چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۷

به کجا چنین شتابان (۸)

مدیریت مدبرانه و گُل و بُلبُل جلوه دادن فضای ولنگاری فرهنگی

به کجا چنین شتابان 8

سینماپرس: نقش کلی فرهنگ و هنر و بالاخص صنعت سینمای ایران در گسترش مفاسد و آسیب های اجتماعی، نقشی مغفول مانده است. در دهه های اخیر صدها فیلم اجتماعی با ادعای انعکاس واقعیات جامعه و مشکلات مردم ساخته شده و این همه در حالی است که به سختی می توان فیلمی را یافت که بر مشکلات قشری که آنها را سوژه کرده است، اثر مثبتی داشته باشد.

محمدعلی سلیمانی / نقش کلی فرهنگ و هنر و بالاخص صنعت سینمای ایران در گسترش مفاسد و آسیب های اجتماعی، نقشی مغفول مانده است. در دهه های اخیر صدها فیلم اجتماعی با ادعای انعکاس واقعیات جامعه و مشکلات مردم ساخته شده و این همه در حالی است که به سختی می توان فیلمی را یافت که بر مشکلات قشری که آنها را سوژه کرده است، اثر مثبتی داشته باشد.



عدم اثرگذاری عمده آثار اجتماعی دهه های گذشته بر وضعیت فقر و نابسامانی های اجتماعی نشان می دهد که آثار فوق برای اصلاح وضعیت جامعه ساخته نشده اند، چرا که اگر چنین بود، نیت خالص فیلمسازان سبب ایجاد اندک بهبود و ارتقائی در زندگی طبقات فرودست جامعه می شد و مسیر تحول به سمت رُشد و توسعه را برای ایشان مُجسم می نمود. اما اکنون که چنین بهبود و اصلاحی در حوزه های گوناگون در سال ها و دهه های گذشته اتفاق نیفتاده، می توان نتیجه گرفت اغلب فیلمسازان به اصطلاح اجتماعی ساز، نه برای اجتماع، بلکه در خوش بینانه ترین حالت ممکن، از برای دل خویش و یا به قصد دریافت جوایز بین المللی و یا تصرف گیشه و ... فیلم ساخته و در موارد متعددی نیز حدیث نفس و جریان پیرامون زندگی خود خود را مطرح کرده  و بر پرده ی نقره ای سینما به تصویر کشیده اند.



البته طرح این مطلب به این معنی نیست که هر فیلمی الّا و لابد باید گره ای از گره های جامعه را باز کند، بلکه منظور این است که فیلم های شخصی ساز برخلاف ادعای سازندگان آنها برای اصلاح جامعه ساخته نشده اند و حتی سازندگان این قبیل آثار نیز عموماً ادعای فیلم سازی برای اصلاح جامعه را نیز نداشته و اکثریت ایشان صرفاً وظیفه ی فرهنگی و نقش سینمایی خود را نمایش واقعیات می دانند! واقعیاتی که از دید آنها در خیانت، تجاوز، فحشاء، روابط نامتعارف، دروغ، ناامیدی، فلاکت و ... خلاصه می شود.



این گونه است که در فضای عمومی، با حذف بسیاری از فیلم های به اصلاح اجتماعی، هیچ اتفاقی در جامعه نخواهد افتاد، چرا که اساساً سینمای فعلی جمهوری اسلامی اگر خود مانع بزرگی بر سر روند پیشرفت و توسعه کشور نباشد، قطعاً از کمک کنندگان به این مسیر نیست. جریان سینمایی معتقد به نقد اجتماعی و نمایش فلاکت و سیاهی های اغراق آمیز، یکی از عواملی جدی و اصلی سرخوردگی جوانان، معضلات عجیب و غریب فرهنگی و اقتصادی امروز جامعه است.



اما در این شرایط آشفته ی فرهنگی که به وضوح ولنگاری فرهنگی در فضای حال حاضر را هویدا می سازد؛ یکی دیگر از وجوه اشتراک برخی مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی، گُل و بُلبُل جلوه دادن فضای فرهنگی و شرایط کُلی صنعت سینمای کشور می باشد؛ البته باید توجه داشت که در اینجا منظور مدیرانی نیست که عامدانه از هنرمندان غیرمتعهد رشته های گوناگون حمایت کرده و با موجه جلوه دادن تولیدات فرهنگی و هنری به نوعی افکار عمومی را فریب داده اند و ...؛ بلکه منظور مدیرانی هستند که با وجود دلسوزی و داشتن داعیه های اخلاقی و اسلامی و علم به ناسالم بودن برخی اقلام فرهنگی و ...، همچنان به هنگام گزارش دهی و مواجهه با رسانه ها و افکار عمومی، بر اساس مصلحت اندیشی هایی نابجا اقدام به آمارسازی نموده و کلاغ سیاه و شوم محصولات فرهنگی را به جای قناری زیبا و خوش آواز فرهنگ و هنر ایرانی-اسلامی قالب کرده و به دفاع از چیزی بپردازند که اساساس خود آن را نمی پسندیدند.



در این باره کافی است دو اظهارنظر متفاوت و متناقض از معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان امور سینمایی وزارت ارشاد را تنها با فاصله هفت ماه از یکدیگر مرور نماییم، دو اظهار نظر متفاوت که در یکی به صراحت اعلام می شود وضعیت سینمای ما مطلوب نیست و فیلمی که دغدغه‌های کلان کشور را نشان دهد وجود ندارد و ... و در دیگری با تغییر ۱۸۰ درجه ای، حال سینمای کشور بسیار مناسب معرفی و اعلام می شود که سینمای ما در جهان درخشیده، ما فیلم های بسیار بسیار تاثیرگذاری در همین حوزه های دینی داشتیم، در حوزه های مقاومت و دفاع مقدس داشتیم و ...



ابراهیم داروغه زاده در گفتگو با ایسنا:

«به نظرم وضعیت الان سینما مطلوب نیست. فیلم‌های ما به تدریج هم از جنبه هنری و هم از جنبه محتوا و پیامی که باید داشته باشند و نیز از جنبه سینما بودن و جذب مخاطب دچار مشکل شده‌اند. در واقع سینمای ما به سمتی میل می‌کند که در آن یکسری فیلم‌ها مثل فیلم‌های کمدی سطحی بخش اعظمی از فروش سالانه را به خود اختصاص می‌دهند. مسیر سینمای ما به سمتی می‌رود که فیلم‌های کمدی نازل و سطحی جای فیلم‌های جدی و کمدی خوب که ذائقه مخاطب را بالا ببرد و نیز جای فیلم‌های ارزشمند و فاخر و دارای معنا و مفهوم و حتی جای فیلم‌های هنری را گرفته است.

باید دید چرا این اتفاق افتاده است؟ آیا سینماگران دوست دارند در این مسیر باشند یا مسئولان آن‌ها را به این سمت کشانده‌اند؟ یا سیاست‌های دراز مدت و رویه برخورد با فیلم‌ها سینماگران را به این سمت سوق داده است؟ ...

... وضعیت سینمای ما مطلوب نیست و فیلمی که دغدغه‌های کلان کشور را نشان دهد وجود ندارد. ما چند سال است در منطقه‌ با یک گروه تروریستی بین‌المللی درگیر هستیم ولی از امنیت بسیار بالایی برخورداریم و شاید خیلی متوجه شرایط نباشیم. الان این سوال مطرح است که چرا هیچ فیلمی راجع به این مسئله ساخته نمی‌شود؟ آن هم در حالی که ما درگیر جنگ هستیم و مردم اصلا باور نمی‌کنند که این اتفاق چقدر به ما نزدیک است، یا مثلا در بحث هسته‌ای و کارشکنی‌هایی که در سطح بین المللی بود توانستیم به دانش هسته‌ای در سطح بسیار بالا دست پیدا کنیم ولی چند فیلم درباره این موضوع ساخته شده است؟ اصلا نسبت سینمای ما با توسعه کجاست؟ امید، نشاط و آرامش بخشی به جامعه در سینمای ما کجاست؟ چرا اگرهم فیلم جدی می‌سازیم آن را با تلخی زیاد و اکنده از ناامیدی ممزوج می‌کنیم؟



ابراهیم داروغه زاده در گفتگوی ویژه خبری:

«سینما به اندازه خود مخاطبینش طبیعتا تنوع و رنگارنگی داره، سطوح مختلف مخاطب ما داریم، برای تمام ذائقه ها تهیه کننده ها بایستی فیلم تولید بکنند، بعضی از فیلم ها بیشتر جنبه سرگرمی داره، بعضی بیشتر جنبه آموزشی داره، بعضی بیشتر جنبه فرهنگسازی داره، به هر حال یک تنوعی وجود داره، ولی نباید فراموش کنیم فیلم های بسیار درخشانی هم در این سال هایی که گذشته سینمای ایران تحویل مردم شریف ایران داده و تحویل نظام جهانی داده، سینمای ما در جهان درخشیده، ما فیلم های بسیار بسیار تاثیرگذاری در همین حوزه های دینی داشتیم، در حوزه های مقاومت و دفاع مقدس داشتیم، تمام فیلم های آقا ی حاتمی کیا، تمام فیلم های آقای رسول ملاقلی پور، فیلمسازانی داشتیم که واقعا حالا من نمی تونم نام ببرم ... الان ذهنم یاری نکنه، ولی به هر حال ما سینمای بسیار بسیار افتخار آمیزی داشتیم. اگر دستاوردهای انقلاب رو بخواهیم یک مروری بکنیم من قول می دم به شما هر کارشناس خبره ای بخواد مرور بکنه بیشترین دستاورد و بیشترین موفقیت رو اتفاقا در سینما داشتیم، با صنایع دیگه با حوزه های دیگه اگر شما مقایسه بکنید خواهید دید که سینمای ایران بیشترین افتخار و بیشترین دستاورد رو برای کشور عزیزمون جمهوری اسلامی ایران داشته..



معاونت حال حاضر نظارت و ارزشیابی سازمان امور سینمایی وزارت ارشاد، در حالی در آغاز دهه مبارک فجر سال گذشته، از تاثیرگذاری فیلم های سینمایی تمجید کرده و پیشرفت های سینما را با حوزه های دیگر قابل مقایسه ارزیابی می کند که تنها چند ماه قبل از آن، نسبت به وضعیت سینما و کیفیت آثار نگاه اعتراضی و انتقادی جدی داشته است. با این همه فرافکنی مدیران فرهنگی و سینمایی همچون ایشان درباره افتخارات سینما و موفقیت های آن در نسبت با صنایع دیگر نیز در نوع خود جالب توجه و سبب انبساط خاطر است.




گویا مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی برآوردشان از پیشرفت های علمی کشور در حد چیزی است که در صنعت سینمای ایران جاری و ساری است و در ایعاد فنی و تکنیکی عموم فیلم های سینمایی ایرانی منعکس می شود و در واقع معادل هیچ است!



البته از سوی دیگر باید بر این نکته نیز توجه داشت که اصولا صنعت سینمای ایران، بر بستر مدیریت منفعل فرهنگی کشور و بالاخص مدیرانی که تمام هم و غم ایشان راضی نگه داشتن همه به هر قیمتی می باشد و ... اساسا هیچ علاقه ای به نمایش دستاوردهای علمی اعم از سلول های بنیادی، نانو، بیوتکنولوژی، هسته ای، پزشکی، دفاعی و ... نداشته و چنین پدیده هایی را آشکارا نادیده می گیرد و این همه در حالی است که متاسفانه برخی از مدیران محترم فرهنگی هم تصور درستی از پیشرفت های علمی و صنعتی کشور ندارند، مگرنه هیچ گاه مجاهدت دانشمندان این سرزمین را با تصویرکردن هوای نفس توسط هنرمندان روشنفکر هم سطح در نظر نمی گرفتند.



سینمایی که ابتدایی ترین اصول دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی در آثار آن رعایت نشده و به واسطه سیاه نمایی یا سوژه های هنری و روشنفکرمآبانه جوایز جشنواره های خارجی را دریافت کرده، از منظر آقایان مدیر افتخار آفرین بوده و بیشترین دستاوردها را برای کشور داشته است! اگر آقایان مدیر فرهنگی تنها تلاش های دانشمندان ایرانی جهت بومی سازی سلول های بنیادی یا ساخت موشک را مطالعه کرده بودند، از مقایسه آن مجاهدات های شبانه روزی و طاقت فرسا با چنین سینمایی احساس شرم می کردند.



البته نباید فراموش کرد که سوء مدیریت متولیان فرهنگی و هنری کشور سبب شده تا بخش قابل توجهی از سینمای جمهوری اسلامی در طی سال های نقش بسزایی را در شرایط ولنگاری فرهنگی ایفا نموده و فرهنگسازی های مخرب و منفی موثری انجام دهد.



همان طور که پیشتر اشاره شد، به عنوان نمونه ای کوچک از اثرگذاری منفی سینما و به تبع آن جشنواره فیلم فجر در امر فرهنگ سازی می توان به روند فزاینده انتخاب نام های عجیب و غریب برای نوزادان اشاره و جهت گیری آن را مورد توجه قرار داد. بر این اساس در سال های اخیر تعداد زیادی کتاب و سایت اینترنتی با مضمون انتخاب نام برای فرزندان منتشر و ایجاد شده است، رسانه هایی که اغلب به نام های صرفاً ایرانی باستانی اختصاص داشته و سهم نام های مذهبی و اسلامی در آنها بسیار ناچیز است. اما این توجه به نام های باستانی ایرانی روی دیگری نیز داشته و سال هاست از نام های مذهبی و اسلامی برای نامگذاری شخصیت های منفی فیلم ها استفاده می شود.



مدت هاست که مخاطبان عادت کرده اند نام های علی، مرتضی، عباس، رضا و امثالهم را بر روی شخصیت های دزد، چشم چران، متجاوز، متعصب، معتاد، جاهل، دلال، فقیر و نظایر اینها ببینند. این موضوع در جشنواره های مختلف فیلم فجر نیز پیگیری شده و در این باره کافی است آثار سینمایی سال های اخیر و روند به کارگیری نام های مذهبی در آنها در نظر گرفته شوند.




قطعا سینما رسانه ای فرهنگساز و تمدن ساز است و سینمای جمهوری اسلامی نیز در کنار جوایز گوناگون جشنواره های خارجی، در داخل کشور نیز فرهنگسازی های مؤثری را نظیر آنچه اشاره شد، انجام داده است. البته باید یادآوری کرد که سینمای ایران، صرفا از آثار ابراهیم حاتمی کیا و ابوالقاسم طالبی و امثال ایشان تشکیل نشده است و فیلم های این کارگردانان حتی در نهایت یک درصد تولیدات سینمایی پس از انقلاب را شامل نمی شوند! یادآوری از این جهت که مدیران فرهنگی هنگام گزارش دهی از وضعیت سینما در دوران جمهوری اسلامی بر این یک درصد تکیه کرده و با بزرگنمایی آنها و استفاده از حس نوستالژیک جامعه، اذهان را از فرهنگسازی های مخرب و فاجعه بار دیگر تولیدات سینمایی منحرف می سازند و درباره این سینما عقیده دارند که خدمات فراوانی نسبت به انقلاب کرده و در نتیجه ما باید ممنون اهالی سینما باشیم.



من به آقایان مسئوولان مسائل فرهنگی هم دائماً این نکته را گفته‌ام و باز هم می‌گویم که ما بایستی بدانیم یک دولت، همچنان که نسبت به بسیاری از امور مردم مسؤول است؛ کلکم مسؤول عن رعیته؛ مسؤول وضع معیشتشان، وضع اقتصادشان، وضع سیاست شان، وضع فرهنگ شان، وضع تحصیلات شان، وضع بهداشت شان؛ مسؤول وضع ذهنشان هم هست.

امام خامنه ای پس از بازدید از یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب - ۱۳۷۷/۰۳/۰۵




صنعت سینما، در همه جای جهان و در جوامع فرهنگی مختلف، به سبک زندگی افراد جامعه جهت داده و برای آن الگو و معیار تعریف می کند، همچنین سرریز محصولات سینمایی به تلویزیون و حضور کارگردانان و بازیگران سینما و تئاتر در تلویزیون، سبب ادامه این تاثیرگذاری و بسط دامنه نفوذ فرهنگ و سبک زندگی مطلوب سینما در ابعاد سرزمینی بزرگتری می شود.



بر این اساس اگر امروز وضعیت رانندگی همچنان نامناسب است، اگر زنان به علت فحاشی موجود در استادیوم ها نمی توانند برای تماشای فوتبال بروند، اگر رشوه، پارتی بازی، رانت خواری، ویژه خواری، اختلاس و ... در دهه های اخیر افزایش یافته، اگر سیستم اقتصادی کشور فشل شده، اگر آلودگی محیط زیست و بی توجهی به آن اسف بار است، اگر سرانه مطالعه پایین است، اگر مادر، معلم، کارگر، ادیب و ... در جامعه تکریم نمی شوند، اگر مصرف قرص های آرامبخش بالاست، اگر طلاق افزایش یافته و سن ازدواج بالا رفته و صدها اگر دیگر، ماحصل فرهنگسازی های سینمای کشور است که به واسطه ی سوء تدبیر و بعضا اغراض و امراض برخی متولیان فرهنگی و سینمایی گذشته و حال حاضر پدید آمده و با کج فهمی و عموما نفهمی بعضی از اهالی سینما گسترش یافته است.



این گونه است که برای سینمای جمهوری اسلامی از یکسو اصلاح فرهنگ عمومی در حوزه های گوناگون هیچ ارزشی نداشته و از سوی دیگر در حوزه هایی فرهنگسازی کرده که مطلوب و آرزویش بوده، از ترسیم فلاکت بار زنان چادری، تمسخر و تقبیح نام های مذهبی، نمایش زندگی لاکچری، نمایش لودگی، ترویج پوچی، تکریم روسپیان، قباحت زدایی از طلاق، خیانت، تجاوز و مواردی از این دست.



اکبر عبدی در افتتاحیه جشنواره سی و ششم فیلم فجر:

... سلیقه مردم را عوض کردن، طرف اومده تئاتر ما رو می بینه، میگه یک ایراد بگیرم؟ بزن و برقصش کم بود. میگم خانم این عروسی نبود، جشن تولد نبود، این تئاتر بود، یعنی مردم فیلمی که توش بزن و برقص نیست میگن جون نداره ...




ادامه دارد...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.