شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۵

به مناسبت سالروز ولادت با سعادت «امیرالمومنین» علیه السلام؛

«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!

امام علی علیه السلام

سینماپرس: پیروی از الگوی «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» به عنوان قلب تپنده «انقلاب اسلامی ایران» هیچ گاه و در هیچ مقطعی از نیم قرن اخیر توسط «امامین انقلاب اسلامی» متوقف نشده و همچنان موضوعیت دارد. انقلابی که تمرکز آن بر «فرهنگ» و بر «انسان‌سازی» بوده اما متاسفانه عرصه مدیریت کشور با گرایش به سمت «الگوهای لیبرالی» سعی نموده تا خود را در رقابتی بی‌پایان برای جلب نگاه‌های طیف پرهیاهو در جامعه قرار دهد و با فاصله گرفتن از دغدغه‌های «پرورشی» و شان «ارشادی» شرایط را برای عرضه گسترده و تولید آثاری فراهم سازد که نه «تربیت اسلامی» می‌کند و نه «تبیین ایمان» و تنها معطوف به تولید «غفلت» شده و بجای حرکت در مسیر «مومن‌سازی» جامعه، در وادی «برندسازی» افتاده و بجای تعهد نسبت به آرمان‌های تعیین شده توسط «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» فقط به دنبال اقدامات «تبلیغاتی» می‌باشد.

محمدرضا مهدوی‌پور/ «علی علیه‌السلام» شخصیتی نه تنها بی‌نظیر در طول «تاریخ اسلام» ؛ بلکه شخصیتی بی‌نظیر در طول «تاریخ بشریت» است. شخصیتی با ویژگی‌های مادی و معنوی خاص که تا به حال از هیچ همانندی برخوردار نبوده و همچون گوهری بی‌بدیل همواره تاریخ درخشیده است و همانند یک قله‌ی مرتفع هم برای «حاکم اسلامی» و «حکومت اسلامی» و هم برای هر «فرد مسلمان» از قابلیت الگوبرداری برخوردار می‌باشد و در این راستا بدیهی است که برای کسانی که خود را «شیعه علی علیه‌السلام» می‌خوانند و می‌دانند، ‌کسب شناخت و معرفت نسبت به شخصیت «امام علی علیه السلام» یک فریضه است و نباید در انجام آن غفلت روا دارند، که هر نوع قصور و مسامحه در این امر، ‌زیان‌هایی چون از دست دادن فیض شناخت و آگاهی نسبت به کسی را به همراه دارد که حتی بیگانگان در مقام والای او به شگفتی افتادند و سر به خضوع فرود آوردند. شخصیتی که به خوبی می‌تواند نیاز بشریت در هر عصر و زمانی را به «الگو» مرتفع سازد. زیرا ما احتیاج به «الگو» داریم، احتیاج به «اسوه» داریم، پس‌ با این نظر به «علی علیه‌السلام» می‌توان به مرور چند نکته پرداخت:

۱/ سالروز ولادت «علی علیه‌السلام» فرصت خوبی برای بازنگری در عرصه تولیدات فرهنگی و هنری کشور در طی ۴۷ سال پس از پیروزی «انقلاب اسلامی» است. عرصه‌ای که می‌توان به جای خالی ترسیم الگوواره «علی علیه‌السلام» در آن نگریست و به وضوح حجم گسترده‌ای از تولیدات فرهنگی و هنری در نیم قرن اخیر را مشاهده و فهرست کرد که با وجود برخورداری از بودجه‌های فرهنگی «حاکمیت نظام جمهوری اسلامی» اساسا هیچ دغدغه‌ای برای پرداختن به سیره و سلوک «علی علیه‌السلام» ندارند و در این میان عموم مدیران فرهنگی کشور نیز بجای تمرکز بر تولید آثار ماندگار هنری با محوریت ترسیم الگواره «علی علیه‌السلام»، تنها به مشتی روخوانی از کلام «علی علیه‌السلام» در محافل و جلسات و اجلاسیه‌ها بسنده می‌کنند و این همه در حالی است که نباید فراموش کنیم که «زمانی نظام اسلامی دچار اختلال واقعی خواهد شد که فراموش کند نماد و سرمشق بزرگی مثل علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السّلام دارد».


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۲/ افت محسوس «رسانه ملی» در تولید برنامه‌های متنوع و با کیفیت بصری مناسب و هم‌راستا با «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» و در کنار آن پرشدن کنداکتور شبکه‌های مختلف سیما با محتواهای زرد و برنامه‌هایی کم‌جان و یکنواخت و گفت‌وگوهای طولانی و تکراری و کم‌عمق و... نه تنها «مرجعیت رسانه ملی» را مخدوش و اسباب قرار گرفتن این «رسانه تصویری» در سراشیبی سقوط به وادی «رسانه رادیویی» را فراهم ساخته و مخاطبان را دل‌زده و باعث کاهش اعتماد به این رسانه‌ فراگیر و پیشرو در میان توده‌های مختلف اجتماعی شده است؛ بلکه صدای بلند و پررنگ «سند تحول رسانه ملی» که چند سالی است به عنوان نویدبخش تغییر و بهبود وضعیت اسفناک «رسانه ملی» در گوش فلک شده است را به «آواز دوقل» مبدل نموده و مدیران سرگشته بین وعده‌های بزرگ «سند تحول رسانه» و عملکرد واقعی و خروجی قابل مشاهده بر روی آنتن را مسخره و فکاهی ساخته است. این در حالی است که نه تنها تمرکز دقیق بر کم‌وکیف «زیست علوی» و الگوسازی از سبک و سیره «علی علیه‌السلام» با لقب انحصاری «امیرالمؤمنین» در تولیدات فیلم و سریال و برنامه‌های ترکیبی سیما، حداقل توقعی است که متاسفانه نه توسط «مدیران پُر مو سیما» وقعی به آن نهاده نمی‌شود؛ بلکه اساساً توجه و تمرکز بر الگواره انحصاری «امیرالمؤمنین» در عموم ساختارهای فرهنگی و رسانه‌ای کشور با نوعی غفلت مواجه شده است؛ غفلتی که گاه از تعمد نشأت می‌گیرد و گاه از عدم درک ضرورت و یا بعضا ممانعت «شبکه نفوذ فرهنگی» در میسر تبیین و بسط استفاده از لقب «امیرالمؤمنین» می‌باشد. لقبی انحصاری از برای الگوی اصیلی که حذف تدریجی آن از سبد تولیدات رسانه‌ای و جایگزینی آن‌ها با روایت‌های کم‌عمق و مصرفی از یک سو موجب گسترش روایت‌هایی می‌گردد که توان «الگوسازی مکتبی» ندارند و نسبت روشنی با نیازهای واقعی جامعه برقرار نمی‌کنند و از سوی حتی موجب ایجاد «قرائت‌های سکولاری» از الگو بی‌بدیل «علی علیه‌السلام» و خدشه در کم‌وکیف «زیست علوی» می‌شوند.


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۳/ برخی القاب در تاریخ هستند که در اختصاص افرادی خاص بوده و به هیج عنوان قابل الصاق به دیگران نمی‌باشند. عناوینی که فراتر از یک لقب ساده‌ بوده و حامل پیام، معنا و موضعی خاص می‌باشند. عناوینی که برآمده از قراردادهای اجتماعی یا مناسبات قدرت نبوده و بنای انشاء و اطلاق آن مبتنی بر یک حقیقت تاریخی و اعتقادی‌ بوده است و به همین جهت است که تلاش برای تعمیم یا تکرار آن‌ برای دیگران، بیش از آن‌که امتداد معنا آن القاب باشد، تحریف آن عناوین بوده و استفاده بی‌جا از آن، مرز میان نقش‌های یگانه و روایت‌های تقلیدی را مشخص می‌کنند و در این میان عنوان «امیرالمؤمنین» از جمله این القاب ویژه تاریخی است. لقبی که در انحصار شخص «علی ابن ابطالب علیه السلام» می‌باشد. عنوانی که پیش از «علی علیه‌السلام» به کسی داده نشده وبنابر اعتقادات شیعه به هیچ عنوان از قابلیت تعمیم به هیچ فردی در پس از ایشان، حتی «امام معصوم علیه السلام» برخوردار نبوده و از این جهت است که نه تنها «امام حسن علیه السلام» و سایر امامان شیعه با این لقب خوانده نمی‌شوند؛ بلکه بر اساس متون روایی، لقب «امیرالمؤمنین» حتی از قابلیت اطلاق به وجود مقدس «امام زمان عج الله تعالی فرجه» نیز برخوردار نمی‌باشد و ایشان با القابی همچون «حجت الله» و «خلیفه الله» و ... مورد خطاب واقع می‌شوند.


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۴/ «امیرالمؤمنین» عنوانی است که فراتر از یک لقب ساده‌ بود و مبتنی بر «اراده خداوند متعال» و با اعلام رسمی و مکرر «پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله» برای شخص «علی علیه‌السلام» تثبیت شد است. لقبی که سوای نظر از ابعاد تشریفاتی و تاکید بر جایگاه معنوی «علی ابن ابطالب علیه السلام» بر وجاهت رهبری و راهبری ایشان از گذشته تاریخ تا به حال و آینده تاکید داشته و ایشان را «امیر» و سرور و پیشوای تمامی «اهل ایمان» از ابتدا و تا به انتهای تاریخ معنا می‌کند. البته این عنوان به همین کارکرد در روابط فردی خلاصه نمی‌شود و در بُعد تمدنی خود، مرزی روشن میان «مکتب امامت» با سایر مکاتب حکمرانی و ایسم‌های بشری و تمامی قرائت‌های مطرح از «قدرت» تا به امروز تاریخ برقرار می‌سازد و جامعه بشری را در تمامی ادوار با یک «قطب‌بندی» اجتماعی ویژه در قالب اهالی ایمان به عنوان «مومنین» و در مقابل ایشان «غیر مومنین» مواجه می‌نماید. «قطب‌بندی» بسیار شفافی که جامعه بشری را سوای نظر از مرزبندی‌های قومی و جغرافیایی و ... به دو گروه «خودی» و «غیرخودی» تقسیم می‌نماید. گروه‌هایی که معیار ورود و خروج از آن در گرو داشتن و یا نداشتن «ایمان» و به تبع آن قبول و یا رد پیروری از الگوواره «علی علیه‌السلام» به عنوان «امیرالمؤمنین» است.


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۵/ اصلی‌ترین عرصه تقابل و مواجهه مستقیم تفکر «بَشر محور» با تفکر «خدا محور» را می‌توان در موضع ایشان نسبت به هفت گزاره اصلی اعتقادی، مورد جستجو قرار داد. هفت گزاره‌ای که به عنوان «متعلقات ایمان» و باورمندی نسبت به «تفکر خدا محور» قلمداد می‌شود و این در حالی است که بنای اصلی «شیاطین» در طول تاریخ بشر و حالا در عصر مُدرن، کارکرد اصلی «نظام لیبرالیسم» (Liberalism) بر محور «تفکر اُمانیسم» (Humanism)، پوشاندن و «کُفر» و بعضاً جایگزینی این هفت گزاره با «باورهای بَشر محورانه» می‌باشد. هفت باور و گزاره‌ای که اگر چه در طول تاریخ جهان و در چارچوب تفکرات مختلف «خدا مَدار» (Theism) و بر بستر ادیان متفاوت، با تعاریف گوناگون نسبت به آفریننده هستی و خالق انسان همراه بوده و موضوعیت داشته است؛ اما در این میان اصالت و جامعیت از آن باورمندان به «الله جل جلاله» بوده و از بدو خلقت تا به امروز در قالب «دین» و مدلی از خدامداری با عنوان «اسلام» تجلی یافته است. از این منظر است که تفاوتی در «دین حضرت آدم علیه السلام» با «دین حضرت نوح علیه السلام» و یا «دین حضرت ابراهیم علیه السلام» و یا «دین حضرت موسی علیه السلام» و «دین حضرت عیسی علیه السلام» و جود ندارند و همانگونه که «انّ الدّین عنداللَّه الاسلام» است؛ تمامی انبای الهی از «حضرت آدم علیه السلام» تا «حضرت نوح علیه السلام» و از آن جناب تا «حضرت ابراهیم علیه السلام» و پس از ایشان تا «حضرت موسی علیه السلام» و سپس تا «حضرت عیسی علیه السلام» و از بعد از عروج ایشان تا بعثت «حضرت محمد صلی الله علیه و آله» به عنوان «خاتم پیامبران» تماما مبتنی بر آموزه‌های «اسلام» حرکت نموده و اقدام به هدایت بشر می‌نمودند و از این جهت است که «قرآن کریم» در آیه ۱۳ از سوره مبارکه شوری ضمن تبیین این سیرتاریخی می‌فرماید «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی ...».


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۶/ «ایمان» مبتنی بر آموزه‌های «اسلام» بر هفت باور و گزاره «ایمان به وجود الله» ، «ایمان به وجود عالم غیب» ، «ایمان به وجود آخرت» ، «ایمان به وجود ملائکه»، «ایمان به وجود انبیای الهی» ، «ایمان به وجود کتاب الهی» و در نهایت «ایمان به وجود آیات و نشانه های الهی» استوار است و در این میان «علی علیه‌السلام» به عنوان «انسان کامل» نه تنها تجلی کمال و تمام این باورمندی است و به نوعی ۱۰۰ درصد باورمندی به این متعلقات ایمانی در قامت وجودی ایشان قابل ملاحظه می‌باشد؛ بلکه ایشان «امیرالمؤمنین» بوده و پیروی از کیفیت ایمان ایشان به این هفت گزاره، به عنوان معیار سنجش و مرزبندی میان «مومنین» و «غیرمونین» محسوب می‌شوند و این گونه است که «امیرالمؤمنین» به هیچ عنوان یک ستایش احساسی نبوده و بلکه توصیف از نقش اعتقادی و تعیین کننده «علی علیه‌السلام» است. نقشی که در آن، موضع‌گیری، قضاوت و سلوک او، میزان سنجش و اصالت «ایمان» قرار می‌گیرد. از این منظر است که «علی علیه‌السلام» به عنوان یک فرد و یا حتی یک «امام معصوم» تنها در صف «مومنین» نمی‌ایستد، بلکه اصالت «ایمان» به این هفت گزاره مذکور، با وجود ایشان تعریف می‌شود و جمیع «مومنین» در نسبت تعامل خود با وجود ایشان به عنوان «امیرالمؤمنین» مورد سطح بندی واقع می‌گردند.


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۷/ «ایمان آوردن» و «مومن شدن» در مرتبه بعد از «اسلام آوردن» و «مسلمان شدن» اتفاق می‌افتد و از این جهت «قرآن کریم» در آیه شریفه ۱۴ از سوره مبارکه حجرات می‌فرماید «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا ...». از این منظر است که «علی علیه‌السلام» همانند ۱۱ امام دیگر در جایگاه «امام المسلمین» قرا دارد و در این میان اگر چه «امام المسلمین» بودن یک جایگاه ویژه و مختص برای شخصیت «معصوم» می‌باشد؛ اما از قابلیت تکرار و یا واگذاری توسط معصوم برخوردار است و ...؛ اما «امیرالمؤمنین» بودن جایگاهی غیر قابل تکرار و مختص به وجود «علی علیه‌السلام» می‌باشد و وجود ایشان حتی برای جمیع «معصومین علیهم السلام» به عنوان «امیرالمؤمنین» محسوب می‌شوند. پس با توجه این مهم قطعا هیچ انسانی نمی‌تواند مثل «علی علیه‌السلام» زندگی کند و مانند او عمل کند. خود آن حضرت نیز به حکّام و وُلات و استاندارهای خودش فرمود «اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک» این‌جور که من دارم عمل می‌کنم، شماها قادر نیستید این‌جوری عمل کنید. اما این به معنی عدم الگو گیری از آن حضرت نیست و هر انسان برای تعالی خود بایستی چشم‌انداز و قلّه‌ ایمانی به نام «امیرالمؤمنین» را برای خود تعریف کند؛ قلّه‌ای که هدف است و باید به سمت آن قلّه حرکت کنیم. قله‌ای دربرگیرنده صفات «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» که هر انسان لازم است تا به‌قدر و سع و به‌ قدر توان خود در جهت رسیدن به این قله حرکت کند و در عین حال مراقبت نماید که در جهت عکس حرکت نکند.


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


۸/ در پایان لازم است تا بار دیگر بر این مهم بادآور شد که پیروی از الگوی «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» به عنوان قلب تپنده «انقلاب اسلامی ایران» توسط «امامین انقلاب اسلامی» هیچ گاه و در هیچ مقطعی از نیم قرن اخیر متوقف نشده و همچنان موضوعیت دارد. انقلابی که تمرکز آن بر «فرهنگ» و بر «انسان‌سازی» بوده و اساسا آن‌چه که به «انقلاب اسلامی» معنا می‌بخشد، پرورش انسان‌هایی است که آگاهی، اخلاق و مسئولیت‌پذیری را سرلوحه دارند. اما متاسفانه عرصه مدیریت اجرایی کشور با گرایش و حرکت شتابان به سمت «الگوهای لیبرالی» سعی نموده تا خود را در رقابتی بی‌پایان برای جلب نگاه‌های طیف پرهیاهو در جامعه قرار دهد و در مسیر جذب حداکثری و راضی ساختن تمامی گروه‌ها و دسته‌ها و ...، خواسته و یا ناخواسته به سمت سطحی‌سازی، هیجان‌فروشی و حتی عبور از «خطوط قرمز اسلامی» و تعیین شده توسط «امامین انقلاب اسلامی» برود و با فاصله گرفتن از دغدغه‌های «پرورشی» و شان «ارشادی» و وظیفه پیگیری افزایش کمیت و کیفیت ایمان در جامعه، به شوک‌آفرینی، شتاب‌زدگی و ساده‌سازی تن دهد و به این ترتیب شرایط را برای عرضه گسترده و تولید آثاری فراهم سازد که نه «تربیت اسلامی» می‌کند و نه «تبیین ایمان» و تنها معطوف به تولید «غفلت» شده و بجای حرکت در مسیر «مومن‌سازی» جامعه، در وادی «برندسازی» افتاده و بجای تعهد نسبت به آرمان‌های تعیین شده توسط «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» فقط به دنبال اقدامات «تبلیغاتی» می‌باشند. اتفاقی شوم که امید است تا به واسطه بازگشت به «ارزش‌های انقلاب اسلامی» و جامع عمل پوشاندن به فرامین «امامین انقلاب اسلامی» نه تنها عرصه‌های مختلف اجرایی و «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» به صلاح روی آورند؛ بلکه سایر نهادهای فرهنگی موثر همچون موسسات مختلف فرهنگی و هنری وابسته به «سازمان تبلیغات اسلامی» ، موسسات مختلف فرهنگی و هنری وابسته به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» و بالاخص «سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی» نیز واقعا متوجه مدل‌ و ارزش‌های «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» گردند و مدیریان کلان وخرد این مجموعه‌ها با تغییر اولویت‌ها و تخصیص منابع و امکانات مادی و معنوی سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی تحت مدیریت خود، زمینه لازم برای ترسیم و انعکاس الگواره «امیرالمؤمنین علیه‌السلام» را در تولیدات فرهنگی و هنری کشور فراهم سازند. ان‌شاءالله


«امیرالمومنین علیه‌السلام» قلب تپنده «انقلاب اسلامی»؛ مغفول در ساختارهای رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی و هنری «جمهوری اسلامی»!


ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.