چهارشنبه ۲ تیر ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۸

پیش نمایش سناریوهای سیاسی در جعبه جادو(۵) ؛

بیست و چهار چه چیزی را نشان می دهد؟/ مؤلفه های آینده نگارانه یک سریال استراتژیک/ صلحی تاریخی و بالاتر از هر خیر و رییس جمهور حسن

بیست و چهار ساعت مهندسی فرهنگی به شیوه ی آنگلوساکسون ها (۵)

بیست و چهار ساعت مهندسی فرهنگی به شیوه ی آنگلوساکسون ها

سینماپرس: مجید شیردستیان/ سریال استراتژیک ۲۴ صرفاً یک مجموعه نمایشی از حیث ابزاری جهت سرگرمی و گذران وقت نیست، بلکه سریالی است که هم در بعد درون تمدنی و هم برون تمدنی حرف های بسیاری دارد. همان طور که پیشتر اشاره شد این سریال همواره بخشی از سناریوهای مطلوب نظام سلطه را در دهه گذشته به تصویر کشیده است.

در سال ۱۳۸۸ جمهوری اسلامی ایران درگیر اغتشاشاتی شد که به ظاهر در اعتراض به نتیجه انتخابات صورت می گرفت اما در اصل ماحصل برنامه ریزی های مستمر دشمنان مردم بود؛ همان طور که طی به اصطلاح بحران داخلی سوریه که کمی بعد از فتنه۸۸ آغاز شد، تونل هایی زیرزمینی به دست آمد که تاریخ حفر آنها به یک دهه قبل باز می گشت. وقایع سال ۸۸ ایران اسلامی نتیجه دهه ها تهاجم و شبیخون به فرهنگ و قتل عام فرهنگی خاموش نسل های متمادی این کشور بود که تحت سناریوهای تدوین شده تصمیم سازان غربی برای فروپاشی نظام اسلامی صورت گرفته بود. نظام سلطه تمام توان خود را به کار گرفت تا محصول بذرهای کاشته در مغز و قلب ملت ایران را برداشت کند اما ایستادگی رهبری انقلاب و مؤمنان، نصرت الهی را شامل این سرزمین کرد و دشمنان را به ذلت کشاند. مانند تمام شکست های قبلی، دشمن ناامید نشد و تمرکز و توجه خود را معطوف سایر سناریوها و گزینه هایش نمود. اکنون پس از هفت سال، یکی از این سناریوها با درصد موفقیت بالایی در حال دنبال شدن است، سناریویی که دشمن به عیان آن را به عنوان آینده مطلوب خویش برای جمهوری اسلامی ایران، در فصل ۸ سریال استراتژیک ۲۴ به تصویر کشید و تنها چند روز پس از یوم الله ۹ دی ۸۸ به نمایش گذاشت، در دورانی که نخبگان و خواص جامعه هشدارهای رهبری و علماء و بزرگان انقلاب اسلامی پیرامون حرکات دشمن پس از فتنه را نمی شنیدند.

در این سلسله یادداشت ها، مقایسه ای تطبیقی بین برخی رویدادهای کلان سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی و فصل ۸ سریال ۲۴ صورت می گیرد تا مخاطبان با نمونه ای از نمایش سناریوهای سیاسی در قالب محصولات هنری آشنا شوند و نیز جنبه های مختلف این سناریوی ترسیم شده برای جمهوری اسلامی از حیث تحقق و یا عدم تحقق تبیین شود. این امر فواید دیگری هم دارد و بازخوانی مجدد فصل ۸ سریال ۲۴ می تواند از یکسو  هشداری باشد بابت ضعف دشمن شناسی خواص و متولیان متعدد حوزه فرهنگ و هنر کشور و از سوی دیگر ابعاد بیشتری از سینمای استراتژیک به ویژه تفاوت آن با دکان و مغازه را، برای مخاطبان گرامی روشن کند.  

در قسمت های گذشته که تحت عناوین ظهور سریال های استراتژیک با غلبه ی سناریو بر سیاست  و نیم نگاهی به سریال بیست و چهار  و مولفه های استراتژیک سریال ۲۴ (مرور ۷ فصل نخست)  و فصل هشت، جمهوری اسلامی کامستان و ترور رییس جمهور حسن  تقدیم شد، بطور خلاصه به زمینه پیدایش حاکمیت رسانه ها، مفهوم سینمای استراتژیک و روند شکل گیری آن و نیز اقتضائات زمانی تولید سریال های استراتژیک اشاره شد. هم چنین ویژگی های اصلی آثار استراتژیک مورد بررسی قرار گرفت؛ سپس معرفی مختصری از سریال استراتژیک ۲۴ و عوامل سازنده آن ارائه شد تا مخاطبانی که با سریال آشنایی ندارند، پیش از پرداختن به ابعاد استراتژیک سریال و سناریویی که فصل هشتم آن را دنبال کرده و زمینه سازی می کند، اطلاعات اولیه لازم را به دست آورند و در ادامه در بخش سوم، اصلی ترین مؤلفه های استراتژیک سریال ۲۴ مورد بررسی قرار گرفت و داستان کلی ۷ فصل ابتدائی آن نیز مرور شد؛ همچنین در بخش چهارم از این گزارش، داستان کلی فصل ۸ سریال ۲۴ به همراه خلاصه تمام بیست و چهار ساعت وقایع به تصویر کشیده شده در آن، پس از گذشت ۶ سال از پخش، یکبار دیگر یادآوری شد تا هم مخاطبانی که این فصل را مشاهده کرده اند و هم آنان که دنبال کننده سریال نبوده اند، کلیت داستان فصل ۸ را پیش از بررسی کامل القائیات آن مرور نموده  باشند؛ اما اکنون در این بخش و تحت عنوان ۲۴ چه چیزی را نشان می دهد؟ مهمترین المان هایی که در فصل ۸ سریال ۲۴ به تصویر کشیده می شود با آوردن جزئیات و دیالوگ ها و تصاویر مربوطه گردآوری شده اند تا مستنداتی باشند برای آنچه که در قسمت های بعدی از این سریال نتیجه گیری خواهد شد.

 

۲۴ چه چیزی را نشان می دهد؟

قطعاً مجموعه ۲۴ صرفاً یک مجموعه نمایشی از حیث ابزاری جهت سرگرمی و گذران وقت نیست، بلکه سریالی است که هم در بعد درون تمدنی و هم برون تمدنی حرف های بسیاری دارد. همان طور که پیشتر اشاره شد این سریال همواره بخشی از سناریوهای مطلوب نظام سلطه را در دهه گذشته به تصویر کشیده است. در فصل ۸ این سریال نیز چنین اتفاقی افتاده لکن پیش از بررسی سناریوی که این سریال تحت آن تعریف و ساخته شده است، ابتدا باید مؤلفه های کلانی که در این سریال مطرح شده اند، مورد واکاوی قرار گیرد. اما آنچه که ضروری است هنگام مرور فصل ۸ سریال ۲۴ قرار بگیرد، توجه به رویکرد آینده نگارانه سازندگان اثر در بکارگیری این مولفه هاست.

آینده نگاری (Foresight) یکی از رویکردهای اصلی آینده پژوهی (Futures studies - Futurology) و به نوعی تلفیق مطالعات آینده و طرح ریزی های استراتژیک در قالب بکارگیری طیف وسیعی از روش ها جهت ترسیم و برپائی آینده مطلوب است. به عبارت بهتر آینده نگاری همانند سایر رویکردهای آینده شناسی به تحلیل داده ها، کشف روابط و در نهایت پیش بینی آینده های احتمالی اکتفاء نکرده و بطور فعالانه در مسیر ساخت آینده مطلوب از میان آینده های ممکن و محتمل تلاش می کند. البته آینده نگاری نیازمند نتایج برآمده از رویکرد آینده نگری (پیش بینی / Forecasting) بوده و این دو رویکرد مکمل یکدیگر می باشند، درباره رابطه این دو رویکرد گفته: بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است.

امروز آینده نگاری به ابزاری مهم و مؤثر در تعیین جهت سیاستگذاری ها بویژه در حوزه های علم، تکنولوژی و کسب و کار تعیین شده است و به دولت ها، تصمیم گیران و تصمیم سازان عرصه های راهبردی فرصت می دهد تا پاسخ مناسبی برای چالش های پیچیده عصر حاضر تدارک ببینند. آینده نگاری فرایند آمادگی برای آینده از حیث تخصیص منابع با بهترین روش تسهیل می کند.

فصل ۸ سریال ۲۴ از این رو اهمیت دارد که تلاشی است در جهت آینده نگاری برای جمهوری اسلامی کامستان، آنهم بر مبنای ارزش ها و منافع مدنظر تصمیم سازان ایالات متحده. در واقع توجه به نکات آینده نگاری نهفته در این فصل، عمق نگاه سازندگان اثر را نمایان تر کرده و نشان می دهد که چطور هنر با علوم نوین ترکیب شده و محصولی برآمده از داده ها و نتایج تحلیل ها و کارشناسی های فراوان را به نمایش می گذارد. در این نگاه هنرمند تنها به فرم و تکنیک های هنری توجه نداشته و در قامت یک آینده پژوه ظاهر می شود تا آینده مطلوب مدنظر تفکر و جامعه مطبوع خویش را به تصویر بکشد. از این جهت در این بخش مهمترین عناصر و مؤلفه هایی که در فصل ۸ سریال ۲۴ به نمایش درآمده اند، مورد بررسی قرار می گیرد.

 

مؤلفه های آینده نگارانه فصل ۸ سریال ۲۴:

 

۱. صلحی تاریخی و بالاتر از هر خیر

کمتر از یک روز تا امضای توافقنامه صلح میان ایالات متحده، روسیه و کشوری به نام جمهوری کامستان باقی مانده است. اگرچه در مواردی به برنامه هسته ای کامستان اشاره می شود اما کلیت توافقنامه پیرامون صلح جامع (Peace Treaty-Peace Agreement ) بوده و این گفتگو ها، گفتگوهایی جهت برقراری صلح (Peace Talks) میان کشور کامستان و ایالات متحده به نمایندگی از سراسر جهان، می باشد.

با وجود بارها تأکید برحضور ده ها نفر از رهبران جهان برای امضای توافقنامه، در قسمت های پایانی مشخص می شود این توافقنامه تنها صلح میان سه کشور ایالات متحده آمریکا، روسیه و جمهوری اسلامی کامستان به امضاء خواهد رسید.

همچنین در قسمت های مختلف و از زبان افراد گوناگون بارها تأکید می شود که این توافقنامه تاریخی است، حتی در بخشی از سریال همسر یکی از مأموران پلیس نیویورک نیز همسرش را به علت حضور داشتن در تأمین امنیت مقر سازمان ملل و مشارکت در وقوع این اتفاق تاریخی تحسین می کند.

تاکنون اقدامات شکست خورده فراوانی برای برقراری صلح در خاورمیانه صورت گرفته و این توافقنامه می تواند آغازی برای شکل گیری صلح پایدار در منطقه ای ناآرام باشد، نکته ای که باید آن را همراه با اشاره رییس جمهور تیلور به موافقت خصوصی رییس جمهور حسن با تشکیل دولت های فلسطینی و اسرائیلی در نظر گرفت.

 

۱-۱- صلحی که خیر برتر و مطلق است

  • در لسان و زبان رییس جمهور تیلور یک خیر برتر و مطلق (Absolute Good Greater Good) است، خیری است که برای رسیدن به آن باید هزینه بسیاری پرداخت کرد.

 

رییس جمهور تیلور: «تو به خطر انداختیش...به شدت!»

لوگان: «بهتون گفتم اهرمی جلوی روس ها دارم. حتما...»

رییس جمهور تیلور: «قابل توجه، آره. مثلاً رسوایی اخلاقی یا یه جور خلاف اقتصادی، ولی نه این، به خاطر خدا!»
لوگان: «این(اشاره به کنفرانس صلح)  ... کلا تموم میشه»

کنین: «فکر می کنی بعد از کاری که کردن رییس جمهور دیگه می خواد رابطه ای با روس ها داشته باشه؟»

لوگان: «اینو می خواید، خانم رییس جمهور چون شما دارید به هدف بزرگتر نگاه می کنید، خیر برتر»

کنین: «چطور می تونی به هر کدوم از اینا بگی «خیر»؟»

لوگان: «چون خیره، خیر غیر قابل انکاری هم هست! صلحیه که نسل هاست توی دنیا به وجود نیومده! شما دارید به همچنین چیزی دست پیدا می کنید، واقعاً می خواید همه اش رو بندازید دور؟»

کنین: «تو واقعاً فکر می کنی دالیه حسن با افرادی که شوهرش رو کشتن سر یه میز می شینه؟»

لوگان: «باور کنید من می دونم چقدر سخت برای این قضیه تلاش کردید، چطور عرق ریختید و دعا کردید.... شبها بی خوابی کشیدید ... من می دونم. ... «قدرت تفاوت ایجاد کردن» .... ما برای همین وارد سیاست شدیم، چقدر تعداد کمی مون به این دست پیدا می کنیم. ولی شما بهش دست پیدا کردید ... شما تقریباً بهش دست پیدا کردید ... ایتان بهتون میگه جلوشون بایستید، من این ... این شفافیت اخلاقی اش رو تحسین می کنم ولی اون یه عنصر فرعیه، براش هزینه نداره، ولی شما یه فرصت واقعی دارید ...  که دنیا رو جای بهتری کنید.»

کنین: «به این حرفا گوش نکن، الیسون، اگه معاهده امروز امضا نشه، آخرش نیست، تو می تونی صلح بهتری بسازی، با شرکای صادق.»

لوگان: «در روابط انسان ها جزر و مدی هست که اگر با طغیان همراه شود، به اقبال می انجامد»

کنین: «این دیگه یعنی چی؟»

لوگان: «رییس جمهور می دونه»

رییس جمهور تیلور: «از «ژولیس سزاره»، یعنی «یا حالا، یا هیچ وقت»

 

 

۱-۲- سرکوب مخالف صلح بلامانع است

زمانی که رییس جمهور حسن مخالفانش که در واقع مخالفان صلح با ایالات متحده هستند را سرکوب می کند، رییس جمهور تیلور پس از اتخاذ اندک مواضعی حقوق بشری، در نهایت کار او را تایید و در برابر نمایندگان سایر ملت ها از او حمایت می کند، چرا که سرکوب شدگان، تندروهایی مخالف صلح هستند که قصد ترور حسن را داشته اند.

 

گوینده خبر: امروز در پایتخت نیروهای وفادار به رییس جمهور حسن بازداشت عده ای از خائنین را آغاز کردند که قصد براندازی دولت را داشتند، مظنون هایی در تمام شاخه های دولت شناسائی شده اند.

 

کنین(وزیر امورخاجه): «الان با سفیرمون در کامستان صحبت کردم، نیروهای امنیتی حسن پایتخت رو زیر پاشون گذاشتن، رهبران مخالفین رو دستگیر می کنن، سازمان های خبری رو می بندن»

تیلور: «اعلام حکومت نظامی کرده؟»

کنین: «رسما نه ولی عملا دقیقا داره همین کارو می کنه»

راب وایس: «کی می تونه سرزنشش کنه؟ منظورم اینه که برادرش حتما تنها کار نمی کرده، به نفع ماست که حسن به تندروهای درون دولتش فشار بیاره»

کنین: «ولی اون داره قوانین کشورش رو به علاوه ی الزامات بین المللی حقوق بشر زیرپا می گذاره و اگر ادامه بده، ممکنه معاهده صلح رو بی اعتبار کنه»

 

۱-۳- ولع امریکا برای صلح با جمهوری اسلامی کامستان

علی رغم تمام ضعفی که از کامستان نشان داده می شود اما اشتیاق تیلور و دیگر مقامات امریکایی برای امضای این توافقنامه بسیار بیشتر از کامستانی هاست و این اشتیاق بارها و بارها نشان داده می شود.

 

اشتیاق رییس جمهور تیلور از اعمال رییس جمهور حسن اعم از قطع ارتباط با سازمان های تروریستی و موافقیت با تشکیل کشورهای جداگانه اسرائیلی فلسطینی به طور خصوصی

 

۲. رییس جمهور حسن

ریاست جمهور اسلامی کامستان، یعنی رییس جمهور عمر حسن، فردی است طالب صلح که اعتقاد عمیقی به این مفهوم داشته و برای رسیدن به این مرحله تلاش بسیاری نموده است. بازیگر نقش وی، آنیل کاپور در مصاحبه ای اظهار کرده که عمر حسن تحصیل کرده انگلستان است اما این موضوع در نسخه نهائی نشان داده نمی شود.

رییس جمهور حسن به علت مصالحه با ایالات متحده آمریکا به شدت از سوی نیروهای تندروی کشورش مورد هجوم قرار گرفته و در آخر نیز جان خود را در این راه نثار کرده و شهید می شود. ضمن آنکه برای رییس جمهور حسن، جاه طلبی های هسته ای ارزشی ندارد. 

 

فرهاد: «تا همین الان هم به اسم صلح تو خیلی چیزها تسلیم شدیم»

رییس جمهور حسن: « تسلیم کلمه درشتیه فرهاد!، و واقعا جز توی جاه طلبی های هسته ای مون تو چه چیزی تسلیم شدیم؟ چرخوندن ۶۰۰۰ سانتریفیوژ برای مانور سیاسی خوبه ولی داره باعث میشه کشورمون ورشکست بشه»

روابط رییس جمهور حسن با همسر خود، به عنوان نماد تفکر و فرهنگ سنتی و نسل قدیمی کامستان، مدت هاست به سردی گراییده، اما وی شدیدا دختر خود را به عنوان نماد تفکر و نسل جدید کامستان، دوست دارد؛ به طوری که هنگام تخلیه سازمان ملل در پی تهدید اتمی تروریست ها، حاضر نمی شود تا پیدا شدن دخترش، محل استقرار خود را ترک کند. از طرف دیگر رییس جمهور حسن با روزنامه نگاری غربی روابط عاطفی برقرار کرده است و آن زن به عنوان نماد تفکر غربی، برایش با اهمیت است و این اهمیت اگرچه به او نمی رسد اما مورد تاکید می باشد.

 

رییس جمهور حسن همان طور که به راحتی اسرار کشورش را در اختیار مقامات امریکایی می گذارد، کلید سوئیت محرمانه و شخصی خود در سازمان ملل را در اختیار روزنامه نگار غربی قرار می دهد. افشای علاقه رییس جمهور حسن به این زن غربی به عنوان عمق علاقه ی وی به تفکر غربی، زندگی سیاسی او را نابود خواهد کرد.

رییس جمهور حسن به رییس جمهور الیسون تیلور اعتماد کامل دارد. ضمن آنکه او برای نجات جان شهروندان بی گناه امریکایی، علاوه بر آنکه درخواست های تیلور پیرامون اطلاعات محرمانه کشورش را بی پاسخ نمی گذارد، بلکه در نهایت جان خود را برای این انسان های بی گناه فدا می کند.

رییس جمهور حسن یک فرد نیست، بلکه نماد یک نظام سیاسی است. او پس از افشای نقشه ی تندروها، قاطعانه با مخالفانش برخورد می کند و دستور می دهد سرکوب گسترده ای در داخل کامستان پیاده شده و مخالفان دستگیر شوند، حتی دستور می دهد وزارت امنیت اعضای خانواده جاموت را دستگیر کنند تا او مجبور به اعتراف شود. اگرچه او با وعده ی پایان دادن به چنین روش های رایجی در کامستان به این مقام رسیده است.

رییس جمهور حسن در نهایت برای نجات جان ده ها هزار امریکایی جان خود را فدا می کند و البته در لحظات آخر حاضر نمی شود از کرده های خود اعلام برائت نماید چرا که عمیقاً به آنها اعتراف دارد.

البته باید دانست که امریکایی ها همواره بر این عقیده بوده و هستند که سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است (The only good Indian is a dead Indian) و این در حالی است که کشته شدن رییس جمهور حسن را نیز می توان این گونه توجیه کرد، امریکایی ها ترجیح می دهند فردی به عنوان نماد نظام سیاسی، که پیشتر یک فرمانده متبحر عضو پاسداران انقلاب بوده و میان تفکر سنتی و غربی مردد است، زنده نباشد چرا که فایده ای برای آنها ندارد، به ویژه آنکه در نهایت به سمت همسر خود بر می گردد.

 

سمیر: «تو یکی از فرماندهان پاسداران انقلاب بودی، من این افتخار رو داشتم که راجع به عملیات هامون در استان آبول بهت گزارش بدم، اون زمان رهبر فوق العاده ای بودی، چرا به کشورمون پشت کردی؟»

رییس جمهور حسن: «تویی که به کشورمون خیانت کردی»

سمیر: «من دارم می جنگم که قوی نگهمون دارم، تو تصمیم گرفتی تسلیم غرب بشی»

رییس جمهور حسن: «این تسلیم نیست، یک صلح شرافتمندانه است که کشورمون رو قوی تر می کنه ... تو نبردی که برای حفظ محدوده ی آبول انجام دادیم رو یادته؟ بقیه فرماندهان می گفتن من دارم افرادم رو به سمت شکست می برم، ولی ما جنگیدیم، ۴ شبانه روز، من با تمام وجود باور داشتم که پیروزی ممکنه و درست فکر می کردم، نمی گم هیچ وقت اشتباه نمی کنم، ولی دقیقا به همون اندازه به این توافقنامه ی صلح باور دارم ... یک بار دیگه بهم اعتماد کن، استدعا می کنم این دیوونگی رو تموم کنی»

سمیر: «... (کاری که می کنی) یک عذرخواهی رسمی از تک تک شهروندان کامستان، التماس می کنی به خاطر خیانتت بخشیده بشی و این توافق نامه صلح رو تقبیح می کنی»

رییس جمهور حسن: «امکان نداره، هیچ وقت این کار رو نمی کنم»

 

سمیر: «به مردم بگو اشتباه کردی، کفاره گناهانت رو گردن بگیر مگرنه شروع می کنم به قطع کردن اعضای بدنت»

رییس جمهور حسن: «این صلح یک جوری اتفاق میافته و برای آدمایی مثل تو جایی برای مخفی شدن باقی نمی مونه

سمیر: «این صلح همین جا کنار تو می میره»

رییس جمهور حسن در مسیر فراهم کردن زمینه های صلح تنهاست؛ برادر، رییس تیم حفاظتی، ارتش، مأموران مخفی کامستان و ... همه مخالف او هستند. مخالفانش او را پس از بازگشت به کامستان به علت امضای این توافقنامه صلح تکه تکه خواهند کرد و در عین حال رییس جمهور حسن در کامستان رهبری توانا و مدبر است که توانسته است پارلمانی لجوج و جنجالی را دور هم نگه دارد.

 

رییس جمهور حسن رهبری است که تا مدت ها مانند او پیدا نخواهد شد، به همین علت است که در ابتدای فصل هشت، رییس جمهور ایالات متحده، الیسون تیلور به وزیرامورخارجه دستور می دهد نظر موافقت عمر حسن را درباره بازرسی ها جلب کند.

 

تیلور: «یه جوری چیزی که می خواد رو بهش بده، این مرد رهبریه که تو هر دوران یک بار گیر میاد، همین الان هم حمایتش رو  از سازمان های تروریستی قطع کرده و به طور خصوصی هم داره از راه حل ایجاد دو کشور(فلسطینی - اسرائیلی) دفاع می کنه، چقدر دیگه می تونیم انتظار داشته باشیم که خودش رو به خطر بندازه؟»

 

رییس جمهور تیلور: «اصلا امکانش هست شخصی که جانشین حسن میشه کسی باشه که بتونیم باهاش معامله کنیم؟»

کنین: «قانون اساسی کامستان در بحث جانشین قدرت ابهام داره، اصلا مشخص نیست چه کسی جایگزینش بشه. در ضمن حسن توی دولت خودش هم به زحمت تونست اتفاق نظری ایجاد کنه، مردی با جذبه و تعصب اون لازم بود که بتونه این کار رو بکنه، ببخشید که انقدر منفی هستم خانم رییس جمهور ولی باید واقع بین باشیم ... بدون حسن، نمی تونه صلحی وجود داشته باشه»

هم مقامات امریکایی و هم روس ها و هم تروریست ها تصور می کنند که با مرگ رییس جمهور حسن ، فرایند صلح نیز از بین خواهد رفت، در حالیکه این روند با مرگ او متوقف نمی شود.

 

۲-۱- دالیا حسن

همانگونه که پیشتر اشاره شد، همسر رییس جمهور حسن یعنی دالیا حسن، نماد تفکر سنتی و نسل قدیم حاکم بر جمهوری اسلامی کامستان است که رییس جمهور حسن مدت هاست از آن فاصله دارد. دالیا در گذشته از عمرحسن حمایت های روحی فراوانی کرده اما امروز و پس از گرایش رییس جمهور حسن به تفکر غربی در نماد زن روزنامه نگار، رفتار سردی با او دارد. دالیا در نیمه اول فصل کنش چندانی ندارد، مگر زمانی که جان دخترش به خطر افتاده، که در آن زمان به رییس جمهور حسن اصرار می کند تا فایل امنیتی مورد نظر تروریست ها را در اختیار آنها قرار دهد.

البته دالیا حسن پس از دیدن شجاعت رییس جمهور حسن و همچنین بازگشتش به سمت زندگی مشترک و البته پس از اصرار جاموت و رییس جمهور تیلور، قبول می کند که جانشین همسرش شده و توافقنامه را امضاء کند. گویی جمهوری اسلامی کامستان یک قبیله یا کشوری کوچک است که فاصله مرگ رییس جمهور حسن تا تایید ریاست جمهوری دالیا حسن توسط پارلمان کامستان و راهپیمائی های خیابانی در حمایت از وی و مجبور کردن شورای نگهبان به تایید چنین انتخابی، از یک صبح تا ظهر تجاوز نمی کند.

 

رییس جمهور تیلور: «خانم حسن همون طور که می دونید حدود یک ساله که من و شوهرتون کار می کردیم تا این توافقنامه صلح به واقعیت تبدیل بشه، در این مدت من دیدم که اون چه جور رهبری بود، اون با شرایط سختی جنگید تا یک پارلمان لجوج و جنجالی رو کنار هم جمع کنه ولی حالا که اون رفته کشورتون به غوغا کشیده میشه»

دالیا حسن: «من از چالش هایی که باهاشون روبرو هستیم مطلعم، چرا دارید اینها رو بهم می گید؟»

رییس جمهور تیلور: «مشخصه که یک نفر باید فرماندهی دولت کامستان رو به عهده بگیره، کسی که به همون آرمان ها و اصولی که عمر حسن بهشون معتقد بود، اعتقاد داشته باشه و کسی که قدرت اون رو داشته باشه، وزیر جاموت اعتقاد داره که اون فرد باید شما باشید»

جاموت: «فقط من همچین اعتقادی ندارم، با هیات نمایندگانمون به علاوه ی بقیه اعضای کابینه مون در کشور صحبت کردم، شما بهترین هستید، تنها فرصت واقعی ما برای حفاظت از دولت و از هدف شوهرتون هستید»

دالیا حسن: «تو دیوونه شدی! من اصلا سیاستمدار نیستم»

جاموت: «ولی همسر شهید هستید و تاریخ ثابت کرده این موضوع خیلی از سیاستمدار بودن تاثیر بیشتری داره، شما همیشه بین مردم محبوب بودید، اکثریت قاطع مردم صلح می خوان، اون ها دور شما جمع می شن برای شورای نگهبان راهی نمی مونه جز اینکه شما را به عنوان جانشین رییس جمهور به رسمیت بشناسه»

(The Council of Guardian will have no choice)

دالیا حسن: «تو خیلی من رو دست بالا گرفتی جاموت»

رییس جمهور تیلور: «می فهمم که فکر کردن به این کار خیلی سخته علی الخصوص الان که عزادار هستید ولی بدون شخصیت وحدت بخشی که کشورتون رو کنار هم نگه داره هر چیزی که شوهرتون براش کار کرده بی فایده میشه»

دالیا حسن: «خانم رییس جمهور، زندگی مشترک من با عمر اصلا بی نقص نبود، برای مدت خیلی طولانی مشکلات زیادی داشتیم،

رییس جمهور تیلور: «من خیلی خوب می دونم که چقدر سخته که یک ازدواج در زندگی سیاسی دوام بیاره»

دالیا حسن: «ولی تو تموم این مدت من دوستش داشتم و مثل اون مشتاق روابط بهتر با غرب بودم، اگر خواست مردمم این باشه و خواست دولتم، من جای همسرم رو در کنفرانس صلح می گیرم»

 

طرح موضوع شورای نگهبان و مجبور ساختن این نهاد به پذیرش یک زن به در مقام ریاست جمهوری اسلامی کامستان در حالی صورت می پذیرد که انتخاب دالیا حسن و رفتار سنجیده ی او پس از این اتفاق، خالی از انگاره های فمینیستی نیست؛ به ویژه آنکه دالیا حسن، نخستین زن رییس جمهور کامستان بوده و هنگام نمایش حمایت خیابانی مردم کامستان از انتخاب دالیا، تصویر جمعی از زنان با ظاهر زنان مسلمان نشان داده می شود.

 

 

 

البته نکته جالب این است که رییس جمهور حسن در زمان حیاتش به شدت از طرف مردم سرزنش می شود، اما پس از شهید شدن وی در مسیر تحقق آرمان امریکایی و انتخاب دالیا حسن، اکثریت مردم جمهوری اسلامی کامستان طرفدار صلح می شوند!

 

 

 

خبرنگار: «خانم حسن، خواهش می کنم اجازه بدید تسلیت خودم رو به خاطر ضایعه ی شما ابراز کنم، خبر فوت ایشون در جمهوری اسلامی چه بازخوردی داشته؟ و آیا مردم اونجا عموما از تصمیم شما برای جایگزینی ایشون به عنوان رییس جمهور حمایت می کنن؟»

دالیا حسن: «من اطمینان دارم که بیشتر کشورم از من حمایت می کنند، اونهایی که حمایت نمی کنند، احتمالا از ابتدا با سیاست های همسرم پشتیبانی نمی کردند.»

خبرنگار: «و برنامه شما بعد از امضای معاهده چیه؟»

در حال حاضر من دارم تمام تلاش هام رو متمرکز می کنم روی تمام کاری که همسرم در رابطه با این توافق نامه شروع کرده، ولی می خوام برگردم به کامستان و جسد طبق آیین ها غسل و کفن بشه ....»

دالیا حسن که عمیقا به تلاش رییس جمهور حسن در مسیر صلح اعتقاد دارد، پس از رسیدن به ریاست جمهوری، موفق ظاهر شده و به عنوان اولین رییس جمهور زن جمهوری اسلامی کامستان و همچنین زنی که هیچ سابقه سیاسی نداشته است، در نخستین تجربه خود به خوبی از عهده آداب دیپلماتیک و سخنرانی هایی که باید انجام دهد، بر می آید.

 

رییس جمهور حسن: «همش برای یک معاهده صلح که ممکنه هر لحظه از هم بپاشه، وقتی برگردیم خونه دشمنام منتظرم هستند.»

دالیا حسن: «با وجود همه ی اتفاقاتی که افتاده یک چیز هست که من هیچ وقت بهش شک نکردم ... اینکه کاری که تو داری اینجا می کنی، خیر مطلقه. تو هم باید قوی باشی»

 

دالیا حسن: «... و با اینکه امروز دست سرنوشت مانع حضور شوهرم در زمان نتیجه دادن تلاش های زندگی اش شده است، می دانم که او در این لحظه ما را زیر نظر دارد، به پایین می نگرد و ما را هدایت می کند. در حالی که ما گام های آخر خود را به سمت این توافق نامه ی تاریخی بر می داریم، ... کسی که راستی و شجاعت اخلاقی اش در طول روند طولانی این مذاکرات خلل ناپذیر بوده است، او(تیلور) کسی که همسرم به وی اعتمادی مطلق داشت و من می خواهم این مسئله را روشن کنم که تلاش های ایشان و تلاش های دولت ایالات متحده برای نجات همسرم کاملا قهرمانانه بودند. شوهر من بی نقص نبود، هیچ کدام از ما بی نقص نیستیم، اما او اندیشه ای بی نقص در قلبش به همراه داشت: «این اندیشه که صلح امکان پذیر است، باشد که امروز، در آخرین زندگی اش تمام دنیا کنار هم جمع شوند و ثابت کنند که او درست فکر می کرد.»

 

با این همه شاید یکی از مهمترین موضوعات در مورد ریاست جمهوری دالیا حسن، موضوع حجاب  او است، حجابی که تنها در مراسمات رسمی سازمان ملل وجود دارد و اگرچه در نیمه ابتدایی فیلم در راهروهای سازمان ملل نیز به چشم می خورد، اما پس از انصراف دالیا حسن از رفتن با هواپیما در پی مفقود شدن دخترش، کایلا، این حجاب به جز رویدادهای رسمی انتهای داستان، هرگز مشاهده نمی شود و البته رییس جمهور حسن نیز تا زمان زنده بودن خود، کوچکترین اعتراضی نسبت به این موضوع ندارد. می توان گفت نزدیک شدن دوباره عمر حسن و دالیا در زمان نجات جان کایلا به عنوان نماد نسل جوان کشور،  محصول دو چیز است؛ نخست آنکه رییس جمهور حسن قید خبرنگار غربی به عنوان نماد تفکر غربی را زده و دیگر آنکه دالیا نیز بخشی از تفکرات سنتی اش را که نماد آن حجاب است، کنار گذاشته و نوعی تجدد را بر خود مستقر ساخته است.

به عبارتی دیگر سعی مبرم بیست و چهار در ترسیم و طرح موضوع حجاب به عنوان موضوعی غیر عقیدتی و ایدئولوژیک در حالی است که به موازات آن حجاب به عنوان پوشش تشریفاتی و لباس مورد استفاده ی زنان مسلمان در مراسات رسمی تعریف و معرفی می گردد.

۲-۲- کایلا حسن

دختر رییس جمهور حسن، یعنی کایلا حسن به صورتی کاملا محسوس نماد نسل جوان جمهوری اسلامی کامستان است که پدر و مادر، هر دو نگران او بوده و سرانجام هنگام یافتن او، برای بار دیگر به هم نزدیک می شوند.

کایلا حسن به عنوان نماد نسل جوان، مدت هاست عاشق و دلباخته طارن، در جایگاه نمادی از تفکر خشونت طلب و تندرو، شده و برای رسیدن به طارن از پدرش دل می کند. او حتی زمانی که به وسیله طارن متوجه دستور پدرش مبنی بر دستگیری خانواده جاموت توسط وزارت امنیت می شود، به شدت به پدرش اعتراض می کند.

 

اما کایلا حسن بالاخره پس از مواجه شدن با چهره واقعی طارن به عنوان نماد تفکر تندرو و مسلمان انقلابی کامستانی که سی.تی.یو تروریست بودن آن را تایید کرده است، در برابر پدر به اشتباهات خود اعتراف کرده و به عقاید پدر ایمان می آورد.

البته در ادامه و پس از شهادت رییس جمهور حسن در مسیر آرمان های امریکایی، کایلا حسن پس از مشاجره ای که پیرامون قبول کردن مسئولیت امضای توافقنامه و در پی آن به خطر افتادن جان مادرش با او دارد، در نهایت در این مسیر با مادر خود، دالیا حسن همراه شده و به این ترتیب نسل و تفکر قدیم و جدید جمهوری اسلامی کامستان در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته اند، از خشونت هموطنان تندرو خود ابراز تنفر کرده و صلح را می ستایند.

 

دالیا حسن: «من همش فکر می کنم مردم منو به دنبال قدرت بودن متهم کنن، به سوء استفاده از مرگ شوهرم»

جاموت: «باز هم بعضی مردم ممکنه این طور برداشت کنن»

کایلا حسن: «یادتونه بابا چی می گفت؟ می گفت بهترین راه برای دفع سوء تفاهم مردم اینه که مستقیماً راجع بهش حرف بزنی»

کایلا حسن: «چطور این همه آدم می تونن با خشونت باهاش مبارزه کنن؟»

دالیا: «بعضی آدما این قدر توی وحشت و نفرتشون غرق شدن که .... صلح تهدید آمیزترین چیزیه که می تونن تصورش رو بکنن»

 

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.