یک زن بسیار مهم بود که به آدم های پیرامونم این امید را بدهم که شما توانایی انجام هر کار مثبتی را دارید و می توانید کارهایی را انجام دهید که خیلی ها فکر می کنند توان آن را ندارید. این فیلم برای خود من آزمایش بود. وقتی من این فیلم را در سال ۶۴ نوشتم یک کتاب در حدود ۳۰۰  و خرده ای صفحه شد که در آن همه وسایل صحنه و حرکت دوربین و صدا و موزیک و اتفاقات را طراحی کرده بودم؛ من خودم به عنوان اولین زنی که پس از پیروزی و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی وارد سینما شدم می خواستم به همگان ثابت کنم که می توانم به بهترین شکل ممکن کاری را که می خواهم انجام دهم.

*منتظری: قطعاً این کار شما در جامعه به شدت مردانه آن روزهای سینمای ایران بسیار مهم و تأثیرگذار هم بوده است.

درخشنده: بله، در آن زمان سینما در اختیار جامعه مردانه بود و حضور من به عنوان یک زن شاید به مذاق خیلی ها خوش نمی آمد. این اولین فرصتی بود که برای من به وجود آمده بود و من می خواستم خودم را تثبیت کنم و حرفم را بزنم و به همه بگویم که به زنان هم نگاه کنید، به این قبیل مشکلات و معضلات در جامعه هم نگاه کنید و به این آدم های فراموش شده هم نظری بیندازید.

کار اول برای من بسیار سخت بود؛ یادم می آید حتی در بازه ای با فیلمبردارم دچار مشکل شدم چرا که او می خواست خودش جای دوربین را تعیین کند اما برای من مهم بود که خودم تعیین کننده تمامی حرکات در فیلمم باشم به همین دلیل حتی نصفه روزی کارم را تعطیل کردم اما از فردا با انرژی بیشتر کارم را ادامه دادم به نحوی که فیلمبردار به من گفت فکر می کردم شما الآن می روید و گریه می کنید و دیگر هم پیدایتان نمی شود! از آن روز دیگر سینما برایم جدی شد و احساس کردم توانمندی را خود انسان باید در خود به وجود بیاورد چرا که متأسفانه در دنیای پیرامون کسی تلاشی برای کمک به آدم ها نمی کند و برعکس همه سعی می کنند تا اگر می توانند پشت پایی هم به افراد بزنند.

من معتقدم اعتمادی که انسان به خودش داشته باشد می تواند اعتماد به نفس و حرکت رو به جلو بیاورد. به هر حال من اولین فیلمم را ساختم و تلویزیون به دلیل اینکه من فارغ التحصیل دانشکده تلویزیون بودم از ساخت فیلم اولم حمایت کرد. ما در موشک باران های شدید تهران کارمان را فیلمبرداری کردیم و جلو رفتیم و خوشبختانه در زمان اکران «رابطه» با استقبال خوبی هم روبرو شد. است. من با هدفی بزرگ وارد سینما شده بودم و می خواستم راجع به آدم هایی فیلم بسازم که کسی به آن هاتوجهی ندارد. آدم هایی که شاید خیلی تواناتر از افرادی باشند که مدعی توانایی هستند اما به دلیل فشارهایی که از اطرافیان به سمت آن ها وارد می شود نمی گذارند که پیدا شوند و حالا این ها هستند که باید اعتماد به نفس پیدا کنند. از همان روز با خودم عهد کردم که آثاری را که می سازم راجع به آدم های فراموش شده باشد. آدم هایی که پیدایشان کنم از جاهایی که دیده نمی شوند و غبارشان را بگیرم و آن ها را نشان دهم بگویم این ها هستند.

*منتظری: با توجه به فضای به شدت بسته سینما در آن زمان شما به عنوان اولین زن فیلمساز پس از انقلاب اذیت نمی شدید و کسی مانع ادامه کارتان نمی شد؟

درخشنده: قطعاً حضور در سینما برای من سختی هایی به همراه داشت چرا که به خصوص خانواده ام به سینما علاقه ای نداشتند و ترجیح می دادند من پزشک باشم تا یک فیلمساز اما از آنجا که من برای خودم هدف مشخصی را تعیین کرده بودم با همه این سختی ها مبارزه کردم و کنار آمدم. دوران پس از انقلاب اسلامی یک اعتماد به نفس عجیبی را در من به وجود آورده بود چون زن ها حضور جدی در پیروزی انقلاب داشتند و من همیشه می گفتم این سهم من است و همانطور که من در پیروزی انقلاب سهیم بودم باید اینجا هم باشم و تلاش های فراوانی کردم و سعی کردم فضای امنی برای خودم به وجود بیاورم و دیگر فراموش کردم که یک زن هستم و می خواهم کار کنم و به این فکر می کردم که فیلمساز هستم و باید به دنبال دغدغه هایم بروم.

تنها سخت کار من این بود که در اولین فیلمم با پسربچه ای کار کردم که به واقع ناشنوا بود. در طول پروسه فیلمسازی ام اگر به دنبال سوژه ای رفتم که افرادی کم توان در آن بودند تمام سعی ام را کردم تا آن آدم ها نقش های اصلی را بازی کنند حتی اگر این نقش درآوردنش بسیار سخت باشد چون معتقد بودم هیچ بازیگری نمی تواند درد آن فرد را به درستی درک کند و به شکل واقعی آن نقش را بازی کند به همین دلیل با تمام سختی ها جلو رفتم. جالب آنجا بود که زمانی که «رابطه» تمام شد این پسربچه اعتماد به نفس پیدا کرد. پسری که در خانواده مرتباً پرخاشگری داشت از اینکه مردم او را دیده بودند و احساس کرد بازیگر است به خود افتخار کرد و درس خواند و خشونت هایش کم شد و حتی به دنبال شغل رفت. هدف من همین بود که این اتفاق بیفتد و از سوی دیگر مردم هم این آدم ها را بشناسند و در جامعه به عنوان یک طفیلی و سربار به این افراد نگاه نکنند و سعی داشته باشند با نگاهی دغدغه مند و انسانی از این افراد و توانایی های شان در انجام امور مختلف بهره مند شوند.

در فیلم دومم «پرنده کوچک خوشبختی» باز هم  دختر بچه ای کر و لال سوژه اصلی فیلم بود. «پرنده کوچک خوشبختی» چندین و چند جایزه داخلی و بین المللی دریافت کرد و توجهات زیادی به آن شد. متأسفانه «رابطه» به دلیل جنگ و موشک باران های آن دوران دیده نشد و تلویزیون به عنوان سرمایه گذار اصلی فیلم چندان تمایلی برای پخش آن به صورت بین المللی نداشت. «پرنده کوچک خوشبختی» اما پرفروش ترین فیلم سال ۶۶ شد و مردم آن را دوست داشتند و هنوز هم فیلم حتی برای من سازنده اش هم تأثیر دارد و فیلمی ساختم که هر زمانی که اکران شود تاریخ مصرف نداشته باشد.

*منتظری: شما بعد از ساخت این فیلم خودتان را به عنوان یک فیلمساز دغدغه مند نسبت به موضوعات مرتبط با بهزیستی و مباحث اجتماعی تثبیت کردید و به شما توجه شد؛ بعد از آن مسیر برای شما هموارتر شد و یا همچنان سختی ها ادامه داشت؟

درخشنده: متأسفانه سختی ها برای من بیشتر شد اما ارتباط خوبی میان من و مردم به وجود آمد یعنی یک اعتماد ۲ طرف میان من و مردم شکل گرفت و من مخاطبانی را به دست آوردم که دنبال این بودند  که فیلم جدید من چه زمانی روی پرده می رود تا به تماشای آن بنشینند؛ در واقع نوعی صداقت میان من و مردم ایجاد شد و این حس بسیار زیبا است. مردم می دانند من برای سرگرمی و پول درآوردن و شهرت فیلم نمی سازم و به همین علت ارتباط دوستانه ای میان مان برقرار است؛ ارتباطی که قرار نیست کسی در آن برنده و یا بازنده باشد و همه چیز تنها به نفع کل جامعه است. من بسیار خوشحالم که میان مردم محبوب هستم و این برای من افتخار بزرگی است اما هیچ گاه در طول دوران کاری ام نه به شهرت فکر کردم و نه برای دستیابی به شهرت علاقه ای داشتم و دارم. خوشحالم که مردم دفتر مرا مانند یک مطب روانپزشک می دانند و می آیند و با من درد دل می کنند، حرف های شان را می زنند و سرگذشت های شان را می گویند و این برای بزرگترین سرمایه زندگی است.

*منتظری: هیچ گاه در طول تمامی این سال ها دلزده و یا پشیمان نشدید؟

درخشنده: نه به هیچ وجه؛ عشق به مردم مانع از افسردگی و دلزدگی من شده و همچون روزهای ابتدایی حضورم در سینما با انرژی مشغول به کار هستم. همیشه احساس می کنم که این حرفه من است و نمی توانم نسبت به فیلم هایم، سوژه های آن ها و دغدغه های مردم بی تفاوت باشم؛ من نمی توانم نسبت به فیلمی چون «هیس، دخترها فریاد نمی زنند» بی تفاوت باشم وقتی می بینم چه آدم هایی به دفتر من مراجعه می کنند و یا ایمیل می زنند و سرگذشت های مشابه شان را تعریف می کنند. من با هر سختی و جان کندنی مایل هستم فیلمم را بسازم. این فیلم جامعه را آگاه کرد و چشم و گوش های مردم و به ویژه والدین را به شدت باز کرد. خیلی اتفاقات را به ما گوشزد کرد. به پدر و مادرها گفت شما فقط وظیفه تان فرزندآوری و تأمین امکانات رفاهی برای آن ها نیست. این ها ارزنده است و ارزشمند است و به همین دلیل سختی ها را از تن من می گیرد.

*منتظری: تا چه میزان سوژه های فیلم های تان را از سرگذشت های واقعی مردم می گیرید و تا چه حد اجازه می دهید که مردم برای شما به عنوان یک فیلمساز سینمای اجتماعی نقش تعیین کننده ای برای انتخاب سوژه های تان داشته باشند؟ آیا هیچ وقت شده تا فیلمنامه ای را که برای ساخت مد نظر داشتید به دلیل پیشنهاد سوژه ای جدید از جانب مردم کنار بگذارید و به سوژه جدید بپردازید؟

درخشنده: من همیشه قصه ها و سوژه هایم را از مردم می گیرم و انگشت روی موضوع خاصی نمی گذارم که باید حتماً در رابطه با فلان معضل و مسأله فیلم بسازم. من از روی سوژه های پیشنهادی مردم یکی را انتخاب می کنم و سپس شروع به تحقیق و پژوهش می کنم، به آگاهی می رسم و سعی می کنم تصویری حقیقی از ماوقع جامعه را نشان دهم. من خوشبختانه در میان مردم هستم در جامعه راه می روم، در صف نانوایی و قصابی می ایستم و در اتوبوس و مترو حضور دارم و نمی توانم نبینم که مردم چه رفتاری دارند؛ نمی توانم جوانان را نبینم که لباس پوشیدن شان شکل زنانه به خود گرفته است. برای من این ها تعهد است و معتقدم باید از شغلم استفاده درست کنم و به سراغ سوژه های پنهان می روم. همیشه فکر می کنم اگر آشغال های زیرفرش تلنبار شود آدم را به پایین سرنگون می کند و من به عنوان یک فیلمساز باید غبارها را پاک کنم.

*منتظری: نکته ای که بسیار حائز اهمیت است اینکه شما در بزنگاه های حساس سراغ سوژه ها می روید؛ به عنوان مثال مبحث مهم طلاق عاطفی که در فیلم «زیر سقف دودی» بیان کرده اید درست در زمانه ای مطرح شده که این پدیده در جامعه به اوج خود رسیده و یا حتی در اواخر دوران اوج خود است؛ بسیاری از خانواده ها امروزه با این مشکل در حال دست و پنجه نرم کردن هستند و قطعاً بسیاری از فرزندان شان در تب و تاب چنین معضلی می سوزند؛ چطور در چنین بزنگاه هایی حساسی سراغ این نوع سوژه ها می روید؟

درخشنده: همانطور که پیش از این گفتم آدم ها خودشان مرا آگاه می کنند و برای من داستان های شان را می فرستند و این آگاهی و پرداختن به موضوع از اکثریت می آید. آن سوژه ای که بالاترین درصد را دارد انتخاب می کنم آمار برای من بسیار مهم است. من برای ساخت فیلم هایم به دادگاه ها رفت و آمد داشتم و وقتی می دیدم جوانی که یک ماه از ازدواجش می گذرد به راحتی در حال طلاق است و بعد علت جدایی را می فهمم دنبال آن می روم تا ببینم چرا به اینجا رسیدند. برای من بسیار مهم است که الگوی جوانان ما چه افرادی هستند؟ پدر و مادری که هیچ وقت مورد توجه یکدیگر نبوده اند؟ هیچ وقت به هم مهر نکردند و یا دست هم را نگرفتند یا جلوی فرزندان شان یکدیگر را بغل نکرده اند و نبوسیده اند؟

من معتقدم اینکه والدین فقط یک سری وظایف تعیین شده را برای فرزندان طراحی کنند کاری عبث و غلط است. مردم مرا با واقعیت های روز جامعه روبرو می کنند؛ به عنوان مثال این روزها پسرها از زمانی که شنیده اند من می خواهم فیلم جدیدم را با محوریت آن ها بسازم مرتباً برای من قصه های زندگی شان را می فرستند؛ پسرها در جامعه ما بسیار مظلوم تر از دخترها هستند و اتفاقاتی که برای شان می افتد خیلی دردناک تر از اتفاقاتی است که برای دخترها رخ می دهد. با این تفاوت که پسرها گریه هم نباید بکنند. بارها را باید به دوش بکشند. در دوران کودکی اتفاقاتی برای شان می افتد و کسی نیست که با او ارتباط برقرار کنند با پدر همه چیز از دور است و با مادر نمی توانند حرف های شان را بزنند.

همین مبحث سر فیلم «زیر سقف دودی» هم به وجود آمد. همه ما آگاهیم که در حال حاضر طلاق عاطفی بسیار زیاد شده و زندگی موازی در کنار زندگی اصلی بسیاری افراد وجود دارد. من وقتی در زمان اکران «زیر سقف دودی» به سالن های سینما سرکشی می کنم و سکوت مطلق مردم در سالن ها را می بینم به فکر فرو می روم؛ این سکوت برای من یک معنا دارد؛ اینکه مردم فیلم را درک کرده اند و با فضا و شخصیت های آن همذات پنداری می کنند؛ «زیر سقف دودی» نه فیلم طنز است نه کمدی اما مردم از آن استقبال می کنند چرا که زندگی واقعی خود و اطرافیان شن را در آن فیلم می بینند. جوانی که پدر و مادرش با هم چنین مشکلاتی را دارند و او نمی خواهد در آینده دچار چنین مشکلاتی شود با دقت فیلم را تماشا می کند و سعی می کند تا راهکاری برای برون رفت از این نوع مشکلات برای خود و خانواده اش بیابد.

*منتظری:  زمانی که برای اولین بار ایده ساخت «زیر سقف دودی» شکل گرفت چه اتفاقی رخ داد و تا چه میزان برای ساخت این فیلم تحقیقات میدانی انجام دادید و از مشاوران روانشناس و جامعه شناس برای باورپذیرتر شدن فضای فیلمتان کمک گرفتید؟

درخشنده: من تحقیقات بسیار مفصلی قبل از ساخت «زیر سقف دودی» داشتم. مردم می دانند من قبل از ساخت فیلم هایم اعلام می کنم که مثلاً قرار است در رابطه با «طلاق عاطفی» فیلم بسازم و همین باعث می شود تا خیل انبوهی از مردم که دچار چنین معضل و مشکلی هستند به من مراجعه کنند و یا ایمیل بزنند و داستان های خود و اطرافیان شان را با من در میان بگذارند. من با این افراد قرار ملاقات می گذارم و آن ها می نشینند و حرف های شان را می زنند.

از سوی دیگر در کنار تمام کارهای من روانشناس و جامعه شناس هم وجود دارد چرا که یقین دارم هیچ حرکتی در زندگی ما نیست که اتفاق نیفتاده باشد و ناشی از مشکلات روانی و دوران کودکی ما نباشد. همه چیز به روان ما باز می گردد و آن چیزهایی که در درون ما اتفاق می افتد و یا خانواده و جامعه به ما آموزش می دهد.

*منتظری: جناب دکتر مجد، مشاوره یک روانشناس در تولید اثر سینمایی چقد موثر است و به عقیده شما تا چه میزان می تواند به باورپذیری مخاطب کمک می کند؟

مجد: وقتی یک کارگردان در ساخت یک فیلم از کسانی که در این زمینه ها تخصص دارند مشاوره می گیرند کمک می کند اطلاعاتی که در فیلم ارائه می شود مستند و درست باشد. یک روانشناس و یا جامعه شناس چون پیش از این تجربه های زیادی را داشته و با کیس های مختلفی که مشکلاتی مشابه با سوژه مورد نظر فیلمساز را داشته اند برخورد کرده و تحقیقات علمی فراوانی در این زمینه انجام داده می تواند کمک شایانی به باورپذیر تر شدن فیلم کند.
بنده معتقدم موارد این چنینی از قبیل طلاق عاطفی که در این گونه فیلم ها بیان می شود بسیار تأثیرگذارتر و جهانشمول تر است. هرچقدر موردی که بیان می شود به عنوان بحث خانوادگی و اجتماعی عمیق تر باشد و زیربنای اجتماعی بیشتری داشته باشد آدم های بیشتری آن را درک می کنند و چون مسیر فیلم متفاوت از مسیر بعد علمی ما نیست در فیلم اتفاقاتی می افتد که ممکن است هر کدام از افراد درست عمل نکنند و از راه درست پیش نروند و مخاطب پیامدهای رفتارها را هم می بیند و مخاطب می فهمد رفتار اشتباه چه اتفاقاتی را می تواند منجر شود. یک روانشناس با مشاوره دادن به فیلمساز می تواند فی الواقع به مخاطب فیلم کمک کند تا برداشت بهتری از فیلم مزبور داشته باشد و به راهکار بهتری دست پیدا کند.

ادامه دارد...