دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۵

اندر احوال جشنواره جهانی فیلم فجر

از نفوذ فرهنگی تا حیات خلوتی از جنس اپوزیسیون نظام/ وقتی دیپلماسی فرهنگی در جشنواره جهانی وارونه ترسیم می شود!

جشنواره جهانی

سینماپرس: حاشیه های جشنواره جهانی فجر به مراتب بیشتر از جشنواره ملی فجر است به طوری که هر کدام می تواند سوژه ای جداگانه برای پرداخت باشد، با بررسی خیلی از بخش های جشنواره و البته شعارهای ریز و درشت آن مانند دیپلماسی فرهنگی می توان دریافت که عموما در تقابل با دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی فعالیت نموده است.

رضا جهان خانی/ جشنواره جهانی فجر هم با تمامی حواشیش به اتمام رسید، از حاشیه های حضور پسر دبیر جشنواره در یکی از پست های مهم جشنواره تا حضور فیلم های حاشیه دار مارموز و آستیگمات در بخش مسابقه که باعث انتقادات ریز و درشتی به جشنواره شد. اما حالا بعد از پایان این دوره از جشنواره وقت مناسبی برای ارزیابی کارنامه رضا میرکریمی و همکارانش در چهارمین دوره برگزاری این جشنواره مهم است. جشنواره ای که  دبیر جشنواره اش، آنطور که در کنفرانس مطبوعاتی پیش از آغاز جشنواره اعلام کرد حدود ۸ میلیارد تومان خرج برداشته است، هزینه ای که در این وضعیت اقتصادی کشورمان و به خصوص نوسانات بازار ارز به راحتی نمی توان از کنار آن گذشت.



جشنواره ی جهانی فجر چهار سالی است که از جشنواره ملی فجر که همیشه در بهمن ماه برگزار می شد جدا شده است و با تیمی جدید و دبیر مستقل اداره می شود. با رصد دقیق این دوره از جشنواره که تجربیات سه ساله مسئولانش را دربرداشته سوالات فراوانی به وجود می آید، از جمله نحوه انتخاب فیلم های جشنواره و مسئولان آن و رابطه این جشنواره با سبک زندگی ایرانی-اسلامی؛ از این جهت در ابتدا لازم است تا به مهمترین بخش یک جشنواره یعنی هدف و سیاست گزاری آن پرداخته شود و معین گردد که که اساساً جشنواره ای با این همه هزینه چه هدف گزاری فرهنگی دارد و اساساً چه کمکی به اعتلای سینمای ایران در سطح جهانی می کند.



آنطور که به نظر می آید جشنواره جهانی فجر تبدیل به مهمانی بزرگی برای سینماگران ایرانی و خارجی شده است که بتوانند در آن به راحتی از هم دید و بازدید کنند؛ جشنواره ای که اتفاقاً مسئولان و برگزارکنندگان آن از خود هنرمندان هستند که حسابی در این چند سال گذشته در جشنواره به هم نان قرض داده اند و بارها در پروژه های مختلف برای یکدیگر جبران کرده اند که به عنوان نمونه می توان به کارهای تبلیغاتی ویژه ای که رامبد جوان در برنامه تلویزیونی خندوانه برای پاسخ گویی به الطاف مسئولان جشنواره جهانی در سال گذشته صورت داد اشاره نمود و همچنین باید منتظر اتفاقاتی از این دست در سال پیش رو باشیم.



البته امسال به طور علنی و بیشتر از گذشته شاهد چنین اتفاقاتی بودیم، از سپردن اجرای مراسم اختتامیه به رامبد جوان به عنوان همسر نگار جواهریان مدیر داخلی جشنواره گرفته که حتی به علت عدم تمرین اجرا توسط رامبد جوان برای مراسم باعث بی نظمی و اشکالات عجیب و غریب در مراسم اختتامیه شد و آبروریزی در حضور مهمانان خارجی را به همراه داشت تا اتفاقاتی از این دست در حضور مهمانانی چون الیور استون که اتفاقاً جشنواره خیلی در مورد آن ها مانور می داد و هر یک به نوعی باعث تضعیف فرهنگ کشورمان در انظار عمومی گردید.



البته از موارد دیگری که در این حوزه می توان به آن اشاره کرد داوری فرهاد اصلانی و مریلا زارعی بازیگران آخرین فیلم سینمایی دبیر جشنواره، جناب آقای رضا میرکریمی بود که این امر نیز علیرغم حضور منتقدان و داوران به نام در کشورمان است؛ انتخاب هایی که به نظر می رسید در جشنواره ای که توسط اهالی سینما اداره می شود کمتر شاهد آن باشیم.



یکی از اصلی ترین سوالاتی که چند سال است توسط مسئولان فرهنگی کشور و بالاخص مدیران جشنواره جهانی فیلم فجر بی جواب مانده همانا چگونگی انتخاب دست اندرکاران جشنواره می باشد و اصولا حضور این افراد در چنین جایگاهی که از ابعاد جهانی نیز برخوردار است، بر اساس چه رزومه و شایستگی صورت گرفته است؟



برای مثال نگار جواهریان که مسئول اجرایی ترین بخش جشنواره است چه تخصصی در زمینه اداره سینما دارد که چنین مسئولیتی به او سپرده شده است؟ و آیا اساسا نظارتی بر عملکرد ایشان صورت می گیرد تا در سال های آتی دیگر در طول جشنواره در سانس هایی از فیلم ها شاهد ناهماهنگی هایی نباشیم که منجر به اتلاف وقت و هزینه مخاطبان جشنواره شود!



اساسا مازیار میری، کارگردان سینما و تلویزیون با چه سابقه علمی و پژوهشی ویژه ای، مسئول بخش دارلفنون جشنواره فجر می شود؟ آیا خود میری که در دانشکده صدا و سیما، تدوین خوانده است، تا به حال درباره ی رشته تخصصی خود دوره ای برگزار کرده است که حالا برای دانشجویان مستعد نسخه می نویسد؟ آیا واقعاً شخصیت دانشگاهی شایسته و سینماگری متخصص تر از ایشان نبود که این جایگاه مهم به او سپرده شود و در نتیجه شاهد برگزاری کارگاه هایی متناسب برای هنرجویان جوان باشیم و با انتقال دانش درست از افراد باتجربه به رشد علمی سینمای کشورمان کمک کنیم؟



به راستی چرا هنرمندان و سینماگرانی که قریب به اتفاق ایشان، همیشه در آثار خود و همچنین در صحبت هایشان از رابطه و پارتی بازی در ارکان مختلف کشور انتقاد کرده و می کنند؛ چرا حالا خودشان گرفتار گردیده و در یکی از همین جایگاه های فرهنگی که در آن حضور پیدا کرده اند، به این شکل عُریان برخورد می کنند.




جشنواره جهانی فجر در طول عمر چهارسال اخیر خود، به وفور شاهد خرج هایی بوده که کمک خاصی به رشد و اعتلای سینما نکرده است و در این میان حتی دانشجویانی که در جستجوی مطالب جدید، در کارگاه های مختلف این دوره از جشنواره حضور داشتند، عموما از شرایط حاکم بر آن راضی نبوده و اکثریت بر این عقیده بودند که خیلی از اساتید، به خصوص اساتید خارجی از توانایی انتقال تجربه و دانش خود در یک کارگاه دو ساعته برخوردار نبوده و عملاً دانشی به دانشجوی علاقمند ایرانی افزوده نمی شود و این همه در حالی است که برخی از اساتید مدعو ایرانی نیز عملا از جایگاه استادی برخوردار نمی باشند و ...


البته آنچه که به وضوح می شود در جشنواره جهانی فجر آن را مشاهده کرد حضور چهره های نزدیک به دبیر جشنواره در سمت های مختلف اجرایی است که هر کدام در مقاطعی با جناب میرکریمی کار کرده اند؛ از شادمهر راستین که در در سمت مدیر باشگاه مخاطبان، معماری خوانده و فیلمنامه نویس کارهای میرکریمی بوده تا رضا کیانیان بازیگر، که روزگاری در فیلم یه حبه قند جناب دبیر جشنواره، ایفای نقش نمود و اکنون به عنوان رییس کاخ جشنواره ایفای نقش می کند، رییسی که اصلاً محدوده وظایفش مشخص نیست، که بخواهیم به ارزیابی عملکردش بپردازیم و بیشتر به نوعی مسئولیتی طراحی شده که او هم در این تیم جشنواره حضوری داشته باشد.



با این همه جالب ترین بخش بده بستان مدیریتی و مسئولیتی در جشنواره جهانی فجر، به اختتامیه جشنواره مربوط باشد. آنجایی که در اهدای جوایز هم ردی از دوستان جناب دبیر جشنواره به صورت پُرنگ به چشم مخاطبان آمده و می بینیم فیلم آنسوی ابرها آخرین ساخته مجید مجیدی (از دوستان قدیمی میرکریمی) در کمال ناباوری جایزه محمد امین (Muhammad Al Ameen Award) سی و ششمین فجر بین المللی فجر را به خود اختصاص می دهد و همگان را متعجب می سازد که به راستی چطور می شود فیلمی که درباره ی تجاوز به دختر فاحشه ی هندی است و دین شخصیت های داستان در فیلم مشخص نیست و ...، جایزه مهم و ارزشمندی این چنین را بگیرد؟ آیا صرفاً به خاطر اینکه مجیدی دست خالی جشنواره را ترک نکند این جایزه به او داده شده است یا طلب مجیدی از فیلم محمد رسول‌الله صلی الله علیه و آله است که در این جشنواره تسویه می شود؟



همچنین انتخاب ماهور الوند به عنوان بهترین بازیگر زن جشنواره آن هم برای حضور مکمل در فیلم هتریک نیز همچون جایزه مجیدی شبهاتی بسیاری را به وجود آورد؛ بازیگری که چند سال پیش از این در فیلم دختر، آخرین ساخته جناب میرکریمی به سینما معرفی شد، حالا در فیلمی که در آن نقش مکمل زن را دارد و در میان این همه بازیگر مختلف خارجی و ایرانی و حتی در مقابل بازیگر توانمندی همچون پریناز ایزدیار در همان فیلم هتریک که نقش متفاوتی را ایفا کرده بود، به صورت کاملاً اتفاقی جایزه بهترین بازیگر زن را می گیرد!!



البته در مورد مهمانان خارجی این جشنواره که سعی می کند وجاهتی معتبر از برای خود بتراشد و از این جهت هزینه های گوناگونی را دربردارند باید پرسید که حضور این مهمانان چه تاثیری در روند برگزاری جشنواره دارد و به راستی چه تدبیری اندیشه شده که کارگاه های آنان و صد البته حضور چند روزه ی آن ها نسبت به هزینه ای که برای آن ها می شود، مفید فایده باشد و آن ها صرفاً توریست های گردشگری کشورمان نباشند که با هزینه ما سفر تفریحی خود را سپری کنند و هیچ امکان و فرصتی را از برای صنعت سینمای کشور ما فراهم نکنند.



برای نمونه آیا نمی شد حضور چهره هایی مثل الیور استون و فرانک نرو که با هزینه های مختلفی همراه بوده؛ با برنامه ای صحیح، بجای سلفی گرفتن های هنرمندانه و شوخی های ویژه و ... برخی از دست اندرکاران جشنواره، به ارتباط نزدیک دانشجویان و سینماگران ایرانی با ایشان می انجامید؟ و آیا به راستی دست اندرکاران جشنواره نمی توانستند حضور این اشخاص را با یک برنامه ریزی ساده، با درآمدزایی همراه سازند و حداقل هزینه ها را کاهش داده و چرخش اقتصادی درستی را از حضور ایشان عاید سینمای کشور نمایند؟



سوای نظر از تمامی این موارد؛ موضوعی که باید به آن توجه کرد سطح فیلم های پذیرفته شده در جشنواره و البته سیاست انتخاب فیلم ها و نحوه جایزه دادن به آن ها است. آیا معیار مشخصی برای این مواردی که ذکر شد در نظر گرفته شده است؟ به راستی که تعداد زیادی از فیلم های خارجی این دوره از جشنواره سطح کیفی و محتوایی لازم را برای حضور در جشنواره جهانی فجر نداشتند و به نظر می رسید فقط برای پُر کردن قسمت های متعدد بخش های مختلف جشنواره انتخاب شده بودند.



البته در میان فیلم های ایرانی که در جشنواره جهانی حضور داشت و تعجب مسئولان سازمان سینمایی را هم دربرداشت فیلم مارموز ساخته ی کمال تبریزی بود که حتی پروانه نمایش موقت هم اخذ نکرده و در طول جشنواره از طرف سازمان سینمایی اخطارهایی نیز به تهیه کننده فیلم جدید تبریزی که اتفاقا دبیر جشنواره نیز می باشند! داده شد! اما متاسفانه جناب میرکریمی که به صورتی کاملا اتفاقی عنوان دار تهیه کنندگی فیلم در دست تولید ما همه با هم هستیم جناب تبریزی را عهده دار می باشند، در برابر این فشارها مقاومت کرد تا با قانون شکنی هوای رفیق و همکار خود را داشته باشد و به این ترتیب نمونه ای دیگری از نان قرض دادن های سینماگران به بهانه جشنواره جهانی را عیان سازد.




حاشیه های جشنواره جهانی فجر به مراتب بیشتر از جشنواره ملی فجر است به طوری که هر کدام می تواند سوژه ای جداگانه برای پرداخت باشد ولی به راستی با بررسی خیلی از بخش های جشنواره و البته شعارهای ریز و درشت آن مانند دیپلماسی فرهنگی که از آن فقط حضور سیاست مدارانی از جناح های مختلف جشنواره را در چارسو شاهد بودیم و البته حضور بحث برانگیز شخصیت ها و افرادی همانند الیور استون که عموما در تقابل با دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی فعالیت نموده و در واقع دیپلمات های فرهنگی کشورهای دیگر می باشند.



حتی امسال با پدیده ای روبرو شدیم که کارگردان های ایرانی مقیم خارج با ساختن آثاری در کشورهای دیگر در جشنواره حضور پیدا می کنند مانند فیلم آیات فراموشی و فیلم یه وا که سازندگان ایرانی دارند ولی محصول کشور دیگری هستند و جشنواره جهانی در واقع فرصتی را فراهم کرده که فیلم سازان فیلم های خود را بدور از هرگونه تقیدی نسبت به فرهنگ اسلام و ایرانی خود در خارج از کشور تولید کنند و در عین حال به راحتی در جشنواره های ایرانی نیز از امکان حضور برخوردار شده و به نوعی تابعیت مضاعف ویژه ای را از برای آثار خود به ارمغان آورند که خود در واقع نمونه ای دیگر از نفوذ فرهنگی در شرایط ولنگاری فرهنگی حاکم بر کشور است که به صورتی ویژه در جشنواره جهانی فجر خود نمایی نموده و تحت لوای شعار دیپلماسی فرهنگی توجیه می شود.



در مجموع با یک نگاه کلی به چهارمین دوره برگزاری این جشنواره جهانی فجر در قالب کنونی آن، می توان به این نتیجه رسید که عموم شعارهای تبلیغاتی پُر آب و تاب این جشنواره، ظاهری زیبا مانند دکورهایی دارند که هر ساله محسن شاه ابراهیمی طراح شناخته شده کشورمان برای جشنواره طراحی می کند و بیش از هر چیز فقط ظاهری شیک را برای این جشنواره به ارمغان می آورد و متاسفانه محتوای لازم را دربَر ندارد و اصولا جشنواره جهانی فجر را به یک دید و بازدید سالانه دیگر برای برخی فعالان صنعت سینمای کشور تبدیل کرده است؛ دیدو بازدیدی همراه با سلفی های هنرمندانه و صد البته حیات خلوتی ویژه از برای  اکران هایی محفلی که بعضا از جنس اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی می باشند.



نظرات

  • ۱۳۹۷/۰۲/۱۷ - ۱۳:۰۷
    0 0
    میرکریمی حال بهم زن

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.