به گزارش سینماپرس، پرواضح است که عملکرد رسانه ملی در حوزه تربیت فرهنگی و رسانهای کودکان و نوجوانان، یکی از حلقههای مغفولماندهای است که میتوان آن را از زمینههای بروز فتنه ۱۴۰۴ دانست. صداوسیما در سالهای گذشته، بهجای سرمایهگذاری هدفمند بر تولید محتوای جذاب، اقناعکننده و متناسب با زیست رسانهای نسل جدید، عمدتاً به الگوهای تکراری و کماثر بسنده کرده است؛ رویکردی که به تضعیف پیوند عاطفی و اعتماد این نسل با رسانه ملی انجامیده است. این همه د رحالی است که در بزنگاههای اجتماعی و سیاسی، از جمله حوادث سال ۱۴۰۴، این خلأ بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داد. نسلی که پیشتر از مسیر برنامهسازی هوشمندانه و مستمر تربیت رسانهای نشده و پاسخ پرسشها و دغدغههایش را در رسانه ملی نیافته بود، طبیعتاً در مواجهه با بحرانها نیز ارتباط مؤثری با روایت رسمی برقرار نکرد. از این منظر، ضعف مزمن در تربیت رسانهای کودکان و نوجوانان را باید نه یک مسئله حاشیهای، بلکه بخشی از زمینههای شکلگیری و تشدید ناآرامیهای اجتماعی دانست.
در همین راستا «مقصود نعیمی ذاکر» مدیرعامل پیشین خانه تئاتر و از مدیران شناخته شده اسبق سازمان صدا و سیما، با ارسال یادداشتی اختصاصی و با عنوان «چه شد دشمن به این نتیجه رسید که میتواند دانش آموزان را علیه کشور تهییج کند» به تحلیل و بررسی عقبماندگی رسانه ملی و وزارت آموزش و پرورش و نقش منفعلانه این دو نهاد مهم فرهنگی کشور در «فتنه ۱۴۰۴» و بسترهای شکل گیری اغتشاشات خونین سازمان یافته توسط مزدوران آمریکایی و صهیونیستی پرداخت و نوشت:
همواره تربیت و تعلیم دو سرفصل مهم است که ماموریت دارد اهداف بلند الهی و انسانی را در جامعه پایه ریزی کند. ایران دارای تمدن کهن است که در آن، مذاهب، اقوام، زبان ها، گویش ها، خرده فرهنگ ها و دارای گوناگونی است. لذا ضروری ست که مدیران ارشد کشور و صاحبان خرد و اندیشه در موضوع آموزش و پرورش، فرهنگ عمومی، تاریخ، هویت های آیینی، سرزمینی، قومیتی، فردی و در تمام بسترهای ارسال پیام برنامه ای چند جانبه که شامل تحقق تمام اهداف باشد و با قیود کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت و کاملا مبتنی بر واقعیت طراحی کنند. این برنامه، باید لازم الاجرا باشد و به تمام دستگاه ها، برای اجرا ابلاغ گردد تا اینکه انتصاب هر مدیر اجرایی، سبب تغییر برنامه نشود و هیچ مدیری اجازه نداشته باشد، نظرات فردی خود را جایگزین «برنامه» کند.
در دنیای امروز، آموزش و پرورش قادر نیست که بدون بهره برداری حداکثری از تمام رسانه های ممکن، به ماموریت خود بپردازد. لذا، در ساختار تشکیلاتی وزارت آموزش و پرورش، ایجاد معاونت رسانه، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
تربیت مربی و معلم و نیروی انسانی وفادار و معتقد به تفکر الهی و دوستدار ایران عزیز از ماموریت های مهم وزارتخانه است و در این راستا دانشگاه فرهنگیان باید در نمودار سازمانی خود، اداره ای را پیش بینی کند که تمام نیروهای صف و ستاد، به شکل کاملا منظم در آن آموزش مداوم ضمن خدمت ببینند و هر سال ادامه ی ماموریت تمام نیروها، معطوف به گذراندن موفق این دوره ها باشد.
آنچه حاکمیت در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار داده است، آینده ی این سرزمین است، لذا در هیچ سطحی و موضوعی نمیتوان و نباید نسبت به دانش آموزان و مربیان و معلمان بی تفاوت بود. در آغاز پیروزی انقلاب، یادم هست که بهترین و تواناترین نیروها، خودشان را در آموزش و پرورش، حاضر و فعال کردند و آرام آرام شرایط دفاع مقدس و دیگر موضوعات، سبب شد که این وزارت خانه ی مهم، از اولویت نخست در نظام اداره ی کشور، دور شود و همواره با مشکلات عدیده، مواجه بوده است.
وزارت آموزش و پرورش در آغاز دوره تحولی به دو شبکه ی تلویزیونی برای دو مقطع «دوره مهد کودک، پیش دبستان و دبستان» و «دوره دبیرستان» نیاز دارد و این دو شبکه، باید بسیار هدفمند و در تمام قالب های برنامه سازی، طراحی شود.
رسانه ی ملی، از مهم ترین وظایف اش، اختصاص وتاسیس شبکه های ضروری است و البته برای دانشجویان نیز نیازمند شبکه مستقل هستیم.
نسبت رسانه ملی، با تمام ساختارهایی که ماموریت آموزشی دارند، باید روشن و هدفمند باشد و این در حالی است که شبکه های «نهال» و «کودک» و «امید» شبکه هایی با گرایش دیگری است که باید مستقل، تعریف شوند و متاسفانه، هم اکنون فاقد تعریف جامع هستند.
وزارت آموزش و پرورش، چارهای ندارد، برای باز تعریف خود در نمودار توسعه، با رسانه های نوین، در فضای مجازی و بکار گیری، هوش مصنوعی در نظام آموزشی و تعریف روشن و هدفمند و کاربردی داشته باشد. هر قدر در این امر تعلل شود، به اندازه ی تصاعدی نه حسابی، بلکه هندسی، از دنیا، جا خواهیم ماند.
شبکه شاد، نیازمند بازتعریف، در جهت بهره برداری مداوم و هدفمند است و باید نسبتی دائمی با نظام آموزشی داشته باشد.
برای داشتن «تلفن همراه دانش آموزی»، باید فکری کرد، منع، راه حل نیست. اگر فرض کنیم که تلفن همراه، میتواند یک وسیله ی آموزشی باشد...که میتواند باشد باید برایاش برنامه ریزی کنیم و دانش آموزانی داشته باشیم که از تمام ابزارها، استفاده ی علمی کنند؛ استفاده ی علمی از تلفن همراه میتواند، مانع آسیب های آن شود و تبدیل به یک وسیله ی موثر در نظام آموزشی شود؛ شبیه آنچه در آموزش آنلاین به هنگام تعطیلی مدارس رخ میدهد؛ پاک کردن صورت مسئله، مسئله را پاک نمی کند و بی تردید، دشمنان ما، برای مان فکر می کنند و راه حل می نویسند...و طبعا، مسئله های مان را با نگاه و اهداف خودشان، طراحی می کنند و راه حل های خودشان را به فرزندان مان ارائه میدهند با همان ابزارهایی که ما منع کرده ایم نادیده گرفتن راه حل ها و ابتکارات اینگونه است که ناگهان، می بینیم، نفوذ فکری، بسیار دقیق، عمل می کند و گسست نسلی پدید می آید؛ گسست یی، ناباورانه و غافلگیر کننده وزارت آموزش و پرورش به «فرمانده نرم» احتیاج دار که به هنگام بروز جنگ های سخت و نرم، تفکر جامعه، ربوده نشده باشد.
فرمانده آموزش و پرورش، وزیر، نمیتواند باشد و وزیر نیست؛ هیچ وقت هم، نبوده. آموزش و پرورش، موضوع دائم است، وزیر، مجری است. یک مجری کوتاه مدت، طبعا نمی تواند مسائل بلند مدت را چاره کند. وزیر، تنها، می تواند یک مجری خوب، باشد.
«فرمانده نرم» نیازمند ستاد فرماندهی است، ستادی که به آسانی، اعضای ش عزل و نصب نمی شوند... صاحبان واقعی تفکر با پیشینه ای روشن، نه آنها که بیشتر، به منافع سیاسی زود گذر، می اندیشند ... آنها که تمام مولفه های تمدنی و آیینی، سرزمینی، قومی، زبانی، تاریخی و...را آکاهند... و ایران قوی و الهی را یقین دارند...
ارسال نظر