چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۸

به بهانه پانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت

نقش استراتژیک سینمای مقاومت در عرصه جنگ نرم/ نگاهی به بایکوت آثار فاخر تا ترویج وادی خطرناک وهم انگاری در مدیریت سینما

سینمای مقاومت

سینماپرس: جشنواره بین المللی مقاومت در بستر خود حجم گسترده ای از موقعیت ها و فرصت ها را در حمایت از جبهه بین المللی مقاومت فراهم خواهد آورد که از شاخص ترین و مهمترین این فرصت ها می توان به موضوع شکستن انحصار رسانه ای غرب در تصویر پردازی از چهره بین المللی مقاومت و القای آن به اذهان عمومی جهان اشاره نمود.

مسعود نفری / پانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت با تفاوت های کمی و کیفی قابل توجه و البته کاستی هایی نسبت به دوره پیشین خود در دو سینمای فلسطین و عصر جدید به انجام رسید؛ تغییراتی ویژه نسبت به دوره چهاردم که در مهرماه سال ۱۳۹۵ هجری شمسی برپا داشته شده بود و طی آن جشنواره با شکل و شمایلی قابل دفاع در پردیس سینمایی ملت برگزار گردیده بود.



سوای نظر از کیفیت نازل برگزاری جشنواره پانزدهم، فُرمت آبرومند اختتامیه جشنواره سبب شد تا تصویر نامطلوبی از این رویداد مهم سینمای انقلاب اسلامی در اذهان عمومی باقی نماند و مرتبه و گِرید بین المللی این جشنواره همچنان محفوظ مانده و ضایع نگردد.




البته در این میان شاید برجسته ترین نقطه مشترک میان دو جشنواره پانزدهم و چهاردم را بتوان دبیری مستمر محمد خزاعی قلمداد نمود؛ دبیری که جشنواره چهاردم را با شکل و شمایلی قابل دفاع در پردیس سینمایی ملت برگزار نمود و امروز پس از حدود دوسال، جشنواره ی پانزدهم را به سبک جشنواره های رو به  انغراض در دو سینمای نسبتا متروک پایتخت برگزار نمود.


سابقه جشنواره بین المللی فیلم مقاومت به بیش از ۳۵ سال پیش باز می گردد؛ آن هنگام که در سال های آغازین جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۲ هجری شمسی و همزمان با هفته دفاع مقدس، از ۳۱ شهریور تا ۶ مهرماه، نخستین دوره از این جشنواره در قالب هفته فیلم و به گفته حسین وخشوری، با عنوان رسمی هفته فیلم‌های جنگ تحمیلی فعالیت خود را به صورتی غیررقابتی در سینما آزادی تهران آغاز نمود و طی آن ۱۰ فیلم‌ داستانی کوتاه و بلند و ۲۴ مستند کوتاه و بلند به نمایش درآمد.



اما دروه بعدی جشنواره به چهار سال بعد موکول می شود و این گونه است که در مهرماه سال ۱۳۶۶ هجری شمسی و در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی، دومین دوره از جشنواره، با عنوان رسمی یادواره فیلم دفاع مقدس و به صورتی رقابتی و برخوردار از تیم هیئت انتخاب و همچنین هیات داوری برگزار می شود و روند برگزاری چهارساله در دوره سوم نیز ادامه پیدا کرده تا آنکه از این دوره بعد، بازه زمانی دوساله برای برگزاری جشنواره برگزیده می شود.



شلختگی در کمیت و کیفیت برگزاری جشنواره و تردیدهای بسیار در عنوان بندی آن سبب شد تا این رویداد مجددا با سکوتی پنج ساله همراه گردد؛ سکوتی که پس از ماجرای فتنه ۱۳۸۸ هجری شمسی شکسته شد و سرانجام یازدهمین دوره جشنواره پس از وقفه‌ای ۵ ساله از تاریخ ۲۹ شهریورتا ۲ مهرماه ۱۳۸۹ هجری شمسی، با تغییراتی اساسی و به دبیری محمد خزاعی برگزار گردید.



بر این اساس یازدهمین دوره جشنواره را می بایست نقطه عطفی در سیر تاریخی این رویداد فرهنگی و سینمایی ارزیابی نمود زیرا در این مقطع زمانی، جشنواره برای نخستین بار از عنوان مستقل و درخور مفهمی با عنوان مقاومت برخوردار گردید؛ عنوانی که سبب می شد تا دایره آثار و فیلم‌های راه یافته به جشنواره از موضوع دفاع مقدس فراتر برده شده و کلیت مفهوم انقلاب اسلامی و عموم تولیداتی را که در تقابل با مستکبرین جهان ساخته می شود را در برگیرد و از این جهت است که عنوان جشنواره بین المللی فیلم مقاومت در دوره یازدهم به بعد از موضوعیت برخوردار می گردد.




اکنون سوای نظر از کیفیت ضعیف و چیدمان شِلخته پانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت که بسیاری را به یاد دوره های پیش از یازدهم این جشنواره انداخت؛ آنچه که در این مجال قابل طرح می باشد، بررسی ابعاد وجودی سینمای مقاومت است؛ سینمایی که در هر کشور و با هر فرهنگ و تمدنی معنی پیدا نموده و قطعا از طیف مخاطبان گسترده و وسیعی در سراسر جهان برخوردار می باشد.


مقاومت به معنای پایداری و ایستادگی بوده و در معنای عام خود می تواند بیانگر یک نوع سبک و روش زندگی باشد؛ از این جهت مفهوم مقاومت به موضوعاتی نظیر جنگ و دفاع محدود نشده و در تمام عرصه های زندگی و در برابر انواع سلطه گران و تجاوزگران موضوعیت می یابد؛ بنابر این دنبال کردن اقتصاد مقاومتی، مواجهه فرهنگی با محصولات فرهنگی غرب و اموری از این دست، تنها در سبک زندگی مقاومت محور مطرح بوده و از این جهت ضروری است تا مفهوم مقاومت علاوه بر آنکه به عنوان یک روش و یا حداکثر یک راهبرد مورد بررسی قرار می گیرد؛ به مثابه یک فرهنگ و سبک زندگی نیز به مخاطبان جهانی معرفی شود.




بر این اساس در هر جامعه با هر دیدگاه و در هر جای این کره ی خاکی وقتی موضوع منافع ملی و حفظ آرمان ها و ارزش های تمدنی به میان می آید و ... تمامی بخش های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و بالاخص فرهنگی آن جامعه بسیج می شوند تا آرمان ها و دستاوردهای خود را حفظ نموده و از برای جهانیان تبیین و تشریح نماید. آن ها در این راه  با هر ابزاری که در اختیار دارند در برابر دشمنان خود می جنگند؛ خواه این ابزار توپ و تفنگ باشد و یا آنکه هنر و تصویرگری و ... و در این راه از هیچ کاری برای  تبیین و تثبیت دستاورد هایشان مضایقه نمی کنند و این گونه است که جوامع مختلف در طول این مسیر تمام سرمایه های مادی و معنوی خود را مورد استفاده قرار داده و این موضوع برای ایشان از هر موضوع دیگری با اهمیت تر خواهد بود.


اما مع الاسف در ایران اسلامی که به شدت نیازمند به تبیین و تثبیت مقاومت خود در برابر مستکبرین عالم است؛ این امر با سهل و ممتنع های مدیریتی بسیاری همراه بوده و اصولا دغدغه ای در سطوح تاثیر گذار فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور از برای این امر یافت نمی شود.



در شرایطی که متولیان رسمی فرهنگی و سینمایی کشور دغدغه ای برای حمایت از تولیدات سینمایی در حوزه مقاومت حس نمی کنند و شان خود را به حضور موثر و گرفتن عکس های یادگاری و ... محدود ساخته اند؛ متاسفانه مسئولان و متولیان دغدغه مند نیز بجای حل مشکلات و موانع آشکار در مسیر تولید آثار ارزشی و با رویکرد مقاومت؛ به حذف صورت مسئله پرداخته و راه حل ممتاز خود را نادیده گرفتن سینماگر مسلمان ایرانی در تبیین مسیر مقاومت معرفی می نمایند.



متاسفانه همین رویکرد ناثواب است که موجب می شود تا امثال سردار غیب پرور در مقام ریاست شورای سیاست گذاری جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، به صورتی آشکار و حتی با افتخار در مراسم اختتامیه جشنواره اعلان نمایند: من از برگزارکنندگان این جشنواره و برادر خزاعی تقاضا دارم تا برگزاری این جشنواره را از هر دوسالانه به هرسال تبدیل کنند، حتی اگر در بخش داخلی هم تولید نداشته باشیم، بخش بین الملل را سالانه برپا کنیم، چراکه ترویج مقاومت ابزاری دارد که آن هم هنر است.



این همه در حالی است که شکل گیری و بروز فرهنگ و هنر مقاومت و ترسیم مدل و نوع ایستادگی انقلاب اسلامی در برابر نظام سلطه، آن هم به واسطه صنعت-هنر-رسانه ی سینما، موضوعی پر اهمیت است که جشنواره بین المللی مقاومت را متمایز از سایر جشنواره ها نموده و موجب می شود تا این جشنواره گونه ای ویژه در جهت تغییر موازنه فرهنگی هنری مستضعفین جهان محسوب گردد.




به راستی مُشکل کجاست که ما همچنان درگیر تولیدات سینمایی فاخر در حوزه سینمای مقاومت هستیم و پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی، هنوز سینمای ایران شاهد حضور اثری موجه با موضوع شکل گیری و چگونگی پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نمی باشد و اصولا نتوانسته از طریق بهره گیری هوشمندانه از ابزار مهمی چون صنعت-هنر-رسانه ی سینما، ابعاد این واقعه مهم در تاریخ سیاسی کشور را آنچنان که شایسته است، به تصویر کشیده و در اختیار مخاطبان چشم انتظار خود قرار دهد؛ حال آنکه در حوزه ادبیات داستانی و نشر کتاب، بسیار در این حوزه موفق بوده و امروزه داستان های بسیاری آماده از برای فیلمنامه شدن در اختیار سینماگران است.


در طی چهل سال گذشته، جریان مرموز فرهنگی و عموم مدیران و فیلمسازان علاقمند به موج نو و هنر روشنفکرمأبانه، سینمای اجتماعی را در برابر سینمای حماسی و قهرمانی، سینمای دفاع مقدس و سایر گونه های سینما مورد حمایت قرار دادند؛ به نحوی  که امروز سینمای اجتماعی و آن هم از نوع سیاه و تاریک آن، وجه غالب محصولات سینمایی کشور را تشکیل می دهد و از این جهت همه ساله آثار اجتماعی بیشترین سهم را در جشنواره فیلم فجر به خود اختصاص می دهند؛ آثاری که با ادبیات فلاکت به ترسیم جامعه اسلامی ایران پرداخته و بعضا مخاطبان خود را به وادی نا امیدی مطلق از آینده پیش رو می کشاند و این است صورت وضعیت سینمای انقلاب اسلامی در چهل سالگی خود.




به راستی ما چقدر در این سال ها توانسته ایم فیلمساز مقاومت تربیت کنیم؟ فیلمسازانی که متعهدانه و معتقدانه و نه به جهت ارتزاق مادی خود را وقف سینمای مقاومت نمایند؛ سینماگرانی که به صورت متمرکز به سینمای مقاومت و شاخه های مختلف آن بپردازند و خود را وقف این سینمای تاثیرگذار نمایند؟


پس باید توجه داشت که در سال های گذشته فیلمسازانی بودند که به سمت سینمای مقاومت آمدند اما هر کدام بعد از ساخت یک فیلم و ارتزاق مادی ویژه از سازمان های متولی امر، به همان ژانر همیشگی اکثر فیلمسازان ایران یعنی ژانر بی منطق اجتماعی این روزها و سینمای جشنواره پسند غربی روی آورده اند.




البته در این میان سینماگران با انگیزه و متعهدی نیز بودند که وقتی استعداد خود را در عرصه ی سینمای مقاومت به نمایش گذاشتند، به سرعت بایکوت شده و حتی در فضای مدیریت فرهنگی کشور نیز با بی مهری بسیار همراه گردیدند و به این سبب پشیمان از مسیر آمده، تغییر مشی داده و همرنگی با سایرین را برگزیدند و یا آنکه افسرده گردیده و با سکوت خود به درجا زدن پرداختند.


یکی از بهترین آثار سینمای مقاومت در سالیان اخیر بدون شک فیلم ویلایی ها ساخته منیر قیدی است؛ فیلمسازی که پس از سال ها تجربه آموزی و حضور موثر در صنعت سینمای ایران، نخستین فیلم سینمایی خود را تولید نمود و در همین ابتدا، یکی از جمله آثار ماندگار سینمای مقاومت را رقم زد؛ فیلمی که هم به لحاظ محتوا و هم به جهت فُرم سینمایی، اثری قابل دفاع بوده و قطعا در میان تولیدات اخیر سینمای از جایگاهی موجه برخوردار است؛ اما به راستی چرا چنین فیلمسازی بایکوت شده و جریان مقاومت نمی تواند او را به خوبی حمایت و پشتیبانی نماید!؟



جالب آن است که حتی در جشنواره فیلم مقاومت که به واسطه دبیر تهیه کننده آن، عموما جوایز به گونه ای تقسیم می شود که فیلمی بی نصیب جشنواره را ترک نکند؛ متاسفانه حضور ارزشی و بازی های بازیگرانی همچون ثریا قاسمی، به عنوان بانوی پیشکسوت سینمای یران، که به شایستگی اسباب باورپذیری فیلم سینمایی ویلایی ها را فراهم ساخت و یا حضور  جواد عزتی که نقش پذیری قابل قبولی در دو فیلم سینمایی این دوره از جشنواره، یعنی فیلم ماجرای نیمروز ۱  و تنگه ابو قریب را داشتند و ... به سادگی نادیده گرفته شد و در نهایت جایزه به رئیس انجمن بازیگران خانه سینما، یعنی جناب علی دهکردی برای ایفای نقش پسر عموی شارلاتان! در فیلم دریاچه ماهی رسید.




این گونه است که امروزه در عرصه ی سینمای مقاومت جاهای خالی بسیاری وجود دارد؛ موضوعات زیادی که همچنان مغفول مانده و هنوزه کار جدی و گسترده ای از برای بیان آن صورت نپذیرفته است که در این میان موضوع جنگ نرم که سالیان زیادی است نظام جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه بوده و این مواجهه بالاخص از مقطع فتنه ۱۳۸۸ هجری شمسی، سیر سعودی فوق العاده ای پیدا نموده است و ... موضوع محوری تولیدات سینمایی قابل شمارشی نشده است و تنها آثار و تولیدات بسیار محدود و معدودی را می توان پیدا نمود که به این طیف از موضوعات پرداخته است.


شاید یکی از سوالات اصلی و اساسی مخاطبان جشنواره فیلم مقاومت، از هنرمندان امروز ایران زمین و بالاخص متولیان فرهنگ و هنر کشور این باشد که به راستی چرا جوانب مختلف فتنه ی ۱۳۸۸، مورد نگاه داشت تاریخی قرار نگرفت و چرا حماسه ۹ دی با زبان هنر و بالاخص فیلم و سریال، به عنوان میراث فرهنگی ملت ایران ثبت و ضبط نگردیده است.




صد البته موضوع ویژه و بسیار مهم شهدای هسته ای سال های اخیر و بالاخص روایت سینمایی از اقدام مدافعان حرم و ... موضوعاتی جا افتاده و خالی در آثار سینمایی کشور است و این در حالی است که بالاخص در طی سال های اخیر به تعداد انگشتان یک دست هم تولید سینمایی موجهی را از آن خود نساخته و به جز چند اثر محدود و البته بایکوت شده در جو سینمایی کشور؛ فیلم دیگری حتی به صورت ضمنی نیز به این طیف از موضوعات اشاره ندارد.


به راستی در شرایطی که این حجم گسترده از موضوعات و سوژه های جذاب و ناب بر بستر سینمای مقاومت وجود دارد، اما چرا هیچ فیلمسازی به سمت ساخت این نوع آثار نمی آید؟



قطعا بخشی از آن به سیاست های غلط مربوطه در تبیین سیاست های راهبردی نظام جمهوری اسلامی برمی گردد؛ اما بخش عمده آن به سطح دغدغه متولیان سینمایی کشور و جو مسموم سینمای جشنواره ای پسند در کشور برمی گردد که بر بستر آن عموم سینماگران به دنبال جذب رضایت جشنواره های بین المللی هستند تا به این واسطه توانایی و استعاد خویش را معرفی نموده و بودجه مناسب از برای تولیدات بعدی خود را تامین سازند.



پس توجه به این مهم از اهمیتی دو چندان برخوردار است که قطعا صنعت-هنر-رسانه ی سینما به عنوان یکی از ابزارهای مهم و استراتژیک جهانی برای تحقق اهداف خُرد و کلان جوامع است و این در حالی است که در کشور ما متاسفانه این آرمان ها در آثار سینمایی، علیرغم اینکه روزبه روز بر تعدادشان افزوده می شود، اما از نظر محتوایی کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اگر نگاهی به آثار چند سال اخیر اندازیم، قطعا متوجه خواهیم شد که عموم این آثار به جای اینکه به سمت محتوای سازنده بروند بیشتر سعی در ترسیم موهومات منورالفکرانه و بعضا ضد مقاومت داشته و حتی در آثاری که به اسم سینمای مقاومت و تحت این عنوان ساخته می شود نیز در برخی از مواقع با ادبیاتی خاص، مفهوم سازش و تسلیم را به عمق جان مخاطبان خویش حقنه می سازند.



جالب آن که کم کاری صورت گرفته و خلط میان مفاهیم و بالاخص تبیین نادرست مفهوم مقاومت، حتی سبب می شود تا کارگردان شناخته شده ای همچون ابراهیم حاتمی کیا نیز دچار سردرگمی شده و در افتتاحیه ی جشنواره مقاومت جایزه خود را به بهرام بیضایی تقدیم و او را مستحق این جایزه بداند؛ بهرام بیضایی که با فیلم باشو غریبه کوچک در عرصه سینمای جنگ فعالیت کرده بود.



در واقع یکی از سوالات ابتدایی و پیش پا افتاده این است که آیا هر کاری که در مورد جنگ ساخته می شود به عنوان سینمای مقاومت محسوب می شود؟ سوالی که جواب آن بسیار روشن است؛ چون مجموعه ی ویژه ای از این گونه آثار صرفا از ژانر جنگی (War film) برخوردار بوده و اساسا از مفاهیم مقاومت تهی و در برخی موارد حتی ضد مقاومت و استکبار ستیزی هستند و با ادبیات ویژه خود، سعی در نفی مقاومت نیز دارند.




البته باید توجه داشت که سینمای مقاومت شامل گونه های سینمایی مختلفی بوده و قطعا محدود به یک ژانر خاص و تصویر سازی های کلیشه ای جنگی نمی باشد؛ از این جهت سینمای مقاومت علاوه بر حوزه دفاع مقدس و ترسیم مواجهه امنیتی نظامی با انقلاب اسلامی و ...، تمامی آثاری که به ترسیم اشکال و گونه های مختلف مقاومت و مبارزه مستضعفین جهان اشاره داشته را در بر گرفته و می بایست تنش ها و مواجهه های نرم و سخت و نیمه سخت تمامی ملت های مظلوم در برابر مستکبرین عالم را پوشش دهد.


یادمان باشد که جشنواره بین المللی مقاومت در بستر خود حجم گسترده ای از موقعیت ها و فرصت ها را در حمایت از جبهه بین المللی مقاومت فراهم خواهد آورد که از شاخص ترین و مهمترین این فرصت ها می توان به موضوع شکستن انحصار رسانه ای غرب در تصویر پردازی از چهره بین المللی مقاومت و القای آن به اذهان عمومی جهان اشاره نمود؛ موضوعی که موجب می شود تا جشنواره بین المللی مقاومت، با ایجاد فضای مطلوب هنری و عرضه ی آزاد محصولات و تولیدات جبهه ی اصیل مقاومت، بتواند در سطحی گسترده به فرهنگ سازی و تبیین چهره حقیقی مقاومت در منظر اذهان عمومی مبادرت ورزیده و مقاومت ناب جبهه ی مستضعفین را به نمایش بگذارد.




مستضعفین جهان همواره در حال مبارزه و مقاومت در برابر تهاجم مستکبرین بوده و هستند؛ تهاجماتی که در موقعیت های مختلف زمانی و در شرایط مکانی متفاوت بوده و گستره ای ویژه از صورت های نظامی سخت و نیمه سخت و بالاخص جنگ نرم را در خود جای می دهد و ترسیم رسانه ای و هنری این همه مربوط به سینمای مهم و تاثیرگزار مقاومت می باشد؛ سینمایی که متاسفانه همچنان سردرگم میان فُرم و محتوی است و عمق این سرگشتگی آنجا هویدا می شود که جایزه بهترین فیلم پانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت به تنگه ابوقریب اهدا می شود و کارگردان این اثر نیز جایزه بهترین کارگردانی را در این رویداد مهم سینمایی در حوزه مقاومت از آن خود می سازد.


جدای تمامی توفیقات فَنی تنگه ابوقُریب و وجاهت ساختاری این اثر از جهت فُرم سینمایی، می بایست بر لُکنت ویژه و نارسایی شدید محتوایی این اثر سینمایی اعتراف کرد و توجه داشت که این اثر سینمایی، با وجود تمام برجستگی های قابل تقدیر فراوان خود، از لحاظ محتوای سینمایی دچار خِلل و نارسایی بسیاری می باشد و بعضا آنقدر از محتوی تُهی است و یا تُهی شده است که تنها با دیالوگ طنز خود، می تواند نَنه ی صدام را عامل جنگ معرفی سازد و بَس!



پس باید توجه داشت که روایت های سینمایی ارائه شده در ژانر استراتژیک دفاع مقدس چند سالی است که این ژانر را به وادی خطرناک و کیان‌براندازی انداخته و به مسیر نوعی وهم انگاری کشانده است و نوع مدیریت عقیم‌ساز هنری و تجلیل وارونه از مرزداران هویت و فرهنگ کشور و... نوید چشم اندازی فراتر از آنچه که بر پرده ی نقره ای سینمای کشور عیان است، حداقل برای سال های حاکمیت جریان بنفش در عرصه ی سینمایی کشور، نمی دهد. در این شرایط است که مجموع نگاه های دغدغه مند متوجه اقدام شایسته نهادهای پاسدار انقلاب اسلامی است؛ نهادهایی که در قالب سازمان های فرهنگی و هنری خود بایستی بتوانند به خوبی ارزش های دفاع مقدس را تبیین و به مخاطب مسلمان در سراسر جهان و بالاخص در ایران اسلامی عرضه دارد.




سوای نظر از بررسی ابعاد تولیدات سینمایی در حوزه سینمای مقاومت؛ باید به این مهم نیز توجه داشت که قطعا فهرست قابل قبولی از سینماگران و فیلمسازان اصیل در دسترس است که خود را وقف جریان مقاومت کردند؛ اما هیچ وقت از ایشان آنچنان که شایسته است، حمایت نشده و حتی تجلیل های ظاهری از ایشان نیز به دوران پس از حیاتشان موکول می شود و این بزرگترین ضعف جریان فرهنگی مقاومت است؛ پس باید توجه داشت جریانی که تجلیل های خود را محدود به سینماگران داخلی و آن همه از نوع اموات ایشان می نماید، قطعا مسیر روشنی را نپیموده و آرمان بخش نخواهد بود.


در مجموع باید امیدوار بود به آینده و تدبیر مناسب نمود تا روز به روز شاهد دستاوردهای بیشتری در حوزه سینمای مقاومت باشیم؛ آثاری و تولیداتی که بتواند در ابعاد داخلی و جهانی از مخاطبان گسترده ای برخوردار شده و معرف صنعت سینمای ایران به جهانیان باشد؛ آثاری که با روایت های اصیل و ناب خود به ترسیم جلوه های مختلف مفهوم مقاومت از برای مخاطبان سینما پرداخته و حضور جشنواره بین المللی فیلم مقاومت را مفهوم و معنی بخشد. انشالله.



برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.