سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۳

ماجرای دوبله فیلم‌های غیرمجاز در یک سایت غیر مجاز/ خواندنی درباره دوبله فیلم در لنز ایرانسل

امیر هوشنگ زند

سینماپرس: «امیر هوشنگ زند» گفت: وقتی GEM کارهایش را به مالزی منتقل کرد، تعدادی از جوانانی که جزء انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم بودند جذب این شبکه شدند و رفتند.

امیر هوشنگ زند از هشت سالگی و از سال ۱۳۴۰ وارد حرفه دوبله شد. او در دوبله نخستین انیمیشن، پسر دریا حضور داشت. زند فارغ التحصیل مدرسه لندن  و هم چنین مدرک فیلمسازی‌اش را از انستیتوی هنر سان فرانسیسکو دریافت کرده است. به زعم بسیاری از کارشناسان، دوبله فیلم «پالپ فیلکشن» به کارگردانی کوئینتین تارانتینو، یکی از ده شاهکار تاریخ دوبله ایران است که مدیریت دوبلاژ آن به عهده امیر زند بود. او در مقام مدیر دوبلاژ سریال‌ها متفاوتی را با کیفیتی قابل اعتنایی نظیر خانه پوشانی، لیست سیاه و بریکینگ بد را  در شبکه نمایش خانگی دوبله کرد. بخش نخست گفتگو با زند به حواشی جدایی او از انجمن گویندگان جوان و همکاری با گویندگانی که در تهران با شبکه GEM همکاری می‌کردند اختصاص داشت و در بخش دوم درخواهیم یافت دوبله درجه یک ایرانی، چرا در احتضار به سر می‌برد. این مصاحبه بی‌تردید بدون سانسورترین گفتگوی امیر زند است.

*یکی از دلایل انشعاب شما از انجمن به مسئله سینا زند مربوط نمی‌شود؟ چون در دوبله نوجوان­‌گو نداریم اما سینا نوجوان‌گوی فوق العاده‌ای است و به عنوان یک گوینده جوان بارها نادیده گرفته شد.

کودک‌گو هم نداریم، تمام خانم­‌ها هستند که دارند جای پسر بچه‌ها حرف می‌زنند. سینا آخرین کودکی بود که از ۷ سالگی وارد این حرفه شد، یعنی به محض اینکه مقطع اول دبستان را تمام کردم او را آوردم که شغل پدرش را یاد بگیرد که به دردش هم خورد.

* سینا سال ۹۱ از ایران خارج می­شود و به مالزی می‌رود با شبکه GEM همکاری می­‌کند، رفتن سینا برای شما گران تمام نشد؟

نه تجربۀ خوبی برای او بود، به نوعی او را تشویق هم کردم که اگر می­شود برو.

*آنهایی هم که با شما کار می­­‌کردند سیناهایی بودند که دلشان نمی­‌خواست از ایران بروند ولی فضای کار نداشتند.

قضیه سینا کاملا فرق می‌کند، به سینا هم به خاطر من بی­‌مهری شد. حتی یک لیست زمان آقای قنبری تهیه کردند. آن زمان من با بچه‌­های بیرون از انجمن کار نمی‌­کردم،  ولی به واسطۀ اینکه من همیشه با سیاست انجمن در قبال تلویزیون مخالف بودم، همیشه یک جبهه‌­­گیری­‌هایی علیه من وجود داشت که در یک دوره حتی نام من و سینا در لیست گویندگان که به آنها برای گویندگی تلفن می­‌کنند، از قلم افتاده بود، دیگر از این بی­‌مهری و توهین بیشتر نمی­‌شد!

 *شما گفتید این دوبله برای کشور ما منافعی دارد، من احساس کردم بچه­‌هایی که به GEM می­‌روند این منافع را با خودشان می‌­برند.

 وقتی GEM کارهایش را به مالزی منتقل کرد، تعدادی از جوانانی که جزء انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم بودند جذب این شبکه شدند و رفتند. آقایان (علی. ع)، (م) و گوینده‌های دیگری رفتند و جذب آنها شدند. در صورتی که اگر شرایط مساعدتر بود، این اتفاق نمی‌افتاد.  البته یک چیزی هم وجود دارد، کلاً در ایران دستمزدها برای دوبله خیلی خوب نیست، یعنی اصلاً قابل قیاس با سایر کشورها نیست حتی ترکیه، در صورتی که کیفیت دوبله ما خیلی بالاست. دوبله ما در دهه ۴۰ شماره ۱ دوبلۀ دنیا بود. این را ما نگفتیم و خودمان چنین لقبی به خودمان ندادیم که آقای کدخدازاده (مدیریت سابق امور دوبلاژ) دائما می‌گفتند که چطور شد به چنین نتیجه‌ای رسیدید! آقای کدخدازاده خیلی از دوبلورها خوشش نمی­‌آمد. از طرفی دوبله متمرکز اصلاً چیزِ خوبی نیست اما او  با چند نفر بده بستان داشت و به آنها نزدیک بود، ایشان می­‌گفت اینکه گفتند دوبله دنیا شماره ۱ دنیا بود از کجا آمده!؟ من همانجا برایش  توضیح دادم در آن زمان (دهه چهل و پنجاه) کمپانی­‌ها در ایران نمایندگی داشتند و برای سرکشی و نظارت فیلم‌­ها، گاهی می­‌آمدند و اینها فقط ایران نمی‌­آمدند، فرانسه و مصر و سایر کشورها هم می‌­رفتند. آنها هم گفتند و آنها مقایسه می­ک‌ردند می‌­گفتند اینها با دستگاه­‌هایِ دست­‌ساز خیلی بدوی، چگونه این دوبله‌های درخشان را انجام می‌­دهند!؟ یعنی واقعاً چیزی از دنیا کم نداشتیم، ولی دستمزدها اصلاً قابل قیاس نیست، قیمتی که من برای دوبله از اسپانیا سال ۲۰۰۰ هزار داشتم، صد هزار دلار برای دوبله یک فیلم سینمایی بود.

* در سال ۹۷ چقدر دوبله یک فیلم سینمایی در ایران چقدر تمام می­‌شود؟

خیلی بخواهد زیاد باشد  میانگین ۳۵۰۰ تا ۳۷۰۰، حالا ممکن است چند تا هنرپیشه درجه را بیاورند ممکن است به ۵، ۶ میلیون هم برسد این دیگر سطح بالای آن محسوب می‌شود اما با قیمت ‌های رسمی در دوبله دنیا قابل قیاس نیست.

* حقوق یک دوبلور جوان که  از ۹صبح تا ۹ شب برای گفتن چند جمله در استودیو می‌نشیند از   ۷۰ بیشتر نمی‌شود. این جوان باید در چند دوبله حضور داشته باشد که حقوقش به ۱ میلیون تومان برسد؟

اصلاً حرفش را نزنید، تازه کسانی که جذب تلویزیون شدند یک مدت باید برای تلویزیون بیگاری کنند. اجازه ندارند چند سال بیرون کار کنند و در تلویزیون هم حسابی از آنها کار می­‌کِشند.

*اگر بخواهیم مدیریت امور دوبلاژ را بعد از آقای کدخدازاده بررسی کنیم، کسانی که وارد این بخش شدند آیا واقعاً تخصص کافی در حوزۀ دوبله داشتند؟

تنها کسی که خیلی به دوبله علاقه داشت و برای پیشکسوتان دوبله خیلی احترام قائل بود آقای میلانی بود. آقای میلانی یک دوره آمد، ولی چون با مدیریت آن زمان نتوانست کنار بیاید، استعفا داد و رفت بعد دوباره سال ۸۹، ۹۰ (دقیق یادم نیست) از ایشان دعوت کردند. زمانی که او مدیریت امور دوبلاژ را بر عهده گرفتند، من با تلویزیون کار نمی­‌کردم. دوران آقای بزرگی بود که به من پیشنهاد داده شد تا به یک گروه ۹، ۱۰ نفره از دانشجویان نیجریه‌ای که می­خواستند دوبله یاد بگیرند و آموزش ببینند، آموزش بدهم و یک مدت کوتاه  برای آنها دوره آموزشی گذاشته بودند. از من دعوت کردند تا به آنها تدریس کنم. یک هفته به من وقت دادند تا یک برنامه تهیه کنم، گفتم چرا زودتر این کار را نکردید!؟ گویا ابتدا با آقای تهامی هماهنگ کرده بودند، آقای تهامی (ابولحسن) هم به دلایلی نتوانسته بودند بروند و بعد به من پیشنهاد کردند. من رفتم یک برنامۀ ۴۵ روزه هم عملی و هم تئوری برای آنها درست کردم و در برنامه شما و سیما کارِ ما با این دوستان پخش شد، چقدر بچه‌­های بااستعدادی بودند و چقدر زبان­شان شیرین و خوش­ آهنگ است و خیلی کاربرد داشت و خروجی کارشان خیلی خوب انجام شد.

*چرا دوبلۀ ایران دیگر بهترین دوبله نیست؟

چه بگویم؟ البته واضح است آن زمان اینقدر فیلم زیاد نبود، سریال تا این حد زیاد نبود. برای دوبلۀ فیلم وقت گذاشته می­‌شد، ممکن بود هفته برای دوبله یک فیلم وقت بگذارند. آن اوایل خیلی طول می­کشید تا یک فیلم دوبله شود. به هرحال برای دوبله فیلم خیلی وقت گذاشته می­‌شد. شاید یک دلیل این بوده که کیفیتِ خوبی داشته و یک دلیلش سرعت کار و حجم زیادِ فیلم است که گویندگان مرتب باید این طرف و آن طرف بروند. شاید این سرعتِ زیاد کار و عجله‌­ای که در انجام کارهاست باعث شده کیفیت کار پایین باشد.

* ولی باز با این حال از داخل آنها لیست سیاه درمی­‌آید یک سریالی با کیفیتِ ترازِ دوبلۀ ایران.

یک دلیل دیگر مدیران دوبلاژند، آنطور که باید و شاید روی دیالوگِ فیلم وقت نمی­گذارند. یادم است خدا رحمت کند آقای شرافت را، آقای شرافت هیچ وقت نمی­‌گفت من باید بروم خانه سینک بزنم - سینگ زدن یعنی هماهنگ کردنِ دیالوگ‌­ها و گفتار فیلم با لب، به این می­‌گویند سینگ یعنی همزمان و هماهنگ کردن دیالوگ­ها- آقای شرافت می­گفتند می‌­روم دیالوگ بنویسم یا مدیر دوبلاژهای خیلی قدیمی و پیشکسوت همیشه می­گفتند می­روم دیالوگ بنویسم. چون فیلم ترجمه می­شود و می‌­آید زیر دست مدیر دوبلاژ. مدیر دوبلاژ موظف است روی ترجمه کار کنند. شاید یک دلیل بی­کفیت بودن دوبله­‌ها این است که بعضی از مدیر دوبلاژها شاید حتی نمی­دانند موضوع فیلم چیست! همین طور دیالوگ را می­‌گذارند زیر بغل­شان و ۴ تا خط هم علامتِ هماهنگی و سینگ می­زنند و فیلم را می­آورند. الان تعداد مدیر دوبلاژهای انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم شاید بیشتر از گویندگان است، یعنی همه مدیر دوبلاژ شدند! اما مدیر دوبلاژی یک ضوابطی دارد.

* دانستن زبان انگلیسی یا زبان دیگری.

در اساسنامه نیست ولی باید باشد، باید موظف شوند حداقل باید به یک زبان خارجی مسلط باشند، به یک فرهنگ خارجی آشنا باشند و آن را بشناسند اما متاسفانه اینگونه نیست. الان ما تمام امکانات را داریم که بتوانیم دوبلۀ خوب ارائه بدهیم هم دستگاه­های خوب داریم، استودیوهای خوب داریم و دیگر به لحاظ فنی بهانه نداریم، نیروی انسانی خوب داریم و می­توانیم دوبله خوب انجام بدهیم. اما مشکل دیگری که وجود دارد و می‌تواینم به آن اشاره کنیم، انگیزه است. بعضی­ها جذب این کار شدند ولی انگیزه و استعدادِ لازم را ندارند، بنا به دلایلی در فیلم­‌ها حضور دارند و این کمی تولید اشکال می­کند.

* توقف اکران فیلم خارجی در دهه ۶۰ به سینمای ما خیلی لطمه وارد کرد.

خیلی.

* انوار رئیس سازمان سینمایی وقت رفت پشت میزش نشست و گفت: شما کمونیست­ها می­خواهید با این فیلم­ها تبلیغ کمونیسم کنید و ما اجازه نمی­دهیم این کار را بکنید.

* وقتی فیلم آمریکایی را ممنوع کردند فیلم­های سایر کشورها در دهه شصت نمایش داده می‌شد، ولی مدیریت وقت آن زمان با این مساله مخالف داشت، مخصوصاً آقای انوار.

اصلاً یک نوع نگاهِ از بالا به پایینی به ما داشت و این نگاه اِعمال می­شد. به هر حال، کسانی، در این عرصه داشتند فعالیت می­کردند و فیلم دوبله می‌­کردند. بیشتر فیلم­­های آن موقع هم کمونیستی بود که مجبور بودیم تا حدودی یک مقدار آن تندی­اش را از آن بگیریم، خیلی جاها می­گفتند مثلاً پرچم سرخ را دربیاورید. می‌­گفتیم چَشم. فلان جای فیلم ستاره سرخ است سرباز و انقلابی بودند می­‌جنگیدند، می­‌گفتند دربیاورید. می‌­گفتیم: چشم. بعد یکبار یکی از فیلم­‌هایی که ما دوبله کردیم روسی بود.

 اصلاً آن را رد کرده بودند، هر اشکالی را که گرفته بودند برطرف کردیم، جمله‌­ها را عوض کردیم، سانسورش کردیم، همه کار کردیم چون روی آن یک سرمایه‌­گذاری شده بود. من خیلی به مدیر کل مراجعه کردم تا یک روز وقت گرفتم که آقای انوار را ببینم. نشسته بودم که آقای انوار وارد اتاق شد. من بلند شدم و سلام کردم. او جواب سلام من را نداد و رفت پشت میزش نشست و گفت: شما کمونیست­ها می­خواهید با این فیلم­ها تبلیغ کمونیسم کنید و ما اجازه نمی­دهیم این کار را بکنید. به من خیلی برخورد. آن زمان هم سی و یک، سی دو سال هم بیشتر سنم نبود. گفتم اولاً تو باید جواب سلام بدهی. ثانیاً تو از کجا می­دانی من کمونیستم؟ مگر می­توانیم از جای دیگر فیلم بیاوریم؟ مجبوریم همین چیزهایی که موجود است را دوبله کنیم و به شما نشان بدهیم. یک چیزی گفت و من هم یک دَری وَری گفتم و گفتم مردک حرف دهانت را بفهم... که یک آقای افضلی­ نامی بود، مردم خوبی بود، خیلی مودبانه از من خواست از اتاق بیرون بروم و از آقای انوار هم خیری به ما نرسید. خیلی اذیت شدیم، از سوی معاون وزیر آن زمان وقتی با چنین برخوردی مواجه می­شوید، کارِ دیگری نمی­توانید بکنید!

*وزیر وقت ارشاد آن زمان گفتند ویدیو ام‌الفساد است و ممنوع است و آنجا ما اولین طعمِ ورشکستگی را چشیدیم

*فیلم­‌های روسی و کره شمالی در آن زمان خیلی خوب در سینما دیده می­‌شد.

بله دختر گل­فروش رکورد شکاند و با بلیط ۱۰ تومانی رکورد زد. فیلم سیاه و سفیدی بود و رنگی هم نبود. این فیلم را آقای اعتمادی وارد کرد. او فیلم کره‌­ای از کره شمالی وارد کرد و آورد، معرفِ سینمای کره آقای اعتمادی بود. ما سالها فیلم می‌­گرفتیم و می‌­آوردیم دوبله می­‌کردیم، یعنی آقای اعتمادی این کار را می­‌کرد من هم کنارشان دوبله می­‌کردم و استودیو را هم با هم ایجاد کرده بودیم. این فیلم‌­ها در استودیوی ما دوبله می­‌شد و بعد هم مجبور شدیم آن استودیو را با اینکه سرمایۀ زیادی صرف آن کرده بودیم بهم بزنیم، چون فیلم­‌های ویدیو دوبله می­کردیم، وزیر وقت ارشاد آن زمان گفتند ویدیو ام­الفساد است و ممنوع. در آن مقطع ما  اولین طعمِ ورشکستگی را چشیدیم. ولی بعد باز ادامه دادیم تا سر داریم، سر می­‌شکنیم و هنوز هم داریم سر می‌شکنیم.

* اگر اکران فیلم خارجی ادامه پیدا می‌­کرد چه؟

 خیلی خوب بود، اصلاً چه معنی دارد در آن زمان یک عده خیلی کوچک برای ۴۰، ۵۰ میلیون جمعیت تصمیم بگیرند از بنیاد فارابی و تهیه ­کنندگان سینمای ایران که فیلم خارجی ممنوع و در سینماها اکران نشود!؟ چرا؟ و این باعث افتِ کیفیت فیلم­ها هم شد وقتی رقابتی وجود نداشته باشد این اتفاقات می­‌افتد چه بسا سیرِ صعودیِ سینمای ایران به سوی کمال. شاید اگر کنار فیلم ایرانی، فیلم خارجی هم اکران می‌شد، رشد سینمای ایران سریع­تر اتفاق می‌افتاد. متاسفانه این اتفاق نیفتاد و فرهنگ سینما رفتن از بین رفت.  من یادم است حتماً پنجشنبه­‌ها با دوستانم می­­‌رفتیم سینما و یک فیلم خوب می‌­دیدیم و این روند می‌توانست ادامه پیدا کند. اکران‌ ها فیلم‌های خارجی حتی در دوران جنگ، بیشتر به مردم روحیه می‌­داد و فیلم­‌های خیلی خوبی وجود داشت و مردم استقبال می‌­کردند. ولی طوری شد که مردم با سینما قهر کردند، سینما را به عنوان یک تفریحی که حتماً باید انجام بدهند دیگر نمی‌­دیدند. در صورتی که خیلی سینما رفتن در آن زمان ارزان بود الان شاید برای برخی از اقشار جامعه گران باشد که با خانواده بروند فیلم ببینند.

* بعد از دستگیری tinymovies دادسرای فرهنگ و رسانه با شما تماس گرفت و شما را احضار کردند، دلیلش چه بود؟ آیا شما هم با تاینی مووی همکاری داشتید؟

خیلی برای من عجیب بود که چرا من!؟  داستان tinymovies، یک چیزی شبیه GEM بود. بعد از چند سال فعالیت فهمیدند، چه اتفاقی دارد می‌­افتد... در صورتی که مسئولین امر حتماً می­‌دانستند، این اتفاق دارد می­‌افتد و این فیلم‌­ها دارد در یک استودیوی بخصوصی دوبله می­‌شود. این فیلم‌­ها در آن استودیو دوبله می‌­شود و بلافاصله در tinymovies پخش می­‌شود. آن هم با دوبلۀ اختصاصی، لیستِ گویندگان آن را هم می­‌نوشتند. خیلی برای من عجیب بود، این کار دو سال داشت انجام می­شد، خیلی هم با افتخار  مدیر دوبلاژ و عوامل دوبله را که از اعضای انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم هستند را درج می‌کرد. حالا چگونه ممکن است چنین داستانی دو سال ادامه پیدا کند و هیچ اتفاقی هم نیفتد!؟ می­‌دانید تاینی مویی فیلم­ها را بدون سانسور پخش می­کرد  و این خیلی عجیب بود، جاهایی که صحنه­دار بودند را دوبله نمی­کردند، ولی زیرنویس می­گذاشتند و همچنان با افتخار می­نوشتند دوبلۀ اختصاصی tinymovies و وقتی جلوی آن را گرفتند و باصطلاح گَندش درآمد یک عده را احضار کردند.

 البته ریختند داخل آن استودیو و جلوی کار آنها را گرفتند ولی ۲۴ ساعت فقط تعطیل بود و اتفاق خاصی برای کسی رخ نداد. بین کسانی که دادسرای فرهنگ و رسانه احضار کردند، یکی من بودم که نه ته پیاز بودم و نه سر پیازم. خودم اعتراضِ شدید به این موضوع داشتم و مدام اعتراضم را بیان می­‌کردم؛ من برای چه؟ در خیابان جمهوری بودم و خیلی هم کار داشتم، یکدفعه از آن خط­‌هایی که شماره نمی­‌افتد به من زنگ زدند و با لحنی بدی از من خواستند که فردا ساعت ۱ بیایید دادگاه فرهنگ و رسانه! من خیلی پای تلفن عصبانی شدم و گفتم کاری نکردم و گفت: اگر نیایید برای شما بد می­شود. من هم گفتم طلا که پاک است چه منتش به خاک است! من فردا نمی­­‌آیم، خداحافظ. بعداً فهمیدم دو تا از بچه‌­های جوانی که خارج از انجمن کار می­کنند آنها را هم خواسته‌اند، گفتم حالا که این دو نفر را هم خواستند، نگذارم اینها تنها بروند و یک پیشکسوت هم با آنها برود و خودم هم کنجکاو شده بودم که ببینم داستان چیست. من رفتم و دو دوست جوان من هم آنجا بودند. در را باز کردم و ما رفتیم داخل نشستیم، تا ما را برای بازجویی صدا کنند، تلفن زنگ خورد آن مسئولی که آنجا نشسته بود گفت آقای زند حاج آقا با شما کار دارند؟ تلفن را گرفتم یک آقای خیلی خوش­‌مشربی بود، با خنده و شوخی گفت آقای زند شما که گفتید نمی­‌آیم؟ گفتم دیدم این همکاران جوانِ من هستند، من هم باشم! گفت نه نیازی نیست شما برو، اگر نیازی شد خبرت می­‌کنیم. یعنی خودشان فهمیدند من اصلاً نباید آنجا حضور پیدا می­‌کردم اصلاً کاری نکرده بودم.

می­­‌خواهم عنوان کنم استودیویی که دوبله‌های تاینی مووی در آنجا انجام می­‌شد، نه تنها با آن برخوردی نشد، نه تنها تذکری داده نشد، بلکه عواملی که آن فیلم­ها کار کرده بودند، انگار جایزه‌­شان این بود که به کارشان ادامه بدهند بدونِ حتی یک تذکر. من مانده‌ام با این سیاست­‌های یک بام و دو هوا.  اصلاً چطور می­‌شود اینطوری ادامه پیدا کند!؟ یک عده از یک کارِ غیرقانونی حسابی منتفع شوند و از آنها نپرسند که چه کسی این فیلم‌­ها را به شما سفارش داده است؟ tinymovies بالاخره یک عاملی داشت و گویا با آن عامل هم یک برخوردی کردند، ولی همه را رها کردند و اصلاً هیچ.

اگر این‌طور است ما می‌­توانیم برویم کار کنیم؟ اگر قرار باشد حتی تذکری هم در کار نباشد پس همه می­توانند بروند با کانال­های ماهواره­ای و شبکه­‌های غیرمجاز کار کنند!؟ این واقعاً برایم سوال است.

مثلاً به درستی وزارت ارشاد یک بخشنامه‌­ای داده است که شرکت­های اینترنتی که فیلم و سریال دوبله می­کنند، بدون خریدِ حقِ پخش فیلم ها، اثری را دوبله نکنند. ارشاد به درستی چنین بخش­نامه­‌ای داد که اینها موظف شدند حق پخش­‌ها را بخرند مثلاً شرکت آینه جادو کاملاً رعایت کرده و می­‌دانم و خیلی وقت است فیلم دوبله نمی‌­کنند تا بتوانند از این مرحله عبور کنند و رویالیتی را بخرند. یک شرکت دیگری هم به تازگی از طرف ایرانسل وارد گود شده است، اپلیکیشنی معروف به لنز ایرانسل و دارند کار می­‌کنند بدون رعایت این بخشنامه ارشاد.

چپ و راست فیلم و سریال کار می‌­کنند و تعدادش هم خیلی زیاد است با قیمت خیلی خیلی پایین. یعنی کاری که من در بیرون از انجمن گویندگان شروع کردم، تا جوانان بیرون کار کنند و قیمت­ها را به سطح منطقی و ایده­‌آل برسانیم. تمام این سال­ها با این همکاران زحمت کشیدیم، اما  اپلیکیشن لنز که متعلق به ایرانسل است، یک مناقصه برگزار کرد و در این مناقصه کمترین قیمت برنده ­شد تا فیلم­ها را دوبله کنند. آقایی که در مناقصه لنز ایرانسل برنده شد از  GEM  به ایران برگشته است و در این مناقصه برنده شد، با قیمت بسیار پایین. اولاً من ماندم مسئولین ایرانسل و مسئولین این اپلیکیشن لنز چطور فکر کردند چنین چیزی را به مناقصه بگذارند!؟ چون کارِ دوبله مناقصه‌­بردار نیست، آنها بیایند یک تحقیق کوچک بکنند می‌­فهمند حداقلی یک فیلم یا سریال را می­‌شود  با چقدر دوبله کرد؟ یک برآورد بگیرند و سوال کنند ولی متاسفانه این آقا با کمترین قیمت در این مناقصه ظاهراً برنده شد، چون قیمت خیلی پایین است و به زحمتی که این بچه­‌ها کشیدند آسیب وارد می­‌کند. متاسفانه خیلی از بچه­‌هایی که من با آنها کار کردم دارند با آنها کار می‌­کنند، دارند این فیلم‌­ها را با قیمت نازل انجام می­دهند.

 *سوال من از  لنز و ایرانسل این است شما اصلاً یک ذره به کیفیت هم فکر می‌کنید؟ شاید بشود گفت نوعی خیانت به فرهنگ این مملکت است و خیانت به دوبلاژ این مملکت است که برای آن زحمت کشیده شده است، از هر کسی از سر راه می­‌آید یک فیلم بدهیم دستش برود دوبله کند!

سوال من از لنز و ایرانسل این است شما اصلاً یک ذره به کیفیت هم فکر می­کنید؟ این کار کیفیت می­خواهد و این کار، کارِ فرهنگی است و کاری نیست که دست هر کسی بدهیم و شما مسئولید. مگر اینکه بخواهید از یک چیزی متنفع شوید که این در یک کارِ فرهنگی درست نیست. شاید بشود گفت نوعی خیانت به فرهنگ این مملکت است و خیانت به دوبلاژ این مملکت است که برای آن زحمت کشیده شده است، از هر کسی از سر راه می­‌آید یک فیلم بدهیم دستش برود دوبله کند! دیگر تا این حد نزول پیدا کرده است و این یک بَلوشویی در عرصۀ دوبلاژ کشور به وجود آورده است و هر کسی برای خودش یک سازی می­زند و هر کسی برای خودش فیلم دوبله می­‌کند. یک سریال ۴ بار در جاهای مختلف دوبله می­‌شود! و فکر می­کنم که ارشاد باید به این داستان ورود پیدا کند و به نظر من نوعی سوءاستفاده است که لنز دارد از این بچه­‌های جوان می‌­کند و سوءاستفاده افراد دیگر.

*این سریال به بدترین شکل ممکن ضدآمریکایی است و رئیس­ جمهور آمریکا هیولایی است که از دستانش خون می­‌چکد، پوسترش این است، می­خواهید این را چه کنید؟ چه اندیشه‌­ای است که باید به این در رسانۀ ملی اضافه شود؟

* شما گفتید چند جا یک سریال دوبله می­شود به نظر شما خانه پوشالی که در شبکه نمایش خانگی با کیفیت خوبی توسط شما دوبله شد که این تایید کیفیت را  همکارانی تایید می‌کرد  که در آن سریال بودند و با شما کار کردند. بعضی از دوستان کارشناس دیگر می‌­گفتند خانه پوشالی با دوبله امیر زند خیلی کیفیتِ بهتری داشت، چرا همان دوبله را تلویزیون پخش نمی­‌کند و این همه تحریف در سریالی که خودش ضدآمریکایی است جای تعجب دارد.

من خودم ماندم! وقتی شنیدم خانه پوشالی را تلویزیون (شبکه نمایش) می­‌خواهند دوبله کند خیلی ناراحت شدم. ما دو سیزن آن را دوبله کرده بودیم با مترجمش تماس گرفتند (که برای من ترجمه کرده بودم). او از دوستان عزیزم هست، آقای امیر عزتی که در فلاند زندگی می­‌کند. به او گفتند که ما می‌خواهیم این سریال را  دوبله کنیم. لطفاً ترجمه‌­ها را برای ما بفرستید، امیر عزتی با من تماس گرفت گفت جریان چیست؟ می­‌خواهند دوبله کنند! گفتم: عجب! خودت می‌دانی، گفت: من که چنین کاری نمی­کنم یعنی حاضر بودند به او پول هم بدهند و امیر عزتی منتفع می­‌شد، ولی قبول نکرد.

وقتی شنیدم داستان اینگونه است، با شبکۀ موسسه هنر اول صحبت کردیم یک رایزنی کردیم که من بروم با شبکه نمایش صحبت کنم و به آنها بگویم دوبله آن وجود دارد. شما از این دوبله استفاده کنید، جاهایی که می­خواهید در دیالوگ­‌ها یک ممیزی داشته باشد من آنها را برای شما انجام می­دهم، چرا می­‌خواهید زیر بارِ این هزینۀ گزاف بروید؟ ضمن اینکه چه چیزی از فیلم را می­‌خواهید تغییر بدهید؟ این سریال به بدترین شکل ممکن ضدآمریکایی است و رئیس­ جمهور آمریکا هیولایی است که از دستانش خون می­چکد، پوسترش این است، می­خواهید این را چه کنید؟ چه اندیشه‌­ای است که باید به این در رسانۀ ملی اضافه شود؟

رفتم با آقای حسام‌پور که رئیس تامین برنامه شبکه نمایش است صحبت کردم، گفتم می‌­شود این کارها را کرد، گفت البته ما با ۴ استاد دانشگاه هماهنگ کردیم که روی دیالوگ‌­های این فیلم کار کنند! ۴ تا! دکتری علوم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و غیره ... گفتم آخر می‌­خواهید چه چیزی از این فیلم را تغییر بدهید؟ نیازی ندارد، یک جاهایی غیراخلاقی است و باید سانسور شود. آقای حسام­پور گفت صحبت می­کنیم و خبر می­دهیم ولی نهایتاً کارِ خودشان را کردند یعنی فیلم دوبله شد و طبعاً وقتی اینقدر در آن دخل و تصرف می­شود، دوبلۀ خوبی به دست نمی­آید.  ضمن اینکه در دوبلۀ ما دخل و تصرفی وجود ندارد، کلاً فیلم­هایی که من دوبله می­کنم خیلی کم مجبور می­شوم دیالوگ­‌ها را دستکاری کنم و تغییر بدهیم مگر ناسزا یا دشنامی در آن باشد و خیلی کم پیش می­آید، به دلایل سیاسی یک چیزی را تغییر بدهم، در خانۀ پوشالی هم خیلی کم اتفاق افتاد. به هر حال کیفیت دوبلۀ ما به مراتب بهتر بود.

* آقای طهماسب آن روزها دردوبله شما حضور پیدا کردند و در دوبله  تلویزیون هم بودند، خیلی جالب است.

این را از آقای طهماسب بپرسید. خیلی با او تماس گرفتم که حتماً بروند صحبت کنند نه اینکه او را تهدید کنند ولی به هر حال آدم را در رودربایستی و آمپاس قرار می‌­دهند، آنقدر تماس می­‌گیرند که  ناچار شده است که برود ولی خودش هم اصلاً راضی نبود و خیلی ناراضی بود که اتفاق اینگونه دارد می­‌افتد. دوبلۀ ما خیلی خوب بود.

*حرف پایانی شما.

این بَلبوشویی در دوبله از زمانی هست که اپلیکیشن لنز ایرانسل آمد و این اتفاقات و این قیمت ­شکنی­‌ها رخ داد.  خیلی وقت است،  قصد دارم یک تشکیلاتِ منسجمی درست شود که ما بتوانیم هماهنگی­هایی  میان  گویندگانی که خارج از انجمن کار می­کنند، ایجاد کنیم که از این اتفاقات رخ ندهد به طور رسمی دارای یک هویت شوند و چون هنوز هم که هنوز است بعد از چند سالی که انجمن گویندگان به اینها می­گویند «گویندگان زیرزمینی» که من می­گویم اینها نه تنها زیرزمین نیستند بلکه نخواهیم بگوییم در اوج هستند و در اوج بودن خیلی گزافه ­گویی است، شاید در مورد چند نفر بشود گفت در اوج هستند ولی خیلی در طبقاتِ بالای آسمان­ خراش هستند و این اتفاق باید بیفتد که ما یک تشکیلاتی درست کنیم که این اتفاق انشاءالله حتماً بیفتد؛ درواقع حرف آخر من این بود و خوش باشید.

*تسنیم

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.