«علی عبدی» تحلیلگر سیاسی و کارشناس حوزه اسرائیل در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به الزامات رسانه ای جبهه انقلاب در مواجهه با تهاجمات فرهنگی و رسانه ای اخیر دشمن صهیونیستی در باره وضعیت فعلی بوجود آمده اظهار داشت: اتفاقی که در چند روز گذشته رخ داده، به لحاظ حجم، گستره و ابعاد، ضعیفتر از ماجرای سال ۱۴۰۱ و حتی نسبت به سال ۱۳۹۸ است. قرائن و شواهد نشان میدهد که ما با دو اتفاق همزمان مواجه هستیم. نخست، اعتراض مردمی که قابل پیشبینی بود و از قبل نیز به دولت درباره آن هشدار داده شده بود. هشدارهایی دلسوزانه داده شد و اعلام خطر صورت گرفت؛ هم درباره تصمیم دولت برای افزایش قیمت بنزین و هم درباره افزایش افسارگسیخته نرخ دلار و قیمت طلا. همه درباره این موضوع صحبت کرده بودند.
وی افزود: خود من نیز بر اساس اسناد و منابع عبری و گزارشهای اندیشکدههای رژیم صهیونیستی که این شرایط را پیشبینی کرده و مترصد چنین فرصتی بودند، چه در کانال خودم و چه در یوتیوب، هشدار داده بودم. اما گوش شنوایی وجود نداشت. تصمیمی گرفته شد و رئیس دولتی که نه سوادش را دارد، نه فهمش را، نه تسلطش را، عملاً به یک ماشین امضا تبدیل شده بود. مواضع اخیر ایشان، چه در سخنرانی مصلی و چه پیش از آن، بهروشنی نشان میدهد که ایشان صرفاً امضا میکند؛ اسناد را میآورند، امضا میکند و بعد هم مشخص میشود که نمیدانسته دقیقاً چه چیزی را امضا کرده است.
او ادامه داد: وقتی بحران رخ میدهد، تازه یادش میافتد که باید عذرخواهی کند یا عقبنشینی کند. دستوراتی که به مجلس داده شد و اعلام رسمی دولت به مجلس، عملاً اعلام جنگ به معیشت مردم و سفره مردم بود. افزایش قیمت دلار و بهتبع آن افزایش قیمت طلا، کاملاً قابل پیشبینی بود، اما ایشان نه دانشش را داشت، نه تجربهاش را، نه سایر لوازم لازم را. در نتیجه این اتفاق افتاد.
عبدی با انتقاد از رویکرد مدیران و عملکرد رسانه های انقلابی تصریح نمود: در خصوص مسئله رسانه، آنچه مشخص است این است که آرایش رسانهای ما نیز آرایشی بسیار ضعیف و شکننده است. دلایل متعددی دارد، اما آنچه کاملاً روشن است این است که چارچوب و شاکله آرایش رسانهای ما متناسب با دوران عصر تلویزیون است. شاکله و آرایش رسانهای ما برای وضعیت جنگ رسانهای در عصر دیجیتال و عصر رسانههای اجتماعی، اصلاً متناسب نیست.
وی تاکید کرد: بخش عمده این مسئله به مدیران کلان و ارشد رسانه بازمیگردد که عمدتاً نه فهم درستی دارند و نه دانش درستی. این مدیران غالباً نه بر اساس شایستهسالاری، بلکه بر اساس تصمیمات سیاسی، معادلات سیاسی و موازنههای قدرت به این جایگاهها رسیدهاند و مدیریت کلان رسانهها را در اختیار گرفتهاند. از آنجا که این افراد بر مبنای شایستهسالاری به قدرت نرسیدهاند، نه رسانه را بهدرستی میشناسند و نه حداقلهای یک مدیریت موفق رسانهای را دارند؛ نه از نظر دانش، نه از نظر تجربه و نه از نظر توان حرفهای.
او ادامه داد: در ادامه، همین مدیران، افراد زیرمجموعه خود و مدیران میانی را نیز بر اساس همان ضوابط انتخاب میکنند. در این انتخابها، تخصص و تسلط حرفهای یا اصلاً لحاظ نمیشود یا در بهترین حالت، جزو آخرین شاخصها قرار میگیرد.
این تحلیلگر کلان فرهنگی، با بیان این مطلب که آرایش جنگی وجود ندارد و ما خودمان را در وضعیت جنگی نمیبینیم؛ متذکر شد: این که چرا خودمان را در وضعیت جنگی تعریف نمیکنیم، بخش عمدهاش به بروکراسی سنگینی برمیگردد که به نام جبهه انقلاب یا جبهه رسانهای انقلاب شکل گرفته و عملاً جامعه را از معنای جبهه بودن، معنای رزمنده بودن و معنای مبارز بودن تهی کرده و بهشدت بروکراتیک کرده است.
وی افزود: کسانی که متأسفانه در رأس این امور قرار گرفتهاند، کافی است شما در ذهنتان مرور کنید؛ من ابا دارم از اینکه اسم بیاورم، اما پرونده و کارنامه روشن رسانهای این افراد کجاست؟ بر اساس کدام شایستگی، کدام کارنامه موفق در عرصه رسانه، کدام پرونده به سرانجام رسیده و همراه با توفیق بوده که به واسطه آن توانستهاند این مناصب را اشغال کنند؟ عملاً ما چنین چیزی را نمیبینیم.
وی تاکید کرد: در حالی که شما در جبهه جناح مقابل سیاسی، اگرچه ممکن است ارزیابی محتواییاش محل بحث باشد، اما بخش مهمی از موفقیت رسانهایشان به این دلیل است که عمدتاً کسانی در جبهه رسانهای آنها فعال هستند که واقعاً اینکارهاند؛ به معنای واقعی کلمه، اهل این کارند. در مقابل، در جبهه رسانهای خود ما، نهتنها مدیران ارشد اینکاره نیستند، بلکه به افراد اینکاره هم میدان داده نمیشود، قدرت داده نمیشود و در بازی گرفته نمیشوند. دوستانی که دلسوزانه نصیحت میکنند، نقد میکنند، پیشنهاد میدهند و راهکار ارائه میکنند، عملاً وضعیتشان بدتر میشود و به چشم افراد غریبهتر به آنها نگاه میشود؛ به جای اینکه این پیشنهادها و نصایح دلسوزانه پذیرفته شود که متأسفانه چنین اتفاقی نمیافتد.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به عملکرد دشمن و همچنین مناسبات مردم با اغتشاشات اخیر اظهار داشت: به نظر من، دشمن در میدان بسیار ضعیف است. وقتی اتفاقات این چند روز را نگاه میکنید، کاملاً مشخص است که دشمن مردم را با خود ندارد، پایگاه مردمی ندارد و خشونتی که در میدان اعمال میکند، عمدتاً توسط گروههای سازماندهیشده، تیمها و جوخههای خشونت است. این افزایش دوز خشونت نشان میدهد که چون مردم را ندارد، مجبور است خشونت را تشدید کند.
وی افزود: اما از سوی دیگر، به دلیل اتصال و ارتباط تنگاتنگ و مستقیم گروههای عملیاتی آنها با رسانه، بلافاصله بازخورد رسانهای میگیرند. حتی در مورد شهیدی که در لرستان، در کوهدشت، به شهادت رسید، پدر او تحت فشار مجبور شد برای جلوگیری از بههمخوردن مراسم تشییع، اعلام کند که فرزندش بسیجی نبوده است. این وضعیت باعث میشود ما برنامه مشخصی نداشته باشیم، در زمین بازی دشمن بیافتیم و ناخواسته روایت دشمن را تکمیل کنیم.
«علی عبدی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: در چنین شرایطی، دوستان دچار تشویش میشوند، سریع قافیه را میبازند و اجازه میدهند روایت دشمن جلوتر برود. بنابراین، به نظر من دشمن در میدان بسیار ضعیف و ناکارآمد است، اما تلاش میکند در عرصه روایت و رسانه، خود را پیروز نشان دهد. اگر ما تدبیر جدی نیندیشیم، عملاً در عرصه رسانه توان مقابله نخواهیم داشت.
ارسال نظر