«میثم ملازینال» کارگردان نمایش «اسب های طاعون» به عنوان یکی از آثار حاضر در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد چالش ها و محدودیت های تئاتر شهرستان ها اظهار داشت: خب من علاوه بر کارگردانی نمایش، مدتی است که در هیئتمدیره انجمن نمایش هم مسئولیت دارم و بهنوعی با کارهای مربوط به برنامهریزی و مواجهه با چالشهای پیشروی تئاتر شهرستانها دستوپنجه نرم میکنم. در مورد محدودیتها و بسترهایی که در نهایت منجر میشود تئاتر در شهرهای غیر از پایتخت دچار نوعی بیعدالتی شود، اولین مسئلهای که میتوان دربارهاش صحبت کرد، بحث سختافزار است.
وی افزود: برای مثال، شهر قزوین با قدمتی که فکر میکنم تئاتراش حداقل نزدیک به هفتاد، هشتاد سال سابقه دارد، تازه بعد از این همه سال، حدود دو سال است که تئاتر شهر خودش را دارد. این مسئله نشان میدهد که تا امروز، مسئولان در سطح استانی نگاه جدی به مقوله فرهنگ و هنر، بهخصوص در رشته تئاتر، نداشتهاند و در اولویتشان نبوده است؛ چراکه استان قزوین با این قدمتی که در تاریخ ایران دارد، خیلی زودتر از اینها باید صاحب چنین زیرساختی میشد.
او ادامه داد: اینکه چرا زیرساخت مهم است، به این دلیل است که بسیاری از محدودیتهای اجرایی، به لحاظ شیوه، فرم، دکور و امکانات فنی، در سالنهای استاندارد معنا پیدا میکند. همیشه نمیشود بدون هیچ امکاناتی اتفاق بزرگی رقم زد. مثل این است که یک تیم فوتبال داشته باشیم، اما بخواهند روی آسفالت کوچه و خیابان تمرین کنند؛ هیچوقت کیفیت لازم و خروجی مطلوب به دست نمیآید.
مدیر تماشاخانه علامه رفیعی شهر قزوین با بیان این مطلب که اولین چیزی که به نظر من در شهرستانها باید در اولویت قرار بگیرد، جذب منابع برای ایجاد بسترهای سختافزاری است، تصریح نمود: ما در همین دو سالی که تئاتر شهر قزوین راه افتاده، شاهد تحول کامل تئاتر در قزوین بودهایم. امکانات بهروز، دست هنرمند را باز میگذارد تا بتواند ایدههای خودش را اجرایی کند؛ چیزی که قبل از این، خلاصه میشد در یک سالن بلکباکس کوچک و نمور که هر گروهی، هر اجرایی داشت، باید برای همان سالن برنامهریزی میکرد. این مسئله ترافیک ایجاد میکرد و خیلی وقتها سالن اشغال بود و گروهها مدتها پشت در میماندند تا نوبتشان برسد.
وی تاکید کرد: به نظر من امروز یکی از تفاوتهای تئاتر شهرستان و تهران، فاصلهای است که بهطور محسوسی کمرنگ شده؛ آن هم فاصله فنی است. انصافاً گروهها در شهرهای دیگر، به لحاظ فنی، فاصله خودشان را با مرکز خیلی کم کردهاند. ما شاهد آثار بسیار باکیفیت، پر از ایده، تفکر و حتی فلسفه خاص گروهها هستیم.
او ادامه داد: من مطمئنم اگر این فاصله سختافزاری کم و کمتر شود، بهجای یک پایتخت فرهنگی ـ هنری، میتوانیم حداقل بیست پایتخت از این جنس داشته باشیم. این اتفاق الان در مشهد افتاده، در اصفهان افتاده، در تبریز افتاده و در بسیاری از شهرهایی که صاحب مجموعههای تئاتر شهر و سالنهای متعدد هستند، امروز رقابت جدی شکل گرفته است؛ بهطوری که از لحاظ گیشه، فروش و جذب مخاطب، حتی از تهران جلو زدهاند؛ اتفاقی که سالهاست در تهران جریان دارد.
وی افزود: من فکر میکنم هرچقدر این امکان، بهلحاظ تعدد سالنها و مجموعههای هنری، برای گروهها بیشتر فراهم شود، قطعاً تأثیر مثبت دارد. میدانید، دقیقاً شبیه صنعت خودروسازی ماست؛ چون تا زمانی که مردم فقط به خودروهای داخلی دسترسی داشته باشند، عملاً یک انتخاب وجود دارد، اما هر وقت این امکان ایجاد شود و تعدد برندهای مختلف حضور پیدا کنند، هر خودروسازی برای ماندن در رقابت سعی میکند کیفیت محصولاتش را بالا ببرد. در مورد مجموعههای هنری هم همینطور است.
ملازینال در مورد تاثیر ورود سالن های خصوصی بر تئاتر شهرستان ها اظهار داشت: به نظر من خیلی فرقی بین سالن خصوصی و دولتی وجود ندارد، چون الان مدتهاست و سالهاست که حتی از جانب سالنهای دولتی هم حمایت خاصی از گروهها عملاً نمیشود؛ نه به این معنا که بودجهای در اختیارشان قرار بگیرد یا حمایت مالی ویژهای صورت بگیرد. این اتفاق بیشتر یک آرامش خاطر برای هنرمندان در مسیر تولید ایجاد میکند؛ اینکه دیگر اجراها محدود نشوند و پشت درهای بسته نمانند.
وی افزود: طبیعتاً یکسری اجراها ممکن است در سالنهای خصوصی، بهواسطه نگاه تجاریای که به آنها وجود دارد، اجراهای موفقتری داشته باشند و یکسری هم در سالنهای دولتی؛ همهجا همینطور است. اما در نهایت میخواهم بگویم من فکر نمیکنم هنرمندان تئاتر امروز بهدنبال حمایت مالی از جانب مرکز هنرهای نمایشی باشند، چون همه ما میدانیم این ادارهکل بههرحال محدودیتهایی بهلحاظ بودجه و ردیف بودجه دارد و نمیتواند کل کشور را پوشش بدهد.
کارگردان نمایش «اسب های طاعون» در مورد لزوم ورود شهرداری ها در زمینه ساخت سالن های تئاتر در شهرستان ها تصریح نمود: این امکان بهلحاظ عدد و رقم در اختیار استانداریهای هر شهر یا مجموعه شهرداریهای هر استان وجود دارد. من چون از نزدیک در جریان هستم، میدانم که تئاتر شهر قزوین حدود دو سال پیش با بودجهای در حدود شصت تا شصتوپنج میلیارد تومان ساخته شد. این رقم برای مجموعهای مثل شهرداری عملاً رقم بزرگی محسوب نمیشود، اما تأثیری که در کلیت استان گذاشته، واقعاً ارزشش خیلی بیشتر از اینهاست.
او ادامه داد: من فکر میکنم اتفاق مهمی که مرکز هنرهای نمایشی میتواند رقم بزند این است که از طریق استانداریها و جلساتی که برگزار میکند، تا حد زیادی از نهادهایی که دستشان بازتر است و میتوانند در این حوزه سرمایهگذاری کنند، کمک بگیرد. در کنار این، وقتی چنین اتفاقی بیفتد، رفتهرفته مجموعههای خصوصی هم احساس امنیت میکنند و وارد میدان میشوند.
وی افزود: شما تصور کنید وقتی شهری حتی یک سالن تئاتر استاندارد دولتی ندارد، کدام سرمایهگذار جرأت میکند وارد این حوزه شود! طبیعی است که جلو نمیآید. اما این اتفاق را هم در تهران دیدهایم و هم در برخی استانهای دیگر؛ اول بسترهای دولتی فراهم شده و بعد سرمایهگذار خصوصی حسابوکتاب کرده و دیده که اتفاقاً صرفه دارد، بعد یک خانه را تبدیل به مجموعه نمایشی کرده یا یک سوله را به سالن اجرا تبدیل کرده است.
وی تاکید کرد: این اتفاق میتواند بیفتد، اما به نظر من حلقه مفقوده ما، نبود ارتباط مؤثر بین مرکز هنرهای نمایشی و دستگاههای متولی فرهنگی ـ هنری در هر استان است.
ملازینال همچنین با انتقاد از عدم ثبات در مدیریت و ساختار مدیریتی تئاتر کشور مطرح کرد: به نظر من این وضعیت باعث میشود که هیچوقت نتوانیم ثبات مدیریتی را حس کنیم؛ نه هنرمند میتواند به چیزی تکیه کند و نه حتی مدیران ارشد و سیاستگذاری دستگاههای فرهنگی و هنری. تا زمانی که این ثبات به وجود نیاید، به نظر من این ارتباط هم شکل نمیگیرد. تصور خود من این است که نگاههای سیاسی و جریانهای سیاسی حداقل توانستهاند در این سالها تأثیرگذار باشند. مثلاً در دورهای که اصولگراها بودند، یکجور به ماجرا نگاه شد و جناح مقابل جور دیگری نگاه کرد. عدم حضور افراد متخصص و کسانی که خودشان از جنس این فضا و خاکخورده آن هستند، به نظر من کمبودی است که سالها حس شده است.
وی افزود: ما در بعضی مقاطع از افرادی استفاده کردهایم که هیچ شناختی نسبت به این فضا نداشتند؛ نه درباره امکانات اطلاعاتی داشتند، نه شناخت درستی از ظرفیتها و پتانسیلها. این عدم ثبات منجر به این شد که با رفتوآمد هر دولت، یکسری سیاستهای جدید اعمال شود.
«میثم ملازینال» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من یک مثال خیلی دمدست میزنم. از سال ۹۵ به بعد، در پی اتفاقاتی که باعث شد بودجهها دچار مشکل شود، سیاستی به کار گرفته شد که جشنوارههای مناطق حذف شدند و همایش برگزیدگان فجر جایگزین آنها شد. دو سه سال این اتفاق افتاد، بعد دوباره فکر میکنم سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بود که جشنوارههای منطقهای دوباره برگزار شدند و بعد باز هم حذف شدند. میدانید، انگار در تمام این سالها هیچ شکل ثابتی وجود نداشته که هم هنرمندان بتوانند روی آن حساب کنند و برایش برنامهریزی داشته باشند و هم مدیران و دستگاههای متولی. همهچیز یکجور سردرگمی را نشان میدهد و انگار آن ردیف بودجه بیش از حد تأثیرگذار بوده است، در حالی که اگر نگاه مدیریتی، یک نگاه فرهنگی در سطح کلان بود، به نظر من خیلی راحت میشد این جریان را دوباره به ثبات برگرداند؛ حتی در همین نحوه برگزاری جشنوارهها.
ارسال نظر