محمدرضا مهدویپور/ «فرجالله سلحشور» از جمله چهرههای شاخص در «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» است که بیاغراق میتوان او را «ژنرال فرهنگی انقلاب اسلامی» قلمداد نمود. هنرمندی توانمند و ذوالفنون که نه تنها در عرصه کارگردانی سینما و تلویزیون، بلکه در حوزه تئاتر و شعر و موسیقی و نویسندگی از کارنامه قابل توجهی برخوردار بود. شخصیتی که حوزه فرهنگ و رسانه را نه صرفاً عرصهای برای تولید و یا عرضه آثار هنری مبتنی بر قرائتهای متداول «هنر از برای هنر» میدانست! بلکه این حوزه را در سطح خُرد آن ابزاری برای هدایت و یا اغوای انسان و در سطح کلان، میدانی موسع از برای تقابل گفتمانها تلقی مینمود و حالا در دهمین سالگرد درگذشت ایشان، بیش از هر زمانی لازم است تا به مرور چند نکته پرداخت:
۱/ «فرجالله سلحشور» شخصیتی بود که پروژه هنری خود را بر پایه بازخوانی «قصص قرآنی» تعرف نمود و در این مسیر تمرکز اصلی خود را بر تصویرسازی و تولید ذهنیتی دراماتیک و فراگیر از الگوواره «سبک زندگی اسلامی» و مبتنی بر «قرائت مکتب امامیه» قرار داد. زیرا در منظومه فکری او «هنر» صرفا ابزار «سرگرمی» و محور قرار دادن «اوقات فراغت» (Entertainment) و یا یک فعالیت صرفاً زیباییشناختی و فضایی برای بروز استعادهای فردی و ... نبود؛ بلکه میدانی برای اثرگذاری و شکلدهی به «ذهن مخاطب» تلقی میشد و به همین جهت است که کارنامه هنری مرحوم «سلحشور» نمونهای از یک پروژه منسجم فرهنگی است؛ پروژهای که با استفاده حداکثری از ظرفیت درام اقدام به بازنمایی مفاهیم اعتقادی، تبیین مرزهای ارزشی و برجستهسازی روایت متکی بر نظریه «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» بود و تمام تلاش خود را معطوف استفاده از ظرفیت »هنر» به عنوان ابزاری برای اثرگذاری اجتماعی و انتقال پیام در جهت تبیین مسیر «حق» و افشای ماهیت و وجهه خبیث «شیاطین انسی و جنی» مینمود.

۲/ «فرجالله سلحشور» از چهرههای صریح و اثرگذار حوزه فرهنگ و هنر بود که دیدگاه روشنی درباره نسبت سینما و تلویزیون با مفاهیم دینی و انقلابی داشت. او با ساخت مجموعههایی چون «مردان آنجلس»، «ایوب پیامبر» و به ویژه «یوسف پیامبر» گامی جدی در مسیر تبدیل «قصص قرآنی» به «درام تلویزیونی» برداشت و به تثبیت «درام قرآنی» در عرصه فرهنگی جهان اسلام کمک کرد؛ مسیری که تنها به بازآفرینی تاریخی محدود نبود و با هدف ارائه خوانشی معاصر و هدایتی از روایتهای دینی دنبال میشد. آثاری که هر کدام در زمان پخش خود به یکی از پربینندهترین تولیدات تلویزیون ایران تبدیل شد و بازتاب آن به بازارهای منطقهای نیز رسید؛ رخدادی که نشان داد «ژانر دینی» در صورت برخورداری از «روایت منسجم» و «تولید حرفهای» و «پشتوانه مادی و معنوی سازمانی» میتواند به محصولی فراگیر و برخوردار از «مخاطب» گسترده بدل شود و جایگاه خود را در «رقابت رسانهای» تثبیت کند.

۳/ «فرجالله سلحشور» را میتوان از چهرههای شاخص «هنرمند متعهد» معرفی نمود که از ابتدا وظیفه خود را «جهاد فرهنگی» میدانست و از این جهت همواره در متن و بستر «جنگ روایتها» نقشآفرینی کرد و در فرصت کوتاه عمر ۶۳ ساله خود تلاش نمود تا با تکیه بر ظرفیت «هنر» در میدان رقابت رسانهای، روایت فرهنگی و ارزشی برآمده از گفتمان «امامین انقلاب اسلامی» را برجسته ساخته و در این مسیر با تأکید بر مضامین قرآنی و تاریخی، کوشید تا عموم «مخاطبان» خود را به بازخوانی مفاهیم اخلاقی، عدالت و معنویت در چارچوب آرمانهای «انقلاب اسلامی» فرا بخواند و در حد بضاعت از ظرفیت تصویر برای ترویج باورهای دینی و ارائه الگوواره «سبک زندگی اسلامی» بهره بگیرد و به نحو ویژهای جایگاه این گونه از ادبیات هنری را در فضای رقابتی «رسانه» تثبیت نماید. هنرمندی که حالا با مرور وقایع سال ۱۴۰۴ و بالاخص جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و همچنین اغتشاشات خونین دی ماه به عنوان روز سیزدهم آن جنگ و ...؛ بیش از هر زمانی خلأ حضور امثال او در «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» برجسته و محسوس به نظر میرسد.

۴/ متاسفانه احاطه «شبکه نفوذ» بر عرصه «مدیریت فرهنگی کشور» سبب شده تا ساختارهای رسمی و متولی فرهنگی کشور علاقهای برای تجلیل و پاسداری از مدل تفکری بر جای مانده از «فرج الله سلحشور» نداشته باشند. اما واقعیت آن است که حفظ «میراث سلحشور» تا آن اندازه جدی و ضروری است که «جامعه اسلامی هنرمندان» از سال ۱۴۰۳ هجریشمسی با تأسیس جایزهای ویژه، اقدام به ارزیابی و ارائه جمعبندی تحلیلی اعضای خود از کم و کیف برگزاری و تولیدات سینمایی ارائهشده در «جشنواره فیلم فجر» نموده و اکنون در دومین سال اهدای این جایزه، ضمن معرفی طیفی از آثار همسو با آرمانهای مرحوم «سلحشور» بهعنوان گفتمانی برآمده از تفکر «هنر انقلاب اسلامی» ، اعلام داشته که در روز جمعه ۸ اسفندماه برگزیده نهایی را با اعطای «نشان سلحشور» معرفی خواهد کرد. اقدامی که در صورت استمرار و توسعه به سایر عرصههای هنری و رسانهای، بهویژه «سریالهای تلویزیونی» ، «تولیدات شبکه نمایش خانگی» و همچنین حوزه «تئاتر» و «موسیقی» و «شعر» و «کتاب» و ... میتواند بهعنوان اتفاقی مهم در جهت تقویت و بازتعریف رویکرد تولیدات فرهنگی در «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» مورد توجه قرار گیرد.

۵/ در پایان لازم است تا به این نکته توجه داشت که اگر چه در دهمین سالگرد درگذشت «فرجالله سلحشور» نام او بیسروصدا و بدون هر گونه مرور و بازتابی درخور از تقویم عموم رسانهها عبور کرد و ...؛ اما این سکوت خبری و این بایکوت رسانهای قطعا نمیتواند جایگاه و نقش هویتبخش او را در شکلگیری و تثبیت «هنر انقلاب اسلامی» مخدوش سازد و بیش از سه دهه فعالیت مخلصانه و تمرکز ایشان بر ریلگذاری «هنر ایدئولوژیک» را در سپهر فرهنگی جهان اسلام محو نماید. پس سوای نظر از تمرکز جریان مرموز فرهنگی برای محو «میراث سلحشور» باید توجه داشت که کارنامه وی، چه بهعنوان نمونهای شاخص از «هنر متعهد» و چه بهمثابه تجربهای محل مناقشه در نسبت «هنر و ایدئولوژی» به عنوان بخشی از «حافظه فرهنگی معاصر ایران» ثبت و ضبط شده و تلقی میگردد؛ حافظهای که قطعا در دهههای بعد از ظرفیت تحلیل، نقد و بازخوانی ویژهای بیش از امروز برخوردار خواهد بود.

ارسال نظر