شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۹

«مصطفی دالایی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

تا زمانی که ما برتری اطلاعاتی و نظامی نداشته باشیم نمی‌توانیم به «روایت واقعی فتح» دست یابیم/ «روایت فتح» زمانی معنا پیدا می‌کند که واقعا «فتحی» وجود داشته باشد که بتوان آن را «روایت» کرد

مصطفی دالایی

سینماپرس: «مصطفی دالایی» با بیان این مطلب که در زمینه توان موشکی عملکرد موفقی داشته‌ایم و این دستاوردها قابل روایت‌اند، اما در موضوع نفوذ، شرایط متفاوت است، گفت: تا زمانی که ما برتری اطلاعاتی و نظامی نداشته باشیم، نمی‌توانیم به روایت واقعی فتح دست یابیم. «روایت فتح» زمانی معنا پیدا می‌کند که واقعاً فتحی وجود داشته باشد که بتوان آن را روایت کرد. مگر آن‌ که بخواهیم این خط روایت را تقویت کنیم که دشمن در پی آن بود تا در طی چند روز، ساختار نظام را سرنگون کند، اما موفق نشد؛ و همین شکست دشمن را به‌عنوان نوعی «فتح» روایت کنیم.

«مصطفی دالایی» سینماگر پیشکسوت انقلاب اسلامی با اشاره به موانع امنیتی موجود برای ساخت مستند در مورد جنگ تحمیلی دوازده روزه اظهار داشت: در شرایط فعلی، کمتر نهادی حاضر است اجازه دهد مستندسازان وارد میدان شده و اقدام به تهیه مستند کنند؛ زیرا مسائل امنیتی زیادی مطرح است و بسیاری از ابعاد موضوع همچنان در ابهام قرار دارد. نهادهای مسئول در تلاش‌اند که منشأ نفوذ را شناسایی کنند و به همین دلیل فضای بسته‌ای برای مستندسازی وجود دارد.

وی افزود: در زمان جنگ ایران و عراق، به دلیل گستردگی جبهه و طولانی بودن زمان جنگ، امکان ورود مستندسازان به میدان فراهم بود؛ البته عمدتاً تمرکز آن‌ها بر حالات روحی رزمندگان بود و کمتر به کم و کیف عملیات‌ها یا تصمیمات نظامی ورود می‌کردند. برای مثال، درباره عملیات‌هایی مانند رمضان یا والفجر مقدماتی، مستندسازان هیچ‌گاه نتوانستند به عمق ماجرا وارد شوند یا جزئیات آن را بررسی کنند.

دالایی تصریح کرد: اگر منظور از مستندسازی، صرفاً پرداختن به روحیه مردم و بازنمایی احساسات عمومی است، ممکن است تا حدی این امکان در حال حاضر نیز وجود داشته باشد. اما اگر هدف، ورود به ابعاد گسترده‌تر و جزئی‌تر یک موضوع باشد، بعید به نظر می‌رسد که نهادهای امنیتی، نظامی یا سپاه چنین اجازه‌ای بدهند.

تصویربردار ارشد گروه مستند روایت فتح تاکید کرد: حتی اگر مستندساز بخواهد کاری انجام دهد، به دلیل همان مسائل امنیتی، معمولاً هیچ نهادی اجازه ورود به جزئیات را نمی‌دهد. زیرا اطلاعاتی که در اختیار برخی مستندسازان قرار می‌گیرد، در واقع قطعاتی از یک پازل بزرگ است که چیدمان نادرست آن می‌تواند آسیب‌زا باشد.

این مستندساز در پاسخ به این پرسش که آیا نباید هیچ‌گاه مستندی درباره چنین موضوعاتی ساخته شود؟ بیان کرد: قطعاً نه. اما باید سطوح روایت مشخص باشد. برای مثال، اگر پس از حمله به اطراف شهرک شهید باقری برخی سؤال کردند چرا این منطقه هدف قرار گرفته، در ابتدا پاسخی نبود. اما بعداً روشن شد که جلسه‌ای میان سران قوا در آن محل در جریان بوده که با نوعی معجزه از خطر نجات یافته‌اند.

او ادامه داد: این نشان می‌دهد که گاهی با گذر زمان، اطلاعات بیشتری منتشر می‌شود و زمینه برای روایت فراهم‌تر خواهد شد. اما همچنان پرسش‌هایی باقی می‌ماند؛ از جمله اینکه چه کسی محل جلسه را به دشمن اطلاع داده است؟ در حالی که دستگاه‌های اطلاعاتی ترجیح می‌دهند سکوت کنند و در حال حاضر نیز پاسخ روشنی ارائه نمی‌دهند، در نوعی بن‌بست اطلاعاتی قرار داریم.

دالایی با بیان این مطلب که نقش مستند را نمی‌توان نادیده گرفت، اما در چنین شرایطی، نهادهای تبلیغاتی، فرهنگی، نظامی و امنیتی ما باید سطحی بالاتر از صرف روایت‌گری در نظر بگیرند؛ اظهار داشت: وقتی ابتکار عمل از دست نهادهای رسمی خارج می‌شود، آن‌ها با احتیاط عمل می‌کنند. اگر ابتکار عمل در اختیار ما باشد و ما در موضع برتری قرار بگیریم، می‌توانیم خوراک تبلیغاتی مناسب تولید کنیم. اما وقتی خودمان هم در ابهام هستیم و نمی‌دانیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده یا نمی‌توانیم مطمئن باشیم که در جلسه بعدی چه خواهد شد، روایت‌گری دشوار می‌شود.

ایشان در ادامه با اشاره به عملکرد بنیاد روایت فتح در این ایام تصریح نمود: وقتی که شیرازه کار تا حدودی از دست رفته، نه‌تنها تبلیغات در سطحی مطلوب انجام نمی‌شود، بلکه حتی در حوزه امنیت نیز مشکلاتی به چشم می‌خورد. در چنین شرایطی، اگر کسی بخواهد وارد عرصه روایت‌گری تبلیغاتی شود، با مانع مواجه خواهد شد.

«مصطفی دالایی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان کرد: در زمینه توان موشکی عملکرد موفقی داشته‌ایم و این دستاوردها قابل روایت‌اند، اما در موضوع نفوذ، شرایط متفاوت است. تا زمانی که ما برتری اطلاعاتی و نظامی نداشته باشیم، نمی‌توانیم به روایت واقعی فتح دست یابیم. «روایت فتح» زمانی معنا پیدا می‌کند که واقعاً فتحی وجود داشته باشد که بتوان آن را روایت کرد. مگر آن‌ که بخواهیم این خط روایت را تقویت کنیم که دشمن در پی آن بود تا در طی چند روز، ساختار نظام را سرنگون کند، اما موفق نشد؛ و همین شکست دشمن را به‌عنوان نوعی «فتح» روایت کنیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.