یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۶

گزارشی از پشت صحنه فیلم نرگس آبیار/

جایی کنار «شیار 143» در روستای موغویه

نمایی از پشت صحنه فیلم سینمایی «شیار143» به کارگردانی نرگس آبیار

سینماپرس-گروه سینما/فیلم سینمایی «شیار 143» کاری به کارگردانی نرگس آبیار و تهیه کنندگی ابوذر پور محمدی ومحمدحسین قاسمی است که یک روز را با عوامل این فیلم در روستای موغویه گذراندیم گزارشی که می خوانید یک روز با عوامل این فیلم است.

سینماپرس، بوی نان تازه در فضا پیچیده بود، بویی که حال و هوای مطبخ را کامل می کرد. محیط خانه و مطبخ آدم را به به سالها پیش می برد، الفت(مادر خانه) روی ساج نان می پخت و زیر لب اشعاری را زمزمه می کرد، ناگهان صدایی بلند شد: کات، خوب بود.

 

با شنیدن این صدا حدود ۵۰ نفر که پشت دوربین، پشت صحنه و مطبخ و در کوچه و ساختمان مخفی شده بودند از یکطرف صحنه به طرف دیگر کوچ کردند و هرکدام به سراغ کاری رفتند:

 

چند نفر مشغول تغییرات لازم در قسمتی شدند که در قاب بعدی قرار می گرفت. برای صحنه بعد شیشه ها بخار گرفت، کرسی در میانه اتاق جا خوش کرد و بازیگران ژاکت پشمی پوشیدند و.... زمستان شد. یکنفر با پاشیدن رنگ به شیوه مخصوصی گردکهنگی به مطبخ می پاشید.

 

لباس های بازیگران مناسب صحنه بعد مرتب می شد و مدیر فیلمبرداری با نورسنج خود وضعیت نوری محیط را چک می کرد و از دستیاران خود می خواست تا تغییرات لازم را ایجاد کنند، چند نفر از آنها با تلاش زیاد پرده ای بزرگ بر روی کل حیاط می کشیدند.

 

گذشت سالها توسط عده ای دیگر بر چهره بازیگران نقش می بست. همه این کارها زیر نظر کارگردان صورت می گرفت، در این فرصت عده ای از گروه پذیرایی می کردند.

 

گاه این کارها به طول می انجامید وسختی ها ی زیادی به همراه داشت. اما وقتی دوباره ضبط شروع می شد ناگهان کل این جمعیت از جنب و جوش می افتاد ند و بجز بازیگران که در صحنه بازی داشتند، صدایی از کسی بلند نمی شد، سکوت توسط افراد دیگری برقرار می شد و با هر حرکت بازیگردر صحنه فیلمبردار که دوربین را روی شانه داشت بدنبالش حرکت می کرد، در حالیکه چند نفر اورا همراهی می کردند، صدابردار ه به هراه دستیارش را میکرفن خود را در جای مناسب همراه آنها حرکت می داد.

 

تام این تلاش ها که گاهی چند ساعت طول می کشید تنها برای ضبط یک نمای چند ثانیه ای از فیلم بود. اعمالی که گاهی بارهاوبارهاتکرار می شد و شماره برداشتها به بیش از ۱۰ بار می رسید.

 

اینها چیز هایی بود که هرکس مدتی در محل فیلمبرداری فیلم «شیار ۱۴۳» در روستای موغویه توقف می کرد می توانست ببیند. با هم پای صحبت چند تن از افراد این گروه می نشنیم:

 

آقای قاسمی به عنوان تهیه کننده این فیلم چه ویژگی هایی در کار خانم آبیار وجود داشت که شما را به تهیه کنندگی کار ایشان علاقه مند می کرد؟

 

اول از همه باید گفت ویژگی اصلی در موضوع کار وجود داشت و در فیلمنامه ای که خانم آبیار ارائه کرده بودند.

 

چند سال بود که دغدغه چنین کاری را داشتیم و به اتفاق خانم آبیار مستند هایی درباره زنانی که به ظاهر در حاشیه دفاع مقدس بودند اما  نقش به سزایی در این واقعه بزرگ تاریخ ایران داشتند، ساخته بودیم. زنانی که نقش آنها اگر بیشتر از سرداران بر روی خاکریز جبهه ها نبوده قطعا کمتر هم نبوده، مثلا چند تا از این مستند ها در مورد مادران شهدا جاوید الاثر بود.

 

مثلا مادری بود که اف اف را نشان می داد و می گفت من ۲۰ سال پای این در بازکن خوابیدم و هربار زنگ در بصدا در می آمد. موهای بدنم سیخ می شد که شاید فرزندم باشد.

 

این انتظار سخت را که در آنها میدیدیم تحت تاثیر قرار می گرفتیم انتظاری که در آنها یک تعالی معنوی هم بوجود آورده بود.

 

کار اقتباسی است درست است؟

 

بله، فیلمنامه خانم آبیار هم که براساس یکی از رمان های خودشان «اختر وروزهای تلواسه» یا همان «چشم سوم» نوشته شده در واقع همان دغدقه مشترک ما یعنی نقش زنان در دفاع مقدس بود.

 

از سوی دیگر هشت سال بود که با ایشان در حوزه مستند کار کرده بودیم وهمینطور تهیه کنندگی فیلم سینمایی قبلی ایشان را هم داشتیم در هر دو بخش مستند و داستانی توفیقات چشمگیری داشتند و جوایز متعددی در جشنواره های داخلی و خارجی دریافت کرده بودند.مجموعه این مسائل نشان میداد که ایشان هم توانایی لازم را دارند و هم به لحاظ سبک و مضمون به ذهنیت ما نزدیک بود.

 

اینها همه دست به دست هم داد تا برای این کار مهیا شویم.  نگارش خود این رمان حدود دو سال طول کشید و بعد اقتباس اولیه حدود ۶ ماه و بعد به مرور تا یکسال به طول انجامید.

 

این کار با توجه به داستان و مکان های فیلمبرداری ممکن است برای تهیه کننده خصوصی چالش بر انگیز باشد، بخصوص در مقایسه با داستانهایی که در یک مکان خاص و محدود(آپارتمانی) اتفاق می افتد این موضوع شما را نگران نمی کرد؟

 

 ببینید وقتی ما یک محتوی و یک فیلمنامه و کارگردان را انتخاب می کنیم، باید براساس آن پیش برویم و نباید پیشنهادات تولیدی خود را به کار تزریق کنیم. چون این کارها کار حس است، خود شما می دانید باید تمام هزینه ها مهیا شود تا این حس دربیاید و محتوی درست به تصویر کشیده شود.

 

خانم آبیار ابتدا نظرشان این بود که در یک بافت کویری این کار انجام شود. چندتا گزینه مطرح بود و مکان هایی دیده شد اما بهترین گزینه ای که ما به آن رسیدیم منطقه رفسنجان و سر چشمه بود. با رایزنی هایی که با دوستان شد موقعیت اینجا را مناسب تر دیدیم، مثلا اگر می خواستیم این کار را در یزد انجام دهیم برای معدن آنجا دچار مشکلاتی می شدیم.

 

ما از ابتدا می دانستیم که داریم کار سختی را انجام می دهیم اما چنین کارهایی به هر حال تفاوت هایی با کارهای تجاری دارند. این فیلمنامه حتی اگر در تهران هم ساخته می شد فیلمنامه سختی بود. چون یک پروسه سی ساله را روایت می کند. اما به تصویر کشیدن درست این کار برای ما مهم بود و سختی های آن را پذیرفتیم و راضی هستیم. گرچه باید اضافه کنم علی الخصوص در بخش خصوصی تولید چنین آثاری سخت تر خواهد بود و بخش دولتی هم که.....

 

نمایی از پشت صحنه فیلم سینمایی «شیار143» به کارگردانی نرگس آبیار

انتخاب تیم تولید به چه صورت انجام پذیرفت؟

 

ببینید یک کار خوب را در وهله اول یک فیلم نامه خوب می سازد، اما چیزی که باید حق مطلب را ادا کند تیم تولید است، فقط حرفه ای بودن کافی نیست، اینکه این عوامل نسبت درستی با کار داشته باشنند خیلی مهم است.ما به اتفاق مجری طرح و مدیر تولید گزینه هایی را مطرح کردیم و در نهایت کارگردان بر اساس کار خودش انتخاب ها را انجام داد.

 

چیزی جا مانده ای هست که بخواهید ذکر کنید؟

 

این کار در واقع دغدغه ماست، سینمای دفاع مقدس کمتر به نقش زنان پرداخته است کارهایی شده اما به نظر من کافی نیست. ما در این پروژه این افتخار را داریم که به وسع خودمان این بار را به دوش بکشیم. از من پرسیده شد که در این کار هم مثل کار قبلی به جشنواره ها امیدوارید؟ من گفتم بیشتر ادای دین برای ما مهم است، اگر درست انجام شود، آن نتایج را هم به دنبال خود می آورد و البته اگر نیاورد هم مهم نیست. «شیار ۱۴۳» این هدف را برای خود تعریف کرده است.

 

در ادامه به سراغ نرگس آبیار می رویم که کارگردانی کار را بر عهده دارد وی در پاسخ به اولین سوال در مورد اینکه دنیای بشدت شخصی و آرام نویسندگی را در مقایسه با سینما چگونه می بیند گفت؟

 

نکته درستی است بله در نویسندگی فضا یک فضای شخصی است و کل فضای داستان را نویسنده خلق می کند. ولی در فیلم یک فضای گروهی حاکم است و کل گروه فیلم را شکل می دهند. من معتقدم که ادبیات عمق زیادی دارد و غنای ادبیات قابل مقایسه با فیلم نیست کارکرد ادبیات از این نظر بیشتر است چون مخاطب همه چیز را در ذهن خود می سازد و تخیل او به کار می افتد. اما در سینما همه چیز به مخاطب داده می شود و تنها تفسیر از موضوعات باقی می ماند. اما زبان سینما زبان جهانی تری است و همچنین فراگیر تر است. منهم برای اینکه بتوانم مخاطب بیشتری داشته باشم فیلم را انتخاب کردم تا بتوانم فراگیر تر و عام تر صحبت کنم.

 

نمایی از پشت صحنه فیلم سینمایی «شیار143» به کارگردانی نرگس آبیار

کسیکه می خواهد از فضای ادبیات وارد فضای سینما شود چه مشکلاتی دارد؟

 

با توجه به اینکه فضای ادبیات امروز جهان فضای تصویری تری است کمی ایندو به هم نزدیک شده اند، حتی سعی می کنند از توضیح فرار کنند. اما به هر حال وقتی یک نویسنده داستانی را می نویسد یک قلم و یک کاغذ دارد و در خلوتی مشغول نوشتن است. در صورتی که در فیلم ممکن است با هزار جور مشکلات و شرایط خاص روبرو شود. اما خب خیلی بیرونی تر از داستان است.

«شیار ۱۴۳» اقتباسی از رمان «چشم سوم» یا «اختر و روزهای تلواسه» است، معمولا در فرآیند اقتباس سینمایی تغییراتی پیش می آید و محل بحث و اختلاف نظر بین نویسنده و کارگردان است با توجه به اینکه در این مورد هردو جایگاه متعلق به خود شماست توضیح بفرمائید.

 

«اختر و روزهای تلواسه» هم برداشتی از همان چشم سوم است. اما تغییراتی که در فیلمنامه انجام شده خیلی زیاد است به این صورت که باید بگویم اقتباس انجام نشده است. در واقع با نگاهی به آن رمان این فیلمنامه نوشته شده است.

 

در رمان ما شخصیت های متعددی داریم به اضافه یک شخصیت اصلی که زن بوده است و آن را وارد این فیلمنامه کردم.

 

من فکر می کنم اقتباس باید به فضای فکری نویستده بسیار نزدیک باشد، چون نویسنده مدتها با اثر زندگی کرده و به نوعی خالق اصلی اثر است. به این خاطر من فکر میکنم کسی که اقتباس می کند باید حتما به اثر وفادار باشد اما گاهی یکنفر می گوید من نگاهی به این اثر داشته ام که این فرق می کند.

 

مریلا زارعی در پشت صحنه فیلم سینمایی «شیار143» به کارگردانی نرگس آبیار

بعضی از منتقدین می گویند اگر قرار باشد یک اثر سینمایی کاملا وفادار به اثر ادبی باشد، بهتر است که آن اثر در همان مدیوم ادبیات ارائه شود و چه لزومی به اقتباس وجود دارد. شما نظرتان چیست؟

 

بستگی دارد چه کسی این کار را می کند. بعضی وقتها با تغییراتی که در هنگام اقتباس در یک اثر بوجود می آید لطماتی به کار وارد می شود. به نحوی که تا مدتها ممکن است دیگر کسی به سراغ آن اثر نرود.

 

به همین خاطر در خیلی از موارد نویسنده حق دارد که ناراحت شود. ولی گاهی کار بهتر می شود، مثلا فیلم دیوانه از قفس پرید که براساس رمان ساخته شده بود و خیلی بهتر از رمان شد. البته کم اتفاق می افتد.

 

در پایان اگر نکته ای دارید بفرمائید؟

 

همانطور که گفتم ادبیات خیلی فضای پویایی دارد و مخاطب را به تخیل و تفکر وامی دارد. در سینما ما اکثر اطلاعات و مختصات جغرافیایی را به مخاطب می دهیم یا حداکثر زمان دادن اطلاعات را تغییر می دهیم و دیر و زود می کنیم.

اما با توجه به اینکه بسیاری از مخاطبین شاید تنبل شده باشند، کمتر به سراغ ادبیات می روند و سینما رسانه فراگیر تری است. من هم به سمت سینما آمدم.

 

پیمان شادمانفر، مدیر فیلمبرداری تازه از کار فراغت پیدا کرده به سراغ وی می رویم تا در ادامه با وی نیز گفت و گویی داشته باشیم.

 

لطفا در مورد سبک فیلمبرداری و نور پردازی در این فیلم توضیح بفرمائید؟

 

وقتی فیلمنامه را برای اولین بار خواندم با توجه به ژانر و پرداخت فیلم بیشتر فضاها را با قاب های استاتیک و لنز های باز و ریتم کند می دیدم ولی بعد از جلسه ای که با کارگردان داشتم متوجه شدم نظر ایشان متفاوت است و من می بایست تصویر ذهنی خودم را به کارگردان نزدیک می کردم. در نهایت قرار شد که کار را به شیوه دوربین روی دست فیلمبرداری کنیم.

 

در نور پردازی هم با توجه به فضای فیلمنامه و موقعیت لوکیشن ها تصمیم گرفتم کاملا نورپردازی را بر اساس واقعیت انجام دهم. یعنی نورها رئال باشد تا فضای فیلم به همان سادگی روستا به تصویر کشیده شود.

 

فیلم در سه زمان مختلف روایت می شود، من هم سعی کردم با تغییرات رد طراحی نور و رنگ این سه زمان را متفاوت از هم نمایش دهم.

 

صحنه های شب به دو قسمت تقسیم می شود یکی صحنه های مربوط به سال های ۴۰-۵۰ که در آن برق وجود ندارد و منابع نوری فانوس و چراغ های نفتی می باشد و بخش بعدی که در روستا برق وجود دارد.

 

همچنین سعی کردم از بافت و معماری خاص منطقه برای طراحی فضا و قاب بندی ها در راستای فیلم کمک بگیرم.

 

در آخر باید بگویم طبیعت خاص که با صفا و صمیمیت مردم بومی منطقه عجین شده است حال و هوای منحصر به فردی به فضای فیلم و گروه پشت صحنه داده است.

فیلم طراحی لباس مخصوص به خود را دارد که حدود ۴۰ سال قبل را روایت می کند کامیاب امین عشایری طراح صحنه و لباس در مورد اینکه چطور به شکل لباس ها و رنگ غالب و طراحی محیط رسیده با توجه به داستان که در منطقه خاص و بکری اتفاق می افتد می گوید:

 

همانطور که اشاره کردید اینجا واقعا منطقه خاصی است و شانسی که ما آوردیم اینکه هنوز انگار در این روستایی که ما کار می کنیم سیستم زندگی تغییر نکرده است و در روستاها هنوز آثار زندگی دهه های ۴۰-۶۰ را می بینیم. به همین خاطرکارها خیلی پیچیده نبود. طبعا اگر می خواستیم این کار را در اطراف تهران انجام دهیم کارمان به این سادگی نبود.

 

اما به هر حال دیدن محل ها، جمع آوری اشیاء و لوازم در پیش تولید کوتاه ولی مفیدمان انجام شد و از خانه ای شروع کردیم که قرار بود خانه الفت باشد و ساخت و ساز زیادی داشت.

 

خیلی سعی کردیم وارد فرم های  دهه های ۴۰و ۵۰و۶۰ شویم چون قصه در هر سه زمان دیده می شود. خب این کار سختی هایی دارد و مستلزم تغییراتی است. البته فکر می کنم این تیپ خانه ها تغییرات اساسی نمی کنند. اما تغییرات جزئی اعمال کردیم و فکر می کنم که محیط از کار در آمده باشد، امیدوارم که نتیجه اش را ببینیم.

 

اتفاقا یکروز در صحنه چند نفر محلی که برای تماشا آمده بودند فکر می کردند که این مطبخ از قدیم در این خانه وجود داشته است، بعدا ما توضیح دادیم که این بنا توسط اکیپ صحنه ساخته شده است.

 

خب ما کاری که کردیم این بود که خیلی از اقلیم دور و ورمان استفاده کردیم و از جغرافیا بهره بردیم، بسیاری از وسایل را از همسایه ها گرفتیم. باز یاد آور می شوم که اگر این کار در جایی غیر از اینجا انجام می شد شاید  به این سندیت نمی رسید. خیلی از رنگها را از فضای اطراف خودم گرفتم، تقریبا ۸۰درصد از روستایی که ما در آن کار می کنیم به همان شکل سابق به زندگی خود ادامه می دهد و خب ماهم دکور خود را با هما ن حال و هواو رنگها ساختیم. فعلا بنده شخصا راضی ام و امیدوارم که از این به بعد هم این اتفاق بیافتد. چون فعلا ما فقط یک لوکیشن را ساختیم.

 

من دیدم شما گاهی لباس ها را رنگ می کردید. میشود توضیح دهید؟

 

فکر می کنم مشکل ما در خیلی از آثار سینما و تلویزیون این است که انگار لباس ها خیلی نو هستند و مشخص است که برای این کار تهیه شده اند. من بیشتر لباس ها را رنگ می کردم تا شکل کهنگی و استفاده شده، به آنها بدهم.

 

در مورد معماری چطور، اینجا شکل خاصی دارد نه مثل معماری کویری سقف های بلندو طاق و قوس می بینیم و نه مثل شمال سقف های شیب دار و ساختمان های چوبی، آیا مطالعاتی در این زمینه کردید؟

 

من در سفر اول که به اینجا آمدم واقعا تعجب کردم، قبلا در منطقه کرمان و بم کار کرده بودم و انتظاری که از اینجا داشتم کویر و کاهگل بود. اما وقتی به سرچشمه آمدیم و این بخش از کرمان، یاد غرب کشور و حتی و حتی کردستان افتادم با آن معماری طبقاتی اش یا حتی بخش هایی از شمال، اینجا اصولا بیشتر بناها سنگ چین هستند و خیلی ترکیبی است، منطقه تقریبا کوهستانی است و ترکیبی از کاهگل و سنگ چین و گاهی سقف چوبی یا گنبدی. معماری بسیار زیبا یی دارد و چشم انداز مناسبی به من داد.

 

مطلب پایانی؟

 

فقط اینکه تیم خیلی خوبی داریم و همه کمک می کنند تا کار خوبی شکل بگیرد، اگر به همین شکل پیش برود مطمئنا یکی از فیلم های خوب امسال را تولید خواهیم کرد.

 

لازم به یادآوری است این فیلم به نقش زنان در دفاع مقدس می پردازد و عوامل آن عبارتند از:

تهیه کنندگان: ابوذر پور محمدی، محمدحسین قاسمی
کارگردان و نویسینده: نرگس آبیار
مجری طرح: بهزاد هاشمی
مدیر تولید: محمد یمینی
مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمان فر
طراح گریم: سودابه خسروی
طراح صحنه و لباس: کامیاب امین عشایری
مدیر صدابرداری: کامران کیان ارثی
دستیار اول و برنامه ریز: روزبه سجادی حسینی
مدیر تدارکات: مهرداد زحمتکش
دستیار تولید: علی رمضانی
طراح جلوه های بصری و تیتراژ: فرید ناظر فصیحی
منشی صحنه: ماریا میرنژاد
عکاس: حمید جانی پور
گروه کارگردانی: امین خنکال، سید مجید رحیمی،الهه قربانی، علیرضا هاشمی
گروه صحنه و لباس: وهاب یحیی زاده، فرامرز کرامتی، ندا سلیمی، معصومه عباسی
گروه فیلمبرداری: آرش رمضانی، عاتف امیری، ادیب صبحانی، مصطفی صادقی، بهروز سیفی، پارسا مجد
گروه گریم: محمدعلی ضرابی، غزال علویان، ساناز مقدم
گروه صدابرداری: فرید نعمتی
گروه تدارکات: مرتضی کریمی، علی مرادی تمدن، رضا کرد، علی عربگلو، محمد عزیزی
بازیگران: مریلا زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی، حسام بیگدلو،جواد عزتی، یداله شادمانی، زهرا مرادی، حمیده صادقی
تدوین: پیمان خاکسار
صداگذار: آرش قاسمی
امور مالی:مهدی اسکندری

---------------------------------------

 

گزارش و گفت و گو از سید مجید رحیمی

 

انتهای پیام/ن.ف