به گزارش سینماپرس، مهدی سجادهچی فیلمنامهنویس سینما در گفتگو با ایلنا به نقد و بررسی سینمای دفاع مقدس از منظر کمی و کیفی پرداخت که در ادامه مشروح این گفتگو را میخوانید:
سینمای دفاع مقدس را در سالهای اخیر به لحاظ کمی و کیفی چطور ارزیابی میکنید؟
با نگاهی به جشنوارههای برگزار شده در سه سال اخیر کاملاً مشخص است که متناسب با برنامههای دولت قبل در سه سال اخیر تعداد فیلمهای سینمای دفاع مقدس افزایش پیدا کرده و در افزایش کمی تولیدات دفاع مقدس سینما هیچ شکی وجود ندارد.
قطعاً بر هیچ کس پوشیده نیست که ضبط چند صحنه جنگ برای یک فیلم هزینه بالایی دارد اما در این مدت متناسب با بودجههایی که هزینه میشود ما حاصلی نمیبینیم و فیلمها دستاورد خاصی ندارند. در این سالها حتی یک فیلم که به اندازه پنج تا ده درصد فیلمهایی چون «آژانس شیشهای» و «روز سوم» بر حس و عواطف مخاطب سینما و تلویزیون چنگ انداخته باشد، دیده نمیشود و فیلمها فقط پرخرج هستند.
البته نباید بیانصافی کرد، این هزینه کردنهای بسیار زیاد از فیلم «دسته دختران» شروع شد که ساخت آن مربوط به دوران استقرار دولت آقای روحانی است. اینکه ما بودجههای سنگین برای یک فیلم در نظر بگیریم که در مورد «دسته دختران» من بودجهای بالای ۲۰ میلیارد تومان را شنیدهام، وقتی فیلم ما فیلمنامه ندارد و مثل همین اثر یک کارگردان و مدیر تولید آن را ساختهاند مشخص است که تولید این اثر حاصل خوبی در نهایت نخواهد داشت و بودجه بالا نمیتواند برای هیچ فیلمی نجاتدهنده و تضمینکننده کیفیت باشد.
همچنان وضعیت همینطور است، اغلب فیلمها فاقد فیلمنامهنویس هستند و معمولاً فیلمنامهها توسط کارگردان نوشته میشود و تصور بر این است که میتوانند با سر هم کردن چند قصه و همچنین الگو گرفتن از چند فیلم خارجی و هالیوودی میتوان یک فیلم خوب ساخت درحالیکه نتیجه حاصل شده نشان میدهد که این روش درست نیست و اکثر فیلمها فاقد کیفیت لازم هستند.
به نظر من اگر بخواهیم یک روز آبرومندانه سینمای دفاع مقدس را تشییع کنیم امروز این اتفاق در حال رخ دادن است.
وقتی آثار فاقد کیفیت هستند، منظورتان از تشییع آبرومندانه چیست؟
وقتی هزینه کنیم و اصطلاحاً آفتابه لگن را هفت دست بچینیم و بگوییم همین فیلمها را از سینما ببینید که اتفاقاً قرار است این فیلمها از تلویزیون سر در بیاورند یا در رقابت با فیلمهایی در اکران قرار بگیرند که هیچ شانسی برای پیشتازی از آنها ندارند، شکل و شمایلی ایجاد میشود که گویی ما به لحاظ مالی برای این فیلمها تا حد بالایی هزینه میکنیم چون این سینما را دوست داریم و تولیدی آبرومندانه برایشان در نظر میگیریم؛ حتی اگر هیچ فروشی نداشته باشند. همانطور که از الآن میتوان پیشبینی کرد که در سال پیش رو کمترین میزان فروش فیلمها در سینمای ایران مربوط به آثار دفاع مقدس خواهد بود.
فیلمهای دفاع مقدس ما در سالهای اخیر حتی اگر توسط نهادهای مختلف در اکران هم حمایت شوند و از سوی نهادها بلیت خریداری شود تا آماری از فروش ساخته شود باز هم نمیتوان امید چندانی به موفقیت این آثار در گیشه داشت و هزینه صورت گرفته برای این فیلمها قطعاً برنمیگردد. با این روش و این مسیری که دوستان در پیش گرفتهاند به نظر من در آینده ما به سمتی میرویم که دیگر هیچ اسمی از سینمای دفاع مقدس باقی نمانَد.
ضعف سینمای دفاع مقدس در گیشه را مربوط به تولیدات اخیر این سینما میدانید یا اساساً سینمای دفاع مقدس دیگر نمیتواند در گیشه موفقیت خاصی کسب کند؟
قطعاً سینمای دفاع مقدس میتواند مخاطب داشته باشد اما اصرار بر پروپاگانداست که باعث میشود دیگر ملاکها و معیارهای تولید فیلم نادیده گرفته شود و ما با انبوهی از فیلمهای دفاع مقدس روبرو باشیم که نمیتوانند مخاطب داشته باشند.
۲۰ سال پیش مدیران فرهنگی ما به این نتیجه رسیدند که نباید به صورت مستقیم یک سیاست یا یک ارزش اخلاقی و یک نگرش را تبلیغ کرد. ما از ابتدا هم این موضوع را میدانستیم و بر آن تأکید داشتیم اما مدیران ما هم ۲۰ سال پیش به این نتیجه رسیدند که تبلیغ مستقیم نتیجهبخش نیست و هر چند دیر بود اما بالاخره به این واقعیت پی بردند.
چرا ساخت فیلمهای تبلیغاتی در این زمینه نتیجه عکس میدهد و فیلم علیه خودش عمل میکند؟
اگر شما یک فیلم با قصهای معمولی بسازید، برای کسی پایان قصه شما ناراحتکننده نخواهد بود چون قصهای ساده روایت کردهاید و با این فیلم هیچ مفهومی تخریب نمیشود.
در تاریخ این کشور جنگی هشت ساله وجود دارد که اگر برکتی از این جنگ با عنوان دفاع مقدس وجود دارد و نماینده آن در سینما همین سینمای دفاع مقدس است، ما امروز هیچ برکتی در این سینما نمیبینیم، بلکه با سینمایی روبرو هستیم که عدهای مقدار زیادی بودجه به بهانه آن هدر دادهاند تا احتمالاً مفهومی را تبلیغ کنند اما نه تنها تبلیغ و ترویجی حاصل نشده بلکه فقط بودجهای بزرگ از سرمایه این کشور به هدر رفته و طبیعی است که جامعه نسبت به این نگاههای تبلیغاتی و آنچه که تبلیغ میشود بدبین شود.
در این چند سال فیلمهایی پرتره درباره شهدا داشتیم. به نظر شما چرا تعداد این فیلمها تا این حد افزایش داشته است؟
دلیل اصلیاش به نظر من فقر خلاقیت است؛ دو فیلم «ایستاده در غبار» درباره شهید متوسلیان و «موقعیت مهدی» درباره شهید باکری فیلمهایی هستند که موفقیتهایشان تحولی در سینمای دفاع مقدس ایجاد کرد اما این تحول را میتوان ساختاری دانست و باید در نظر داشته باشیم که تحولی محتوایی ایجاد نشده است؛ به این معنا که در این سالها مسیر جدیدی در سینمای دفاع مقدس باز نشده و تعدد این فیلمها نمیتواند چنین تصوری ایجاد کند.
از آنجا که دو فیلم «ایستاده در غبار» و «موقعیت مهدی» دو ساختار تازه که پیشتر در این سینما نبوده را وارد آن کردهاند، حالا شاهد هستیم که فیلمسازان بسیاری به سراغ این ساختارها رفته و فیلم میسازند و کسانی که معتقدند تحولی در این سینما رخ داده، ساختار را با نوع نگاه اشتباه گرفتهاند چون این تحول فقط در ساختار ایجاد شده وگرنه نوع نگاه این دو فیلم مربوط به محمدرضا مهدویان و هادی حجازیفر است و در فیلمهای پرترهای که ساخته میشوند نوع نگاه تازه این دو فیلمساز دیده نمیشود.
البته باید تأکید کنم که من آرزو دارم همه صحبتهای من درباره سینمای دفاع مقدس اشتباه باشد و سال آینده همه این فیلمها در گیشه به فروش بالایی برسند و تحولی واقعی در سینمای ایران ایجاد شود اما چنین اتفاقی را بعید میدانم. قطعاً من از این وضعیت ناراحتم و هر چه میگویم از سر دلسوزی است و سالهاست گفتهام که اینگونه فیلم ساختن فایدهای ندارد و نباید رویکرد تبلیغاتی اینچنین واضح و صریح باشد.
علاوه بر «موقعیت مهدی» و «ایستاده در غبار» بهترین فیلمهای دفاع مقدسی که در این سالها دیدهاید چه آثاری هستند؟
هیچ فیلم خوبی در این سالها ندیدم. سالها پیش بهرام توکلی فیلمی ساخت که با توجه به مستعد بودن این فیلمساز انتظار میرفت پدیده و جریان تازهای را شاهد باشیم اما واقعاً «تنگه ابوقریب» فیلم ناامیدکنندهای بود.
من فیلم خوبی که بتوان گفت این فیلم قادر است مخاطبی حداقلی داشته باشد در این سالها ندیدم و وقتی مخاطب به دیدن این آثار نمیرود ساختشان هم هیچ توجیهی ندارد؛ همانطور که اگر شما فیلمی درباره یک شخصیت دینی بسازید و اصلاً کسی این فیلم را نبیند، یا اگر فیلم را دید برداشتی از آن صورت بگیرد که قرار است از این روایت مسائلی امروزی توجیه شود، کاری که کردهاید توهینآمیز است و باید متوقف شود. قطعاً از ارزشهای شخصیتهای بزرگ تاریخی ما چیزی کم نخواهد شد اما با این فیلمها هیچ چیزی هم به سینمای ما افزوده نخواهد شد.
با گذشت زمانی نسبتاً طولانی (بیش از سه دهه) از دوران جنگ تحمیلی، به نظر شما امروز در فیلمهای سینمایی چطور باید به سراغ جنگ تحمیلی رفت که بتوان آن را رویکردی مناسب دانست؟
بنگاههای متعددی که برای ساخت این آثار تشکیل شدهاند، باید در عملکردشان تجدید نظر کنند یا تعطیل شوند. تصور بر این است که هر چقدر نهادهای فرهنگی ما با رویکرد تولید فیلمها و آثار هنری دفاع مقدس بیشتر باشند، بهتر است در حالیکه این نگرش کاملاً اشتباه است و نشان از بیبرنامگی است؛ همانطور که ما امسال شاهد ساخت دو فیلم درباره یک شهید هستیم که ۲۰ سال نباید نامی از ایشان میآوردیم و حالا که این محدودیت کنار رفته دو ارگان مختلف به فکر ساخت فیلم درباره ایشان افتادهاند. وقتی دو فیلم درباره یک شخصیت ساخته میشود یعنی ما برنامهریزی فرهنگی نداریم و از همه بدتر اینکه هر دو فیلم هم به لحاظ کیفی آثاری زیر متوسط هستند و به اندازه یک فیلم خوب هم کارکرد ندارند.
به نظر من نباید فراموش کنیم که اصلیترین مسئله در ساخت یک فیلم، سینمایی بودن آن اثر است و بعد مسائلی چون ژانر و موضوع اهمیت پیدا میکنند. بهتر است مدیران به دنبال فیلم و فیلمنامه خوب باشند و این فیلمها هم باید توسط افرادی ساخته شوند که در این حوزه تخصص دارند؛ نه افرادی که بر اساس ارتباطشان به موقعیت فیلمسازی رسیدهاند؛ افرادی که پای این کار ماندهاند و دلیل ماندنشان در این سینما هم صرفاً این نیست که فقط از این راه میتوانند فیلم بسازند بلکه به این سینما علاقه دارند.
سینمای دفاع مقدس این همه مدیر نیاز ندارد و فقط یک نهاد فرهنگی مثل فارابی برای ساخت این آثار کافی است تا در سال با تلاش برای ساختن فیلم خوب و با گرایش دفاع مقدس فعالیت کند؛ نه اینکه صرفاً فیلم دفاع مقدس ساخته شود و فقط همین ساخته شدن مهم باشد. بارها شنیدم که گفته میشود فلان فیلم دفاع مقدس واقعاً اثر خوبی است و بعد که به دیدن فیلم مینشینم فیلم بسیار ضعیفی میبینم و دلیل تحسین دوستان را که میپرسم اینگونه توجیه میکنند که به نسبتِ سینمای دفاع مقدس اثر با کیفیتی است.
در واقع توقع از سینمای دفاع مقدس را آنقدر پایین آوردهاند که اگر یک فیلم ذرهای کیفیت داشته باشد همه متعجب و ذوقزده میشوند همانطور که در جشنواره چهلم فجر من داور بودم و این ذوقزدگی نسبت به فیلم «موقعیت مهدی» وجود داشت به طوریکه حتی تمایل داشتیم جوایز بیشتری به این فیلم بدهیم. توقع ما از این سینما بسیار پایین آمده و هر روز وضعیت بدتر میشود و جشنوارههای فیلم فجر مثل محفل تقسیم غنائم شدهاند که باید به همه این آثار جوایزی بدهند و این وضعیت بدتری را ایجاد میکند که اگر ما به انتقاد از فیلمها بپردازیم، فیلمسازان مدعی میشوند که ما فلان جایزهها را گرفتهایم و فیلممان کیفیت استانداردی دارد و اینگونه همه چیز پشت این جایزهها پنهان میشود.
اطمینان دارم این نگرش که معتقد است جوایز جشنواره فجر را باید برای جلوگیری از ناراحتی و کدورت بین این فیلمها تقسیم کنیم، اگر ادامه داشته باشد سال بعد میخ محکمی بر تابوت سینمای جشنوارهای دفاع مقدس زده خواهد شد؛ سینمایی که گویی قرار است سینمایی جشنوارهای باشد و هیچ ارتباطی با جامعه و مردم نداشته باشد.
ارسال نظر