دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶ - ۰۵:۲۳

میزگرد بررسی فیلم «زیر سقف دودی»/ بخش پایانی

درخشنده: به همه کاراکترهای فیلمم حق می دهم/ مجد: سینما می تواند برای حل کردن مشکلات متعدد در جامعه موثر باشد

پوران درخشنده

سینماپرس:پوران درخشنده کارگردان فیلم سینمایی «زیر سقف دودی» همزمان با اکران فیلمش تصریح کرد: من به همه کاراکترهای فیلمم حق می دهم. آدم ها باید خودشان را در موقعیت های دیگران بگذارند تا بتوانند طرف مقابل شان را هم محق بدانند. من طرح مسأله می کنم و این مخاطبان فیلم هستند که اگر از شرایط این چنینی در رنج هستند باید دست به اصلاح خود بزنند.

در بخش نخست میزگرد فیلم سینمایی «زیر سقف دودی» به کارگردانی پوران درخشنده با موضوع طلاق عاطفی که با حضور پوران درخشنده (نویسنده، تهیه کننده و کارگردان)، دکتر امیرهمایون مجد (روانشناس)، سیدرضا منتظری (منتقد سینما) و علی ناصری (خبرنگار) برگزار شد به مواردی همچون بی توجهی به سینمای اجتماعی بدون سیاه نمایی توسط مدیران سینمای کشور و همچنین اهمیت دریافت مشاوره فیلمسازان از جامعه شناسان و روانشناسان مطرح شد و در بخش دوم این میزگرد به لایه های مختلف جدیدترین اثر سینمایی درخشنده پرداخت شده که ماحصل آن برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است.

*منتظری: البته علاوه بر مبحث بسیار مهم مشاوره یک فیلم اجتماعی باید سرشار از رویدادهای جذاب دراماتیک و مولفه هایی برای جذب مخاطب هم باشد؛ خانم درخشنده شما تا چه میزان به این مسائل توجه می کنید؟

درخشنده: زمانی که خانمی بعد از ۳۵ سال زندگی مشترک از همسرش طلاق گرفته بود و با یک بغل نوشته نزد من آمد و داستان زندگی اش را تعریف کرد که ۳ فرزندش را با سختی های بسیار بزرگ کرده و همسرش با دختری که ۲۰ سال کوچکتر از خودش بود ازدواج کرده تصمیم به ساخت این فیلم گرفتم. داستان زندگی این زن بسیار پیچیده بود و او بعد از طلاق فهمیده بود همسرش سال ها با آن دختر و افراد دیگر روابط موازی داشته؛ جالب این است که این زن به من گفت بعد از اینکه همسرم با من این کار را کرد و این چنین مرا آزرد من به فردی که سال ها قبل از ازدواج با همسرم خواستگارم بود زنگ زدم و با وی تلفنی صحبت می کنم!

قطعاً تمامی این اتفاقات بسیار دراماتیک است و برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی می تواند جذابیت های لازم را دارا باشد؛ همین که ما فکر کنیم شیوع و گسترش چنین اتفاقاتی تا چه میزان می تواند برای آینده جامعه و کشورمان خطرناک و دردناک باشد خود یک تلنگر بر همه افراد این جامعه است. من بعد از صحبت های این خانم بلافاصله پیگیر موضوع طلاق عاطفی و ازدواج ها و زندگی های موازی شدم و هرچقدر جلوتر رفتم دیدم که آمار تا چه میزان بالا است. وقتی که من با مردم در این رابطه گفتگو می کردم همه با وضعیتی بسیار عادی انگار که در رابطه با یک مسأله طبیعی صحبت می کردند در رابطه با طلاق عاطفی حرف می زدند و به من ثابت کردند که مبحث طلاق عاطفی در جامعه امری رایج و عادی شده است به نحوی که آدم ها افرادی را که دچار این نوع معضل در زندگی شان بودند به من معرفی می کردند و می گفتند بله خیلی ها چنین مشکلی را دارند.

*منتظری: جناب آقای دکتر، مضمون اصلی فیلم طلاق عاطفی است و سال ها است که این اتفاق رواج پیدا کرده؛ به عقیده شما به عنوان یک روانشناس پرداختن به این موضوعات آیا حساسیت برانگیز نیست و نمی تواند باعث ریختن قبح و عادی شدن این اتفاقات شود یا موثر است و می تواند به مثابه تلنگری بر مخاطبان باشد و آن ها را به سمت و سوی یک زندگی سالم هدایت کند؟

مجد: اگر صرفاً به موضوع طلاق عاطفی اشاره می شد و بحران های ناشی از این اتفاق مهم در فیلم نشان داده نمی شد و حواشی آن بررسی نمی شد قطعاً این فیلم می توانست بسیار حساسیت برانگیز باشد و یا نتیجه ای معکوس از آنچه مورد نظر فیلمساز بوده داشته باشد اما از آنجا که یکی از اهداف خانم درخشنده این بود که نشان دهند مبحث مهم طلاق عاطفی چه تأثیری بر روی افراد خانواده اعم از فرزند و عروس و... دارد این اتفاق برای این فیلم رخ نداد. افرادی که با چنین مشکلی در زندگی روبرو هستند قطعاً با فیلم ارتباط خوبی برقرار می کنند.

یکی از نکاتی که همواره مورد توجه بنده و خانم درخشنده بود این مسأله بود که شخصیت اصلی فیلم چقدر از راهکارهایی استفاده می کند که آدم های عادی که او را نصیحت می کنند به او می دهند؟ خانم درخشنده می خواستند نشان دهند چقدر راهکارهایی که ما سریعاً انتخاب می کنیم و به آینده آن نگاه نمی کنیم می تواند بحران ها و اتفاقاتی غیرقابل جبران را در خانواده ها ایجاد کند. بهرام در این فیلم نه تنها مسیر را اشتباه می رفت بلکه بسیار حق به جانب بود و علیرغم اشتباهات فاحشی که در زندگی اش داشت با همه تیز و برنده و رادیکالی واکنش نشان می داد و این مشکلاتی را برای همه افراد خانواده پیش می آورد.

مخاطب اصلی این فیلم قشر جوان جامعه هستند و خانم درخشنده به خوبی نشان داد آرمان به عنوان فرزند این خانواده که نمادی از فرزندانی بود که والدین شان دچار طلاق عاطفی شده اند علیرغم اینکه می توانست مسیر پدر را ادامه دهد ولی به روانشناس و مشاور مراجعه کرد و قضایا را با شعور و تدبیر حلاجی کرد و همه چیز را بسیار آسان پذیرفت و سعی در اصلاح رفتارهایش کرد. اما پدرش با گاردی عجیب نزد مشاور رفت.   آرمان شیوه های حل مسأله اش علمی تر و اصولی تر بود. یکی از هدف های مهم این فیلم صرفاً بیان طلاق عاطفی نبود و این نکته بود که فیلمساز به همه مخاطبانش می گفت ما نباید الگوی اشتباهی برای فرزندان مان باشیم و راهکارهای نادرست را به آن ها آموزش دهیم.

بنده معتقدم فیلمساز در «زیر سقف دودی» به خوبی نشان داد که جوانان دهه ۶۰ و ۷۰ عمیقاً به آینده فکر می کنند و دنبال آن نیستند که اشتباهات شان را به گردن طرف مقابل بیندازند و تنها خود را محق بدانند. یکی از تصمیمات خوبی که خانم درخشنده برای این فیلم گرفته بودند این بود که نشان دهند اگر کسی بزرگ تر است کار درست نمی کند و تشخیص و تصمیم درست نمی گیرد و این فرزندان یک خانواده هستند که می توانند راه درست را بروند.

درخشنده: من بسیار خرسندم که در «زیر سقف دودی» توانستم از مشاوران بسیار خوبی بهره مند شوم. برای ساخت این فیلم من از یک رفتار درمانگر کمک گرفتم و روانشناسی که اختلالات زندگی زناشویی را مورد بررسی قرار می داد. روانشناسی رشته های مختلفی دارد و بهره گیری درست از یک روانشناس متبحر به شدت می تواند به باورپذیر شدن یک اثر سینمایی کمک کند. به عنوان نمونه روانشناسی که آدم وسواسی را ترسیم می کند که وسواس آن ناشی از این مشکلات است آن شخصیت را برای من به درستی ترسیم می کند و روانشناس کمک می کند که شخصیت باورپذیری را ارائه دهم و جامعه شناس تأیید می کند که ما بر اساس آمار چقدر با این معضلات در ارتباط هستیم.

*منتظری: آقای دکتر علل شکل گیری طلاق عاطفی در جامعه چیست؟ این نوع رابطه که می توانیم آن را به عنوان «طلاق خاموش» نیز تعبیر کنیم از کجا به وجود آمده و چطور می توان جلوی آن را گرفت و به خصوص حوزه مهم فرهنگ و هنر و سینما چه تأثیری برای جلوگیری از پیشروی این پدیده می تواند داشته باشد؟

مجد: آنچه در جامعه ما از ابتدای زندگی مشترک مطرح است این است که گاهی اوقات خانم و آقایانی که با هم ازدواج می کنند هنوز وابستگی به خانواده های شان را کم نکرده اند و به صورت کاملاً افراطی با خانواده های شان ارتباط دارند و نمی توانند جایگاه ها را از یکدیگر تفکیک کنند. برخی از این زوجین تلاش نمی کنند دست به کاری بزنند تا حمایت هایی که همچنان از سوی خانواده ها به سمت آن ها سرازیر است قطع شود. حمایت خانواده های زن و شوهر باعث می شود آن ها به سمت مسئولیت پذیری نروند. پدر یکی از زوجین نیازهای مالی خانواده را برآورده می کند و امکانات رفاهی را فراهم می کند و این باعث می شود زن و شوهر تلاشی برای بهبود زندگی شان نکنند و به هم علاقمند نشوند.

نکته دوم این است که برخی از خانواده ها زمانی که فرزندان شان ازدواج می کنند چنان تمرکزشان را روی آن ها می گذارند که زوج و یا زوجه خود را فراموش می کنند. این اتفاق به خصوص در زمانی شدت پیدا می کند که یک اختلاف کوچکی میان یکی از زوجین وجود داشته باشد تمام نیازهای همسر را نادیده می گیرند و تمام تمرکز روی فرزند می گذارند و یواش یواش خود فرزند باعث اختلاف میان زوجین می شود. در جایی پدر دفاع و در جایی مادر از فرزند دفاع می کند و فرزند به این نتیجه می رسد که پدر و مادر در حق وی کوتاهی کرده اند و این باعث می شود تا فرزندان قوانین را رعایت نکنند و یک یارکشی در خانواده صورت می گیرد.

اگر خانواده ها دارای یک فرزند باشند همیشه یکی از والدین در مقام دفاع قرار می گیرد و دیگری با وی مقابله می کند. از سوی دیگر در فضای خانواده گاهی اوقات ما تلاش نمی کنیم موضوعات را حل کنیم و همیشه راجع به بحران های فرزندان حرف می زنیم و همین باعث می شود دائماً موضوع صحبت های یک زن و شوهر راجع به فرزندان شان باشد، به خودشان بی توجه باشند و بحث و مشاجره و قهر و ناراحتی در رابطه با فرزندشان بین ها اختلافات را عمیق تر و ریشه ای تر کند. زوجین راجع به غذای بچه، کار بچه، درس بچه و یا هر مورد دیگری با هم دچار تنش های افراطی می شوند و این بسیار بد است. ما نباید به سمت هیجان مدار بودن برویم و از مسأله مدار بودن دور شویم. نباید ما به بهانه بچه ها کاری کنیم تا در خانواده تنش به وجود بیاید در این صورت زن و شوهر یواش یواش از هم دلزده می شوند و سردی میان آن ها را زیاد می گردد.

بنده یقین دارم سینما به عنوان یک رسانه مهم و تأثیرگذار می تواند برای جلوگیری از این پدیده و سایر پدیده های مشابهی که سرمنشأ آن ها مشکلات اجتماعی و روانی است کمک زیادی به آحاد افراد جامعه داشته باشد.

*منتظری: شما به عنوان یک روانشناس توصیه تان برای پیشگیری از وقوع طلاق عاطفی چیست؟

مجد: یکی از مواردی که بسیار کمک کننده است این است که خانواده ها نباید تلاش کنند سریعاً زن و شوهری را که نسبت به یکدیرگ سرد شده اند و یا با هم دعوا کرده و مشکلی دارند را به هم نزدیک کنند و آن ها را نصیحت کنند و نباید این ساختار را جلو ببرند و بخواهند با صحبت و نصیحت کردن به جای فرزندان شان مسائل را به عهده بگیرند.

زن و شوهرها اگر بتوانند ارتباط شان را با زوجینی که در یک دوره سنی هستند بیشتر کنند در مهمانی های مشترک شرکت کرده و با هم به مسافرت و...  بروند می توانند شادابی های بیشتری را تجربه کنند و نباید صرفاً با افراد سن بالای خانواده وقت شان را بگذارنند.

زوجین زمانی که به والدین خود اجازه دخالت در امور زندگی شان را می دهند بسیار جسور و لجباز می شوند و تمامی این ها بدان علت است که خود را در جایگاه یک کودک قرار می دهند تا بزرگترها به آن ها توصیه و نصیحت کنند. ما باید فضایی ایجاد کنیم تا زن و شوهر خارج از خانواده بیشتر همدیگر را ببیند. البته متأسفانه بسیاری از زوج ها فکر می کنند که باید این دیدارها در مراسم ها و اماکن تشریفاتی باشد در صورتی که این گونه نیست؛ ما معتقدیم پول خرج کردن و تشریفات الکی تنها می تواند باعث شود تا احساس راحتی میان زوج ها وجود نداشته باشد. زوج ها باید با تدبیر در دیدارهای ساده خارج از خانه نقاط قوت یکدیگر را شناسایی کرده و سعی کنند به طرف مقابل شان احساس خوبی را ارائه دهند. زوجین باید تلاش کنند تا همسرشان را به سمت فردیت هدایت کنند و به آن ها باید کمک کنند تا به سمت هنر بروند، ورزش کنند، ادامه تحصیل بدهند و ...

اگر این قبیل اتفاقات رخ دهد ما دیگر دچار احساس خلاء، یأس، سردی و افسردگی میزان زوجین نمی شویم؛ زوجین موظفند تا به سلامت شخصی و فردی شان رسیدگی کنند تا مسائل ظاهری همچون چاقی، لاغری و... همانطور که در «زیر سقف دودی» مطرح می شود نتواند دستاویزی برای فاصله گرفتن میان زن و شوهرها شود. ما نباید بگذاریم زن و شوهرها همدیگر را قضاوت کنند و بخواهند برای یک مشکل و یا معضل کوچک درون خانواده یکدیگر را زیر سوأل ببرند.

*ناصری: نکته جالب این است که در فیلم حساسی مثل «زیر سقف دودی» فیلمساز تمام تلاش خود را به کار می برد تا هیچ شخصیتی را قضاوت نکند این اتفاق چگونه رخ داده؟

درخشنده:  من در این فیلم به خصوص خودم را به طور کل کنار کشیدم؛ چرا که مسأله مطروحه در این فیلم مسأله حساسی است و نمی خواستم جانب کسی را بگیرم. چون اگر می خواستم جانبداری کنیم مسیر فیلم شکل دیگری به خود می گرفت. من فقط آدم ها را در یک موقعیت قرار دادم و آن ها خودشان مسیر را به پیش می برند.

*ناصری: یعنی در ابتدا شخصیت های تان را شکل دادید و سپس آن ها را در فضای فیلم رها کردید؟

درخشنده: بله من اول خواستم شخصیت هایم را بشناسم و بعد بر اساس آن ها فیلم را جلو ببرم. به همین دلیل تمامی تلاش خود را به کار بردم تا در ابتدا تمامی علل های روانی را پیدا کنم و سپس به دنبال عوامل بیرونی بروم و بعد فیلمم را بسازم. من به همه کاراکترهای فیلمم حق می دهم. چرا که معتقدم آدم ها هر کدام یک جوری حق دارند. هر کسی نسبت به شرایط خودش حق دارد. آدم ها باید خودشان را در موقعیت های دیگران بگذارند تا بتوانند طرف مقابل شان را هم محق بدانند. من اگر در «زیر سقف دودی» جانب شخصیت زن را می گرفتم همه به من انگ فمینیست بودن می زنند این در حالی است که من اصلاً فمینیست نیستم و اتفاقاً معتقدم جامعه باید در کنار هم زندگی انسانی داشته باشد و همه حق دارند و اگر زن به شوهرش توجه نمی کند خودش مقصر تمامی این اتفاقات است.

من حتی در این فیلم کاراکتری که خانم طباطبایی نقش آن را ایفا کرد نیز محق می دانم چرا که سن ازدواج در جامعه ما بالا رفته و  الآن اکثر دختران دهه ۶۰ و بخشی از دختران دهه ۵۰ ما بدون همسر مانده اند و از این رو کاراکتری که خانم طباطبایی نقش آن را ایفا می کند هم به نوعی در این میان محق است و همسری برای خود می خواهد. این دخترها هم مانند سایرینی که موفق به ازدواج شده اند و یا فرزندی دارند احساس مادرانه دارند و دلشان می خواهد مادر باشند و به همین علت مجلس شورای اسلامی در این اواخر تصویب کرده که دختران بالای ۳۰ سال می توانند بچه بیاورند و شناسنامه هم به نام خودشان ثبت شود و من بسیار از این اتفاق خوشحال هستم چرا که معتقدم ما باید شرایط را مهیا کنیم و امکانات بگذاریم برای ازدواج جوانان؛   من هیچ وقت روی هیچ یک از شخصیت های فیلمم فوکوس نکردم و آن را محق ندانستم؛ در جامعه ما همه چیز لازم و ملزوم یکدیگر است و قطعاً کسی نمی تواند ۱۰۰ درصد مقصر و یا محق باشد.

*منتظری: فکر می کنید اگر شخصیت های فیلمتان را قضاوت می کردید می توانست منجر به تأثیرات منفی در خانواده ها شود؟

درخشنده: بله؛ چون بحث فرهنگی است. ما نباید راهکار بدهیم مردم باید خودشان راهکار را به وجود آورند من طرح مسأله می کنم و این مخاطبان فیلم هستند که اگر از شرایط این چنینی در رنج هستند باید دست به اصلاح خود بزنند.

*ناصری: بخش عمده ای از مسأله طلاق عاطفی در فیلم شما به مسائل جنسی مرتبط بود آیا معقدید که این مسائل دلیل اصلی مباحثی چون طلاق عاطفی است؟

درخشنده: بله متأسفانه آمار در این زمینه بسیار بالا است؛ شکل ارتباطات در جامعه ما تغییر کرده و بیشتر روابط بین زن ها و مردها روابط بسیار بدی است که عرف جامعه آن را نمی پسندد و ما در سال ها قبل شاهد آن نبوده ایم؛ عجیب است که بنا به استناد آمار بعد از ازدواج اغلب ارتباطی بین زوجین برقرار نمی شود و دیگر زندگی میان آن ها معنا و مفهومی ندارد. به همین دلیل است که طرف یک ماه ازدواج می کند اما با همسرش رابطه ای نداشته است و همین زندگی آن ها را دستخوش تحول می کند. این ها مواردی است که متأسفانه در سینمای ما نمی توان آن ها را باز کرد. در «زیر سقف دودی» می بینم پسر به مادرش می گوید به خودت برس تا پدر دنبال کس دیگری نرود. من مجبور شدم خیلی از پلان هایی که گرفتم را به دلیل ممیزی ها حذف کنم. من حتی نمی توانستم نام سکسولوژیست را که مشاور مشکلات زناشویی این چنینی است در فیلمم مطرح کنم.

*ناصری: علت اصلی این اتفاق را چه می دانید؛ فکر می کنید رسانه ها تعریف زیبایی شنایی را در جامعه عوض کرده اند و به همین علت زوجین در پی فردی جدید در زندگی شان بر اساس ذائقه امروزی که به آن ها دیکته شده می گردند؟

درخشنده: بله ما در دوران گذار هستیم و به سرعت از سنت به مدرنیته می رویم و در این راه قطعاً تلفات زیادی می دهیم. ما باید یاد بگیریم که باید با کسی ازدواج کنیم که از او خوشمان می آید و با انتخاب فردی از روی درماندگی و یا به اجبار یک عمر خودمان را بیچاره نکنیم.

امروزه دگرگونی های عجیبی در جامعه ما به وجود آمده است؛ به عنوان نمونه ما قبلاً فقط یک رادیو و نهایتاً ۲ شبکه تلویزیون داشتیم و جغرافیای زندگی های مان محدود به خود و افراد درجه اول فامیل و خانواده های مان بود اما اکنون با یک کلیک در فضای مجازی ما می توانیم به هرجایی که می خواهیم برویم. در واقع هرچند که فضای مدرن و مجازی خوبی هایی هم دارد اما متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ما از قطب منفی آن بهره برداری بیشتری می کنند.

*ناصری: تا چه میزان مباحث مطرح شده در «زیر سقف دودی» را جهانشمول ارزیابی می کنید؟

درخشنده: در جوامع دیگر این معضل تعریف های دیگری دارد اما از آنجا که در جامعه ما پدیده کهنه ای با عنوان «ترس از آبرو» وجود دارد ما دچار نوعی شگرف از طلاق عاطفی می شویم. زن و شوهر در خانه با یکدیگر هیچ کاری ندارند و احیاناً هر کدام شان به دنبال کسی دیگر برای ارتباط رفته و یا می روند اما به دلیل اینکه خانواده، دوستان، همکاران و اطرافیان شان متوجه نشوند به نام زن و شوهر در زیر یک سقف زندگی می کنند و این بسیار دردناک است.

*منتظری: چرا زن در فیلم شما تا این میزان مظلوم است و از حقوق خود دفاعی نمی کند؟

درخشنده: من معتقدم زن در «زیر سقف دودی» تو سری خور نیست. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که همه مادران خود را وقف بچه ها و حتی نوه های شان می کنند و کمتر به خودشان توجه دارند و برای خود حقی قائل نیستند. آن ها اگر غذایی درست می کنند برای ذائقه افراد خانواده شان است و برای دل خودشان کاری نمی کنند. خانواده ها و مادران ما سنگ زیرین آسیاب هستند و این در عین اینکه خوب است در جایی بد است چون به خودشان آسیب جدی وارد می کنند.

آن ها آنقدر خودشان را وقف بچه های شان می کنند که وقتی آن ها ازدواج می کنند و می روند این ها احساس خلاء می کنند و همین باعث دخالت هایی در زندگی فرزندان شان می شود. مادران ما همیشه سختی کشیده اند و از خودشان گذشته اند اما در دنیای امروز این جواب نمی دهد چون خودشان خیلی اذیت می شوند و تنها می شوند؛ به سلامت روح و جسم و تفریح و ورزش خود فکر نمی کنند.

*منتظری: به عقیده شما نقش نهادهای فرهنگی، هنری و آموزشی و به خصوص وزارت آموزش و پرورش در این زمینه تا چه میزان می تواند موثر باشد و چرا مسئولان ما در این دستگاه ها و نهادهای مرتبط تاکنون کار جدی برای رفع این مشکلات و معضلات انجام نداده اند؟

درخشنده : قطعاً ۲-۳ نهاد بسیار تأثیرگذار هستند تا جامعه با نگرش انسانی و درست و بر اساس مهرورزی و عشق ورزی باشد. یکی از مهمترین نهادها خانواده است؛ خانواده هایی که تصمیم به فرزندآوری می گیرند باید بدانند که موظفند تا فرزندان شان را بر اساس مهرورزی تربیت کنند و کاری کنند تا آن ها از ابتدای کودکی تا دوران نوجوانی و جوانی روی پای خودشان بایستند و مستقل باشند و مستقل بیندیشند و مستقل فکر کنند.

از سوی دیگر وزارت آموزش و پرورش هم نقش بسیار کلیدی در تربیت نسل های آتی و مادران و پدران آتی این مرز و بوم و زوجینی دارد که می توانند در آینده دچار معضلی به اسم طلاق عاطفی شوند و در نهایت جامعه بسیار مهم است و اگر قرار باشد به همین شیوه ممکن به پیش برود در آینده به طرزی خشونت بار با این نوع پدیده ها و پدیده های بدتر از آن روبرو خواهیم شد.

*منتظری: فکر می کنید سیستم آموزش غلط در کشور ما تا چه میزان در زمینه رشد و توسعه مشکلاتی مانند طلاق عاطفی در جامعه موثر بوده؛ چطور ما امروزه شاهد معضلات و مشکلات فرهنگی و اجتماعی هستیم که در جامعه ۲۰ سال قبل حتی نمی توانستیم فکر پدیدار شدن چنین اتفاقاتی باشیم؟

درخشنده: متأسفانه شیوه آموزش ما فقط تخته سیاه و گچ بوده و تعلیم و تربیت و حرف و گفتگو و فکر هیچ گاه جزو شیوه های آموزشی وزارت آموزش و پرورش نبوده است. ما هیچ گاه در کشورمان از شیوه ها و متدهای آموزش های نوین بهره مند نشده ایم و همین باعث شده تا امروزه جامعه ما تبدیل به جامعه ای مونولوگ شود و دیالوگ و حرف زدن و ارتباط برقرار کردن در آن معنایی نداشته باشد. ما با هم حرف نمی زنیم و تنها سعی داریم که همواره سر مسائل و موضوعات مختلف یکدیگر را متهم کنیم این در حالی است که همه باید حرف های شان را به راحتی بزنند و افکار و دغدغه های شان را بدون آن که احیاناً به کسی بربخورد بیان کنند. ما اگر به این سمت برویم قطعاً جامعه ای سالم خواهیم داشت. به هیچ عنوان نمی توان نقش آموزش و پرورش در به وجود آمدن چنین معضلاتی در امروز را نادیده گرفت و به سادگی از کنار آن عبور کرد.

*منتظری: با سپاس از توضیحات شما، در نهایت می خواستم این سوأل را بپرسم که آیا از شیوه اکران «زیر سقف دودی» رضایت دارید و تا به امروز میزان استقبال مخاطبان از این فیلم چطور بوده؟

درخشنده: متأسفانه من از وضعیتی که برای فیلمم به وجود آورده اند به هیچ عنوان راضی نیستم. «زیر سقف دودی» درست در زمانی اکران شد که من حتی یک بیلبورد تبلیغاتی برای فیلمم ندارم. من مایل بودم فیلمم زمانی اکران شود که تعداد سالن های نمایش دهنده آن گسترده تر باشد.

ماه رمضان و شب های احیا و فیلم های کمدی که سالن های سینما را تسخیر کرده اند و حتی همزمانی آغاز اکران «زیر سقف دودی» با حوادث تروریستی در تهران باعث شد تا فیلم نتواند آنطور که شایسته است دیده شود. من چون با سرمایه شخصی خودم فیلم هایم را می سازم برایم بسیار ناراحت کننده است که مسئولان این چنین بی رحمانه با آثاری که برای آن ها تلاش و فکر شده برخورد می کنند و قدر آن ها را به درستی نمی دانند؛   ما برای اینکه فیلم خوب بخواهیم بسازیم باید اکران خوب داشته باشیم؛ در زد و بندهایی که در سینمای کشور رایج است امکان اکران خوب خیلی کم است. من یادم می آید زمان اکران فیلم «رویای خیس» من فقط ۳ سینما داشتم و برای «بچه های ابدی» فقط چند سانس داشتم که همه آن ها به یک سینما هم نمی رسید؛ این سینمای کودک من بود که هیچ توجهی به آن نشد و همه این دردها سال های درازی است که با من همراه است.

اما خوشبختانه مردم ما آگاه هستند و همچنان از چنین فیلم های دغدغه مندی حمایت می کنند و من با سرکشی های متعددی که به سالن های سینماهای مختلف شهر تهران داشته ام متوجه شدم که مردم سرمایه های اصلی سینمای اجتماعی در کشور هستند و این برای منی که تنها برای آن ها مبادرت به ساخت فیلم می کنم بسیار شیرین و دلپذیر است و مرا مصمم می کند تا همچون سال های گذشته با پشتکار و انرژی بیشتری در سینما حضور داشته باشیم و برایشان فیلم بسازم.