«محمدرضا کائینی» پژوهشگر تاریخ معاصر در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به عدم تطابق سریال های تاریخی پلتفرم ها با واقعیت و با انتقاد از رویکرد پلتفرم های نمایش خانگی اظهار داشت: واقعیت این است که این موج در تاریخنگاری پلتفرمی به هیچوجه از عمق و استناد تاریخی لازم برخوردار نیست. آثاری که معمولاً تولید میشوند، معطوف به گیشه و پر از تحریف و جعل، و فاقد هرگونه نسبت جدی با متون دستاول تاریخی هستند.
وی افزود: البته اگر بخواهم دقیق و منصفانه صحبت کنم، معتقدم همه را نباید به یک چشم دید؛ برخی در این زمینه قویترند و برخی ضعیفتر. اما در نگاه کلی، تاریخ بیشتر وسیلهای برای جلب توجه و ترفندی برای گرم کردن دکان این پلتفرمهاست. مسلماً چنین آثاری نهتنها مخاطب را با تاریخ آشنا نمیکنند، بلکه چهبسا رهزن هم باشند، ذائقه تاریخی او را تخریب کنند و او را از حقایق تاریخی دور نگه دارند. متأسفانه چون این عرصه تولید سریالهای تاریخی هیچ متولی ندارد، حتی حداقل سنجش و حساسیت نسبت به تاریخ که یکی از بزرگترین پشتوانههای فرهنگی یک کشور است هم وجود ندارد و همین باعث میشود این روند روزبهروز سخیفتر و بیمایهتر شود.
کائینی در مورد انگیزه سازندگان این سریال های به ظاهر تاریخی بیان کرد: من معتقدم هیچچیز سهوی اتفاق نمیافتد. آنچه میبینیم، دقیقاً برنامهریزیشده است. عاشقانههایی که روایت میشوند، به معنای واقعی کلمه عشق نیستند، چون عشق پدیدهای بسیار ارجمند و محترم است. آنچه اینجا دیده میشود، بیشتر پنهان کردن تمایلات و حتی تعدیات جنسی در قالب «عشق» است. در عمده سریال های به ظاهر تاریخی تولید شده توسط پلتفرمها اساساً تاریخ مدنظر نیست، بلکه بیشتر تولید این قبیل آثار تلاشی برای سفیدشویی برخی جریانهاست؛ جریانهایی که سازندگان خیال میکنند در جامعه امروز ما پایگاهی دارند، در حالیکه در این زمینه سخت در اشتباهاند.
وی متذکر شد: این تولیدات با فریب مخاطب، برای او ذائقهای کاذب ایجاد میکنند. اطلاعات سطحی و ابتدایی به خوردش میدهند و او را بهطور کاذب اشباع میکنند؛ طوری که فکر میکند با تاریخ معاصر ایران آشنا شده، یا حداقل اطلاعاتی به دست آورده است. این انگیزهها باعث شده ما با چنین پدیده نامبارکی روبهرو باشیم.
این پژوهشگر تاریخ معصر با انتقاد از سینماگران و سریال سازان که از ظرفیت های متخصصان تاریخی برای خلق اثر درست و مطابق واقع بهره نمی برند، اظهار داشت: مشکل دیگر این است که سازندگان مجموعههای تاریخی حاضرند به دوربیندار، نظافتچی یا آشپز پروژه پول بدهند، اما برای محقق تاریخ ارزشی قائل نیستند. وی افزود: تصورشان این است که محقق باید مجانی اسناد و اطلاعات خود را در اختیارشان بگذارد و اگر هم حاضر به همکاری نشد، گنجینه نمایشیِ اطلاعات فضای مجازی و گوگل کفایت میکند! همین باعث شده وضعیت امروز تا این حد رسوا باشد و اگر این روند ادامه پیدا کند، چیزی از هویت و فرهنگ ایرانی باقی نخواهد ماند.
کائینی در ادامه گفت و گو با انتقاد از عملکرد رسانه ملی در این حوزه یادآور شد: تلویزیون در گذشته آثار خوبی در حوزه تاریخ تولید میکرد، چون کار را جدی میگرفتند و به کاردان میسپردند. ما در دهههای ۶۰ و حتی ۷۰ نمونههای قابلقبولی داشتیم. اما امروز متأسفانه تلویزیون هم کمکار شده و تولیدی در این زمینه ندارد. کسانی هم که در تلویزیون کار میکردند، ترجیح دادهاند به پلتفرمها بپیوندند و صرفاً به خالی کردن جیب مخاطب بپردازند. این فرایند نامبارک پلتفرمی، حتی بر تلویزیون هم تأثیر منفی گذاشته است.
این کارشناس تاریخ معاصر در پاسخ به این پرسش که به نظر شما تغییر گرایش و تغییر نظر فیلمسازان تلویزیون بوده که این وضعیت را رقم زده یا مدیران تلویزیون؟ اظهار داشت: من در این روند بیشتر نوعی بیتوجهی، غفلت، روزمرگی و کرختی میبینم. در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ احساس مسئولیت زیادی برای آگاهسازی مخاطب وجود داشت؛ چراکه فضای اجتماعی ایجاب میکرد مردم در صحنه حضور داشته باشند. حتی با حداقل هزینه، سریالهای بسیار ارجمند و فاخر ساخته میشد. اما متأسفانه این روند هم به مرور به ابتذال کشیده شد. امروز نهتنها از برنامههای تاریخی نمیتوانیم سراغ بگیریم، بلکه حتی انتظار چنین آثاری را هم در آینده پیشِرو نداریم؛ با توجه به افقی که در برابر ماست.
کائینی با بیان این مطلب که واقعیت این است که یکی از عوامل طمع دشمن به ایران، در ابعاد فرهنگی، نظامی و سیاسی، همین انقطاع تاریخی ماست؛ تصریح نمود: امروز اگر فرماندهان، دانشمندان و مردم ما شهید میشوند، بخاطر این است که دشمن گمان میکند ما با گذشته عظیم تاریخیمان کاملاً منقطع شدهایم. دشمن تصور میکند ملتی که هزاران سال سابقه دارد، میتواند مغلوب جماعتی اوباش شود که از سراسر دنیا جمع شدهاند و از تأسیسشان بیش از ۷۵ سال نمیگذرد. این بزرگترین تراژدی و تأسف تاریخ معاصر است.
«محمدرضا کائینی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من معتقدم اگرچه کلیت تاریخ ایران ارجمند و خواندنی است، اما دستکم از اوایل قاجار به این سو، پرداختن به آن برای هر ایرانی یک فریضه است. دوره قاجار، دوره پهلوی و انقلاب اسلامی سه برهه مهماند که متأسفانه مغفول ماندهاند. با تغییر نسلها، این غفلت پررنگتر هم شده و ما در حال تبدیل شدن به مردمی هستیم که روی گنجی عظیم خوابیدهایم اما نمیدانیم چه موهبتی داریم. همین امر باعث شده کشوری بیهویت با سابقه ۷۵ ساله، این توهم را داشته باشد که میتواند چند روزه ما را از بین ببرد. به نظر شما اگر این روند ادامه یابد، رابطه ما با تاریخ همچنان منقطع باقی خواهد ماند؟
ارسال نظر