به گزارش سینماپرس، «محمد تقی فهیم» با انتشار یادداشتی با عنوان «رسیدیم به پوسته فیلمفارسیها!؟» در روزنامه جام جم نوشت:
قابل پیشبینی بود که یادداشت هفته قبل بازتاب مثبت و منفی مختلفی داشته باشد. سینماگران از نسلهای متنوع قلم بدست گرفتند و در تایید یا نفی دیدگاه صاحب این قلم، وارد تحلیل و بررسی شدند. نگارنده بر «دلی» بودن هر پدیده هنری منجمله فیلم ساختن، واقف و باور دارم.
از همینرو نسل ما انتظار داشتیم که سینمای نوین ایران بدون دور ریختن کلیات سینمای قدیم که تحت عنوان «فیلمفارسی» قابل پیگرد و تمیز است، به سطحی از ساختارها و مولفههای سینمایی ارتقا یابد که دیگر نشود نسبت به آن «ان قلت» آورد.
به عبارتی قرار بوده تا سینمای جدید با پرهیز از سبک و سیاقهای شبه روشنفکرانه ضد تماشاگر و نیز دور زدن ویژگیهای سطحی و ساختار ضعیف و دور شدن از روایتهای مبتنی بر تصادف و شعاری، به سینمایی دست یابیم که مانند غالب رویکردهای «خاص» ساختار سیاسی/اجرایی کشور، خصوصا جنبههای معنایی/فرهنگی پیروزی انقلاب، آنهم در عصر حاکمیت مطلق سکولاریسم بر جهان، علاوه بر مولفههای سینمایی «خاص» تر، حرف و حدیثهای تازهای برای تماشاگران داخل و بیرون داشته باشد، اما به جز مقاطع و دورههایی و نیز به جز در گونهی بومی دفاع مقدس، تقریبا در بقیه ژانرها و رویکردها، سینمای ایران در زمینه اصالت فرهنگی/هنری روز به روز دستش خالی شده است. این وضعیت در یک دهه اخیر چشمگیرتر شده است. هرچه بر جنبههای پروداکشن و ظواهر سینما افزوده شده است، از گرایشهای خاص تثبیت شده در زیر مجموعه گفتمان انقلاب دور و دورتر شده است. حالا رسماً و علنا فیلمسازان ابایی از گرتهبرداری، کپیکاری و بازسازی اثار دست چندم هالیوودی و بالاخص فیلمهای قدیم ایران ندارند، با این تفاوت که در زمینههایی قصه، درونمایه و خصوصا گفتمان مورد پذیرش تودههای انبوه و ویژهتر ادبیات مذهبی حاکم بر زیست خانوادههای ایرانی خبری یا نیست یا خیلی کمرنگ است.
جالب است که در موارد و مولفههای اشاره شده، فیلمهای قدیمی جلوتر از الان است. اگر موقعیتهای مذموم اروتیک سینمای قدیم را فاکتور بگیریم، در موارد دیگر ساختاری/فرمی مورد پسند عامه، سینمای فعلی فقط در پوسته از ان سینما پیروی میکند اما گامی به عمق برنمیدارد.
در غالب فیلمفارسیها بهتاسی از زیست خانوادهها، مسجد و امامزاده و ادبیات وامدار توکل و امید جزو جداییناپذیر نهفته در داستانها و داستانکهای آن سینما بوده است، وضعیت و واقعیتهایی که حالا تحت عنوان «شعاری» شدن و «سفارشی» بودن از فیلمها رخت بر بسته است. مثلا در نظر بگیرید یکی از فرازهای جلوبرنده فیلم قیصر، سفر به مشهد و زیارت است، موقعیتی که در قیام فردی قهرمان تاثیرگزار است. منهای جریان نحیف فیلمهای به ظاهر روشنفکرانه این دوران (که بیشتر از تعداد انگشتان دو دست نمیشوند) قریب به اتفاق فیلمهای قدیمی «پود» انها را مولفههایی تشکیل میدادند که در حل مشکلات قهرمان قصهها، وامدار فرهنگ بومی و باورهای مذهبی بودند.
از فیلمهای جدی کیمیایی که بگذریم دهها اثر نازلتری مانند برفراز اسماهای فردین را میتوان نام برد که نقش و تاثیر فرهنگ بومی و اعتقاد به ائمه و ... در تحول و صعود و سقوط قهرمان و ضد قهرمان جلوه جدی داشتند.
جالب است بدانید که تعداد بسیاری فیلم قدیمی مانند فیلم «چلچراغ» ساخته «خسرو پرویزی» و حضور «ناصر ملک مطیعی» را میتوان رصد کرد که بیشتر از ۱۰ فصل کلیدی مستقیم و غیرمستقیم آن در مسجد و امامزاده روایت و اساسا «توکل» و «امید» نقش بسزایی دارد.
غیرقابل کتمان است که فیلمهای قدیمی در همه اجزایش سطحیگرایی مشهود است اما در همین ساختار اتفاقا مسجد و امامزاده و مذهب به نسبت بقیه رویکردهایش، جدیتر و قابل احترام ساخته و پرداخته میشدند. یعنی مسجد صرفا آکسسوار نبود و برعکس در جایگاه مکان معنوی کارکرد اجتماعی داشت و موثر بر روابط و مناسبات فرهنگی/اقتصادی در قصهها مورد اهتمام قرار میگرفت و ... خلاصه کلام اینکه تا فرهنگ و ادبیات خانوادههای ایرانی و چگونگی زیست فردی/جمعی تودهها، تبدیل به درونمایه قصهها نشود، حس و حال لازم به قصهها جاری نخواهد شد و بالطبع سینمای جریان اصلی نه تنها تماشاگران انبوه به خود نخواهد دید بلکه افتخاری هم کسب نخواهد کرد.
ارسال نظر