به گزارش سینماپرس، بهنوش بختیاری در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: متاسفانه شرایط سینما و تلویزیون به گونه ای شده است که در سریالها فقط ۶، هفت نفر بازیگر ثابت را می بینیم، مثل مجموعهای میماند که از این سریال به آن سریال میرود و یار غار بازی و دوستبازی است. همه دنبال هم هستند و این مساله اذیتکننده است، استعداد آدمها را ببینید. میبینند و میدانند اما باز ترجیح میدهند یک سری افراد را بیاورند.
او به چند اثر سینمایی خود از جمله «آستیگمات» که در آن فقط یک سکانس بازی داشت و «انزوا» اشاره کرد و افزود: فقط یک بار آقای سهیل بیرقی در فیلم «من» به اندازه چهار، پنج سکانس به من اعتماد کرد اما باز هم همه مقابل او ایستاده بودند که خانم بختیاری کمدین است و نمیتواند اما این شجاعت و جسارت را داشت و از عبدالرضا کاهانی هم تشکر میکنم؛ به خاطر این که این قدرت را در من دیده بود و آن نقش را به من سپرد. نقشم یک خانم جلسهای بود که اصلا نباید کمدی میشد. خانم جلسهای کمدی بازی کردن مثل آب خوردن است اما این که ریزهکاریاش را پیدا کنی و من نامزد سیمرغ از خیلی جاها از جمله کانون منتقدان شدم.
بختیاری گفت: به من چهار سکانس دادند و در اینها توانستم خودم را نشان دهم. بازیگری داریم که سه، چهار فیلم نقش اصلی بازی میکند اما باز نمیتواند خودش را نشان دهد. به آدم ها بها دهید. به خاطر همین الان دیگر کمدیها را رد میکنم و بازی نمیکنم. البته الان در حال بازی در یک کار خوب غیرکمدی هستم.
او به بازی خود در «بامداد خمار» که به زودگی از شبکه نمایش خانگی پخش می شود، اشاره کرد و گفت: در این کار نقش من تقریبا جدی است.
بختیاری با اعتقاد به این که دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر دلیلی برای نقش خوب گرفتن نیست، به رضا ناجی اشاره کرد و اظهار داشت: آقای ناجی بسیار مستعد است و بزرگترین جوایز را گرفته است. در ایران هیچ کس، جوایزی که آقای ناجی گرفته را نگرفته است. متاسفانه آدمها کم کار میشوند. در ایران نه محبوبیت و نه جایزه مهم است اما یار غار بودن خیلی مهم است. معرفت بیشتر در کستینگها(چینش بازیگر) است و ما کستینگ را با معرفت، عشق و حال، رفاقت و داداش چاکریم یک جا جبران میکنم، میبینیم.
او درباره اصرار کردن بر گرفتن نقشها هم گفت: ما اصرار کردیم اما فایدهای نداشته است. اصرار نه به آن معنا که خودم را تحمیل کنم؛ اما فایدهای ندارد. وقتی کارگردان بخواهد شخص خودش را انتخاب کند، این کار را میکند. خیلی جاها هم انتخاب شدیم، قرارداد هم بستیم اما طرف، دوست داشته دوستش نقش را بگیرد و لذا سنگهایی جلوی پای من انداخته تا بگویم نه.
بختیاری گفت: من خودم منشی صحنه بودم و این بازیها را بلدم و من میفهمم وقتی یک دوستی را میخواهید بیاورید، هزار سنگ جلوی پای من میاندازید و رقمی پرت میگویید تا من نه بگویم. پس چرا اصلا پیشنهاد میدهید؟ بیشتر سینما، شده همین و اصلا منکر این نیستم کسانی که بازی میکنند، بد هستند. خیلی هم عالی هستند و مستعدند که اینجا هستند و هیچ کسی بیدلیل جایی قرار نمیگیرد اما محک بزنید.
او افزود: بعد از ۲۸ سال کار می گویم از همه مهمتر، شرف است. این روزها شاید نجابت کلمه خندهداری محسوب شود اما برای من یک گزینه و انتخاب است. نجابت چه برای مرد و چه برای زن چیز مهمی است.
بختیاری در این مورد که دوست داشتید در سینمای امروز با کدام کارگردانها کار کنید، به سعید روستایی، اصغر فرهادی، محمد کارت، محمدمهدی مهدیان و کریم امینی اشاره کرد و گفت: کریم امینی کمدی میسازد اما فیلمساز خوبی است و خودم هم در شروع کار یکی از فیلمهای کوتاهش تهیهکنندهاش بودم. من تاکنون پنج فیلم کوتاه را تهیهکنندگی کردم.
او همچنین در خصوص استفاده از نابازیگرها در کارهای سینمایی بویژه فجر امسال اظهار داشت: شاید خوب باشد. من اگر کارگردان بودم قطعا نابازیگر میآوردم. چون سلیقه من سلیقه بازیگر نیست اما خیلی خوب است. منتها باید در همه چیز اعتدال رعایت شود. اگر برای دو فیلم، نابازیگر میآورید از بازیگرهای قدیمی که تجربهای هم دارند استفاده کنید. من مخالف آمدن نابازیگر و چهرههای جدید نیستم. سینما به چهره و خون جدید نیاز دارد اما بهتر است از کسی استفاده کنید که زحمتش را میکشد.
وی افزود: همین که نابازیگرها بکر هستند و بازیگر نیستند برای من ارزشمند است. در زندگی طبیعیام بازی و حقهبازی بلد نیستم. مثلا مافیا را نخواستم یاد بگیرم اما در جوکر که برای خنداندن مردم بود، در فضای جامعه ای که ناشاد است، همه ما دوست داشتیم باشیم اما من مافیا و حقهبازی را دوست ندارم و اگر روزی فیلم بسازم از نابازیگر استفاده میکنم.
بختیاری به این که آیا تاکنون به این مساله فکر کرده که وارد باندبازی در سینما شود، گفت: هفت سال است که کار آنچنانی نداشتم؛ کاری که کار محسوب شود و نقشی باشد. اگر باندباز بودم قطعا اتفاق بهتری میافتاد. عشق من هم در زندگی فیلم و کتاب است و هیچ سرگرمی جز این دو ندارم اما خودم را دارم میکشم و هر چه به عقلم رسیده، انجام دادم تا بگویم در یک سکانس و نه نقش اصلی بازی کنم اما خانمهایی میآیند تازه وارد و میگویند نقش اصلی را می خواهیم.
وی گفت: یک سکانس خوب به من دهید و اگر نتوانستم بگویید و این بعد از ۲۸ سال کار خیلی زشتی است.
ارسال نظر