چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۲

پیش نمایش سناریوهای سیاسی در جعبه جادو (۱۱)

چه کسانی برای واقعیت بخشی سناریوهای سریال ۲۴ اقدام کردند؟/ چرا نام رییس جمهور کامستان از آرمان هاشمی به عمرحسن تغییر یافت؟

بیست و چهار ساعت مهندسی فرهنگی به شیوه ی آنگلوساکسون ها (۱۱)

بیست و چهار ساعت مهندسی فرهنگی به شیوه ی آنگلوساکسون ها (11)

سینماپرس: مجید شیردستیان/ بدون شک سریال ۲۴ و سازندگانش به تنهائی نمی توانستند به این میزان همخوانی با اهداف دست پیدا کنند، بنابراین لازم است همراهان آن در این مسیر نیز مورد توجه قرار گیرند. همان طور که یک سریال نمی تواند سرنوشت ملتی را عوض کند، سریال ٢٤ نیز به تنهایی نمی توانسته چنین تأثیری در فضای رسانه ای جمهوری اسلامی داشته باشد، بلکه به عنوان جزیی از یک سیستم منسجم عمل کرده و سناریویی را به تصویر کشیده که هدف کل این سیستم بوده است، سیستمی که بازیگران مختلفی در آن نقش آفرینی می کنند، از مراکز تصمیم سازی گرفته تا سیاستمداران، رسانه ها، کارتل های اقتصادی، دانشگاهیان، هنرمندان، عناصراطلاعاتی و نفوذی و ...

در سال ۱۳۸۸ جمهوری اسلامی ایران درگیر اغتشاشاتی شد که به ظاهر در اعتراض به نتیجه انتخابات صورت می گرفت اما در اصل ماحصل برنامه ریزی های مستمر دشمنان مردم بود؛ همان طور که طی به اصطلاح بحران داخلی سوریه که کمی بعد از فتنه۸۸ آغاز شد، تونل هایی زیرزمینی به دست آمد که تاریخ حفر آنها به یک دهه قبل باز می گشت. وقایع سال ۸۸ ایران اسلامی نتیجه دهه ها تهاجم و شبیخون به فرهنگ و قتل عام فرهنگی خاموش نسل های متمادی این کشور بود که تحت سناریوهای تدوین شده تصمیم سازان غربی برای فروپاشی نظام اسلامی صورت گرفته بود. نظام سلطه تمام توان خود را به کار گرفت تا محصول بذرهای کاشته در مغز و قلب ملت ایران را برداشت کند اما ایستادگی رهبری انقلاب و مؤمنان، نصرت الهی را شامل این سرزمین کرد و دشمنان را به ذلت کشاند. مانند تمام شکست های قبلی، دشمن ناامید نشد و تمرکز و توجه خود را معطوف سایر سناریوها و گزینه هایش نمود. اکنون پس از هفت سال، یکی از این سناریوها با درصد موفقیت بالایی در حال دنبال شدن است، سناریویی که دشمن به عیان آن را به عنوان آینده مطلوب خویش برای جمهوری اسلامی ایران، در فصل ۸ سریال استراتژیک ۲۴ به تصویر کشید و تنها چند روز پس از یوم الله ۹ دی ۸۸ به نمایش گذاشت، در دورانی که نخبگان و خواص جامعه هشدارهای رهبری و علماء و بزرگان انقلاب اسلامی پیرامون حرکات دشمن پس از فتنه را نمی شنیدند.

در این سلسله یادداشت ها، مقایسه ای تطبیقی بین برخی رویدادهای کلان سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی و فصل ۸ سریال ۲۴ صورت می گیرد تا مخاطبان با نمونه ای از نمایش سناریوهای سیاسی در قالب محصولات هنری آشنا شوند و نیز جنبه های مختلف این سناریوی ترسیم شده برای جمهوری اسلامی از حیث تحقق و یا عدم تحقق تبیین شود. این امر فواید دیگری هم دارد و بازخوانی مجدد فصل ۸ سریال ۲۴ می تواند از یکسو  هشداری باشد بابت ضعف دشمن شناسی خواص و متولیان متعدد حوزه فرهنگ و هنر کشور و از سوی دیگر ابعاد بیشتری از سینمای استراتژیک به ویژه تفاوت آن با دکان و مغازه را، برای مخاطبان گرامی روشن کند.   

در قسمت های گذشته ابتدا در بخش ظهور سریال های استراتژیک با غلبه ی سناریو بر سیاست، به زمینه های پیدایش حاکمیت رسانه ها، مفهوم سینمای استراتژیک و روند شکل گیری آن، ویژگی های اصلی آثار استراتژیک و نیز مقتضیات زمانی تولید سریال های استراتژیک پرداخته شد، سپس در نیم نگاهی به سریال بیست و چهار ، سعی شد مختصری مطالب پیرامون سریال استراتژیک ۲۴ و عوامل سازنده آن ارایه گردد تا مخاطبانی که با سریال آشنایی ندارند، اطلاعات اولیه لازم را درباره آن به دست آورند و سپس در مطلبی با عنوان مولفه های استراتژیک سریال ۲۴ (مرور ۷ فصل نخست) ، اصلی ترین مؤلفه های استراتژیک سریال ۲۴ مورد بررسی قرار گرفت و داستان کلی ۷ فصل ابتدائی آن نیز مرور شد. همچنین در بخش چهارم از این گزارش با عنوان فصل هشت، جمهوری اسلامی کامستان و ترور رییس جمهور حسن ، سعی گردید تا داستان کلی فصل ۸ سریال ۲۴ به همراه خلاصه تمام بیست و چهار ساعت وقایع به تصویر کشیده شده در آن، پس از گذشت ۶ سال از پخش، یکبار دیگر یادآوری گردد تا هم مخاطبانی که این فصل را مشاهده کرده اند و هم آنان که دنبال کننده سریال نبوده اند، کلیت داستان فصل ۸ را پیش از بررسی کامل القائیات آن مرور نموده  باشند؛ اما در ادمه و طی سه مطلب با عناوین بیست و چهار چه چیزی را نشان می دهد؟ و آینده نگاری (Foresight) بیست و چهارساعته ، بیست و چهارساعت آینده نگاری جمهوری اسلامی کامستان، مهمترین المان هایی که در فصل ۸ سریال ۲۴ به تصویر کشیده شده مرور و با آوردن جزئیات و دیالوگ ها و تصاویر مربوطه سعی شده تا مستنداتی باشند برای آنچه که در قسمت های بعدی از این سریال نتیجه گیری خواهد شد و سپس تحت عنوان سناریوی آینده نگر جمهوری اسلامی کامستان مفاهیم آینده پژوهی، آینده نگاری و سناریونویسی بطور اجمال معرفی شدند تا عمق کارشناسی ها و بررسی های صورت گرفته ی نهان در پشت صحنه سریال ۲۴ مشخص باشد و همچنین توضیح داده شد که چرا جمهوری اسلامی کامستان همان جمهوری اسلامی ایران است و پس از آن طی دو بخش با عنوان جمهوری اسلامی مطلوب سریال ۲۴ و جمهوری اسلامی؛ چماق جنگ و انزوای جهانی با فرض گرفتن معادل سازی صورت گرفته از جمهوری اسلامی ایران، مؤلفه های مشترک بین آینده مطلوب مورد نظر سازندگان سریال ۲۴ و شرایط کنونی جمهوری اسلامی با استناد به مطالب رسانه های مجازی مورد بررسی قرار گرفت و اما اکنون و در این بخش با عنوان مددکاران واقعیت بخش فصل هشت سعی می گردد تا به تعدادی از همراهان ۲۴ در پیاده سازی سناریوی مطلوب اشاره و برخی از ایشان معرفی  گردند؛ همراهانی که پیش از سریال بیست و چهار واقعیت حقیقی نداشتند و پس از آن ساخت این سریال موجودیت عینی یافته و اکنون به وضوح درون سیستمی واحد و بهم پیوسته، علیه جمهوری اسلامی به فعالیت می پردازند.

همراهان ۲۴ در پیاده سازی سناریوی مطلوب

بدون شک سریال ۲۴ و سازندگانش به تنهائی نمی توانستند به این میزان همخوانی با اهداف دست پیدا کنند، بنابراین لازم است همراهان آن در این مسیر نیز مورد توجه قرار گیرند. سازندگان ۲۴ تنها یک سناریو آینده نگارانه را به تصویر کشیده اند، آن هم سناریویی که لزوما خود طراح آن نبودند. به عبارت بهتر همان طور که یک سریال نمی تواند سرنوشت ملتی را عوض کند، سریال ٢٤ نیز به تنهایی نمی توانسته چنین تأثیری در فضای رسانه ای جمهوری اسلامی داشته باشد بلکه ٢٤ به عنوان جزیی از یک سیستم منسجم عمل کرده و سناریویی را به تصویر کشیده که هدف کل این سیستم بوده است، سیستمی که بازیگران مختلفی در آن نقش آفرینی می کنند، از مراکز تصمیم سازی گرفته تا سیاستمداران، رسانه ها، کارتل های اقتصادی، دانشگاهیان، هنرمندان، عناصراطلاعاتی و نفوذی و ...

همانطور که پیشتر گفته شد این سیستم در دهه های گذشته سناریوهای مختلفی را علیه جمهوری اسلامی ایران پیاده سازی کرده است. فتنه ٨٨ نیز تنها بخشی از یک سناریوی بزرگتر بود و برای اجرایی آن از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود. در فتنه ٨٨ باید دولتی میانه رو در ایران به قدرت می رسید و با ابراز پشیمانی از آرمان های انقلاب اسلامی به دوستی با امریکا مبادرت می ورزید. کافیست در نظر گرفته شود پخش سریال ٢٤ از اواخر دی ماه ۱۳۸۸ هجری شمسی آغاز شد و روند ساخت آن در طول سال ۱۳۸۸ و به عبارتی ایام فتنه طی شده بود و تغییر نام رییس جمهور کامستان از آرمان هاشمی به عمرحسن در تیرماه ۱۳۸۸ هجری شمسی که شکست فتنه گران در انتخابات محرض شده بود، صورت گرفت که این نشان می دهد پیوستگی مستقیمی میان وقایع جاری در ایران و فصل ٨ سریال٢٤ در زمان تولید آن وجود داشته است.

اما با وجود شکست فتنه و رسوایی فتنه گران طراحان این سناریو مأیوس نشده و با تقویت برخی از عناصر سیستم به پیاده سازی جزء به جزء مؤلفه های آینده مطلوب خویش مبادرت ورزیدند که در این بخش به برخی از اجزای این سیستمِ معاند با نظام اسلامی به عنوان همراهان سریال٢٤ پرداخته می شود. پرداختن به همراهانِ سیستمی ۲۴ از این حیث اهمیت دارد که مشخص شود چگونه چنین قرابت نزدیکی بین آنچه که ٢٤ نمایش می دهد و آنچه امروز در جمهوری اسلامی به واقعیت رسیده است، بوجود آمده چرا که طبیعی است هیج اثر هنری و به زعم برخی سرگرمی نمی تواند به تنهایی چنین تاثیری بر عرصه سیاست خارجی یک کشور دیگر داشته باشد. اگر این واکاوی امروز صورت نگیرد فردا باید شاهد تحقق سناریوهای به نمایش در آمده در ده ها فیلم و سریال دیگر مانند هوم لند (Homeland)، خانم وزیر(Madam Secretary)، رسوایی(Scandal) و ... در عرصه سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بود. به ویژه اینکه چنین امری در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری ایالت متحده در یک قرن گذشته مسبوق به سابقه بوده و امریکا همواره بخشی از طرح های سیاست خارجی خود را پیش از اجرایی شدن بر روی پرده نقره ای به نمایش درآورده است.

امریکا پیش از ورود به هر دو جنگ جهانی برای آماده سازی مردم خود و سایر کشورها از فیلم های سینمایی استفاده کرد، کاری که پیش از ورود به ویتنام، کوبا، افغانستان و عراق نیز انجام داد. برج های دوقلو پیش از حمله ١١ سپتامبر بارها در فیلم های سینمایی و انیمشن ها مورد حمله قرار گرفته بودند. بنابراین نباید متعجب شد و یا این را یک شوخی دانست که تعداد سانتریفیوژهای توافق شده در سریال ٢٤ نزدیک به تعداد پذیرفته شده در مذاکرات ایران و ٥+١ است، بلکه باید بررسی کرد چه اتفاقی افتاده و چه عواملی در کار بوده است که امروز فضای رسانه ای جمهوری اسلامی همان برخوردی را با انقلابیون دارد که پیشتر ٢٤ و سایر آثاری از این دست به نمایش  گذاشته اند.

به عنوان مثال از این گونه فضاسازی های رسانه ای در سال های اخیر می توان به گفته ای از رییس پیشین دولت غاصب صهیونیستی درباره رییس جمهور اسبق جمهوری اسلامی اشاره کرد؛ بر این اساس شیمون پرز، در۲ مهر ۱۳۸۹ و طی گفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در نیویورک، که از قضا بخشی از کمپانی رسانه ای فاکس است، کمپانی تولیدکننده سریال ۲۴ است، به صراحت می گوید:

ما باید وضعیتی را به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. او یک دیکتاتور است. او یک قاتل است. او یک تروریست است... او تقریبا به عنوان یک قهرمان فرهنگی پذیرفته شده است. چنین وضعیتی مایه شرمساری است. ما باید ارزشهای مان را تقویت کنیم. باید اهمیت ِ شرمسار بودن را برگردانیم»، با وجود هر عملکردی که رییس جمهور سابق ایران داشته است، آیا این خواست شیمون پرز امروز محقق نشده؟ آیا در فضای رسانه ای بین سال های ۹۲-۹۰ داخل و خارج کشور چنین تصویری از رییس جمهور رسمی کشور به نمایش در نیامد؟ آیا در سال های اخیر تمام فلاکت و نابودی کشور به گردن دولت قبل نیفتاده است؟ آیا کاربران فضای مجازی به چنین باوری رسانیده نشده اند؟

بی ترید حجم تخریبی که در سه سال گذشته علیه رییس جمهور سابق صورت گرفت، موضوعی بی سابقه بود؛ البته باید بتوجه داشت که این موضوع به این معنا که نیست تمام افراد و رسانه هایی که در این مدت از محمود احمدی نژاد انتقاد کرده اند قصد عمل به سناریوی مطلوبی که شیمون پرز هدف غایی آن را اعلام کرد، داشتند؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، این است که این فضای رسانه ای چطور شکل گرفته و چطور مدیریت شده است و چه کسانی عامدانه به آن دامن زده و می زنند.

پس در اینجا می بایست کمی تامل نمود و به این پرسش پاسخ گفت که آیا این موضوع نیز تنها یک تصادف است؟ بطور اتفاقی امروز تصویر ارایه شده در برخی رسانه های مکتوب و مجازی همان تصویر مطلوبی است که شیمون پرز در سال ۱۳۸۹  هجری شمسی خواسته بود تا از یک نماد تبلیغاتی ضد صهیونیسم ساخته شود؟

با جستجو در باورهای ایجاد شده برای جوانان و نوجوانان ایرانی می توان به مثال های متعددی از هم خوانی این باورها با اهداف دشمنان ملت دست پیدا کرد که در تمام حوزه های اعتقادی- معرفتی، مذهبی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارند و جوانان و نوجوانان همان تصویری را از پیامبران الهی، ملائکه، حجاب، احکام دینی، موضوعات تاریخی، هنجارهای فرهنگی و ... در ذهن دارند که سریال ها، انیمیشن ها و فیلم های سینمایی غربی پیشتر تعریف کرده  بودند و در برخی موارد این موضوع محدود به جوانان ایرانی نبوده و بسیاری از همسالان آنها در سراسر جهان را در بر می گیرد.

به این ترتیب باید گفت سریال ۲۴ یک پیشگویی که اتفاقا بسیاری از مؤلفه های آن به واقعیت بدل شده است را صورت نداده، بلکه این سریال به عنوان جزئی از یک سیستم هم آهنگ تنها به وظیفه خویش عمل کرده است و بدون بررسی سایر اجزای این سیستم که همان همراهان و مددکاران سریال ۲۴ بوده اند، نمی توان در برابر سایر آینده نگاری های تصویری غرب که تا  اکنون از تعداد دیگری از آنها رونمایی شده است، مواجهه ی مناسبی صورت داد و در آن زمان نیز پس از تحقق اهداف دشمن، باید تازه به بررسی سناریوی محقق شده آنها پرداخت. متأسفانه در برخورد با حرکات مرموز و خزنده دشمن در حوزه فرهنگ و باورسازی در جهت باورهای مطلوب نظام سلطه، تفکر بی بصیرتی در کشور رایج است که عموما این گونه موارد را توهم و خیالات می پندارد، حتی با وجود شواهد گویایی که می شود در این زمینه در دهه های گذشته ارایه داد، هنوز هستند بسیاری از متولیان، مدیران و عناصر فرهنگی و هنری که دشمنیِ دشمنان را باور نکرده اند:  ... راهکار آنها چیز دیگری است؛ همان چیزی است که بنده چند سال است در سخنرانی ها و همچنین در توصیه‌های خصوصی به مسؤولان گوناگون سیاسی و فرهنگی کشور، بارها تکرار کرده و گفته‌ام. یک عده مخالف‌خوان هم همیشه گفته‌اند اینها خیالات است؛ اما چیزهایی را که تصور می‌کردند خیالات است، الآن خود امریکایی ها صریح مطرح می‌کنند؛ می‌گویند ما می‌خواهیم در داخل ایران اغتشاش ایجاد کنیم. بله؛ راهکار آنها ایجاد اختلاف بین ملت و جدایی و افتراق میان ملت و نظام است... ت. همین مطلبی که من چند سال قبل گفتم، بعد هم بعضی از قلم به دست های بی‌تدبیر و ناآگاه، در مطبوعاتشان در این حرف خدشه کردند. بله؛ آنها دنبال اغتشاش‌آفرینی‌اند. (امام خامنه ای در جمع مردم ورامین - ۲۲/۰۳/۱۳۸۲)

به علت این ضعف در  دشمن شناسی است که بسیاری از افراد باور نمی کنند این سریال با حمایت مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری امریکا ساخته شده باشد و یا حاضر نیستند به سریال ۲۴ به عنوان یک طرح آینده نگارانه که به قصد آینده نگاری از شرایط داخلی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تولید شده است، نگاه کنند. فارغ از اینکه این افراد با چنین دیدگاه هایی تاکنون چه ضربات هولناکی به امنیت فرهنگی کشور وارد کرده اند، نباید از همانندهای ۲۴ که در حال تولید یا اکران هستند، غافل شد. برای مثال در پنج سال اخیر و بعد از پخش فصل ۸ سریال ۲۴ حدقل در پنج فیلم سینمایی و سریال دیگر به موضوع مذاکرات هسته ای میان ایران و امریکا اشاره شده است؛ پنج اثر شاخص و قابل پیگیری که عبارت است از فیلم سینمایی سقوط کاخ سفید  (white house Down)، فیلم سینمایی اورشلیم: شمارش معکوس (Jerusalem Countdown)، سریال میهن (Homeland)، سریال رسوایی (Scandal)، سریال خانم وزیر (Madam Secretary)؛ در واقع این سریال ها نیز مانند ۲۴ تنها سناریوی تعریف شده توسط سیستم را به نمایش گذاشته اند و این آثار نیز به نوعی از همکارانِ سیستمی ۲۴ درتحقق آینده مطلوب به عنوان هدف نهایی سناریوی فوق بوده اند.

اما همان طور که گفته شد بخشی از همراهان ۲۴ سیستم دولتی و سیاستمداران ایالات متحده، مراکز امنیتی، مراکز تصمیم سازی و ... بوده اند که در این مجال به آنها اشاره نشده و برخی دیگر از مددکاران این مجموعه بررسی خواهند شد. برای مثال قطعا سازندگان ۲۴ بدون مشاوره و راهنمایی زیرمجموعه های آینده پژوهی مراکز مطالعات راهبردی و به تنهایی به این سناریو نرسیده اند، مراکزی که در آنها محققان و پژوهشگران رشته های اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، تحلیل گران شبکه های اجتماعی و ... در کنار یکدیگر به بررسی سناریوهای آینده پژوهی برای دستیابی به آینده مطلوب به پژوهش و مباحثه می پردازند. اما در این باره به سختی و به ندرت می توان به شواهد و یا قرائن قابل قبولی دست پیدا کرد، امریکا صدها مرکز آینده پژوهی دارد و بررسی نسبت این مراکز با سازندگان و حامیان ۲۴ تحقیقات گسترده ای را می طلبد که از این مجال خارج است

و به علت طرفداری چهره های جمهوری خواهی نظیر دونالد رامسفلد وزیر دفاع سابق و یا دیک چینی معاون سابق رییس جمهور و یا تولید سریال ۲۴ در شبکه رسانه ای فاکس که غالبا طرفدار سیاست های خصمانه جمهوری خواهان علیه جمهوری اسلامی ایران است، نمی توان نتیجه گرفت که این سریال تحت مشاوره مراکز مطالعاتی جمهوری خواهان همچون انستیتو انترپرایز امریکا، انستیتو هوور و مؤسسه منهتن و ... ساخته شده باشد.

بر این اساس در اینجا بیشتر سعی شده تا افراد و جریان هایی که در داخل کشور به عمد یا به سهو به ۲۴ در تحقق سناریوی مطلوب خود یاری رسانده اند مورد توجه قرار گیرند؛ چرا که در صورت تکرار نمونه های ۲۴ اگر در داخل کشور هم نواییِ پررنگی با سناریوهای دشمن صورت نگیرد، امکان ظهور و بروز آنها وجود نخواهد داشت اما مادامی که عده ای داخل کشور در چارچوب پازل چیده دشمنان نقش آفرینی داشته  باشند همواره امکان تکرار موفقیت و تحقق سناریوهای دشمنان مانند فصل ۸ سریال ۲۴ وجود خواهد داشت.

۱. کمپانی معظم فاکس

 سریال ۲۴ در یکی از زیرمجموعه های کمپانی فاکس تهیه شده و خط و مشی حاکم بر این کمپانی در کنار سایر ارکان امپراطوری روپرت مرداک (Rupert Murdoch Empire) مشخص است. بنابراین حتی اگر  هیچ یک از رسانه های نظام سلطه نیز در مسیر پیاده سازی این سناریو حرکت نکرده باشند، مجموعه رسانه های تحت حاکمیت امپراطوری مرداک به تنهایی و با بهره گیری از راهبردهای واحد و رویکردهای منسجم برای فضاسازی پیرامون هر نوع سناریویی کفایت می کنند.

اگرچه روپرت مرداک از هیلاری کلینتون در مبارزات انتخاباتی مجلس سنا و از اوباما در انتخابات ریاست جمهوری پیشین ایالات تحده نیز حمایت کرده بود، اما گرایش وی به حمایت از نومحافظه کاران (Neoconservatism) به عنوان  شاخه ای از جمهوری خواهان بیشتر می باشد؛ برای مثال روپرت مرداک در راه اندازی ایستگاه‌های رسانه ای ویکلی استاندارد، وال استریت ژورنال و فاکس نیوز برای نومحافظه کاران کمک‌های شایانی کرده است، ویکلی استاندارد نقش مهمی در جلب حمایت برای حمله سال ۲۰۰۳ میلادی به عراق ایفاء کرد. بیش از آن سردبیران رسانه  های امپراطوری مرداک در سراسر جهان با جنجال های رسانه ای فراوان از حمله به عراق و اردوگاه جنگ طلبات به رهبری جرج بوش و تونی بلر حمایت کردند. یک مفسر سیاسی در این باره می گوید: دخالت شخصی مرداک در نشریات سبب شده تا همه خروجی‌های خبری وی با دیدگاه سیاسی شخص آقای مرداک دیدگاه سیاسی جنگ طلبانه همخوانی داشته باشد، که همین امر باعث شده تا صدای وی در نزاع جهانی در مورد جنگ آمریکا در عراق از بلندترین‌ها باشد.

نکته جالبی که در این بین وجود دارد این است که چطور سریال ۲۴ در ساختاری تولید می شود که بخش خبری آن، غالبا طرفدار سیاست های جمهوری خواهان به ویژه سیاست های جنگ طلبانه علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و هست؟

 ارایه چهره مخدوش از ایرانیان مسلمان، القای منزوی بودن جمهوری اسلامی، بزرگنمائی از کاستی ها در جمهوری اسلامی با تمرکز بر مسائل اقتصادی، تقبیح سبک زندگی مردم مسلمان ایران از جمله تخریب حجاب، اغراق در اثرگذاری تحریم ها بر زندگی در ایران و ... از جمله اقداماتی است که پس از فتنه سال ۱۳۸۸ هجری شمسی، تشدید شده و به ویژه در حوزه اقتصادی و سیاسی مورد توجه و تمرکز قرار گرفته است. بنابراین بخشی از فضاسازی روانی جهت القاء و باوراندن سناریویی طرح شده در فصل ۸ سریال ۲۴ به مردم جهان و ایران بر عهده عموم رسانه های غربی از جمله زیرمجموعه های متنوع شبکه رسانه ای فاکس به عنوان تولیدکننده سریال ۲۴ بوده است. امپراطوری رسانه ای مرداک در کنار سایر رسانه های نظام سلطه بیش از ربع قرن است که همین فرمول را در مواجهه با جمهوری اسلامی پیاده می کنند، اما در دهه گذشته، رشد فناوری های ارتباطی باعث شده تا دامنه اثرگذاری این رسانه ها افزایش یابد.

در این میان تمرکز بر روی مخاطب ایرانی به عنوان دومین جامعه ی هدف سریال، پس از جامعه امریکایی، از حساسیت ویژه ای برخوردار بوده و راهبردهای متفاوتی می طلبید. بر این اساس بود که شبکه فارسی وان، از دیگر اجزای امپراطوری مرداک، که پخش سریال ۲۴ را از مردادماه ۱۳۸۸ آغاز کرده بود، همزمان با انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۹۲ هجری شمسی و پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری ایران، اقدام به پخش این فصل از مجموعه ۲۴ با دوبله فارسی نمود؛ به عبارت بهتر مخاطب ایرانی دوبله فارسی سریال ۲۴ را پس از روی کار آمدن جریان میانه رو و چندماه پیش از آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای ایران و ۵+۱ تماشا کرد.  

۲. رسانه های مکتوب و مجازی کشور

رسانه های داخلی اعم از مجازی و مکتوب، بیشترین تأثیر را بر روی ایجاد فضای روانی مورد نظر اربابان نظام سلطه داشته اند. گرچه بیشتر رسانه ها ناخواسته و به جهل و تنها بر اثر دعواهای سیاسی و اختلافات درونی وارد دام دشمنان شده اند، اما نمی توان حضور عناصر قلم به مزدی را که بر اساس خواست کارفرمایان غربی قلم فرسایی می کنند، انکار نمود. عناصری که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها نسبت به حضور و فعالیت آنها در حوزه فرهنگ و رسانه کشور هشدار داده اند. مواردی که درباره تطبیق مؤلفه های آینده مطلوب ۲۴ و فضای رسانه ای جمهوری اسلامی صورت گرفت، تنها یک نمونه بروز و دسترس از این دست اقدامات است مگرنه موارد کثیری از قلم فرسایی های عامدانه در جهت تخریب نظام اسلامی و ستایش غرب و فرهنگ غربی در دهه های گذشته صورت گرفته است. قلم فرسایی هایی که دست کمی از خیانت نداشته است: «این‌که بنده مکرر به مطبوعات و رسانه‌ها توصیه می‌کنم که با مسائل کشور مسؤولانه برخورد کنند، به خاطر همین است. دشمن می‌خواهد مطالب خود را در بین مردم به‌ دروغ و فریب منتشر کند. ما نباید عامل دشمن شویم و کار دشمن را آسان کنیم و همان چیزی را که او می‌خواهد در فضای فکری و فرهنگی جامعه‌ی ما به وجود آورد، در داخل کشور به وسیله‌ی مطبوعات، رسانه‌ها و تریبون ها به خورد مردم دهیم. این خطای بسیار بزرگی است. اگر عمداً و با توجه صورت گیرد، خیانت بزرگی است و اگر از روی غفلت باشد، خطای بزرگی است. باید خیلی آگاه و مراقب بود. امروز شگرد سلطه‌طلبی امریکا و دستگاه های جهنمی صهیونیستی در دنیا همین است... ت. گاهی انسان از بعضی ها می‌شنود که اسم فرصت را می‌آورند، اما مرادشان فرصت تسلیم در مقابل امریکاست: آقا! فلان فرصت را از دست دادیم(!) چه فرصتی؟ تسلیم شدن در مقابل زورگویی و زیاده‌طلبی یک جهان خوار و یک قدرت متکبر، هیچ افتخاری ندارد و هیچ وقت فرصت محسوب نمی‌شود. (امام خامنه ای در دیدار اعضای ستادهای نماز جمعه‌ی سراسر کشور - ۰۵/۰۵/۱۳۸۱)»

ملاحظه شد برخی رسانه ها در سه سال گذشته چطور با اغراق و غلو در دستاوردها، بزرگ نمایی و سیاه نمایی از مشکلات، جنجال سازی های نامرتبط، اتهام  زنی های بی اساس، اختلاف افکنی بین قوا و افراد و جریانات سیاسی و ... چطور فضایی را بوجود آوردند که در آن فرصت مطالعه کارشناسانه و دقیق توافقی که تا ربع قرن برای کشور تبعات داشته و بر سرنوشت نسل های مختف اثرگذار است، از مردم، کارشناسان و مسئولان گرفته شود. آیا این رسانه ها سهوا و اتفاقی فضای رسانه ای و جو روانی مردم را به سمتی بردند که در آن انسان ایرانی باور کرد در جهان منزوی و تنهاست، در انتهای فلاکت و بدبختی است، هر ساز مخالفی بیانگر کسب منفعت و سود از تحریم هاست، قبح دست دادن با امریکایی ها شکسته شود و ... این همه اشتراکِ محتوا با مؤلفه های آینده مطلوب یک سریال امریکایی که توسط یک کمپانی ضدایرانی ساخته شده، تنها یک اتفاق تصادفی است؟

اگر اشتراک امروز به اتفاق تعبیر شود، مشابهت و هم نوایی سی ساله را باید به چه چیزی تعبیر کرد؟ رسانه هایی که بارها با دشمنان ملت هم آوا شده اند امروز چطور می توانند این مشابهت را انکار کنند؟ اصحاب رسانه ای که در دهه های گذشته نیز تکرارکننده مدعای طرف های غربی و تخریب کننده چهره نظام و فرهنگ اسلامی بوده اند، امروز از همراهی با دشمنان پشیمان شده  و دیگر به مسیر قبلی ادامه نمی دهند؟ « ... ببینید عزیزان من! دشمنان ما در خارج از کشور، برای این‌که بیشترین ضربه‌ی خود را بزنند و زهر خود را کاملاً به جسم این ملت خالی کنند، چند کار را با هم انجام می‌دهند! اوّل، تبلیغ می کنند که وضع ایرانی ها از لحاظ اقتصادی خراب است. حالا وضع، هیچ خرابی هم ندارد، اما وضع اقتصادی را طوری تصویر می‌کنند که اگر کسی این ملت را نبیند، خیال می‌کند که مردم سرِ نان روی هم چاقو می‌کشند! خیال می‌کند این‌جا قحطی است! ... اولین دشمنی بزرگی که قدرت های استکباری و استبدادی با یک ملت می‌کنند، این است که او را ذلیل می‌کنند؛ عزت او را از او می‌گیرند.

حال فلان آقای نویسنده، از فضای بازی که بحمداللَّه در کشور ما هست، سوء استفاده کند و ایستادگی ملت ایران را بگوید «انزوا»! آیا این انزوا است!؟ آیا ملتی که همه‌ی دنیا از عزّت و عظمتش خبر می‌دهند، منزوی است!؟ خیال کرده‌اید که اگر ملت ایران از اصول خود صرف نظر کند، از راه پرافتخار دوران حیات مبارک امام برگردد و دست دوستیِ التماس آمیز و حقارت آمیز به سوی قدرت ها دراز کند، همه‌ی مشکلات اقتصادی این کشور، یک شَبِه حل خواهد شد! ابداً!

آن کشورهایی که دوستی شان با آمریکا خیلی شدیدتر بود، آن ضربه را از ناحیه‌ی سرمایه‌داران خود آمریکا خوردند! مگر امریکایی ها به صغیر و کبیر رحم می‌کنند!؟ در فضای فرهنگی و مطبوعاتی‌ای که در این چند ماه آخر، به‌شدت ناسالم شده و ناسالم می‌شود، متأسفانه بعضی سمپاشی و زهرافشانی می‌کنند. (بیانات در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج، امام رضا (ع) - ۰۱/۰۱/۱۳۷۷)».

البته در این میان به خوبی روشن است که نمی توان حضور افراد بی تعهد به منافع ملی را در رسانه های جمهوری اسلامی انکار کرد، این نوشتار قصد یافتن مزدوران فکری غرب و یا مواجب بگیران رسانه ای را ندارد، بلکه فعالیت رسانه های جمهوری اسلامی را از حیث اثرگذاری در پیاده سازی سناریوی به نمایش در آمده در فصل ۸ سریال ۲۴ بررسی می کند.

پس باید توجه داشت که طیفی از رسانه های جمهوری اسلامی چه به جهل و چه به عمد، در ۴ سال گذشته به گونه ای فعالیت داشته اند که در زمان امضای برجام همانند آنچه که کامستان ِ مطلوب سازندگان ۲۴ به آن دچار بود، بخش گسترده ای از مقامات، خواص و مردم باور پیدا کرده بودند که تنها راه حل مشکلات داخلی جمهوری اسلامی مذاکره با غرب به ویژه امریکا و رفع تحریم هاست. مخالفان، افراطی، تندرو و متحجر لقب گرفتند و کاسب تحریم، رئیس جمهور تنها جلوه داده شد، مجلس برای عدم همراهی با دولت سرزنش  ود و ... این موارد چیزی به جز اثر رسانه هاست؟ آیا تاکنون نقش رسانه ها در شکل گیری هر یک از این باورها و در واقع توهمات و القائات بررسی شده است؟ تحریم ها تا کجا اثرگذار بوده اند؟ میزان تاثیر تحریم ها را رسانه ها مشخص کرده اند یا کارشناسان؟ میزان سواد مخالفان و محبوبیت رئیس جمهور را به جز رسانه ها چه کسی تعیین کرده است؟

گام برداشتن رسانه ها در مسیر رسانه های نظام سلطه می تواند به سادگی طرح یک سوال باشد یا زدن یک تیتر و گذاشتن یک عکس. تک تک کلمات، جملات و تصاویر رسانه ها در سال های گذشته در شکل گیری ذهنیت بخشی بزرگی از مردم و مسئولان در پذیرش توافق هسته ای فارغ از محاسن و معایب آن، نقش داشته است. امر مطلوبی که اربابان رسانه تعریف کردند، سازندگان ۲۴ ساختند، رسانه های نظام سلطه دامن زدند و بخشی  از رسانه های داخلی به انعکاس پرداختند.

اما روش های جدید تری هم به مدد فضای سایبر بوجود آمده است و در این میان رسانه هایی هستند که سرعت تکثیرشان از قارچ بیشتر بوده و خط و مشی واحدی را دنبال می کنند. رسانه هایی که در یک هم افزائی رسانه ای اقدام به ایجاد موج های روانی کرده و آرامش جامعه را برهم می زنند. رسانه هایی که در هوچی گری و شانتاژ خبری استاد بوده و به سرعت کاه را به کوه و کوه را به کاه تبدیل می کنند. این هماهنگی و بهم پیوستگی نه تنها در تیتر و متن اخبار که در نظرات خوانندگان و کاربران سایت ها نیز قابل رویت و بررسی است. این رسانه ها همان هایی هستند که بیشترین خدمت را به جهل و یا به عمد به رسانه ها و گردانندگان نظام سلطه انجام می دهند.

امروز هیچ کس از این رسانه ها مطالبه ای ندارد، رسانه هایی که بعد مذاکرات و گفتگوها و امضاهای هسته ای از مذاکرات نیویورک در سال ۹۲ گرفته تا مذاکرات ژنو ۴، ژنو ۵، ژنو ۶، لوزان و وین دستاوردهای تاریخی آنها را در بوق و کرنا می کردند، نه در سالگرد برجام مسئولیت فضاسازی های رسانه ای خود و تبعات آن را بر عهده گرفتند و نه امروز که دیگر صحبت از گشایش های پسابرجامی به لطیفه شبیه است. نه مردم و نه هیچ یک از نهادها و متولیان رسمی، از این رسانه ها مطالبه ای صورت نمی دهند، رسانه ای که با جنجال سازی ها و شگردهای رسانه ای سه سال جو روانی جامعه را به هر سو که خواستند متمایل کردند و امروز پاسخگوی خیانتی که به کشور و ملت کرده اند، نیستند.

در کل باید گفت بخش عمده ای از رسانه های مکتوب و مجازی جمهوری اسلامی در موضع دور جدید مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم به عمد یا به سهو، از روی آگاهی یا جهل، در مسیر تعیین شده توسط دشمنان ملت حرکت کردند و فضای روانی جامعه را دقیقاً به همان سمتی بردند که مطلوب نظام سلطه بود و پیشتر جزئیات سناریوی آن در فصل ۸ سریال ۲۴ به نمایش در آمده بود. بخشی از این رسانه ها در دهه های گذشته نیز به همین صورت عمل کرده اند و همواره بلندگوهای داخلی دشمنان نظام اسلامی و مردم ایران بوده و با مقامات و رسانه های غربی هم نوائی و هم آوائی نموده اند. تبعات این حرکت ها گاه برای جامعه بسیار هزینه بر و خطرناک بوده اما این رسانه ها عموماً مورد عتاب مسئولان فرهنگی و رسانه ای قرار نگرفته و یا از عنایت آنها محروم نشده اند. تبعات فضاسازی های روانی سال های اخیر نیز تا مدت ها گریبان مردم و کشور را خواهد گرفت و ننگ همراهی با دشمنان و خیانت به منافع ملی در سابقه برخی رسانه ها باقی خواهد ماند.

از سوی دیگر مسئولان فرهنگی نیز در این زمینه جز مقصران اصلی هستند، مسئولانی که بعضاً نفوذ در بخش های فرهنگی و رسانه ای کشور را جدی نگرفته و بستری برای جولان نفوذگران رسانه ای در نفوذ به رسانه ها و مدیریت فضای  رسانه ای کشور را فراهم کرده اند: « ... خطر بزرگ تر از این هم وجود دارد. آن چیست؟ آن خطر نفوذ است. از هر دو طرف ممکن است افرادی نفوذ کنند. گاهی یک دشمن از هر دو طرف نفوذ می‌کند: از آن طرف به عنوان ارزش‌گرایی می‌آید و با هرگونه تحولی مخالفت می‌کند؛ حتی با راه های رفته هم مخالفت می‌کند و می‌خواهد حرکت انقلابی را برگرداند. از این خطرناک تر، این طرف قضیه است؛ به عنوان تغییر و تحول و پیشرفت، کسانی بیایند که با اساس ارزش ها و با اصل اسلام و با اصل تدین مردم و با اصل عدالت اجتماعی مخالفند؛ دچار همان سرمایه‌سالاری غربی‌اند؛ دنبال کیسه دوختن‌اند؛ با اصل رفع تبعیض طبقاتی مخالفند؛ با نام دین هم مخالفند، ولو به زبان نیاورند! اینها به نام تحول، به نام تغییر، به نام پیشرفت، به نام اصلاح، بیایند وارد میدان شوند و میدان داری کنند. اینها ممکن است در بدنه‌ی اقتصادی جامعه نفوذ کنند. اگر این‌گونه آدم های بیگانه و غریبه در بدنه‌ی اقتصادی جامعه نفوذ کنند، البته خطرناک است؛ چون اقتصاد و مال و ثروت در جامعه مهم است و باید دست انسان های امین باشد. اما از آن خطرناک تر این است که بیایند در مراکز فرهنگی نفوذ کنند؛ ذهن مردم، ایمان مردم، باورهای مردم، خط سیر صحیح مردم را قبضه کنند و در اختیار بگیرند. همان چیزی اتفاق بیفتد که در صحنه‌ی مطبوعات و صدا و سیمای دنیای غرب اتفاق می‌افتد؛ یعنی سرمایه‌سالاری. همچنان که رادیوها و تلویزیون های بین‌المللی امپراتوری خبری دنیا در دست سرمایه‌دارهاست، اینها به داخل کشور ما بیایند و مراکز فرهنگی را هم تصرف کنند و از طریق فرهنگی بخواهند اثر بگذارند. این همان چیزی است که بنده چند سال قبل از این، نشانه‌های آن را در گوشه و کنار مشاهده کردم و "تهاجم فرهنگی" را گفتم. بعضی پذیرفتند، بعضی هم اصلش را انکار کردند و گفتند اصلاً تهاجم فرهنگی وجود ندارد! (امام خامنه ای در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران - ۲۳/۰۲/۱۳۷۹)».

ادامه دارد...

اخبار مرتبط

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.