سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۶

کارگردان «موی گرگ» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

سال‌هاست چیزی به نام «اکران کودک» در کشور وجود ندارد/ بهتر است صدور «پروانه ساخت» فیلمنامه‌های کودک به‌صورت مشترک میان «وزارت ارشاد» و «آموزش‌وپرورش» انجام گیرد

فریدون نجفی

سینماپرس: «فریدون نجفی» با ابراز تاسف از اینکه بسیاری از سالن‌های سینما ما از تجهیزات ضعیف برخوردارند؛ گفت: بسیاری از سینماها فرسوده‌اند و با تجهیزات قدیمی فعالیت می‌کنند. من کاری به ساختمان یا طراحی داخلی سالن‌ها ندارم، اما واقعاً جای تعجب دارد که چرا دست‌کم از یک پروژکتور حرفه‌ای و پرده‌ی مناسب استفاده نمی‌شود. این کار هزینه‌ی سنگینی ندارد و حداقل انتظاری است که از مدیران سینمایی می‌رود. طبیعی است که باید این تجهیزات به‌روز شوند. در چند سینمایی که فیلم خودم را دیدم، تفاوت کیفیت نمایش بسیار آزاردهنده بود. جزئیاتی که در نسخه‌ی خانگی به‌راحتی دیده می‌شود، در پرده سینما با کیفیتی فاجعه‌بار و تصویری تار از بین می‌رود.

«فریدون نجفی» کارگردان سینمای کودک در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به مهمترین معضلی که سینمای کودک را درگیر خود کرده است؛ اظهار داشت: به‌نظر من، اصلی‌ترین مسئله‌ای که سینمای کودک امروز از آن رنج می‌برد، مشکل اکران است. این معضل سال‌هاست گریبان‌گیر این حوزه شده است. فیلمی که اکران نشود و نتواند سرمایه خود را بازگرداند، قطعاً سرمایه‌گذار جدیدی هم برایش پیدا نخواهد شد. همین موضوع باعث شده هر سال تعداد اندکی فیلم کودک ساخته شود. در چنین شرایطی یا باید حمایت‌های دولتی وجود داشته باشد، یا فیلم‌سازی مانند من، به‌صورت مستقل و با جسارت شخصی وارد عمل شود.

وی افزود: اگر فیلم‌های کودک به چرخه اکران وارد شوند و بازگشت مالی مناسبی داشته باشند، به‌طور طبیعی موتور تولید آثار بعدی هم به حرکت درمی‌آید. اما متأسفانه سال‌هاست چیزی به نام «اکران کودک» در کشور وجود ندارد؛ نه در حوزه فیلم‌های «برای کودک» و نه «درباره کودک». ما معمولاً ذائقه مخاطب را به شکلی طراحی کرده‌ایم که تنها به دنبال فیلم‌های سطحی و موزیکال باشد، درست شبیه سینمای کمدی امروز که بخشی از آن به سمت آثار هجوآمیز و صرفاً پرفروش رفته است.

کارگردان فیلم های سینمایی «خاتی» و «موی گرگ» با بیان این مطلب که کیفیت مستقیماً به سرمایه وابسته است، تصریح نمود: برای مثال، اگر بخواهیم فیلمی فانتزی برای کودک بسازیم، یعنی بخواهیم خیال و دنیای ذهنی کودک را به تصویر بکشیم، به ابزار، تجهیزات و هزینه نیاز داریم. کمپانی‌های بزرگ دنیا مانند والت دیزنی یا استودیوهای موفق آسیای شرقی، دقیقاً با تکیه بر همین امکانات توانسته‌اند آثار تأثیرگذار خلق کنند. اما در ایران، این ابزارها در اختیار فیلم‌سازان کودک نیست و همین باعث افت کیفیت می‌شود.

او ادامه داد: در چنین شرایطی، ما ناچار می‌شویم به ساخت فیلم‌های عروسکی یا عروسک‌گردانی قدیمی روی بیاوریم، آثاری که دیگر پاسخگوی نسل امروز نیستند. نمی‌توان دوباره کلاه‌قرمزی یا مدرسه موش‌ها را تکرار کرد؛ چون دیگر آن فضا جواب نمی‌دهد.

وی تاکید کرد: کودکان امروز، که در معرض بهترین انیمیشن‌ها و تولیدات جهانی‌اند، با این آثار ارتباط برقرار نمی‌کنند. اگر هنوز هم برخی از این کارها دیده می‌شوند، بیشتر به‌خاطر حس نوستالژی والدین است؛ همان والدینی که خودشان در کودکی با آن شخصیت‌ها خاطره دارند و حالا فرزندانشان را برای تماشای آن می‌برند. اما اگر کاراکتر عروسکی جدیدی ساخته شود، به‌سختی می‌تواند موفقیت مشابهی کسب کند، چون شرایط امروز کاملاً متفاوت است.

نجفی متذکر شد: در گذشته، اینترنت و فضای مجازی چنین گسترده نبود. تنها سینما و تلویزیون و چند فیلم ویدئویی در دسترس مردم بود. اما امروز کودکان با اینترنت، هوش مصنوعی و دسترسی آزاد به فیلم‌های روز دنیا بزرگ می‌شوند. با یک جست‌وجوی ساده، بهترین آثار را دانلود و تماشا می‌کنند. حتی از نظر کیفیت تصویر، تجربه تماشای فیلم در خانه برایشان جذاب‌تر از سینماست.

این سینماگر با انتقاد از کیفیت تجهیزات و سالن های سینمای کشور بیان کرد: متأسفانه بسیاری از سالن‌های سینما ما از تجهیزات ضعیف برخوردارند؛ پروژکتورهایی با لامپ‌های کم‌نور که تصویر را تار و بی‌جان نشان می‌دهد. در چنین وضعی، طبیعی است که تماشاگر ترجیح دهد فیلم را از تلویزیون یا پلتفرم‌های اینترنتی ببیند، چون کیفیت آنجا بالاتر است.

وی افزود: به‌طور خلاصه، سینمای کودک امروز در سه جبهه گرفتار است؛ نبود اکران مناسب، کمبود سرمایه برای تولید آثار باکیفیت، و ضعف فنی در نمایش آثار. تا زمانی که این سه معضل برطرف نشود، نمی‌توان به رشد و پویایی این بخش از سینمای ایران امید بست.

او ادامه داد: بسیاری از سینماها فرسوده‌اند و با تجهیزات قدیمی فعالیت می‌کنند. من کاری به ساختمان یا طراحی داخلی سالن‌ها ندارم، اما واقعاً جای تعجب دارد که چرا دست‌کم از یک پروژکتور حرفه‌ای و پرده‌ی مناسب استفاده نمی‌شود. این کار هزینه‌ی سنگینی ندارد و حداقل انتظاری است که از مدیران سینمایی می‌رود. طبیعی است که باید این تجهیزات به‌روز شوند. در چند سینمایی که فیلم خودم را دیدم، تفاوت کیفیت نمایش بسیار آزاردهنده بود. جزئیاتی که در نسخه‌ی خانگی به‌راحتی دیده می‌شود، در پرده سینما با کیفیتی فاجعه‌بار و تصویری تار از بین می‌رود.

کارگردان فیلم سینمایی «بچه گرگ های دره سیب» در مورد کیفیت نازل آثار کودک و نوجوان اظهار داشت: وقتی قرار است برای کودکان و نوجوانان فیلم بسازی، باید بدانی که با نسلی روبه‌رو هستی که از سینمای کشور خودش جلوتر است. کودکان امروز، با دسترسی گسترده به فضای مجازی و حجم انبوهی از اطلاعات و محتوا، به بلوغ رسانه‌ای رسیده‌اند. سینمای ما باید تلاش کند به این نسل برسد، نه این‌که از آن عقب بماند. این واقعیتی است که من حتی در جریان اکران فیلم خودم هم لمس کردم. دیدم بچه‌ها بعد از تماشای فیلم، در فضای مجازی جست‌وجو می‌کنند، نقد می‌خوانند، نظر می‌دهند و تحلیل می‌کنند. این نشان می‌دهد که نسل امروز مخاطبی آگاه و هوشمند است و دیگر هر فیلمی را نمی‌پذیرد.

وی افزود: در نتیجه، فیلم‌سازان باید دنیای کودک و نوجوان را بشناسند. یک فیلم‌ساز حوزه کودک باید دست‌کم با اصول روان‌شناسی آشنا باشد. در واقع، او باید نوعی روان‌شناس باشد تا بتواند رفتار، نیازها و ویژگی‌های ذهنی این گروه سنی را درک کند. چون هر فیلم، خواه ناخواه، حاوی رگه‌هایی از نگاه روان‌شناختی است؛ به‌ویژه آثاری که برای کودکان و نوجوانان ساخته می‌شوند.

نجفی با اشاره به تاثیر نهادهای دولتی سینمایی در افت کیفیت آثار کودک و نوجوان تصریح نمود: واقعیت این است که نه فقط در ایران، بلکه در بسیاری از کشورها، هر نهاد یا شرکتی که سفارش ساخت فیلم می‌دهد، دچار نوعی محدودیت یا عارضه است. در چنین شرایطی، فیلم‌ساز معمولاً نمی‌تواند اثری تولید کند که ابتدا خودش به آن علاقه‌مند باشد و سپس مردم از آن استقبال کنند.

وی افزود: من کاری به ممیزی‌ها ندارم، هرچند متأسفانه ممیزی در سینمای ما حضوری پررنگ دارد. بااین‌حال، نگاهی که در نهادها وجود دارد ترکیبی است؛ شاید پنجاه درصد دغدغه‌ی واقعی نسبت به کودک و مسائل او باشد، اما پنجاه درصد دیگر، نگاه سفارشی و اداری سازمان‌هاست. هر سال فیلمنامه‌های زیادی به این نهادها ارسال می‌شود و من به‌عنوان کسی که در حوزه سینمای کودک فعالیت دارم، می‌بینم انتخاب‌ها معمولاً محدود به گروهی ثابت است. همان افراد هر سال انتخاب می‌شوند و همان‌ها فیلم می‌سازند، در حالی که آثارشان در این هفت، هشت سال اخیر چندان شاخص نبوده است.

او ادامه داد: از سوی دیگر، فیلمنامه‌های خوب و فیلم‌سازان خوش‌فکر بسیاری وجود دارند که آثارشان در این چرخه تأیید نمی‌شود و پشت درهای بسته می‌مانند. نهادهایی که امروز سرمایه‌گذاری می‌کنند، خودشان تصمیم‌گیرنده‌اند و در نتیجه، سینمای مستقل کودک عملاً نفس نمی‌کشد. تنها معدود افرادی هستند که مانند من سراغ پروژه‌های کم‌هزینه (Low Budget) می‌روند، بدون دغدغه گیشه و بدون حضور بازیگران چهره، فقط برای دل خودشان فیلم می‌سازند.

نجفی با بیان این مطلب که در واقع، یکی از ریشه‌های مشکل این است که سینمای کودک باید مسئولیتی مشترک میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت آموزش‌وپرورش باشد؛ متذکر شد: چون نسل کودک و نوجوان زیرمجموعه نظام آموزشی کشور است، طبیعی است که آموزش‌وپرورش در تعیین و تأیید محتوای مناسب نقش داشته باشد. اکنون هم در برخی موارد، این وزارتخانه پروانه‌ای جدا از ارشاد صادر می‌کند تا مشخص شود کودکان مجاز به تماشای چه فیلم‌هایی هستند.

«فریدون نجفی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: به نظر من، باید نگاه نهادهایی مانند کانون پرورش فکری که به‌صورت مستقیم در حوزه کودک فعالیت دارند، با سایر بخش‌ها همسو و یکپارچه شود. اگر قرار است وزارت آموزش‌وپرورش نقش نظارتی داشته باشد، بهتر است صدور پروانه ساخت فیلمنامه‌های کودک به‌صورت مشترک میان وزارت ارشاد و آموزش‌وپرورش انجام گیرد. در این صورت، فیلم‌هایی که برای گروه سنی کودک ساخته می‌شوند، بعدها بدون مشکل می‌توانند در سینما برای همین گروه سنی اکران شوند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.