دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۷

میزگرد بررسی فیلم «ایتالیا ایتالیا»/ بخش نخست

کاوه صباغ زاده: در پی آن بودم تا شیوه غلط مدیریت سینما را در فیلمی ثبت کنم/ مهدی صباغ زاده: بی عدالتی های پشت پرده فارابی برای من روشن شد!

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی ایتالیا ایتالیا

سینماپرس: تهیه کننده فیلم سینمایی «ایتالیا ایتالیا» که مدتی است اکران آن در سینماهای سراسر کشور آغاز شده با انتقاد از مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور برای عدم حمایت از آثار کارگردانان اول تأکید کرد: بی عدالتی های پشت پرده فارابی و کل نهادهای دیگر سینما در زمان ساخت «ایتالیا ایتالیا» بیش از هر زمان دیگری برای من روشن شد؛ همچنین کارگردان این اثر سینمایی که سال ها در انتظار تولید اولین فیلمش بوده با بیان اینکه آنچه به شدت برای من اهمیت داشت این موضوع بود که شیوه غلط مدیریت سینما که گیر و گرفتاری های بسیاری را برای فیلم اولی ها به وجود می آوردند در تاریخ سینمای کشور ثبت شود تأکید کرد: ساخت این فیلم برای من دشواری های زیادی را به همراه داشته است.

«ایتالیا ایتالیا» اولین ساخته سینمایی کاوه صباغ زاده است، استعدادی نو که برخلاف جهت جریان سال های اخیر سینما حرکت خود را آغاز کرده و به جای پرداختن به کهنه کلیشه های اجتماعی تلخ، سیاه و هزاران بار تکرار شده و پایبندی به سینمای کلاسیک گامی به سوی نوآوری و خلاقیت برداشته است. صباغ زاده در اولین ساخته سینمایی اش به سمت فانتزی، حلقه مفقوده سینمای ایران رفته و با شناخت خوب از تلفیق ژانرهای، کمدی، موزیکال و ملودرام به همراه تخیلات فانتزی، باعث یکپارچه بودن فضای بصری و ریتمی مناسب برای «ایتالیا ایتالیا» شده است. البته بیراه نیست اگر بگوییم این فیلمساز با ساخت اولین اثرش روی لبه تیغ راه رفته چرا که ممکن بود با یک خطا مانند اغلب آثار کمدی سینمای ایران به ورطه لودگی کشانده شود اما از کنار آن عبور کرده است. «ایتالیا ایتالیا» پتانسیل جذب مخاطب را دارد و شاید مهمترین نکته در رابطه با این اثر سینمایی آن باشد که فیلمساز سعی نکرده با ناخنک زدن به مضامین سردستی فیلمش را مهم جلوه دهد و یا مانند بسیاری از فیلمسازان کاراکترهای ساده فیلمنامه اش را با پیچیدگی های عجیب و غریب و چاشنی روشنفکرمآبانه همراه کرده و به خورد مخاطب بدهد. «ایتالیا ایتالیا» فیلمی ساده و سرراست است و جزو آن دسته آثاری است که پیام های نهفته درون خود را فریاد نمی زند. صباغ زاده در «ایتالیا ایتالیا» به ادبیات و سینمای جهان توجهی ویژه داشته و اقتباس خوبی از یکی از داستان های «جومپا لاهیری» نویسنده شهیر هندی را ایرانیزه کرده و تمام تلاش خود را به کار گرفته تا چاشنی سینما را در فیلمنامه اش پررنگ کند و شاید به همین دلیل است که از برخی از سکانس های «ایتالیا ایتالیا» این گونه برداشت می شود که فیلمساز در خلق فضاهای کمیک فیلمش تأثیر گرفته از جنس سینمایی «وودی آلن» بوده؛ اما با این همه «ایتالیا ایتالیا» اثری مختص به خود صباغ زاده است و نمی توان آن را فیلمی مقلدانه برشمرد.

اینک به بهانه اکران  فیلم «ایتالیا ایتالیا» نخستین ساخته سینمایی کاوه صباغ زاده در میزگردی با حضور کاوه صباغ زاده (کارگردان)، مهدی صباغ زاده (تهیه کننده) و سیدرضا منتظری (منتقد سینما) گفتگویی مفصل درباره این اثر سینمایی داشتیم و ضمن مطرح کردن معضلات عدم توجه به فیلمسازان اول و فیلم هایی در ژانرهای متنوع و باندبازی های شدید در سینمای کشور و... به مباحثی در رابطه با ساختار و محتوای این اثر سینمایی هم ورود پیدا کردیم.

*************************

منتظری: همانطور که قبلاً در گفتگوهای تان اشاره کردید «ایتالیا ایتالیا» بخشی از زندگی کاری شما است که در این فیلم زندگی کاری تان را با یک رمان از جومپا لاهیری یکدیگر تلفیق کرده اید و از سوی دیگر برداشت ها و مباحث دیگری از جمله مشکلات زوج های جوان را نیز در فیلمتان گنجانده اید؛ اما هرچه که باشد ادای دین شما به سینما و مطرح کردن مباحث متعدد سینمایی در این فیلم این احساس را به وجود می آورد که «ایتالیا ایتالیا» فیلمی از زندگی شخصی کاوه صباغ زاده است و شما این فیلم را تنها برای دل خودتان ساخته اید و گویا چندان برقراری ارتباط با مخاطبان از طیف ها و نسل ها و دیدگاه های مختلف برایتان اهمیتی نداشته است. این اتفاق به خصوص در بخش هایی از فیلم که وارد مباحث پیچیده سینمایی و اعتراض به سیاست گذاری های غلط مدیران سینمای کشور در برخورد با فیلمسازان اول شده اید خودنمایی بیشتری می کند. به عنوان مثال مخاطب از مشکلاتی که برای علی ملاقلی پور به وجود آمده چندان اطلاعی ندارد و پرداخت طنزگونه شما به این اتفاقات تنها برای ما سینمایی ها جذاب است. مایلم بدانم که اصولاً دلیل شما برای ورود به این مسائل در اولین اثر سینمایی تان چه بوده؟

کاوه صباغ زاده: واقعیت این است که من ۲-۳ سالی خیلی دغدغه آن را داشتم که فیلمی در رابطه با مشکلات فیلمسازان اول بسازم. ساخت فیلم برای فیلمسازان اول در آن دوران بسیار سخت و دشوار شده بود و زندگی مرا تحت الشعاع خود قرار داده بود اما متأسفانه علیرغم تلاش های مستمر نتوانستم این فیلم را بسازم و پروژه دیگری را شروع کردم و آن کار در همان ابتدای راه متوقف شد اما من مطمئن بودم که این داستان را روزی در فیلمی می گنجانم، چون همه فیلمسازان اول این مشکلات را داشتند و این مشکلات و مصائب مختص من نبود. در این رابطه با دوستان زیادی هم صحبت کردم و همه به من گوشزد می کردند که تولید چنین فیلمی تنها می تواند ارتباط خوب اهالی سینما را در پی داشته باشد و برای عامه مردم که مخاطبان اصلی سینما هستند دارای جذابیت نخواهد بود اما من همیشه اصرار داشتم که این اتفاقات را تبدیل به یک فیلم کنم. زمانی که ما در پیش تولید «ایتالیا ایتالیا» بودیم بسیاری از عوامل فیلم به کرات ناراحتی خودشان را نسبت به این موضوع به اشکال مختلف به من ابراز کردند و تأکید داشتند که به هیچ عنوان با کاری که من انجام می دهم موافق نیستند و جالب آن است که حتی در زمان فیلمبرداری هم گروه به هیچ عنوان دل شان با این سکانس ها نبود اما من مصر بودم که این سکانس ها حتماً باید ساخته شود.

آنچه به شدت برای من اهمیت داشت این موضوع بود که شیوه غلط مدیریت سینما که گیر و گرفتاری های بسیاری را برای فیلم اولی ها به وجود می آوردند در تاریخ سینمای کشور ثبت شود. دلم می خواست اثری مستندگونه در این رابطه وجود داشته باشد و بهترین کار این بود که این مهم را به شکل یک فیلم ارائه کنم. در «ایتالیا ایتالیا» کاراکتر اصلی یک دستیار کارگردان سینما است که می خواهد اولین اثر سینمایی اش را جلوی دوربین ببرد اما سیاست های غلط مدیران سینمایی مانع از انجام این کار می شود. این بهترین موقعیت بود تا من اعتراضات چند ساله خودم را نسبت به تبعیض های متعدد در سینما ابراز کنم. یادم می آید در آن دوران خیلی از دوستان و همکاران و عوامل فیلم به من می گفتند که کسی علی ملاقلی پور، علی جناب یا دانش اقباشاوی را نمی شناسد اما من می گفتم قبول دارم که شاید کسی آن ها را نشناسد اما این افراد تا ۱۰ سال دیگر به عنوان یک فیلمساز حرفه ای جا می افتند و مردم در آن زمان خواهند فهمید که فیلمسازانی که فیلم های شان را می بینند در این روزگار چه سختی ها و مرارت هایی را تحمل کرده اند.

منتظری: یعنی شما بر این تصور هستید که ۱۰ سال دیگر در یاد مردم خواهد ماند که فیلمی به اسم «ایتالیا ایتالیا» ساخته شده که در بخش هایی از آن به مصائب برخی فیلمسازان اول اشاره شده است و مردم در آن زمان دوباره فیلم تان را تماشا می کنند به این فیلم استناد می کنند؟ اصولاً تجربه های پیشین در سینمای ما ثابت کرده که مخاطبان ما خیلی زود فیلم ها را فراموش می کنند و از سوی دیگر سال ها است فیلمی در سینمای کشور ما ساخته نشده تا بتواند در اذهان مردم باقی بماند و در آینده ماندگار شود.

کاوه صباغ زاده: چیزی که برای من مهم بود این بود که این کار را انجام دهم اگر نیاز به آن بود که مردم به آن استناد کنند شاید این کار را انجام دهند و اگر نیازی هم نداشتند که خوب شاید نیازی نبوده تا چنین کاری انجام شود. من تولید چنین فیلمی را وظیفه خود می دانستم اما متأسفانه در ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر نزدیک به ۱۰۰ درصد مخاطبان و منتقدان و اهالی رسانه انگشت خود را روی این سکانس ها گذاشتند و ایراد فیلم را در وجود چنین سکانس هایی دانستند. خیلی از منتقدان به من می گفتند که این سکانس ها برای ما که در سینما کار می کنیم ثبت شد و بهتر است در زمان اکران فیلم این سکانس ها را که حدود ۷-۸ دقیقه است حذف کنید چون ریتم فیلم را به شدت کند می کند و به همین دلیل من هم علیرغم میل باطنی ام این کار را انجام دادم و برای اکران عمومی این سکانس ها را به طور کامل از فیلم حذف کردم. در واقع «ایتالیا ایتالیا» نسبت به نسخه به نمایش درآمده در جشنواره فیلم فجر ۱۱ دقیقه کوتاه تر شده است. فصل مربوط به علی ملاقلی پور به طور کامل از فیلم حذف شد و من همچنان بابت این اتفاق بسیار متأسف هستم چون این سکانس ها را بی نهایت دوست داشتم اما همه دوستانی که فیلم را بعد از حذف این سکانس ها مجدداً تماشا کردند به اتفاق می گویند که چه خوب شد که این سکانس ها از فیلم حذف شد. در زمان اکران فیلم در جشنواره بین المللی فجر بسیاری از منتقدان از این حذفیات استقبال کردند. در هر صورت من بسیار خوشحالم که دست اندرکاران سینما این بخش های فیلم را دیده اند و در ذهن شان ثبت و ضبط شده است.

منتظری: با توجه به نکاتی که مطرح کردید اینطور به نظر می رسد که نقدهای منتقدان برای شما بسیار حائز اهمیت است و جزو آن دسته از فیلمسازانی هستید که به نقدهای منتقدان توجه می کنید.

کاوه صباغ زاده: بله نقدهای منتقدان بسیار برای من مهم است. من وقتی دیدم که همه تأکید می کنند که باید این سکانس ها از فیلم حذف شود به این نتیجه رسیدم که باید از موضع خود کوتاه بیایم و به همین دلیل با طیب خاطر این کار را انجام دادم. من در ایام جشنواره فیلم فجر حتی فیدبک های مردم عادی را هم گرفته بودم و از نزدیک شاهد آن بودم که مردم عادی هم این سکانس ها را دوست ندارند و این مهم عزم مرا بیشتر جزم کرد تا دست به حذفیات گسترده در فیلمم بزنم. شاید تعداد بسیار اندکی از افراد بودند که این بخش ها را دوست داشتند اما در نقطه مقابل تعداد کثیری وجود داشتند که به خصوص روی فصل مربوط به علی ملاقلی پور انگشت گذاشته بودند و می گفتند که این فصل باید کامل حذف شود. منتقدان تأکید داشتند که این بخش ها تنها درد دل کردن برای سینماگران است و نه تنها از نظر دراماتیک داستان فیلم را به پیش نمی برد بلکه باعث ضربه به کلیت فیلم نیز شده است. نکته مهم این است که سکانس مربوط به علی ملاقلی پور از لحاظ اجرایی هم شبیه به تله فیلم شده بود چرا که جای کاری برای آنکه بتوان دکوپاژ سینمایی برای آن در نظر گرفت وجود نداشت. من یادم می آید در زمان فیلمبرداری من از ده ها زاویه این سکانس را گرفتم اما به دلیل نبود فضای کافی این سکانس شبیه به سینما نشد. بعد از اتمام فیلمبرداری هم هر ۲ تدوین گر فیلم به من تأکید کردند که این سکانس باید حذف شود. من با تدوین گر اول فیلم به شدت به اختلاف برخوردم و ترجیح دادم با تدوین گر دیگری به تعامل برسم اما تدوین گر دوم فیلم هم به من گفت من به اصرار شما این سکانس را در فیلم می گذارم اما از همین حالا باید بدانید که این سکانس به کلیت فیلم هیچ ارتباطی ندارد و به خصوص طولانی بودن آن باعث می شود تا ریتم فیلم به شدت دچار نزول و افت شود. نکته جالب این است که این سکانس در ابتدا ۱۱ دقیقه بود که من با اصرار دوستان برای نسخه جشنواره فیلم فجر آن را به ۷ دقیقه کاهش دادم. تدوین گر فیلم به من می گفت که ای کاش این قسمت را در زمان فیلمبرداری بسیار کوتاه تر گرفته بودی؛ در هر صورت این سکانس در حال حاضر از فیلم حذف شده چون بیش از ۹۹ درصد مخاطبان اعم از عوام و خواص با آن مخالف بودند اما من همچنان این سکانس را دوست دارم و خوشحالم آنچه را که می خواستم حداقل در جشنواره فیلم فجر برای مردم و سینماگران و سینما دوستان نشان دادم.

منتظری: تلفیق یک رمان هندی، ادای دین به فیلمسازان اول و سینما، بررسی مشکلات زناشویی و... با یکدیگر که بیشتر شبیه به مانیفستی برای شما شده است کار بدیعی است که ریسک بسیاری را طلب می کند؛ آیا شما ساخت فیلم اولتان را ریسک نمی دانستید و یا برعکس فرد ریسک پذیری هستید و دوست دارید که همواره ریسک کنید؟

کاوه صباغ زاده: اشاره شما بسیار درست و به جا است چرا که من از همان ابتدا یقین داشتم ساخت این فیلم یک ریسک تمام عیار است اما نمی دانستم میزان این ریسک چقدر است. من بر این باور بودم که ساخت «ایتالیا ایتالیا» کاملاً ریسک می خواهد و این فیلم یا نباید ساخته شود و یا اگر قرار است ساخته شود باید پشت سر آن اعتماد به نفس و ریسک وجود داشته باشد اما از آنجایی که به کاری که می کردم ایمان داشتم تمام تلاش خود را به کار بردم تا ریسک کنم و فیلمم را بسازم.

منتظری: چطور این تلفیق خاص در ذهن شما شکل گرفت؛ برداشت آزاد از یک رمان، توجه به وضعیت فیلمسازی، مشکلات زناشویی و مهمتر از همه فضای فانتزی و گنجاندن کلیپ هایی در فیلم که رسماً عجیب به نظر می رسد اصولاً باید تفکری خاص در ورای خود داشته باشد.

کاوه صباغ زاده: ما در «ایتالیا ایتالیا» کاراکتری داریم که دستیار کارگردان است و می خواهد اولین اثر سینمایی اش را بسازد و به همین دلیل گنجاندن اتفاقات سینمایی در زندگی او امری بدیهی و طبیعی است از سوی دیگر فضای فانتزی فیلم از شخصیت اصلی مرد فیلم نشأت می گیرد چرا که فانتزی بودن جزئی از شخصیت پردازی او است همینطور استراکچر بی برقی و اعترافات زناشویی هم از یکی از داستان های جومپا لاهیری برداشته شده است. قبول دارم که شاید همه این ها در کنار هم خیلی عجیب به نظر برسد اما خوشبختانه این تلفیق خوب شد و مردم هم از آن استقبال کردند.

منتظری: مایلم از مهدی صباغ زاده به عنوان تهیه کننده این فیلم بپرسم که اگر هر فیلمساز اول دیگری ساخت این فیلم را به ایشان پیشنهاد می داد این کار را انجام می دادند یا خیر؟ چرا که اولاً اصولاً تهیه کنندگان سینما با فیلمسازان اول خوب تا نمی کنند و نکته مهمتر هم این است که چنین فیلمنامه عجیب و پر ریسکی قطعاً نمی تواند دلخواه تهیه کنندگان باشد!

مهدی صباغ زاده: واقعاً سوأل بسیار سختی پرسدید، نمی دانم که اگر کس دیگری این فیلمنامه را پیشنهاد می داد چه می کردم! اما اصولاً من با کاوه خوب تا کردم همانطور که پیش از این و در سال های دورتر با فیلمسازان اول و جوان دیگری نظیر سیامک شایقی و رخشان بنی اعتماد خوب تا کردم و سعی کردم همه جوره به آن ها کمک کنم تا اولین فیلم شان را بسازند. البته در این میان فیلمسازانی هم بودند که خوب از آب درنیامدند که از جمله آن ها ناصر غلامرضایی بود. آنچه برای من اهمیت داشت این بود که کاوه خودش اهل سینما بود و فضای سینما را به خوبی می شناخت. من هم قلم و تفکرات او را به خوبی می شناختم و همین باعث شد تا بتوانم راحت تر با او و فیلمنامه پیشنهادی اش برخورد کنم. من می دانستم که کاوه سال های سال در این سینما زحمت کشیده و کار کرده و دستیاری کرده و آدم ناوارد و الکی خوشی نیست که همینطور بخواهد فیلمی بسازد و برود! اما همه این ها باعث نمی شد تا برای تولید «ایتالیا ایتالیا» نگرانی نداشته باشم؛ من حقیقتاً نگران بودم که این فیلم چگونه از آب در می آید. فیلمنامه این فیلم به گونه ای بود که در آن نمی شد همه جزئیات را متوجه شد و من هم به عنوان یک تهیه کننده نمی توانستم همه چیز را از ذهن کارگردان بیرون بکشم. نه اینکه چون پسرم کارگردان این فیلم بود این را بگویم من همیشه این اخلاق را دارم و معتقد هستم کارگردان یک اثر به خودش ربط دارد که چه چیزی می خواهد از کار دربیاورد و نباید در کار او سنگ اندازی کرد. اما این را می دانستم که «ایتالیا ایتالیا» فیلمی بسیار سخت خواهد بود و کار نویی است که تاکنون مشابه آن در سینمای ما ساخته نشده است. من زمانی که فیلمنامه اولیه را خواندم فقط یک سوأل از کاوه پرسیدم و گفتم «خودت می دانی چه می خواهی بکنی؟» و کاوه هم به من گفت که می دانم و به همین دلیل هم من قبول کردم این فیلم را تهیه کنم.

منتظری: در واقع شما با اینکه درست خبر نداشتید فیلم چه چیزی می گوید و چه می شود تنها به خاطر اعتماد به فرزندتان تهیه کنندگی آن را پذیرفتید؟

مهدی صباغ زاده: نه اینطور نیست من فهمیده بودم که قرار است چه بشود اما از خودم مرتب این سوأل را می پرسیدم که کاوه چطور می تواند از پس این فرم گرایی فیلم برآید. این سوأل همیشه با من همراه بود حتی در زمان فیلمبرداری و سر صحنه فیلم هم این سوأل مرا رها نمی کرد اما زمانی که نتیجه را روی پرده دیدم تازه فهمیدم که کاوه چه می خواست بکند!

کاوه صباغ زاده: نکته مهم این است که در واقع هیچ یک از عوامل در زمان فیلمبرداری نمی دانستند قرار است چه اتفاقی بیفتد. من در ابتدا سعی می کردم با توضیح دادن به افراد آن ها را قانع کنم اما در نهایت دیدم که این کار هم بسیار سخت است و به همین دلیل ترجیح دادم که دیگر حتی توضیح هم ندهم!

مهدی صباغ زاده: اجرای کار و نوع تفکرات یک کارگردان را نمی توان عریان کرد. من به کاوه اعتماد کردم و او رفت و فیلمش را ساخت و سپس آمد. من گیج و منگ بودم اما اعتماد داشتم. کاوه می گفت من برای مردم احترام قائل هستم و دوست دارم کاری بسازم که مردم آن را بفهمند. من خوشحال بودم که کاوه چنین نگاهی دارد. بعد از مونتاژ که فیلم را دیدم متوجه شدم که کار خوبی شده است و تعدادی از دوستان تهیه کننده و پخش کننده را هم که دعوت کرده بودم تا کار را ببین  بسیار از نتیجه کار راضی بودند و از فیلم خوششان آمده بود و معتقد بودند که این فیلم خودش را نشان می دهد. البته این نکته را هم باید بازگو کنم که من بر اساس تجربیات چهل و چند ساله ام در سینما اختلافاتی با کاوه داشتم و حتی بعد از مونتاژ با کاوه بحث هایی کردم و از او خواستم تا تغییراتی را در فیلمش لحاظ کند اما هیچ گاه سر فیلمبرداری به خودم این اجازه را ندادم که در کارش مداخله ای داشته باشم. بعد از تدوین نهایی فیلم فقط اضافه گویی های فیلم را به کاوه گوشزد کردم و تأکید کردم اگر تو برای مردم فیلم ساخته ای و می خواهی اثری جذاب به آن ها ارائه کنی این فیلم به درد مردم نمی خورد اما کاوه اصرار داشت که این فیلم به همین شکل باید در جشنواره دیده شود اما من منتقد بودم که باید برای حضور در جشنواره هم این فیلم کوتاه شود که در نهایت کاوه راضی نشد اما خوشبختانه بعد از نمایش فیلم در جشنواره فجر مباحث منتدان و انعکاس های مردمی کاوه را به این  نتیجه رساند که دیدگاه من درست بوده و او باید بخش های شخصی را از فیلمش حذف کند که این کار را برای اکران عمومی انجام داد. البته هنوز هم من سر یکی دو مورد جزئی با وی اختلافاتی دارم که نکات ریزه کاری محسوب می شود اما کاوه اصرار دارد که فیلم باید همینطور اکران شود و از آنجایی که با کارگردان یک فیلم بیشتر نمی توان درگیر شد ترجیح دادم که بیشتر در کارش مداخله نکنم.

منتظری: با کارگردان ها نمی توان بیشتر درگیر شد یا با پسرتان؟ این نکته بسیار مهم است که اگر کارگردان دیگری این فیلم را ساخته بود باز هم شما در مقابل وی کوتاه می آمدید و همین برخورد را با او داشتید یا خیر؟

مهدی صباغ زاده: خیر قطعاً همین برخورد را داشتم چرا که من معتقدم رفتار یک تهیه کننده با همه کارگردانان باید به یک شکل باشد. کارگردان باید بتواند راه خودش را برود و آنچه در سر دارد را بسازد و به تصویر بکشد و اصولاً تهیه کننده نباید مداخله ای در کار او داشته باشد. اگر قرار باشد تهیه کننده در تولید فیلم و در فرم و محتوای آن و چگونگی ساختارش دخالت کند قطعاً به اثر لطمات جبران ناپذیری وارد می شود. تهیه کننده تنها می تواند نظرات خود را دلیل و منطق بیان کند و به هیچ عنوان نباید با فیلمساز درگیر شود اگر این اتفاق بیفتد ما مرتباً شاهد درگیری هایی نظیر آنچه سر فیلم «قاتل اهلی» رخ داد خواهیم بود که آقای کیمیایی در رابطه با آن یک نظری دارند و آقای لشگری قوچانی نظر دیگری! و این اتفاق به هیچ عنوان برای سینما خوب نیست و تلخ و بد است. ما باید کاری کنیم که سینمای مان سینمایی حرفه ای و استاندارد شود و در آن جنجال و دعوا و کشمکش های بیهوده وجود نداشته باشد و خوشبختانه این به همه اهالی سینما ثابت شده است که من به هیچ عنوان اهل جنجال و دعوا نیستم. سیروس الوند یکی از حرفه ای ترین کارگردانان سینمای ایران است که تجربه همکاری با مرا داشته، با اینکه او سر ساخت فیلمش با تعدادی از عوامل فیلم به مشکل برخورده بود من به خودم اجازه دخالتی در کارش را ندادم و او هم در نهایت حرف عواملش را پذیرفت. آنچه من به آن معتقد و مقید هستم این است که یک تهیه کننده قبل از شروع فیلمبرداری می تواند در مواردی همچون انتخاب لوکیشن و بازیگران و عوامل نظرش را بدهد اما باید در پی آن باشد تا با ایجاد تفاهم و همدلی و تعامل کار را پیش ببرد. تهیه کننده و کارگردان هرگز نباید از یکدیگر دل چرکین باشند، این درست نیست و قطعاً روی یک فیلم اثرات منفی می گذارد. من معتقدم ما یا نباید کار کنیم یا اگر کار می کنیم باید با شرایط حرفه ای و انسانی باشد. بنده معتقدم که یک تهیه کننده نباید تفکرات خود را به کارگردان القا کند.

منتظری: آیا از این به بعد از فیلمسازان اول حمایت می کنید یا کاوه برای شما یک استثناء بود؟ یعنی در واقع می خواهم بدانم که فیلمسازان اول می توانند امیدوار باشند که در دفتر شما به روی شان باز است و شما مثلاً مثل سعید ملکان که مدت ها است از فیلمسازان اول حمایت می کند به آن ها برای ساخت اثر اول شان یاری می دهید؟

مهدی صباغ زاده: ببینید تفاوت های زیادی میان من و امثال آقای ملکان وجود دارد. ایشان تهیه کننده ای هستند که سرمایه زیادی را در اختیار دارند و می توانند اسپانسرهای بی شماری را هم برای ساخت فیلم های شان جذب کنند اما من چنین موقعیتی ندارم؛ من در سینما صرفاً تهیه کننده نیستم و به نوعی ۳ شغله محسوب می شوم چرا که در کنار تهیه کننده بودن، کارگردان و پخش کننده هم هستم. من امکاناتی که بتوانم سرمایه انبوه برای تولید فیلمسازان اول فراهم کنم ندارم اما از هر کارگردانی که سرمایه داشته باشد می توانم برای ساخت فیلمش حمایت کنم تا فیلم خوبی بسازد.

منتظری: خوب قطعاً اگر کسی سرمایه ای در اختیار داشته باشد تمامی مشکلاتش حل است و همه تهیه کنندگان برای حمایت از او پیش قدم می شوند.

مهدی صباغ زاده: بله ما امروزه مشکل شدید سرمایه داریم و از سوی دیگر اسپانسرهای کمی هم پیدا می شوند تا از فیلم ها حمایت کنند و همه این ها نیازمند داشتن روابط و تعاملات است.

منتظری: شنیده می شود که شما از شرکت «وسپا» برای تولید این فیلم پول بسیار هنگفتی دریافت کرده اید و این شرکت اسپانسر اصلی فیلم بوده، درست است؟

مهدی صباغ زاده: حتی یک ریال از کسی برای ساخت این فیلم دریافت نکرده ام. جالب آن است که شرکت «وسپا» یک موتور برای فیلمبرداری به ما داد که برای یک هفته ۲۷ میلیون تومان از ما چک گرفتند آن ها نه تنهاحتی یک ریالی به این فیلم کمک نکردند که مرتب به ما تأکید می کردند اگر موتورشان کوچکترین آسیبی ببیند باید عیناً پول موتور را به آن ها بدهیم. این فیلم کاملاً مستقل تولید شده و حتی برای تبلیغات این فیلم هم کسی به ما کمکی نکرد و اسپانسری نداشتیم. حتی بنیاد سینمایی فارابی که خودش را محق سینمای فرهنگی می داند به این فیلم کمکی نکرد. شاید برای شما باورش سخت باشد که این بنیاد اصلاً نمی خواست برای تولید این فیلم به ما وام بدهد و ما ۵۰ میلیون تومان با هزاران بدبختی و بیچارگی از آن ها گرفتیم. بی عدالتی های پشت پرده بنیاد سینمایی فارابی و سینما در زمان ساخت «ایتالیا ایتالیا» بیش از هر زمان دیگری برای من روشن شد. خوشبختانه من انسانی هستم که نه از فارابی و نه از ارشاد و نه از رئیس جمهور هم ترس ندارم و حرف حق را همیشه زده و می زنم. بنیاد سینمایی فارابی هر وقت اگر اندک کمکی به بنده یا امثال بنده کرده است بعد چند برابر آن را گرفته است. این اواخر که اصلاً به ما کمکی نکرده و نمی کنند. مسئولان بنیاد سینمایی فارابی برای فیلم ها و اشخاصی سرمایه گذاری های آنچنانی می کنند که بسیار بد است. آن ها پول های بیت المال را جایی خرج می کنند که هرگز نباید خرج کنند. همه این ها در حالی است که شرایط امروز نیازمند حمایت از جوانان است اما دریغ از کمترین حمایتی!

متأسفانه در میان مدیران و آقایان هیچ گوش شنوایی هم وجود ندارد و این در حالی است که ما بارها به آن ها تذکر داده ایم و گفته ایم که راهی که می روند در نهایت به تاریکی است اما این تذکرات ما در روند و سیستم مدیریتی آن ها هرگز افاقه نکرده و نمی کند. در مورد همین نحوه برخورد آقایان با «ایتالیا ایتالیا» جالب است بدانید که قبل از ساخت هیچ گونه حمایتی از ما نکردند اما وقتی که فیلم ساخته شد و در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و منتقدان و رسانه ها و از سوی دیگر مخاطبان عام سینما از آن استقبال کردند آقایان آمدند و زنگ زدند و به ما گفتند که ما حاضریم از کار شما حمایت کنیم. این در حالی است که وظیفه مدیران سینمایی و نهادهایی مثل فارابی حمایت از جوانان است اما متأسفانه این کار را هیچ گاه انجام نداده و نمی دهند و بالعکس همواره شاهد آن هستیم که سینماگران را حسابی می چزانند.

به آن ها گفتم شما چطور میلیاردها تومان به فیلمسازانی خاص که جزو نزدیکان تان هستند می دهید اما چرا از جوانان حمایت نمی کنید؟ متأسفانه امروزه سفره ای در بنیاد سینمایی فارابی پهن شده برای اطرافیان و دوستان و نزدیکان مدیران سینمایی و این بسیار بد و دردآور است.

جوان ایرانی امروزه دیگر طاقت حرف زور شنیدن ندارد و و صبر و حوصله اش اندازه ما نیست، جوان امروز تحمل نمی کند و بلافاصله جواب برخوردهای بد مدیران را خواهد داد. من به مسئولان فارابی گفتم اگر کاوه عصبی شد و نامه ای سرگشاده نوشت و در آن نامه هر آنچه را که نباید به شما گفت به دلیل عملکرد غلط خودتان است. من به آن ها گفتم شما چطور میلیاردها تومان به فیلمسازانی خاص که جزو نزدیکان تان هستند می دهید اما چرا از جوانان حمایت نمی کنید؟ متأسفانه امروزه سفره ای در بنیاد سینمایی فارابی پهن شده برای اطرافیان و دوستان و نزدیکان مدیران سینمایی و این بسیار بد و دردآور است. متأسفانه این مشکلات امروزه نه تنها در سینما که در همه امور کشور از جمله طلا و نفت و زمین و شکر و دارو و... هم وجود دارد و همه جا وضعیت به همین صورت است. الآن نزدیک به ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و کار به جایی رسیده است که مقام معظم رهبری از وضعیت موجود آنچنان برافروخته شده اند که تأکید کردند باید جلوی این فسادها گرفته شود. بنده معتقدم جمع آوری این مفسده ها در کشورمان بسیار سخت است و این شخص مقام معظم رهبری است که باید خودشان از درون نظام انقلابی برپا کنند و همه افرادی که طی این سال ها پول های این مرز و بوم را غارت کرده اند پاکسازی کنند. متأسفم از اینکه ما امروزه همواره شاهد رانت خواری، زمین خواری، اختلاس و پولشویی در کشورمان هستیم و از سوی دیگر عده بسیاری در فقر و فلاکت و فشار به سر می برند و برخی هم قیمت ویلاهای شمال کشورشان اصلاً قابل ارزیابی نیست! ما هم فرزند همین انقلاب هستیم چطور ما نباید از این سرمایه ها و رانت ها و پول های بادآورده داشته باشیم؟ همه این ها درد است و درد و درد!

منتظری: هزینه تولید «ایتالیا ایتالیا» چقدر شد؟

مهدی صباغ زاده: این فیلم برای ما ۷۰۰ میلیون تومان تمام شد؛ من هرچه در توان داشتم برای تولید این فیلم هزینه کردم و بضاعتم بیشتر نبود. البته همیشه سعی ام بر این بوده که فیلم ها را به قیمت مناسب تولید کنم و این اواخر اصلاً امکان نداشته که برای تولید فیلمی بیش از یک میلیارد تومان هزینه کنم.

ادامه دارد...